صفحه نخست درباره ما ارتباط با ما


امام حسين(عليه السلام)

كاردان اصلاح طلب

غلامحسين ميرى


اگر به خطبه هاى امام حسين(عليه السلام) كه در راه مدينه تا كربلا ايراد فرموده است نگاه كنيم، به خوبى در مى يابيم كه آن حضرت بارها سخن از كاردانى و اصلاح طلبى خويش به ميان آورده و يزيد را جوانك نادان و فساد انگيز خوانده است، چنانكه آن حضرت در پاسخ وليد كه از امام مى خواست تا با يزيد بيعت نمايد فرمود: "ايها الامير انّا اهل بيت النبّوة و معدن الرّسالة و مختلف الملائكة...; اى امير! ما خاندان نبوت و معدن رسالت و ميزبان فرشته هاى آسمانى هستيم و به واسطه ما خداوند درِ رحمتش را گشوده است و به واسطه ما، درِ عذابش را مى بندد".(37)
در شب عاشورا نيز حسين (عليه السلام) به گوشه هايى از ويژگى كاردانى و اصلاح طلبى خويش اشاره كرده و از دو عنصر قرآن دانى و دين فهمى كه به واسطه قرابت به پيامبر(صلى الله عليه وآله) عايدش شده بود به عنوان شاهد ياد نمود: "اللّهم احمدك على ان اكرمتنا بالنبوة و علمتنا القرآن و فقهتنا فى الدين و جعلت لنا اسماعاً و ابصاراً وافئدة و لم تجعلنا من المشركين; خدايا! تو را ستايش مى كنم بر اينكه ما را به پيامبرى كرامت بخشيدى، به ما قرآن آموختى، در دين فقيهمان ساختى و براى ما گوشها و چشمها و دلهايى آفريدى تا به وسيله آن در راه اصلاحات گام برداريم و ما را از مشركين قرار ندادى".(38)
آشنايى اجمالى با تاريخ و سخنان گهربار حسين(عليه السلام) نشان مى دهد كه ايشان بر وصف كاردانى و اصلاح طلبى خويش بيش از هر چيزى اصرار ورزيده و فرموده است: "اللّهم انك تعلم انه لم يكن ما كان متنافسا فى سلطان و لا التماساً فى فضول الحطام و لكن لنرى معالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك و يأمن المظلوم من عبادك و يعمل بفرائضك و سننك و احكامك; خدايا! خود مى دانى كه آنچه از ما سرزد براى دستيابى به مال دنيا نبود، بلكه از آن روست كه نشانه هاى آيين تو را آشكار كنيم و سرو سامان بخشيم و اصلاحات را در زمين تو حاكم گردانيم تا بندگان ستمديده تو آسوده گردند و به فرايض و سنن و احكام تو عمل كنند".(39)

حركت اصلاحى امام حسين(عليه السلام):
پس از آنكه يزيد و عمالش بر اخذ بيعت از حسين(عليه السلام) اصرار ورزيدند، امام(عليه السلام)در قبال آنها موضع سختى گرفته و در بياناتش از فسق يزيد پرده برداشت كه هرگز شخصيت مثل حسين دست بيعت به سوى كسى مثل يزيد دراز نخواهد كرد و خود بلافاصله آماده حركت اصلاح طلبانه شد.
حركت تاريخى و سرنوشت ساز امام(عليه السلام) در شب يكشنبه 28 رجب سال شصت هجرى همراه فرزندان و برادران و خواهران و برادرزادگان و همه خاندانش، به غير از محمد بن حنفيه، از مدينه به سوى مكه آغاز شد.
امام حسين(عليه السلام) در آغاز حركت اين آيه مباركه را تلاوت كرد: (فخرج منها خائفاً يترقب قال ربّى نجّنى من القوم الظالمين)(40); موسى ترسان و نگران از آنجا بيرون رفت (در حالى كه) مى گفت: پرودگارا! مرا از گروه ستمكاران نجات بخش.
پس از آنكه دشمن از تصميم امام حسين(عليه السلام) و حركت اصلاح طلبانه او آگاه شد، دست به تبليغات گمراه كننده عليه آن حضرت زد و او را متهم به ايجاد ناامنى و شورش در درون جامعه اسلامى نمود! امام (عليه السلام) پاسخ تبليغات واهى دشمن را اين گونه داد "انى لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسدا و لا ظالماً انّما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى و ابى; من از پى ايجاد هرج و مرج قيام نكردم، بلكه به خاطر اصلاح امت جدم قيام كردم و مى خواهم سيره آنان را در جامعه پياده نمايم".(41)

كمترين مرتبه حركت اسلامى:
در برخورد با معضلات و ناهنجاريهاى پديد آمده در دل حكومت و جامعه اسلامى خداوند دو راه را به عنوان وظيفه فرا روى همگان قرار داده است و كمترين مرتبه آن در راه حركت هاى اصلاح طلبانه، امر به معروف و نهى از منكر است. امر به معروف و نهى از منكر نوعى مبارزه مسالمت آميز است كه خداوند به عنوان نزديكترين راه براى رسيدن به اصلاحات آن را واجب كرده و از آن به عنوان موعظه و نصيحت حكيمانه ياد نموده است: (ادع الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى!حسن)(42); اى پيامبر (مردم را) با حكمت و موعظه نيكو به سوى دين خدا دعوت كن و در راه آن از مجادله و گفتگوى نيكوتر بهره گير.
اگر به حركت هاى اصلاحى انبياء(عليه السلام)ديده شود به خوبى درك مى كنيم كه آنان از سلاح امر به معروف و نهى از منكر به عنوان كمترين مرتبه حركت اسلامى خويش استفاده نموده اند. و تنها زمانى به قيام مسلحانه دست زده اند كه دشمن معروف و منكر را نشناخته و دست از فساد نكشيده است.
حضرت موسى(عليه السلام) از راه نصيحت وارد ميدان مبارزه اصلاح طلبانه شد و از اينكه فرعونيان دست از طغيان بر نداشتند، به ناچار دست به دعا برداشته و از توان قهرآميز ذات سبحان در سرنگونى فرعون كمك گرفت.
حضرت ابراهيم بت شكن (عليه السلام) در ابتدا از راه برهان و نصيحت و نرمى به اصلاح قوم خويش پرداخت و چون به نتيجه مطلوب نرسيد، بناچار دست به اقدام مسلحانه زد و با تبر پيكر خدايان ساختگى را در هم شكست.
حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) نيز راه امر به معروف و نهى از منكر را شيوه حركت اصلاحى خويش قرار داده و جز در مواقع ضرورى و بحرانى دست به اسلحه نبرد.
و اكنون حسين بن على(عليه السلام) خلف صالح انبياء با تأسى به آنان مى خواست با مبارزه عليه نظام فاسد اموى اصلاحات را جايگزين آن نمايد و چاره نداشت جز آنكه شيوه امر به معروف و نهى از منكر را بر گزيند. خطبه هاى حسين(عليه السلام) نشان مى دهد كه آن حضرت به مرتبه امر به معروف و نهى از منكر پابند بوده است تا جايى كه شبانه به مزار پيامبر(صلى الله عليه وآله) رفته و علاقه درونى خويش را نسبت به مسأله امر به معروف و نهى از منكر در قالب جملات زيبا ابراز نمود: "اللهم وانى احبّ المعروف و اكره المنكر و أنا اسألك ياذالجلال و الاكرام بحق هذا القبر و من فيه ما اخترت من امرى هذا ما هو لك رضى(43); خدايا! اين قبر نبى تو محمد(صلى الله عليه وآله) است و من پسر دخت او هستم و تو خود مى دانى آنچه را كه بر من وارد گشته است، من معروف را دوست مى دارم و از منكر متنفرم. و اى خداوند پرشكوه و جلال! از تو مى خواهم كه به حق اين قبر و آن كس كه در او است، راهى را بر من پيش آور كه خوشنودى تو در آن است".
يكى از چيزهاى مهمى كه در وصيتنامه امام حسين(عليه السلام) به برادرش محمد حنفيه خيلى به آن توجه شده است، مسأله امر به معروف و نهى از منكر است، و اين نشان مى دهد كه امام(عليه السلام) به اين مرتبه اى از جهاد در راه اصلاحات بى نهايت علاقه مند بوده است، چنانكه آن حضرت فرموده است: "انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى، اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر; من براى هدايت و اصلاح امت جدم قيام كردم، مصمّم هستم تا در اين راه امر به معروف و نهى از منكر نمايم".(44)

مرتبه نهايى حركت اسلامى :
پس از آنكه امر به معروف و نهى از منكر به عنوان كمترين مرتبه در راه مبارزه با فساد و تباهى نتيجه ندهد، تكليف ساقط نشده و همچنان به قوّت خود باقى مى ماند، و تنها چيزى كه تغيير مى كند وسيله حركت است كه از مرز نصيحت به اقدام مسلحانه تبديل مى شود، عيناً شبيه آنچه در كربلا اتفاق افتاد، زمانى كه دعوتهاى حكيمانه و موعظه هاى حسنه امام حسين (عليه السلام)به گوش حاكمان جور نرفت، به ناچار مرتبه نهايى حركت اسلامى خويش يعنى قيام مسلحانه را سرلوحه برنامه خود قرار داد.
امام حسين (عليه السلام) به خوبى مى دانست كه حركت اصلاحى او، فارغ از نتيجه نخواهد بود و اگر چه خود و افراد سپاهش به شهادت برسند; زيرا كه خداوند وعده داده است: (انا لانضيع اجر المصلحين)(45) ما اجر و مزد كسانى را كه در راه اصلاحات قدم بردارند محفوظ مى داريم.
اين وعده الهى است و وعده هاى او تخلف ناپذير است و ديديم كه خداوند به وعده خويش وفا نموده و فتح و پيروزى نهايى را از آن حسين (عليه السلام) و سپاه او قرار داد، و ريشه خاندان اموى را از زمين كشيد و نام حسين(عليه السلام) و ياران او را در ديوان مصلحان به ثبت رساند. حسين(عليه السلام)نيز به عهدى كه با خدايش بسته بود، به خوبى عمل نمود و با اين عمل، آيه مباركه ذيل را تفسير كرد، (من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ينتظر وما بدلوا تبديلا)(46); در ميان مؤمنين مردانى هستند كه بر عهدى كه باخدا بستند صادقانه ايستاده اند، برخى پيمان خود را به آخر بردند و در اين راه شربت شهادت نوشيدند و بعضى ديگر در انتظارند، و هرگز تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود ندادند.
اين آيه و آيات ديگرى كه مؤمنين را در پايدارى به عهدشان ملزم مى كند، حسين(عليه السلام) را در گام برداشتن به سمت اصلاحات جدى تر مى كرد:
(ان اللّه اشترى من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة يقاتلون فى سبيل اللّه فيقتلون و يقتلون وعداً عليه حقاً فى التوراة و الانجيل و القرآن و من اوفى بعهده من اللّه فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به و ذلك هو الفوز العظيم)(47); خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خريدارى كرده، كه در برابرش بهشت براى آنان باشد به اين گونه كه در راه خدا پيكار كنند، مى كشند و كشته مى شوند، اين وعده حتمى است بر او كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده است و چه كسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟ اكنون بشارت باد بر شما به دادوستدى كه باخدا كرده ايد، و اين است آن پيروزى بزرگ.

جنبش هاى مردمى پيرو اصلاحات:
پس از آنكه امام حسين(عليه السلام) به شهادت رسيد و حادثه جانسوز عاشورا به ظاهر پايان يافت، ناگاه مردم به خود آمدند كه چرا فرزند پيامبر(صلى الله عليه وآله) را يارى نكردند و چرا با دستگاه فساد هم آوا شدند؟ ديرى نگذشت كه جنبش هاى ضد اموى به طرف دارى از امام حسين(عليه السلام) و حركت اصلاحى او در كوفه، حجاز و حتى شام كه مركز فرمان روايى هيأت حاكمه بود، به راه افتاد.

الف ـ جنبش توابين در بصره:
جنبش توابين با هدف دلجويى از اهل بيت پيامبر و خونخواهى شهيدان راه اصلاحات و ريشه كن نمودن ماده فساد اندكى پس از شهادت امام حسين(عليه السلام) به وجود آمد. طرفداران اين جنبش نخست به صورت پراكنده در خانه يكى از شيعيان على بن ابى طالب(عليه السلام)تشكيل جلسه داده و به حركت انتقام جويانه از قاتلان امام حسين(عليه السلام) فكر مى كردند، ولى كم كم به صورت يك حزب متحد و يكپارچه تحت رهبرى مختار بن عبيده ثقفى در آمدند.
مختار در سال شصت و سه توانست مردم را عليه جانيان فاسد بسيج نمايد و جنگ سختى را بر ضد آنان به راه اندازد كه طى آن موفق شد تقريباً تمامى جنايتكاران جنگى و حاميان مؤثر آنها را به محكمه عدالت و قصاص بكشاند.
ديرى نگذشت كه مختار با كمك خدا و دعاى خير امام زين العابدين(عليه السلام) و خواست مردم، انتقام سختى از مسببين واقعه كربلا گرفت و بدينسان موجبات تشفّى قلب امام زين العابدين(عليه السلام) و پيروان آن حضرت را فراهم نمود.
جنبش توابين در ابتدا پيشرفتهاى سريع و غافلگير كننده اى داشت، ولى به مرور زمان از سرعت آن كاسته شد، به دليل آنكه مردم فكر كردند، حالا كه از قاتلان امام حسين(عليه السلام) قصاص گرفته شده ديگر نيازى به ادامه كار نخواهد بود و به همين سبب كم كم صحنه را خالى كردند; لذا عوامل اموى دوباره بر قدرت مسلط شدند، گرچه اين تسلّط پايدار و هميشگى نبود و آنان بار ديگر به مصيبت و نابودى دچار شدند.

ب ـ جنبش حجازيون:
خبر شهادت جانسوز امام حسين(عليه السلام) و يارانش چون بمبى در حجاز منفجر شد و اشك مردم را بر گونه هاى آنان جارى ساخت.
مردم بغض و كينه بنى اميه را در دل گرفتند عبداللّه بن زبير از احساسات ضد اموى مردم استفاده كرده و مجلسى با شكوه عزادارى براى امام حسين(عليه السلام) برگزار نمود و خود ضمن اعلام خلافت، فرماندار اموى را از حجاز اخراج نمود.
ابن زبير به خوبى مى دانست كه اگر امام حسين(عليه السلام) زنده مى بود، مردم هيچگاه دور ابن زبير حلقه نمى زدند و دست بيعت به او نمى دادند، و اكنون در غياب امام است كه موجى از مردم ضمن اظهار علاقه مندى به امام حسين(عليه السلام) و راه اصلاحى او به جنبش در آمده اند.
در مورد قيام حجازيون و عبداللّه زبير، در تاريخ عرب و اسلام آمده است:
"عبداللّه بن زبير سستى به خرج داد و از حجاز بيرون نشد، وگرنه حاكميت بنى اميه براى هميشه پايان يافته بود"(48).

ج ـ جنبش در ايران :
جو عمومى بر ضد خاندان اموى همه جا را فراگرفت و خبر شهادت اما حسين(عليه السلام)براى مردم ايران نيز ناگوار بود و آنها را به جنبش و خيزش اصلاح طلبانه واداشت، لذا آنها در ايران سلسله اموى را سرنگون كرده و به جاى آن از خاندان عباسى حمايت نمودند(49).

د ـ جنبش در شام:
شام كه مركز فرمانروايى خاندان اموى بود نيز خالى از واكنش اصلاح طلبانه نماند و مردم با بدبينى و كينه نسبت به عاملان حادثه عاشورا نگاه مى كردند و اظهارات بدبينانه و مخالفت آميز گاه و بيگاه آنان سبب شد كه هيأت حاكمه دستخوش تغيير و تبديل اجبارى گردد; لذا بناچار دست به تغييرات و اصلاح درون حزبى زده و دسته نخست كنار رفت تا دسته جديدى روى كار آيند!(50)

هـ ـ جنبش در درون خانواده هاى هيأت حاكمه:
شعله هاى خشم مردم نسبت به رفتار وحشتناك اموى ها عليه خاندان عترت و طهارت چنان فزونى گرفت كه حتى از داخل نيز شعله هاى آن به آسمان سر كشيد در واقع شعور همگانى نسبت به حقانيت نهضت اصلاحى امام حسين(عليه السلام) و پيروى مردم از آن باعث اين انقلاب عظيم شده بود.
اسماء دختر عبدالرحمن بن حارث بن هاشم، همسر مروان بن حكم، شوهرش را ملامت مى كرد كه چرا با حسين(عليه السلام)مشاجره لفظى كرده است.(51)
خولى بن يزيد از ترس همسرش، كه از انصار و دوستان خاندان پيامبر(صلى الله عليه وآله) بود، سر امام حسين(عليه السلام)را در تنور پنهان كرد، ولى همسرش كه از اين راز آگاه شد بناى گريه را گذاشت و كارش را تقبيح كرد و بر او نهيب زد: همه زر و سيم به خانه مى آورند و تو سر فرزند پيامبر(صلى الله عليه وآله) را آورده اى! بخدا هرگز با تو سر بر بالين نخواهم نهاد.
بلاذرى در شرح حال اين زن ديندار مى نويسد: او هرگز خود را نياراست و عطر بر جامه نزد و همچنان سوگوار ماند.
كعب بن جابر قاتل برير بن خضير مورد حمله همسرش قرار گرفت و اين شماتت را شنيد كه: عليه فرزند فاطمه(عليها السلام)همدست شدى و استاد قرآن دانان را كشتى! گناهى بزرگى مرتكب شده اى! بخدا ديگر با تو كلمه اى حرف نخواهم زد.
هند دختر عمر بن سهيل، همسر يزيد بن معاويه وقتى سر مبارك امام حسين(عليه السلام)را بر درگاه خانه آويخته ديد، شيون سرداد وبا سر برهنه به درون دويد كه سر بريده فرزند پيامبر خدا را چرا بر درگاه خانه مان آويخته ايد؟ يزيد هراسان برخاسته همسرش را پوشانيد و او را دلدارى داد كه بر او گريه كن، او شهيدى است از خاندان هاشمى و ابن زياد در كار او شتاب به خرج داد.(52)
"معاوية بن يزيد" معروف به معاويه دوم، رفتار خانواده اش را با خاندان پيامبر بشدّت تقبيح كرد. و خود پس از مرگ پدرش مدت اندكى بر سلطنت نشست، لكن خيلى زود كناره گرفت و انزوا اختيار نمود.(53)

جاودانگى حركت اصلاحى امام حسين(عليه السلام):
حركت اصلاحى امام حسين(عليه السلام)تأثيرات ماندگار و جاويدانه اى از خود برجاى گذاشت آنگونه كه بيش از هزار و سه صد سال از آن واقعه مى گذرد اما ياد رشادتها، قهرمانيها و جانفشانيهاى امام حسين(عليه السلام) و هفتادودوتن از ياران با وفاى حضرت در راه اصلاحات و مبارزه با ظلم و فساد هنوز در دلها زنده است.
پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) در خصوص جاويدانگى حركت اصلاحى امام حسين(عليه السلام) مى فرمايد:
"انّ لقتل الحسين حرارة فى قلوب المؤمنين لن تبرد أبدا; يعنى شهادت فرزندم حسين چنان شور و حرارتى در قلوب مردم ايجاد كند كه گذر زمان هرگز آن را سرد نتواند".(54)
حماسه كربلا نه تنها براى مسلمانان بلكه براى تمام آزاديخواهان مايه مباهات و الگوپذيرى است:
گاندى رهبر آزاديخواه ملت هند در اين زمينه مى گويد: من براى ملت هند چيزى تازه اى نياورده ام، تنها نتيجه مطالعات و تحقيقاتم درباره تاريخ زندگى قهرمانان كربلا را ارمغان ملت هند كردم و اگر بخواهيم هند را نجات دهيم بايد همان راهى را بپيماييم كه حسين بن على پيمود.
جهاد و شهادت حسين(عليه السلام) در راه اصلاحات اكنون چون شمع فروزنده فراروى ملتهاى آزاديخواه قرار دارد و آنها مى توانند اصلاحات را از امام سرمشق بگيرند.
امين وحى، پيامبر خاتم(صلى الله عليه وآله) در اين زمينه فرموده است:
"ان الحسين مصباح الهدى و سفينة النجاة حسين چراغ هدايت و كشتى نجات است".
بشر در دو مورد به چراغ و كشتى نياز پيدا مى كند; يكى آنكه ظلمت و فساد همه جا را فرا گرفته باشد و ديگر آنكه طوفان ستم بر پا گردد. اما حسين(عليه السلام) كه خود در اين دو گرفتارى فدا شده است و با خون سرخ خويش خط ظلمت و موج طوفان را شكسته است، صلاحيت آن را دارد تا براى ديگران نيز وسيله نجات واقع شود و اين وسيله كه پديده خون شهيد نيز با آن همگون شده است جاويدانه خواهد ماند. چرا كه خداوند مى فرمايد: (ولاتح
سبن الذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون)(55); آنانى را كه در راه خدا و اصلاح جامعه قيام كرده و به ديار شهدا پيوسته مرده مپنداريد بلكه آنها زنده اند و در نزد خدا روزى مى خورند.

فصلنامه فرهنگى ـ اجتماعى سال هجدهم ، شماره 10-11 پاییز 1381



 
صفحه نخست درباره ما فصلنامه بشارت بولتن خبري افغانستان گفتگو زن و خانواده در ساحل سرود شمیم احساس
اهل بيت (ع) مقالات داستانهای قرآنی سایتهای افغانستان کتابخانه تازه های نشر مهدویت گالري تصاوير
تمامی  حقوق متعلق به سایت مؤسسه فرهنگی بشارت است     www.bsharat.com