صفحه نخست

در باره ما

ارتباط با ما

درباره ما
فصلنامه بشارت
همايش ها و نشست ها
بولتن خبري افغانستان
خبر و گزارش هاي خبري
گفتگو
داستانهای قرآنی
شميم احساس
اهل بيت (ع)
مهدویت
مقالات
زن و خانواده
کتابخانه
گالري تصاوير
تازه های نشر
افغانستان شناسی
سایتهای افغانستان
صفحات ویژه

آمار سایت

ويژگي هاي ظاهري پيامبراعظم(ص)  


اسماعیل دانش

بيش از چهار ده قرن است كه از زندگي سراسرالگويي آخرين فرستادة خدا يعني پيامبر اعظم(ص) سپري مي شود؛ انسان هنگامي كه سراغ مطالعة گوشه هاي از زندگي پر بار آن انسان برتر وآينة كمال مي رود، يا از چشمه سار سخنان گهر بار آن حضرت، جرعه اي مي نوشد، طراوت،شادابي ومعنويت را با همه وجودش احساس ودرک مي كند.
پيامبر اعظم(ص)بر ترين الگوي كمال جويي براي انسان است. از اين رو،زيبنده همگان است كه با عشق وايمان،مسير پر بارتكامل خواهي راپي گيرند وبا الگوقرار دادن خاتم پيامبران(ص)در تمام ابعاد به ويژه آراستگي ظاهري بكوشند، تا گامي به عرصه پيروي از سيره ورفتار آن حضرت گذارند.
پيامبر خاتم(ص) به همان اندازه كه به زيبايي وآراستگي دروني يعني معنويّت وخودسازی انسان، اهميت داده است، آراستگي بروني ورسيدن به وضعيت ظاهری،اصلاح به موقع موهای سرو صورت ، نظافت وپاکي و... رانيز اهميت داده ومورد تأكيدفراواني قرار داده است.آراستگي ظاهري، مطابق با اصول فكري واعتقادي ورعايت نظافت وبهداشت از ويژگي بارزيك مسلمان ومؤمن است. امام علي (ع)مي فر مايد: «التّجمّل من اخلاق المؤمنين »آراستگي از اخلاق مومنان است.پيامبر(ص)نيز چركي وژوليدگي رامذمت مي نمايد وبرازنده يک مسلمان نمي داند :«اِنّ الله يبغضُ الوسخ والشّعث »پروردگار،چركي وژوليدگي را دشمن مي دارد.چر کي وژوليدگي اگردشمني با خداوند است آراستگي ونظافت پاکي انسان مؤمن ،دوستي وتقّرب با خداونداست.
رعايت بهداشت ،نظافت وآراستگی ظاهری علاوه بر تأکيدات پي درپي پيامبر(ص)وامامان معصوم(ع)که در متون روايي معتبربيان شده است، در سيره ای عملي آنان به ويژه پيامبر(ص) اهميت زيادی داده شده است. پيامبر خدا(ص ) به نظافت ،آراستگي، و...سخت پايبند بودوچنان اهميت مي داده است که عطر و بو ی خوش ايشان زبانزد همگان شده بود وآراستگي ظاهر ی آن حضرت يكي از عوامل موفقيت گسترش اسلام به حساب می آيد.با توجه با مطالب بيان شده بحث را در سه محور ذيل پي می گيريم :
1- سيماي ظاهري پيامبراعظم(ص)؛
 2- آراستگي ظاهري پيامبر(ص)؛
 3- نظافت وپاكيزگی پيامبر(ص)؛
سيماي ظاهري پيامبراعظم(ص)
مرادازسيمای ظاهری پيامبر اعظم(ص) شمايل وويژگي هاي جسماني ومشخصات چهره واندام مبارك آن حضرت(ص) است،که در منا بع روايی وتاريخي مختلف از شيعه وسني بيان گرديده است . قطعا نمي توان شمايل واندام مبارک حضرت را بدون استنادبه منابع تاريخي وروايی معتبر،توصيف وتحليل کرد.طبيعي است كه درموردشمايل حضرت به ويژه اندازه ی موهایسر حضرت ، روايات تعابير وبيان های مختلف وجود داردکه نگارنده به ذکررواياتي بسنده نموده است که بيشتر درنوشتارهای بزرگان مورد توجه قرارداده شده است .ازاين رولازم است سيما ی ظاهری وشمايل آنحضرت که عبارتندازچهره ،پيشانه ،مو،ابرو،چشم ،دست ، و...، بصورت مختصر وكوتاه با استفاده از متقن ترين منابع،موردبرسي وتبيين قراربگيرد:
چهرهپيامبر(ص): پيامبر خدا(ص) سيماوچهره پر اُبهّت وجذّاب داشتند ، صورت مباركشان چنان ماه شب چهار ده در خشان ورنگ چهره شريفش سپيدمايل به سرخي بود، درتعابيري هم داردكه: «چهره اش سپيد،امانمكين بود.»
چهره مباركش گردبود ؛ برلب پائين وگونه راست حضرت خالي سياهی نقش بسته بود . طبق روايات حضرت بانمك تر از حضرت يوسف (ع)بود .
پيشانه پيامبر(ص): پيشاني حضرت(ص) درخشان بود که توجه ديگران را جلب مي کرد ،درروايات آن را چنين توصيف كرده است:« پيشاني اش بلند ، وكمي به جلو متمايل بود چون چراغي درخشان توجّه همگان را جلب مي نمود .
موهاي پيامبر: درمورد موها ی سر مبارک حضرت مي فر مايد که: موي سرحضرت(ص) نه حالت دار بود ونه لخت وافتاده ، موهايش تانرمه گوش مي رسيد )،چون شانه مي شد، بسان دانه هاي شن(ازهم جدا)بود ؛ اُم هاني مي گويد: «ديدم پيامبر(ص) موهاي خودرا به صورت چهار گيسو بافته بود » .
  براساس روايات محاسن مباركش پر پشت وپرمو بود.شاربش بلند نبود ولي پرپشت بود.تعداد موي سفيد در سر مبارك ومحاسن شريف آن حضرت نمودارگرديده بودكه به علت خضاب،سبزه به نظر مي آمد ؛ انس بن مالك مي گويد:در همه سر وصورت رسول خدا(ص)فقط چهارده تار موي سفيد وجود داشت .
ابروان پيامبر(ص): ابروان آن حضرت(ص) که مانند سايراندامهای مبارکش زيبای خاصي به حضرت بخشيده بود. در روايت چنين آمده است که، ابرواني پيامبر(ص) به هم پيوسته،باريك وكشيده بودند .
مژّگان پيامبر(ص): مژگان بلند وانبوه يکي از جلوهای زيبای انسان است که خداوند متعال به بند گانش عطا مي کند؛طبق روايت: پيامبراعظم(ص)دارايي مُژّه هاي بلند وانبوهي بود .
چشمان پيامبر(ص): پيامبر خاتم(ص) چشمانش بزرگ وسياه بود ؛حدقه چشمانش نيز سياه بود؛ (چه بسا به خاطر شب زنده داري)قر مزي كمي در سفيدي چشمانش، ديده مي شد .
گونه هاي پيامبر (ص): رسول خدا(ص)دارايي گونه هاي بر جسته بود ؛گونه هاي آن حضرت نه كم گوشت ونه پر گوشت، بلكه معمولي بودند .
بيني پيامبر(ص): پيامبر خدا(ص)دارايي بيني متناسب وزيبای بود که درروايتي آمده است: بيني رسول خدا(ص)باريك وكشيده بود ؛ سوراخ بيني شان تنگ نبودند .
 دهان پيامبر(ص): دهن مبارک پيا مبر مانند ساير اندام وسيما ی حضرت ،از زيبای خاصي برخوردار بود بگونه ای که مي فرمايد :خاتم پيامبران حضرت محمد(ص)داراي دهاني فراخ امّا متناسب بود ند .
چانه پيامبر(ص): چانه پيامبر (ص)به تناسب قد وقامتش بود، نه کوتاه بودونه بلند.طبق روايت پيامبرخدا(ص)داراي چانه اي كوتاه و متناسب بودند .
دندان هاي پيامبر(ص): دندان هاي پيامبر (ص)از هم جداوسفيد بودند(مفلج الاسنان) در هنگام لبخند، دندان هاي مبارك شان چون دانه هاي تگرگ جلوه کرده و نمودار مي شد وخيلي زود سپيدي دندانهايشان مانند برقي در زير لبانش پنهان مي شد .
گردن پيامبر(ص): پيامبر اعظم (ص) گردن بسان نقره داشته است :«كأنَ عُنُقهُ جيدُ دُميه في صفاء الفضَّة » گردن آن حضرت در زيبايي چون نقره سفيد بود؛ «كأنّ (ص) من احسنِ عبادالله عُنَقاً لاينسبُ الي الطول و لا الي القصر » گردن رسول خدا(ص) از همه زيبا تر بودو نه خيلي بلند بود و نه خيلي كوتاه.
اندام پيامبر(ص): براساس روايات ، پيامبر(ص) اعضا و اندام معتدل داشت ، شكم آن حضرت با سينه اش مساوي بود ؛ اعضاء و جوارحش سخت و محكم بود ،نه دراز قد بود ونه كوتاه ، ازنظر اندام انساني معتدل بود، در اواخر عمر اندكي چاق شد، امّا از نظر گوشت بدن ،چنان محكم و قوي بود كه براساس روايات گويي پيري در او اثر نكرده است .
شانه پيامبر(ص): شا نه پيامبر خدا (ص) که نماينگرتواناي وقدرت جسمي حضرت بود، طبق احاديث چنين تبين شده است که: حضرت چهار شانه بود و شانه هاي پهني داشت .
سينه پيامبر(ص): سينه سترگ ومبارک ايشان براساس روايات بدين گونه شرح داده شده است که: رسول خدا (ص) داراي سينه پهني بود ، شكم و سينه شان مو نداشت ؛از وسط سينه تا ناف خط باريكي از مو وجود داشت .
دستان مبارك پيامبر (ص): كف دست مباركش فراخ و همچون كف دست عطاران خوشبو و معطر، همچنين کلفت ومحکم بود؛ مچهاي دستانشان پهن و ساعد هاي كشيده داشت. ؛ ساعدش مو نداشت ؛ هنگامي به چيزي اشاره مي كرد با دست اشاره مي كرد نه با چشم و ابرو
پاهاي پيامبر(ص): پاهای پيامبر(ص) استخوان هاي قلمي داشت وپايش كشيده بود ، ساق هاي پاي شريفش در حد واندازه وكم گوشت بود ؛ استخوان مفاصلش درشت وهنگام حركت كاملاً در اختيارش بود .
بنا براين سيماي ظاهري وشمايل مبارک پيامبر اعظم(ص ) مثل چهره ،مو ، ابرو، چشم ،دست ،و...، چنان زيبا ومتناسب آفريده شده بود كه جلوه وزيبای خاص داشت و با آراستگي ظاهري كه خود حضرت انجام مي داد، درخشش ونمودخاص وزيبايي غيرقابل توصيف پيدا مي كرد به گونه ای كه نمو نه ی تمام اعصارگشت.
آراستگي ظاهري پيامبر اعظم(ص)
آراستگي ظاهری که ازجمله ويژه گي های ظاهرینسان است ،عبارت است از رسيدگي به وضع ظاهري از نظر پاكيزگي، نظم در پوشاك،چهره،و.... به منظور استفاده بهينه از امكانات موجودولباسهايي كه در عين سادگي،تميزومرتب اند. به عبارت ديگر، رعايت نظم وپاكيزگي در پوشاك وچهره، به گونه اي كه مانع ازتنفروآزردگي ديگران گردد.
آراستگي ظاهر كه نشانه اي از شخصيت،تربيت وفرهنگ انساني است،فطرتاً محبوب ودوست داشتني است كه پيامبر اعظم(ص)نيز بدان توجه شايان داشته است.طبق روايات فراوان حضرت موهای سر ومحاسن رابه موقع اصلاح مي کرد.هروز چندين مرتبه به آينه نگاه کرده وآنهاراباشانه مرتّب ومنظّم مي نمود.اوآراسته ترين فردی روزگار بود ؛لباس وپوشش كه نقش بنيادين درآراستگي دارد،بهترين نوع،جنس،ورنگ راانتخاب مي کردند که در عين توجّه داشتن به آراستگي ظاهری ،باصرفه وارزان وازنظرروحي ورواني نيزمفيد ومؤثّر وبرای بدن نيز ضرری نداشته باشد. اينك جلوه هاي ازآراستگي ظاهری حضرت که برای همگان بهترين الگو است بطور اختصاردرچند حوزه يكي آراستن سر وصورت وديگري لباس وپوشش و... پر داخته مي شود :
1- آراستن سر وصورت
ازجملهآراستگي ظاهری آراستن سروصورت است که موجب زيبای انسان مي گردد،خداوند خودش زيباست وزيبايي را دوست دارد ؛طبعاًمسلمان زيبا وآراسته را خداوند دوست مي دارد. رسول خدا(ص)كه اسلام مجسم است وضعيت ظاهري( سر وصورت) خود را كلاً به پنج طريق آراسته می نمودند: 1- اصلاح موهاي سر وصورت 2- شستن موي سر ومحاسن 3- روغن ماليدن به آنان 4- خضاب 5- سرمه 6- آينه وشانه.
الف -اصلاح موهاي سروصورت
ا صلاح ومرتّب نمودن موهای سروصورت نقش مهم درآراستگي انسان دارد؛پيامبرخاتم(ص)علاوه بر اينكه موهاي سر وصورت را اصلاح مي كرد به ديگران نيز توصيه به چنين اعمال مي نمود؛ امام علي(ع)مي فر مايد كه رسول خدا(ص)پس از شانه زدن مو،آن را با آب صاف ومرتب مي كرد ؛
ومي فرمود: كسي كه موي دارد،ياآن راكوتاه كنديا آن را به خوبي سامان دهد اصلاح سر وصورت به زيبايي انسان مي افزايد
رسول خدا(ص)به مردي نگريست كه محاسن بلندي داشت،فرمود: چه مي شداگر محاسنش را اصلاح مي كرد؟ خبربه آن مرد رسيد.محاسنش را به گونه اي اصلاح كردكه نه بلند بود ونه كوتاه، سپس به ديدار حضرت آمد،پيامبر(ص) باديدن او،فرمود: اين گونه اصلاح كنيد .
پيامبر(ص) در مقدار واندازه محاسن وريش مي فرمايد: «وقتي محاسن را در مشت گيرند،هرچه از مشت بيشتر باشد بايد كوتاه شود حضرت اصلاح شارب وسبيل را مستحب اعلان كرد وفرمود: «كسي از شما شارب خود را بلند نكند؛ زيرا شيطان آن را پناهگاه خود قرار مي دهد،چيدن مو از بيني را نيز مستحب دانست وفرمود: شارب وموي بيني خود رابيچينيد وخود را براين كار ملزم كنيد. اين كاربرزيبايي شما مي افزايد .گرفتن موي بالاي لب به گونه اي كه لب نمايان گردد از سنت پيامبر(ص)است.
بنابراين اصلاح ومرتّب نمودن موهای سروصورت موردتأکيدپيامبراست ونقش اساسي درآراستگي انسان دارد.عمل کردن به توصيه وسيره عملي پيامبر به منظور آراستگي ظاهری بسيار مفيد ومؤثّر است مسلما نان نبايستي ازآن غفلت ورزند.
ب- شستن موهاي سر وصورت
شستن هرچيزی موجب پاکي ونظافت آن مي گردد؛موهای سروصورت نيز اگر به موقع شسته شود ومرتّب گردد به آراستگي وزيبای انسان مي افزايد؛درروايات فراوان شستن سروصورت بابرخي گيا هان توصيه شده است که علاوه بر ثواب وپاداش اخروی،آثار مثبت دنيوی نيز دارد.البته اعتماد کردن به چنين روايات ازباب اخبار من بلغ وادلّه تسامح سنن است.پيامبر خاتم(ص)براي آراستن خود، موهاي سر وصورت را شستشو مي داد؛گاهي رسول خدا(ص)موي سر ومحاسن مبارك را باسدر سشتشو مي نمود . امام كاظم(ع)مي فرمايد: رسول خدا(ص)غمگين شدوجبرئيل اورا واداشت تاسرش رابا سدر بشورد
براساس روايات،هركه سرش رابا برگ سدر شستشو دهد خداوند هفتاد روز وسوسه شيطان را از او دور مي كندوهر كه هفتاد روز اين كار را انجام دهد،خدارا نا فر ماني نكند وهر كه نا فر مان خدانباشدبه بهشت مي رود .
پيامبر(ص)سر وصورت راباخطمي نيز شستشو مي داده است؛طبق روايت هركه سرش را در روز جمعه باخطمي بشويدثواب كسي راداردكه يك بنده آزاد كرده باشد .
بنابراين شستن موهای سروصورت ومرتّب کردن آن ها موجب آراستگي وزيبا ی انسان مي گردد، بويژه اگر مو های سروصورت را روغن بما لد شادابي ويژه بدست خواهد آورد.
ج- روغن ماليدن به سر
روغن ماليدن به موهای سر موجب مرتّب ومنظّم شدن موهای سر مي گردد،مرتّب ومنظّم بودن موهای سر انسان را آراسته مي سازد؛پيامبر اعظم(ص)در راستاي آراستگي ظاهري،موهاي سر وصورتش را روغن مي ماليد ومي فرمود:«ماليدن روغن شور بختي را مي برد»چون مي خواست روغن بيمالد،از سر ومحاسنش آغاز مي كرد، ومي فرمود:«سرجلوترازمحاسن است». ابتدا ابروها وبعدشاربش راروغن مي ماليد،آن را بو مي كشيد، سپس موي سرش راروغن مي زد . ماليدن روغن بنفشه را مستحب اعلان كرد وآن رابرروغن هاي ديگر بر تري مي داد .ومي فر مود:روغن بنفشه بماليد كه در تابستان خنك ودر زمستان گرم است.
ازاين رو،لازم است انسان مسلمان به پيروی از سيره پيامبر(ص)وتأکيدات آنحضرت به منظورآراستگي وزيبای خود ،موهای سررا روغن بمالد ومرتّب نمايد.
د-خضاب كردن
خضاب موهای سرومحاسن ازسنّت بسيار مهم پيامبر اعظم (ص)است که عمل نمودن به آن علاوه بر پاداش های اخروی،ظاهرانسان راآراسته مي سازد، به ويژه افراد مسن وبزرگ سال که مو های محاسن وسرش به سفيدی گرايده است،باخضاب سفيدی آن ها برطرف شده وچه بساا و راشاداب نشان مي دهد.البته برای خضاب فوايد فراواني بيان شده است. بر اساس روايات فراوان وشواهد تاريخي، رسول خدا(ص)،موهاي سر ومحاسن شريفش را خضاب مي كرد.انس بن مالك مي گويد: «رأيت شعر رسول الله(ص)مخضوباً » موي پيامبر خدا را در حالي كه خضاب شده بود،ديدم.آن حضرت، موي خودرا باحنا خضاب ورنگ مي كرد .
از صحابه آن حضرت مي گويد:« به حضور پيامبر(ص)رفتم ديدم كه محاسنش را خضاب كرده بود .
محمد بن مسلم در باره خضاب از امام صادق(ع)سؤال نمود،حضرت فر مودند: رسول خدا خضاب مي كردندوهمينك موي خضاب شده آن حضرت نزدما مي باشد .
ونيز مي فر مايد:مردي نزد رسول خدا(ص)آمدوسپيدي درريش اومشاهده شد،حضرت فر مود: اين نوراست،هركه در پرتوي تعاليم اسلام موسپيد كند،نور او،در روز قيامت است.هنگامي كه با حنا خضاب كرده ونزد پيامبر(ص)آمد،پيامبر(ص)فرمود: نور واسلام است.درمورداينكه خضاب سياه كرده بود،فرمود: نور،اسلام وايمان است .
خضاب باهر رنگي باشدعيبي ندارد. چنانكه مردي كه بارنگ زرد محاسن خود را خضاب كرده بود نزد رسول خدا(ص)آمد،حضرت فرمود:اين زيبااست. بعد باريش سرخ حنايي آمد حضرت با تبسم به اوفرمود: اين بهتر است. هنگامي كه باريش سياه شده بر حضرت وارد گرديدحضرت با چهره خنده ناك به او فر مود: اين از آن دوبهتر است .
پاداش وثواب خضاب:
خضاب براي مردان وزنان سنت مؤكداسلام است.خضاب دست وپا براي مردان كراهت دارد وبايد مردان موي سر ومحاسن را خضاب نمايد،زنان علاوه بر موي سر،دست وپا را نيز بايد خضاب نمايند ؛خضاب كه يكي ازتوصيه هاي اسلام به پيروانش مي باشد،دارايي اجر وپاداش فراوان مي باشد؛رسول خدا(ص)به علي(ع)فرموده است:«يك در هم در راه خدا خضاب مصرف كردن،بهتر از هزاردر هم است كه در راه غير خدا انفاق ومصرف شود .
«حسن بن جهم مي گويد: به امام رضا (ع) گفتم خضاب بستي؟حضرت درپاسخ فرمود:نمي داني كه ثواب دارد؟ ».
بنابراين حنا كردن موي سر ومحاسن،از سنت پيامبر (ص) است .امام صادق (ع)مي فر مايد:« دوست ندارم مسلماني از دنيا برود، مگر آنكه همه سنت هاي رسول خدا(ص) راحتي يك بارهم كه شده،انجام دهد . امام صادق (ع)در پاسخ سوال كه آيا خضاب نمودن محاسن وموي سرازسنت است؟ فرمودند: آري . بدون شك، رسيدن به كمال وهدف اصلي، زماني تحقق مي يابدكه انسان در تمامي رفتار هاي خويش از پيامبر(ص) متابعت وپيروي نمايد وخود را آراسته به ظاهر وباطن وآداب آن حضرت نمايد كه موجب خير دنيا وآخرت مي باشد.خضاب نمودن يكي ازسنت هاي مؤكده آن
حضرت است .
خلاصه اينکه، خضاب ازسنّت مهم پيامبراعظم(ص) است که به آراستگي وزيبای انسان نقش داشته وپاداش وثواب فراواني نيز دارد.
هه- سرمه كشيدن:
سرمه کشيدن به چشم،موجب مي شودکه چشم به ظاهر بر جسته وزيبا نمايان گردد ،طبعي است که زيبای چشم نقش درزيبای وآراستگي انسان دارد، ازاين رو،سرمه كشيدن به چشم،از دستورات مؤاكده ا ي اسلام است كه پيامبراعظم(ص) علاوه بر اينكه خودش به چشمان مباركشان سرمه مي كشيدبه ديگران نيزبه اين عمل توصيه مي نمود.امام صادق(ع) فرمودند:هنگامي كه رسول خدا(ص)به رختخواب خويش مي رفتند با«سرمه سنگ»سرمه مي كشيد وعددآن را طاق قرار مي داد . قبل از خوابيدن، چهار باربه چشم راست وسه باربه چشم چپ خودسرمه مي كشيد ،دربرخي روايات دارد كه رسول خدا(ص) به چشم راستش سه بارسرمه مي كشيدوبه چشم چپش دوبار.حضرت سرمه داني داشت كه هرشب با آن سر مه مي كشيدوسرمه اش سرمه سنگ بود .
چنانكه ملاحظه مي شودروايات در تعداد سرمه كشيدن حضرت اختلاف دارد،علامه طباطبايي مي فر مايد:اختلاف روايات درباره تعدادسرمه كشيدن هاي پيامبر (ص) نشان مي دهد كه حضرت در مواقع مختلف،گوناگون عمل مي نموده است.خودسرمه كشيدن در هنگام خواب از سنت است تعدادآن مهم نيست ؛ چنانكه پيامبر(ص)فرمودهركه خواهد سه بارسرمه كشدودرهر زماني،كم وبيش كردن آن گناهي ندارد . امام رضا(ع) مي فر مايد:هركه به خدا وروز جزا ايمان دارد بايد سرمه بكشد .
ازاينرو، سرمه کشيدن به چشم انسان راآ راسته مي کند، پيامر هرشب به چشمان مبارک خود سرمه مي کشيد وبه اين عمل چنان اهميت داده است که امام رضا (ع)سرمه کشيدن به چشم را ازنشانه ايمان به خداوروزجزادانسته است.
و- آئينه و شانه:
آراستگي سر و صورت و مرتب نمودن موي چهره و سر ،از نشانه هاي بارز اهميت دادن به سنت اسلامي است. پيامبر خدا(ص) در آئينه نگاه مي كرد، موي سر خود را شانه مي زد، گاهي به جاي آئينه ،در ظرف آب نگاه مي كرد و موي سر خود را مرتب مي ساخت وعلاوه بر اين كه خود را براي خانواده آراسته و مهيا مي كرد، براي برادران ديني هم خود را مي آراست .
پيامبر اعظم روزي در ظرف آبي كه در اتاق قرار داشت نگاه مي كند و خود را مي آرايد ، وقتي همسرش عايشه او را مي بيند مي گويد: پدر و مادرم فدايت !تو پيامبري و بهترين آفريدگان ،چرا چنين مي كني ؟حضرت فرمود: «إِنَّ الله تعالي يُحِبُّ مِن عبدِهِ إذا اَخرَجَ الي اخوانه اَن يتَهَيَّأَ لَهُم وَيتَجمَّل »خداوند از بنده اش اين را دوست دارد كه هر گاه نزد برادران ديني اش بيرون ميرود خود را براي آنان آماده وآراسته سازد. از امام صادق(ع) روايت شده است كه پيامبر(ص) فرمود: خداوند بهشت را براي جواني كه بسيار در آينه نظر مي كند و حمد خدا را بسيار مي گويد كه خدا او را به صورت نيكو آفريده ومعيوب نگردانيده،واجب مي گرداند .
روشن است كه چنين شيوه،سبب جذب وجلب ديگران مي گردد وبه نفوذ دعوت تبلغي يك پيشوا،مي افزايد.
رسول خدا(ص)،باشانه سر مباركش را شانه مي كرد. همسرانش مراقب ومنتظربودندكه وقتي از موهاي سر وصورت حضرت مي ريخت،آن هارا جمع مي كردند،تار مو هاي كه گاهي نزد مردم به عنوان تبرّك مانده بود،از همان موهابود.وي،گاهي روزي دوبار، محاسن خودرا شانه مي زد وپس از شانه زدن،شانه رازير تشك وبالش خود مي گذاشت . رسول خدا(ص)باشانه مخصوص به نام«مدري»سرش راشانه ميزد،وچه بسا كه محاسن شريف راهرروز دوبار شانه مي زد .
بنابر اين آراستگي ظاهري عبارت است از رسيدگي به وضع ظاهري كه به منظور استفاده بهينه از امكانات موجود صورت مي گيردواين مسأله مورد توجه واهميت نزد پيامبر(ص) بوده است.آن حضرت خودش را با مرتب كردن سر وصورت وماليدن روغن به آنها،مي آراسته است وخضاب مي نموده وبه چشمان مبارك شان سرمه مي كشيده است؛ موهاي سر ومحاسن شريفش را شانه كرده وبا آب صاف ومرتب مي نموده است وبه ديگران نيز به اين سنت ها تأكيد وتوصيه كرده است.
2- لباس وپوشش
تن آدمي شريف است به جان آدميت نه همين لباس زيبا ست نشان آدميت
                           «سعدي»
لباس براي پوشاندن بدن وحفظ آن از سر ما ،گرما،وآلودگيها است وموجب آبرو وآراستگي انسان مي باشد. تبديل لباس به وسيله تفاخر و تجمل و ارزش آن را در كيفيت و قيمت آن دانستن ،نوعي انحراف از فلسفه وجودي لباس است.
پيامبر اعظم(ص) كه توان تهيه كردن و پوشيدن بهترين لباس ها را از نظر قيمت و كيفيت داشت ،آراستگي ظاهری نيز موردتوجّه آن حضرت بوده است؛آراستگي، تنهامنحصير با تجمّل های که امروز ه در اکثرجوا مع اسلا مي بخاطربي اطلاعي ازسيره نبو ی رايج شده وآراستن را فقط درپوشيدن لباسهای گران قيمت وفاخرمي داند، نيست ؛زيرا آراستگي بالباس های ساده و ارزان قيمت نيز ممکن است؛پيامبر(ص) از ساده ترين پوشاك آن زمان استفاده مي كرد ودرمواردی هم لباس های درشت وخشن بر تن مي کرد .عايشه مي گويد: «كان علي رسوا الله (ص) ثوبان خشنان غليظان »رسول خدا(ص) دو لباس درشت و خشن داشت .البته آن حضرت لباس پشمينه زخيمي نيز مي پوشيده است . حضرت به اندازه نياز و ضرورت مي پوشيد و هر نوع لباس كه برايش فراهم مي شد ،استفاده مي كرد. در بيشتر موارد، لنگ ،پيراهن زبر و خشن وعباي زمخت بر تن مي كرد .آنچه براي پيامبر(ص) اهميت داشت پاكيزگي ومعمولي بودن لباس بود،نه گرانبها بودن آن .
رسول خدا(ص) از ميان جامه هاي گوناگون ،پوشيدن پيراهن را بيشتر دوست مي داشت (زيرا آن در مقايسه با ردا و لنگ ، پوشاننده تر بود و نيازي به بستن و باز كردن و مانند آن نداشت)هنگامي كه هيأتي بر حضرت وارد مي شدند، هم خود زيبا ترين لباس را مي پوشيد ، و هم مهتران اصحابش را به اين كار دستور مي داد . همواره لباسش پاكيزه بود؛ مي فرمود: از عوامل ارجمندي مؤمن نزد آفريدگار والا ،پاكيزگي لباس اوست. بنابراين لباس پاکيزه ومرتب که موجب ارجمندی نزد پر وردگا رعالم است ،انسان را آراسته مي کندوزيبای خاص مي بخشد.از اين رو پيامبر اعظم (ص) آراستگی را در لباس های گران قيمت وفاخر ندانسته است بلکه نظافت وپاکی لباس را مور دتاکيدقرارداده است. در اين قسمت لازم است به نمونه هايي از سيره پيامبر خاتم (ص) در مورد جنس ورنگ لباس و ... پرداخته شود:
الف_جنس لباس
لباس مناسب و پاکيزه که پوشيدن واستفاده کردن آن اصراف ،تجمل گرايی و ...را به دنبال نداشتته باشد ،نقش مهم درآراستگي انسان دارد؛ پيامبر اعظم(ص) علاوه بر اينكه به سلامت و عافيت جسمي توجه وافر داشت ،به سادگي و نوع سالم تر پارچه لباس نيز توجه شايان داشت .لباس ازجنس پنبه اي بيشتر مورد علاقه آن حضرت بود ، امام علي(ع) مي فرمايد: «لباس پنبه بپوشيد ،چرا كه آن لباس رسول خدا (ص) بود وآن حضرت ،لباس پشمين و مويين نمي پوشيدند مگردرحال ناچاري »وبهترين جامه ها جامه اي است كه از پنبه بافته شده باشد، لباس پنبه اي لباس اهل بيت (ع) است »پيامبر(ص) هم لباس برد يماني مي پوشيد و هم در حال اظطرار جبّه اي پشمين بر تن مي كرد .
بنا بر اين بهترين جنس لباس از نوع پنبه است كه براي بدن مفيد مي باشد و از مام صادق (ع) روايت شده است كه:
«پوشيدن كتان (از جنس پنبه) بدن را فربه مي كند ».
ب- رنگ لباس
طبيعي است که رنگ لباس درآراستگي ظاهری انسان نقش وافری دارد،انتخاب رنگ نامناسب وزننده،موجب تنفر ديگران ازانسان مي گردد؛لباس اولين حايل بين بدن انسان بامحيط است . ازيک سو تماس مستقيم بابدن انسان دارد وازطرفي بامحيط خارج.دراين ميان علاوه برنوع وجنس،رنگ لباس هم مي تواندازلحاظ مانع انتقال برخي از امواج وتشعشعات محيطي به بدن شود.
اگرانتخاب نوع،جنس ورنگ لباس با آگاهي وشناخت صحيح صورت بگيرد،مي تواند نقش عمده ومؤ ثری درحفظ سلا متي جسم وروح انسان داشته باشد.بنابر اين برای تعادل وسلا متي جسمي ،روحي ورشد طبيعي،شناخت سيره پيا مبر(ص)درانتخاب نوع وجنس ورنگ لبا س، لازم وضروري است.
رسول خدا(ص) در پوشيدن لباس ،افزون برنوع وجنس آ ن،به رنگ وپاكيزگي آن نيز اهميت فراون مي داده است.زيراانتخاب رنگ نامناسب وآشفتگي لباس علاوه برمضرات جسمي وروحي موجب انزجار ،بي علاقگي وتنفر ديگران مي گردد.
ديل كارنگي در مورد تأثير آراستگي ظاهر و تميز و مرتب بودن لباس در روح و روان افراد جامعه مي گويد: يك روان شناس ،پرسش نامه اي براي عده ي زيادي فرستاد .در اين پرسش نامه از تأثير لباس برآنها سؤال شده بود .همه پاسخ دادند وقتي لباس مرتب و تميز پوشيده اند ،احساس اينكه يك چنين لباسي را در بر نموده اند اثري درآن ها مي گذارد كه غير قابل بيان است ،ولي اثراتش قطعي و حقيقي است. لباس مرتب و تميز در آنها اعتماد به نفس ايجاد مي كرد و بر عزت نفسشان مي افزود .آنها اظهار داشتند وقتي به چهره يك فرد موفق در مي آمدند ،احساس مي كردند در باره موفقيت و رسيدن به آن راحت تر فكر مي كنند. چنين است اثر لباس در مورد نفس پوشنده آن البته به همان اندازه كه تميز بودن و مرتب بودن لباس درروح وروان افراد تأثير مثبت دارد طبيعي است كه رنگ آن نيز اثر گذار خواهد بود .
پيامبر اعظم (ص) كه الگوي زندگي است رنگ هايي براي لباس خود انتخاب مي نموده است كه اينك به اختصار برخي آنها ذكر مي گردد:
 1 ـ سبز:
قطعا رنگ سبز لباس درزيبای وآراستگي انسان نقش دارد، رنگ سبز ،رنگ مورد پسند پيامبر(ص)براي لباس بود . پيامبر(ص) عبايي به رنگ سبز داشت كه گاهي آنرا برشانه خود مي انداخت .
طبق نطرروانشناسان امروزه هريکي ازرنگها ازلحاظ روحي ورواني آثار مخصوص به خودرا دارند،رنگ سبز از نظرروان شناسي نمايان گرهدف واراده درعمل است.سبز نمودار ثبات واستقا مت درمقابل تغيرات است.رنگ سبزبرای
درمان بيماريهای عصبي واختلالات رواني توصيه شده است وقدرت تحمل وصبوری را افزايش مي دهد . خشم وفشارها ی عصبي را مي کاهدوفشار خون را کاهش مي دهد وخون بافت هارا ازميکروبها پاک مي سازد، اين رنگ مسکن وهيپنو تيک است ودرتحريکهای عصبي، بي خوابي ها وتشنگي ها مؤثر است. فشار خون را کم مي کند ميگرن را تسکين مي دهد .
2- سفيد:
رنگ سفيدازرنگهای بوده است که بيشترمورد توجّه پيامبر بوده است؛طبق روايات بيشتر جامه هاي پيامبر (ص) سفيد بود ومي فرمود: لباس سفيد را بر زندگانتان بپوشانيد و مردگانتان را هم با پارچه سفيد كفن كنيد . هيچ لباسي زيبا تر از سفيد نيست ، پس آن را بپوشيد و مردگانتان را درآن كفن كنيد .
زيبا ترين رنگي كه در گورها ومساجدتان با آن خداوند را ملاقات خواهيد كرد (رنگ) سفيد است .
بنابراين رنگ سفيد بيشترموردتوجّه پيامبر بوده است که ازنظر روانشنا سان نيز لباس سفيد، لباس خنک کننده خوبي است؛ زيرا تمام اشعه های تا بيده شده سراپای را گرفته منعکس مي سازد ،ودرنتيجه گرمای زيادی توليد نمي کند ومکانيسم طبيعی ، تنظيم حرارت بدن که مرکز آن درقا عده مغز قرار داردآسانتر صورت مي گيرد .
پيامبر خاتم(ص) نمونه اعلاي تميزي وآراستگي بود، در لباس پوشيدن نيز به اين نكته توجه داشت لباس سفيد مي پوشيد؛امت محمد(ص)نيز به پيروي از سنت او،لازم است تا مي توانندلباس هاي سفيدبپوشند؛زيرا لباس سفيد خود به خود به گونه اي است كه چرك وآلودگي آن زودتر معلوم مي شود وانسان مقيد به سنت نبوي ،به شستن و تميز كردن آن روي مي آورد .البته انبساط خاطر و باز شدن روحيه نيز از فوايد پوشيدن لباس روشن و سفيداست
3- زرد:
لباسي بارنگ زرد مورد توجه وعنايت رسول خدا (ص) بوده است . طبق روا يا ت پيامبرخدا(ص) ملحفه اي داشت كه با زعفران رنگ آميزي شده بود و گاهي تنها با پوشيدن همان با مردم نماز مي خواند زيدبن اسلم مي گويد: «كان رسول الله (ص) يصبغ ثيابه كلها بالزعفران حتي العمامة ». پيامبرهمه لباس هايش حتي عمامه اش را بازعفران رنك مي كرد.
ازمنظر روان شناسان رنگ زردسمبلي برای روح آزاد واستقلال است.درخشش رنگ زرد احساسات انسان رازيرورو مي کندوانسانراازاندوه آزادورها مي سازدوافکاری را به انسان تلقين مي کند که بيشترين تأثيررا برنيروی خوددرماني فرد مي گذارد.رنگ زرد به عنوان درمان ضدافسر دگي شناخته شده است .درمان افسر دگي بارنگ معمولا بدون واکنشهای دفاعي چون سوزش چشم ازخود بروز مي دهد.تحريک چشم،سيستم عصبي را نيز تحريک مي کند،به اين طريق تمام بدن نيرويش را برا ی مقابله با افسردگي فرا مي خواند. چون رنگ زرد سيتم عصبي را تحريک مي کند اين رنگ راخوراک اعصاب ناميده اند.رنگ زرد دردرمان پو ستي وشفاف کردن پوست نيزمؤثر است. ونو عي حالت تحريک کننده ذهن وهوش رادارد که شديدا موجب تقويت فکر انسان مي گردد.
4- قرمز:
رنگ قرمز رنگي بود كه پيامبر(ص) براي لباس آن را نمي پسنديد «انه كره الحمره في اللباس ».
روان شناسان درمورد رنگ قرمز مي گويند:» رنگ قر مز محر ک است وبرای افرادی که عصبا ني هستند نبايستي در منازل ازآن استفاده کنند.«
5- سياه:
 رسول خدا(ص) جز در سه چيز رنگ سياه را خوش نداشت: چكمه ،عمامه و عبا .ازنظر روان شناسان رنگ سياه حزن آور است،آلودگي وچرک رابه آساني نشان نمي دهد .
ج- اندازه و بی تکلفی در لباس
لباس درصورتي موجب آراستگي انسان است که علاوه بر پا کيزگي آن، ازنظر بلندی،کوتاهي،گشاد بودن و...متناسب وبه اندازه قد وقا مت انسان باشدونو وکهنه بودن و... ملاک نيست ،جامه اي كه تكبّر و خود برتر بيني آورد يا انسان را مغرور و سرمست نمايد ،مذموم و ناپسند است. مقيد شدن به نوع خاصّي از لباس نيز اسارت آور خواهد بود.
جامه بلندي كه بر زمين كشيده شود نشانه تكبر است و در جاهليت ، شيوه اشراف جاهلي بوده است.پيامبر(ص) ضمن اينكه از پوشيدن آن گونه جامه ها، نهي مي كرد ،خود جامه اي مي پوشيد كه از نظر بلندي به قوزك پاهايش نمي رسيد: «كانت ثبابه ُلُّها مُثمِرّه فوق الكعبين » پيامبر اعظم(ص) به ابوذر فرمود هركه از روي تكبر جامه اش رابرزمين كشد ،خداوند در قيامت به او نظر رحمت نفرمايد. ازار(شلوار) مرد...تا بند پا جايز است نه بيشتر از آن ؛ پيامبر (ص) در وصيتي به شخصي فرمود: مبادا كه پيراهن و شلوار خود را بلند كني كه اين نشانه تكبر است و خداوند تكبر را دوست ندارد.
از نشانه هاي وارستگي پيامبرخدا(ص) در پوشيدن لباس و اينكه فخر خويش را در جامه و نوع آن نمي دانست، اين بوده است كه نقل شده هر نوع لباسي كه فراهم مي شد مي پوشيد ،از لنگ و پيراهن يا جبّه يا هر چيز ديگر :
براي رسول خدا (ص) مقيد شدن به نوع خاص لباس مطرح نبود .چنانكه پيامبر گاهي عباي كهنه و وصله داري داشت كه آن را بر تن مي كرد و مي فرمود: من بنده ام و لباس بندگان را مي پوشم .دو جامه داشت كه ويژه اي روز جمعه بود، غير از لباس هاي ديگري كه در روزهاي غير جمعه برتن مي نمود. چه بسا كه فقط يك روپوش بدون لباس ديگر برتن مي كرد و دو سوي آن را ميان شانه اش گره مي زد و با همان لباس برجنازه ها با مردم نماز مي خواند و چه بسا كه با همان يك لباس روپوش در خانه خود نماز مي خواند وآن رادورخود مي پچيدو... اي بسا كه باهمان لباس ، نماز شب مي خواند و هم چنين گاهي يك طرف لباس را بر تن مي نمود و طرف ديگرش را بر روي بعضي از زنان خود مي انداخت و به اين ترتيب در آن نماز مي خواند
 دـ ساده پوشی
لباس وپوشش مناسب که با قد وقامت انسان سازگاری دارد واز راه حلال ومشروع تهيه شده ولو به ظاهر ساده باشد ،
علاوه بر آراستگی ظاهری ،نقش مؤثر در آراستگی معنوی انسان نيز دارد؛ زيرا اگر خدا ی نخواسته لباس وپوشش از راه حرام به دست آمده باشد ،نماز وعبادت که به آن بجا آورده می شود ،صحيح نيست .چينين لبا س وپوشش به ظاهر
انسان را آراسته نشان می دهد ولی از معنويّت دور می کند.
 پيامبر اعظم (ص) چنان ساده زندگی می کرد که در طول حيات مبارکش به هيچ جلوه ای فريبنده ای دنيا وابسته وعلاقه مند نشد وچنان ساده پوش بود که هرچه فراهم بود مي پوشيد، چه قطيفه اي كه به بركند،يابرد عالي بپوشد، چه جبّه پشمين. هرچه كه از حلال ميافت مي پوشيد: «ما وجد من المباح لبس » مهم براي پيامبر(ص) مباح بودن جامه بود،نه قيمت،جنس،دوخت وجذاب بودن آن.در سخن ديگر آمده است كه پيامبر(ص) عباي داشت كه هر گاه مي خواستند نمازنافله بخوانند،آن رادولا كرده وزيرش مي انداخت. پيامبر(ص)برروي حصير، وبدون هيچ فرش ديگري مي خوابيد .
بنابراين لباس درصورتي موجب آراستگي انسان مي گردد که به اندازه قد وقامت انسان بوده ومباح باشد،پيامبر درپوشيدن لباس علاوه بر اينکه رعايت مي کرد که به اندازه قد وقامت خودش باشد،ساده پوش وبي تکلّف بود ودر عين حال آراسته وتميز بود به گونه ای که او دراين زمينه نيز الگوی کامل برای همگان بوده است.
هه ـ كفش و...
پوشيدن کفش مناسب نيز در آراستگي انسان نقش دارد،انسان های واراسته همواره ازکفش های که هم برای سلامتی پا ها يش مناسب باشد وهم بدور ازتفاخر وتجمل است ، استفاده مي کند وسادگي وبي تکلفي را نيزدرآن رعا يت مي نمايد،پيامبر خاتم(ص) همه نوع كفش ودمپايي مي پوشيد .كفش آن حضرت، دوبند داشت كه انگشت پا در آن ها فرو مي رفت؛ جنس كفش او بيشتر، از پوست موي گاوبود رسول خدا(ص)كمر بندي داشت كه از چرم دباغي شده ودربالاي آن يك گره وجود داشت ودر طرف ديگرش نقره بودوسه حلقه نقره اي هم به آن آويزان بود انگشتر آن
حضرت نيزاز نقره بوده است ،كه نگين آن مدور ونقش آن«محمد رسول الله»بود .
وـ آداب لباس پوشي
  گرچه لباس پوشيدن كاري روز مره وامري ساده است ولي روش وسيره اولياي خدا همانگو نه که در آراستگي ظاهری برای انسان مؤثّر است درچه گونه پوشيدن لباس نيز براي مامهم است. پيامبرخاتم(ص)هرگاه پيراهن مي پوشيدآن راقبل ازشلوار مي پوشيد ،وابتدا سمت راست را بر تن مي كرد وهر گاه جامه از تن در مي آورد، از سمت چب شروع مي كرد . هر گاه لباس نو مي پوشيد، لباس هاي كهنه خود را به فقير مي داد ومي فر مود: هر مسلماني كه در راه رضاي خدا، لباس هاي كهنه خود را به يك مسلمان بپوشاند، تا آن زمان كه آن لباس در تن آن فقير است اودر ضمانت ونگهداري خداوند است .
آن حضرت، انجام كار را با دست راست وشروع از سمت راست را در همه امور دوست داشت وحتي در پوشيدن جامه وكفش، در شانه كردن موي . لباس كه مي خريد، اگر آستين آن بيش از اندازه بود، مقدار اضافي را مي برّيد نمي گذاشت لبه آن را هم بدوزند وبه همان حال مي پوشيد ومي فر مود:كار،خيلي زودترازاين هاست! ؛پيامبر(ص) مي فرمايد: هر كه لباس مي پوشد بايد پاك وپاكيزه باشد .
در پا كردن كفش پاي راست را بر پاي چب بايد مقدم كرد وهنگام در آور دن آن،بايد بر عكس عمل شود ؛ در هنگام خوردن غذا كفشرا از پاي در آورند .
رسول خدا(ص) انگشتري به دست راست مي كرد ؛ انگشتري بانگين عقيق ؛ عقيق سرخ ؛ ياقوت ؛فيروزه بلور ،جزع يماني ، وزمرد را مستحب شمرد. هنگام وضوء سه بار انگشتر را حركت مي داد ؛ همواره نگين رابه طرف كف دست مي چرخاند وبسيار به آن مي نگريست .
    بنا بر اين،لباس كه براي پوشاندن وحفظ بدن است، موجب آراستگي مي باشدونبايد به وسيله تفاخر وتجمل تبديل شود.پيامبر اعظم(ص) مي فر مايد: «من لبس ثياب شُهره في الدنيا البسهُ الله لباس الذُّلّ يوم القياميه » هركس در دنيا لباس شهرت بيپوشد خداوند در روز قيامت جامه ذلت وخواري بر اومي پوشاند. امام صادق(ع) نيز روايت كرده كه رسول خدا(ص)نهي مي كردكه مردان،در لباسپوشيدن خودراشبيه زنان سازند ونهي مي كرد كه رنان، در لباس پوشيدن شبيه مردان شوند
ز- لباس هاي ويژه:
رسول خدا(ص) علاوه بر لباس هاي كه پوشاننده بدن بوده است ونقش در آراستگي داشته،از كلاه ،عمامه، دستار، عرق چين،و... نيز استفاده مي كرده است،گرچند آنهاپوشاننده بدن نيستندونمي شودکه بصورت مستقيم ازآراستگي ظاهری به حساب آورد. ولي به نحو ی ازويژه گي های ظاهری آن حضرت محسوب مي گردد که چند مورد آن ذکر مي گردد:
1- كلاه وعرقچين: کلاه وعرق چين بعنوان پوشيش برای سر، درحالت های عادی واستفاده کردن آن زير عمامه برای جلوگيری ازعرق سر،از ويژگي های است که آن حضرت بدان توجّه داشته است وپوشاندن سررا درنمازبه همه توصيّه کرده است.پيامبر اكرم (ص)عرقچين وكلاه سفيد راه راه مي پوشيد ودر هنگام جنگ،عرقچين بر سر مي گذاشت كه دو گوش داشت وروي گوشها را مي پوشاند ؛گاهي زيرعمامه عرقچين برسر مي كرد .
2- عمامه : ازسنت هاي اسلامي،پوشاندن سر است چه هنگام عبادت ونماز،چه در مواقع ديگر.پوشش پيامبر براي سر ،اغلب عمامه بود.عمامه سياهي داشت كه برسرمي پيچيد وبا آن نماز مي خواند . عمامه رسول خدا(ص) به اندازه اي بودكه آن راسه دور،به سرش مي پيچيد .
3- حوله: اگر استفاده از دستمال وحوله رابراي خشك كردن دست وصورت هنگام وضو،وارد بحث پوشش ولباس كنيم،در اين زمينه مناسب است كه بدانيم كه رسول خدا(ص)حوله هاي متعددي داشت با نام هاي مختلف وكار برد هاي گوناگون كه به مراعات بهداشت نظافت و نظم هم مربوط مي شود.در حديث است كه آن حضرت دستمال و حوله اي داشت كه پس از وضو چهره خود را با آن خشك مي كرد واگر حوله يا دستمالي همراه نداشت ،با گوشه لباس خود صورت را خشك مي نمود
نظافت وپاكي پيامبراعظم(ص)
نظافت وپاكي از مهم ترين مسايل اسلامي است وازاركان زندگي انسان مي باشد؛زندگي زيباباطراوت وشايسته در گرو نظافت وپاكي ميسر وممكن است«نظافت وپاكي از اخلاق پيامبران الهي است »؛ پيامبراعظم(ص) كه الگوي زندگي در ابعاد گوناگون بوده است به نظافت وپاكي اهميت فراوان داده وفر موده است:« هرچه مي توانيد پاكيزه باشيد، زيراخداوند اسلام رابرپاكيزگي بنيان نهاده وجز مردم پاكيزه،كسي به بهشت نمي رود ».
رعايت نظافت وپوشيدن لباس هاي تميز واستعمال بوي خوش علاوه بر اينكه بر شادابي خودشخص مي افزايد، وموجب تنفرودوري ديگران نمي گردد،بر روح وروان ديگران نيز اثر مثبت گذاشته وزمينه مقبوليت اورا فراهم مي نمايد.امام علي(ع) مي فرمايد: از بدن خويش مراقبت كنيد، خدا مبغوض مي دارد بنده اش را كه هركس كنارش بنشيند،بينيش رابيگيرد ».
  نظافت وبهداشت ره آورد دنياي غرب نيست،مسلماً متن دستور هاي ديني وسنتهاي اسلامي است وبالاترين آن در وجود نازنين رسول خدا تجلّي يافته است. آن هم با شرايط آن روز گار وكمبود آب ووسايل وامكانات. پيامبر خاتم (ص) آينه اي است كه چگونه زيستن را دررفتار فردي واجتماعي او بايد جستجو كردوازاوبايد الگو گرفت.اينك به برسي گوشه هاي از شيوه هاي رفتاري آن حضرت در مورد نظافت وپاكي مي پر دازيم:
الف- بهداشت بدن
حمام كردن، شستشو، نظافت بدن وزدودن موهاي آن، عوامل تأمين سلامتي ونظافت واز نشانه هاي آراستگي است. گرفتن ناخن، چيدن موي سبيل وشارب،زودودن موهاي زير بغل وشرمگاه نيز از همين نمونه هااست.
امام صادق(ع) مي فر مايد: «خداوند به ابراهيم(ع)فرمود:پاكيزه شو! ابراهيم(ع) سبيل خودرا اصلاح كرد.باز فرمود:پاكيزه شو! ابراهيم موهاي زير هردوبغلش را اصلاح نمود.باز فرمود: پاكيزه شو!ناخن هايش را گرفت و...» .
در روايت آمده است كه خداوند به ابراهيم(ع)حنيفيه وپاكيزگي رافرستاده وآن ده چيز است كه پنچ تادرسر وپنچ تاهم در تن مي باشند كه عبارتند از: گرفتن سبيل،آراستن ريش، خواباندن مو، مسواك كردن، خلال نمودن،ستردن مواز تن،ختنه،چيدن ناخنها، غسل جنابت وشستشو باآب .
رسول خدا(ص)جمعه به جمعه، موهاي زير بغل وزهار راميزدود،ناخن هايش رامي گرفت وآن رادفن مي كرد،شاربش را كوتاه مي كرد وبربدن خودنوره مي كشيد،تاموهايش زايل شود .
امام صادق(ع)مي فر مايد:«آن حضرت روزجمعه،پيش از آنكه براي برپايي نماز جمعه از خانه بيرون رود،ناخن هايش رامي چيد وشارب خودرا كوتاه مي كرد.» بلند شدن ناخن ياسبيل، موجب آمادگي وجمع شدن چرك وميكرب درآن مي گردد. چيدن وكوتاه كردن آن ها، به بهداشت كمك مي كند.پيامبرخدا(ص)به اين نظافت،حتي در مسافرت هاهم توجه داشت وهر گاه به سفر مي رفت،پيوسته پنج چيزراباخودداشت: آينه،سرمه دان،شانه،مسواك وقيچي ؛ آن حضرت علاقه داشت كه بر موي سر وصورت خود،روغن هاي خوشبو كننده بزند،حتي به ابروها وسبيل هم ميزد. در سفر ها هيجگاه شيشه روغن وسرمه دان وقيچي ومسواك وشانه را ازخود دور نمي داشت .
بنابراين پيامبر بهداشت بدن را مهم مي شمرد وبه مو قع حمام مي کرد ومو های زايد بدن را مي زدود وروغن های خوشبو به موهای سر وصو رت مي زد ومسواک را نيز اهميت فراوان مي داد.
1 ـ مسواك:
ازنشانه های بارز ومهم نظافت وپا کي مسواک کردن است؛پيامبر(ص) اهميت فراواني به مسواك وبهداشت دهان مي داد؛ دندان هايش پيوسته برّاق وسفيدبود وامت خويش را هم به مسواك زدن دستور مي داد ومي فرمود:«طيّبوا افواهكم بالسّواك »، دهانتان را با مسواك خوشبوكنيد. مسواك كردن سنت حسنه از پيامبراكرم(ص) است كه مورد تأكيدفراوان قرار گرفته وبر آن ثواب فراوان بيان گر ديده است.امروزه پزشكان نيز سفارش زياد به آن مي كند تا اينكه سلامت دندان وبدن به شكل مطلوبي تأمين گردد. البته تأكيد وسفارش زياد پيامبر(ص)به آن، بيان گرعمق تدبير وغناي فرهنگ اسلام است كه هنوزاطباءبه دقايق آن دست نيافته اند.
رسول خدا(ص) هرگاه مي خوابيد،مسواك را بالاي سر خود مي گذاشت،قبل از خواب مسواك ميزد، وقتي از خواب بيدار مي شد مسواك مي زد ومي فر مود: آنقدر(ازسوي خداوند)به مسواك فرمان داده شدم كه تر سيدم بر من واجب شود .
نسبت به امت خويش نيز فرموده است كه: اگر نبودكه بر امتم دشوار سازم،آنان را امر مي كردم كه باهر نماز مسواك بزنند ؛ اگر مردم از (فوايد) مسواك آگاه بودند،آن را با خويش به بستر مي بردند .
آداب مسواك نمودن:
ازمنظراسلام هرچيز آداب خودش رادارد،مسواک کردن نيز آدابي دارد که با يد پيروان وامت محمد (ص)آنرامراعات نمايد تا دربهداشت دهن ودندانها مؤثر ترواقع شود؛پيامبر اعظم(ص) مسواك را به عرض دندان ها مي كشيد ؛ وباچوب اراك مسواك مي زد،چرا كه جبرئيل اين گونه به او امر نموده بود ؛ چوب مبارك زيتون براي مسواك مناسب است زيرا باعث خوشبو شدن دهان مي شود ؛ وپيامبر(ص)براي هر نماز مسواك مي زدند.
2- خوشبويي
از نشانه هاي آراستگي، استفاده از عطريات ومواد خوشبو كننده است كه هم عامل نشاط وطراوت براي خودشخص معطر است وهم به ديگران نشاط ومسرت مي بخشد. برعكس بوي زشت ومتعفن در بدن،لباس،دهان،جوراب و...باعث رنجش وتنفر ديگران مي گردد.
پيامبر اعظم(ص)آن قدر عطر ومواد خوشبوكننده برسر وصورت خودميزد،كه گاهي با«عود»و«غاليه » خود را معطر مي ساخت ، مصرف كردن در جهت معطركردن،پسنديده ونيكو است واسراف هم به حساب نمي آيد.
 امام صادق(ع)مي فرمايد:«پيامبرخدا(ص)بيش ازآنچه كه براي خوراكي وطعام خرج كند،درراه عطريات خرج مي كرد . اگر عطري را به پيامبر(ص)تعارف مي كرد، خودرا عطر آگين مي نمود ومي فرمود:بويش پاكيزه وحمل آن آسان است واگر از معطر ساختن خود باآن عذري داشت،تنهابه گذاشتن سر انگشت خود بر آن اكتفا ،مي فرمود ؛ وبيان مي كرد:بهترين بندگان خدا آن هاي هستندكه ...خوشبويند . چه عيب دارد كه امت پيامبراعظم به پيروي از سيره اي اخلاقي پيشوايش،بخش از مخارج روزانه خودرا،هزينه هاي بهداشت وتمييزي وخوشبويي نمايند.امام صادق(ع) مي فر مايد: «آنچه در راه عطريات خرج كني، اسراف نيست .
رسول خدا(ص)به مسأله عطريات آن قدر اهميت مي دادومعطر وخوشبومي زيست كه هر گاه از كوچه وگذرگاهي مي گذشت، پس از عبورش،آنان كه از آن مسير مي گذشتند، ازرايحه وبوي خوش بر جاي مانده،پي مي بردند كه پيامبر از اين كوچه عبور كرده است . به فر موده امام صادق(ع)پيامبراعظم(ص)هر جمعه عطر مي زد وخودراخوشبو مي ساخت واگر عطرياتي هم در اختيار نداشت،روسري بعضي از همسرانش را با آب پاشيده برسر وروي خود مي كشيد، تاخوشبو گردد .
ازاين رو شايسته است که امت پيامبر(ص)به پيروی از پيشوای خود ، باعطرهای دل انگيز وطراوت بخش همواره معطر باشد وبدين طريق در نهايت پا کي ونظافت قرار بگيردودرنظافت وپاکي چون مقتدای خويش،الگووسر مشق برای ديگران قرار بگيرد.
ب ــ بهداشت محيط
نظافت وپاکي محيط، تأثيرشگرفي درروح وروان آدمي دارد؛محيط پاك واراسته وخرم،زندگي را شاداب ومعطر مي سازد.پيامبر اعظم(ص) اهميت فراوان به بهداشت محيط زيست داده وفرموده است: «خاكروبه (زباله هاي منزل)راپشت در نريزيد كه جايگاه شيطان است »، ونيز توصيه به جاروب نمودن وتميزكردن جلوي منزل فرموده كه:«آستانه خانه خود را بروبيدومانند يهود نباشيد »
رسول خدا(ص) دستور داده كه:«خاكروبه(زباله هاي منزل) راشب در خانه نگذاريدوآن را بيرون ببريد كه نشيمن شيطان است . ودستمال چرك گيري را درجاي نگذاريدكه خوابگاه شيطان است . جارو كردن وپاكيزه نمودن حياط را مستحب اعلان نمود ؛رها كردن ظرف هاي نشسته راناخوش مي شمرد . مي فر مود: شب ها پيش از خواب سر ظرف هارا بيپوشانيد . ادرار كردن درآب راكد راجفا(برموجودات زنده در آب)مي دانست ، ومردمان را از اين كار باز مي داشت
بخاطر بهداشت وحفظ محيط زيست «اجازه نمي دادكسي كنار چاه آب آشامدني،زير درخت ميوه دار،ميان قبر ها،در جاده ها وحياط خانه ها قضاي حاجت كنند ، همواره دستور مي داد كه هفت چيزآدمي را در زمين دفن كنند: مو،ناخن،خون حيض، بچه دان،دندان وعلقه .
وقتي عطسه مي كرد، دست يا پيراهنش را جلوي دهانش مي گرفت وآهسته عطسه مي كرد ؛چون خميازه مي كشيد، دستش را بردهان مباركش قرار مي داد. فر مان داده بود كسي درچاهي كه آب آشاميدني دارد،آب دهان در آن نيندازند . امروزه يكي از معضلات جهاني كه درورايي مرزهاي جغرافيايي،براي نسل بشر وحيات كره زمين تهديد به شمارمي آيد،موضوع بهداشت محيط زيست است. كه براي پيامبر(ص)اهميت زياد داشته است.اين موضوع اختصاص به كشور يا قاره يادين ومذهب خاصي ندارد از حاد ترين مسايل انسان متمدن كنوني است كه راه حل ها وراهكارهاي متناسب به خودش رامي طلبد.
آب مايع حيات بخش براي انسان وهمهموجودات است چنانكه ملاحظه گرديد پيامبر(ص)از ادراركردن در آب ويا كنار چاه آب آشاميدني، منع كرده است؛زيرا انسان با آلوده كردن آب،مايع حيات را تبديل به مايع ممات مي كند.
عمل کردن به سيره پيامبر(ص)درابعاد های مختلف زندگي،مايه فلاح ورستگا ری انسان است،سير آن حضرت درنظافت وبهدا شت،نيزسرآمد اعصار بوده است؛دوری وبي خبری ازسيره ای حضرت به ويژه سيره ای بهداشتي،زندگي انسان هارا ازواقعيت ها دور سا خته وبه اوهام گرفتار نموده است.دنيای کنوني غرب که درخرافات غرق است وادعاهای کلان وبزرگي دارد مي بينيم که محيط زيست محيطي را بازباله های صنعتي،استفاده کردن انواع سلاحهای ممنوعه ای أتمي ،و... چنان آلوده نموده که نه تنها حقوق انسان ها را که حقوق خيلي از موجودات صا حب حيات را نيز در خطر جد ی قرارداده است به گونه ای که انجمن حفاظت محيط زيست آمريكا برآورد كرده كه تقريباً يك سوم جريان آب جهان به
طور مشخص آلوده واصل حفظ كيفيت آب بر هم زده شده است؛سالانه افراد زيادي بر اثر                               مصرف آب هاي آلوده از دنيا مي روند،منبع بيماريهاي مهلكي چون وبا،هيپاتيت، انگلهاو ويروسها،آب هاي آلوده مي باشد .
اگر پيامبر(ص)در هنگام عطسه نمودن وخميازه كشيدن سعي مي كند به ديگران بياموزدكه بهداشت محيط وهوارا در چنين حالات بايد رعايت نمائيد،براي اين است كه در هنگام تنفس، هواي كه وارد ريه هامي شودبايد هواي سالم باشد، قطعا اگر محيط وهواي اطراف با دود سيگار وذرات معلق و... در هوا ، وارد مجاري تنفس مي گردد، بيماري هاي مختلف را ايجاد مي نمايد. هواي آلوده علاوه بر انسان گياهان را كه موجب خرّمي وزيبايي محيط است نيزتحت تأثيرقرارمي دهد؛زيرا ذرّات گرد وغبارمعلق در هوا هنگامي كه بانم باران ويارطوبت تر كيب شودطبيعي است كه لايه ضخيمي را در طبقات فوقاني سطح برگها تشكيل مي دهد كه به سادگي پاك نمي شود ومانع از ورودنور كافي مي گردد.
بنا بر اين بهداشت محيط زيست ارمغان اسلام وسنت پيامبر اعظم(ص)است كه در متون ديني بيان شده است و با پياده نمودن وعمل كردن به اين سنت،مشكلات زيست محيطي حل وهمگان در يک فضای سالم وبا صفا وبه دور ازآلودگي، زندگي خوهد کردند.
 نتيجه:
سيره ورفتار پيامبر اعظم(ص)بر ترين الگويي كمال جويي است.آن حضرت مظهر كامل ونماد بر جسته آراستگي بوده است كه با توجه به سيماي ظاهري وشمايل نمونه حضرت،جلوه ودرخشش ويژه داشت.
آراستگي ظاهري، رسيدگي به وضع ظاهري از نظر پاكي وپاكيزگي،نظم در پوشاك،چهره و...به منظور استفاده بهينه از امكانات موجود است كه پيامبر(ص) به آن توجه شايان داشته است.
رسول خدا(ص)براي آراستن سر وصورت، موهاي سر وصورت را اصلاح ومرتب مي كرد وباآب سدر وختمي شستشو مي داد وروغن مي ماليد موهاي سر وريش را خضاب مي نمودوباشانه مرتب مي كردوبه چشمان مبارك شان سر مه مي كشيدوبه آيينه نگاه مي كرد. لباس كه براي حفظ وپوشش بدن از سرماوگرما وآلودگي ها مي باشد،موجب آراستگي انسان است ونبايد به يك وسيله ا ي تفاخرتبديل شود.
پيامبر اعظم(ص)كه توان تهيه كردن وپوشيدن بهترين لباس ها را داشت، از ساده ترين پوشاك آن زمان استفاده مي كرد ومهم نظافت وپاكي لباس بود كه به آن توصيه فراوان داشت. لباس پنبه اي وكتاني كه متناسب جسم وبدن است مورد علاقه اي حضرت بود وگاهي از روي ناچاري، لباس پشمي مي پوشيد.در لباس رنگ سفيد،سبز وزرد را بيشتر از همه دوست داشت.
بلندي لباس پيامبر(ص) به اندازه بود كه به قوزك پانمي رسيد.آن حضرت ساده پوش بود وازهر نوع كفش ودمپايي استفاده مي كرد. پيامبر (ص) به نظافت وپاكي بدن اهميت فراوان مي داد ومسواك كردن را مورد تأكيد قرار داد. اوهميشه معطر بود وديگران را نيز به ا ستعمال بوي خوش توصيه نمود. مصرف در بوي خوش را اسراف به حساب نياورد.
بهداشت محيط زندگي فردي واجتماعي را،بسيار مهم شمرد وبه رعايت آن بخاطر سلامتي خود وديگران توصيه وتأكيد نمود.





فهرست منابع مورد استفاده
1- آيين سخنراني، ديل كارنگي،ترجمه مهرداد مهرين،تهران،نشر آريان1357ش.
2- أثرات تر بيتي رنگها ازمنظر اسلام ورون شناسي ،محمد امين حجتي گروه پژ و هشي تعليم وتر بيت اسلا مي، آما ده چاپ.
3- بحارالانوار،محمد باقرمجلسي،مؤسسه الوفاء بيروت،1403هه1983م.
4- بحارالانوار،محمد باقر مجلسي،ترجمه محمدباقركمره نزيل شهري،تصحيح محمد بهشتي،انتشارات كتابفروشي اسلاميه،چاپ ايلاميه تهران 1365ش.
5- تحف العقول عن ال الرسول(ص)،الحرّاني،تحقيق:علي اكبرغفاري،مؤسسة النشر الاسلامي لجماعة المدرسين،الطبعة الثانية1363ش1404ق،قم.
6- تحفةالاحوذي في شرح الترمذي، المباركفوري،دارالكتب الاسلامية،الطبعة الاولي 1410ق، بيروت.
7- تاريخ يعقوبي،احمد بن ابي يعقوب،ترجمة محمد ابراهيم آيتي،شركت انتشارات علمي وفرهنگي،تهران1374.
8- ثواب الاعمال،الصدوق،منشورات الرضي،الطبعة الثانيه1368ش قم.
9- الجامع الصغير،جلال الدين السويطي،دار الفكر،الطعةالاولي14010ق،بيروت.
10- حليةالمتقين،محمدباقرمجلسي،انتشارات كتاب فروشي اسلاميه.
11- الخصال،الصدوق،التحقيق:علي اكبرالغفاري،جماعة المدرسين في حوزةالعلمية1414ق قم.
12- دعايم الاسلام،نعمان بن محمد بن منصوربن احمدبن حيون التميمي المغربي،التحقيق:آصف بن علي اصغر فيضي،دارالمعارف1383-1963 م.
13- روضةالواعظين،محمد بن فتّال النيسابوري،التحقيق:السيد محمد مهدي-السيد حسن الخراساني،منشورات الرضي،قم.
14- سنن ابي داود،سليمان بن الاشعث السجستاني،التحقيق:محمدسعيداللحام،دارالفكر،بيروت.
15- سنن النسايي، النسايي،بشرح الحافظ جلال الدين السيوطي،داراحياءالتراث العربي ،بيروت.
16- السنن الكبري،احمدبن الحسين بن علي البيهقي،دارالفكر.
17- سفينةالبحار،محدث قمي.
18- سنن النبي(ص)،علامه سيد محمدحسين طباطبايي،ترجمة عباس عزيزي،انتشارات صلاة چاپ هفتم،1385.
19- الشمايل النبوية والخصايل المصطفويه،محمدبن عيسي تر مذي،مصحح، فوازاحمد زمرلي،طه2،دار الكتاب العربي،بيروت1418ق.
20- الطبقات الكبراي،محمد بن سعد،طبع الاول،دار الفكر،بيروت1414ق.
21- غررالحكم،آمدي،ترجمة سيد حسين شيخ الاسلامي،انتشارات انصاريان،چاب ششم1382،قم.
22- الغارات،ابواسحاق ابراهيم بن محمد ثقفي كوفي اصفهاني،مقدمه، حواشي وتعليقات: ميرجلاالدين حسين ارموي.
23- كنز العمال،محمدتقي هندي،مؤسسة الرسالة،الطبعة الخامسة1405هه-1958 م.
24- من لايحضره الفقيه،الصدوق،التحقيق:علي اكبرغفاري،جامعةالمدرسين،الطبعة الثاني1404ق،دارالاضواءبيروت.
25- مكارم الاخلاق،حسن بن فضل طبرسي،مؤسسةالاعلمي بيروت؛مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجماعةالمدرسين،الطبعةالاولي1414قم .
26- المحجة البيضاء،مولي محسن فيض كاشاني،التحقيق: علي اكبرالغفاري،دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين،الطبعةالثانيه.
27- نهج الفصاحة،ابوالقاسم پاينده،انتشارات جاودان،1346.
28- الوفاءباحوال المصطفي،عبدر الرحمن ابن جوزي،التحقيق:مصطفي عبدالقادرعطا،طه 1 ،دارالكتب العلميه بيروت1408ق.
29- الوسايل الشيعة،حرعاملي،چاب اسلاميه

 

برای ارتباط با ما و ارسال نظر  لطفا کلیک کنید