صفحه نخست در باره ما ارتباط با ما

 

ديروز و امروز

افغانستـان

(گزارش تحليلى از افغانستان)

محمد جواد ناصرى (داودزاده)

مقدمه

افغانستان سرزمينى است كه همواره بستر حوادث غم انگيز سياسى، نظامى و اجتماعى بوده است. خاطرات تلخ و تراژدى غمناك سى سال گذشته خود نمايشى از صحنه ها و قصه هاى غم انگيزى; چون قتل، غارت، اشغال كشور، ويرانيها، مهاجرت، ظلم و استبداد در آن ديار مى باشد. ساختار اجتماعى، سياسى و فرهنگى كشور در گذشته يكى از علل تكوين بحرانها بوده است. فقر شديد، جهل و نظام قبيلوى همواره از چالشهاى دولتهاى افغانستان بوده و مى باشد.

با سرنگونى رژيم فاشيستى طالبان جوانه هايى از اميد و نشاط نسبت به آينده در دلهاى مردم افغانستان شكوفا شد و مردم آن ديار خيال مى كردند كه با تحولات جديد سياسى و همكارى جامعه جهانى، كشتى طوفان زده آنها به ساحل نجات نزديك شده و آرامش و ثبات به خانه آنها برخواهد گشت، لذا تعدادى از افغانهاى مهاجر از ديار غربت با اشك و شوق فراوان به وطن خويش بازگشتند به اميد اينكه ديگر سينه صاف آسمان وطن را غرش باد و طوفان خشونت، جهل، تعصب و تبعيض نشكافد.اما بايد گفت كه متأسفانه ملت ما براى رسيدن به آرزوها و آمال مطلوب خويش و نشستن بر سفره صلح تمام عيار و كامل و ذوب شدن يخهاى دشمنى و شكستن پنجره هاى سياه و تاريك جهل و رفاه اقتصادى و آبادى كشور راهى بس طولانى و پرپيچ و خمى را در پيش رو دارند; زيرا دامنه و حجم مشكلات و رسوبات و لايه هاى متعفن به جا مانده از دوران گذشته بسيار كلان و پرهزينه و سنگين مى باشد. يقيناً صبر، بردبارى، ايثار و تلاش، گذشت و فداكارى زيادى را مى طلبد. نگارنده اين سطور سعى نموده كه چشم ديدها و شنيده ها و برداشتهاى سفرى يك هفته خود به افغانستان را با توجه به پيشرفت ها (تفاوتها) و عدم آن (شباهتها) در عرصه هاى مختلف يادداشت نموده و به تحليل و ارزيابى علل ناكامى ها و نواقص بپردازد، تا شايد از اين طريق توانسته باشد ابراز همدردى نموده و در جهت بهبود اوضاع كمكى كرده باشد، كه اين گزارش تحليلى در سه قسمت كلى (بعد از مقدمه) ـ تفاوتهاـ شباهتها و ديدگاه و انتظارات مردم تهيه و تنظيم گرديده است.

1 ـ تفاوتها

تعريف ـ هدف از تفاوتها; همانا تغييرات و پيشرفتهاى به وجود آمده در تمام عرصه ها در طى چهارسال گذشته در افغانستان مى باشد كه ديده شود تا حال مردم افغانستان شاهد چه تغييراتى مثبت در كشورشان بوده است.

همان طورى كه همه مى دانند تفاوتها و يا پيشرفتهاى زيادى در عرصه هاى مختلف سياسى، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى در افغانستان پس از طالبان نظير انتخابات رياست جمهورى و پارلمانى، شوراهاى ولايتى، تدوين و تصويب قانون اساسى و اصلاحات پولى، حقوق بشر و معارف و تحصيلات عالى به وجود آمده است كه به طور قطع نمى توان از اينها چشم پوشى نمود.

1 / 1 - مدرسه سازى (مكتب) و معارف

بدون شك، يكى از عناصر كليدى توسعه يك كشور را توسعه معارف (آموزش و پرورش) آن تشكيل مى دهد، طبيعى است كه پيشرفت معارف نيازمندى امكانات مالى و معنوى فراوان مى باشد.

يكى از ابزارهاى ترقى معارف در هر كشور و جامعه را تأمين سرپناه و يا جا و مكان (مدرسه) براى نشر آن و كتب و معلم تشكيل مى دهد.

روشن است كه در طول سى سال بحران و جنگ، ساختمان مكاتب در اكثر نقاط و ولايات افغانستان تخريب گرديده است و فرزندان آن مرز و بوم به جاى قلم، تفنگ بدست گرفته يا با چشمان اشكبار آواره كشورهاى هم جوار گرديدند و امكانات و لوازم مكاتب همه به تاراج و يغما رفتند. اما امروز بعد از آرامش نسبى طوفان حوادث و جنگها و با گذشت چهار سال از عمر نظام سياسى جديد، وضعيت معارف بهتر شده است كه جلوه ها و نمايش آن را مى توان در ساخت و ساز مدارس جديد در اكثر نقاط آرام افغانستان نسبت به گذشته ديد.

به عبارت ديگر مى توان گفت: معارف در افغانستان در طول چهارسال گذشته از رشد بسيار بالايى برخوردار بوده است; از جمله در بخش مدرسه(مكتب) سازى و چاپ كتب درسى به طور نسبى خوب درخشيده است كه در مورد مدرسه سازى از نظر كيفى آن شايد بتوان گفت كه نسبت به نمونه آن در كشورهاى هم جوار برابرى مى كنند، گرچه اين مقدار مدرسه به طور قطع تكافويى ميليونها دانش آموز افغانستان را نمى كنند; ولى مى توان گفت مدرسه سازى نسبت به گذشته از رشد قابل توجه برخوردار مى باشد.

البته به علت حجم زياد دانش آموزان و كمبود آموزگار و معلم در بسيارى نقاط از جمله شهرهايى بزرگ برخى مدارس (مكاتب) دوشيفته حتى سه شيفته (وقت) در طول روز كار مى كنند كه اين به طور قطع از نظر روحى و روانى براى آموزگاران و كادر ادارى آن داراى آثار و پيامدهايى خواهد بود; لذا معلمين از كمبود پرسنل و پائين بودن معاشات (حقوق) و فرسودگى شغلى و برخى امكانات ديگر نظير لوازم آزمايشگاه، (لابراتوار) و فضاى ورزشى محدود گله و شكوه دارند.

اما ضعفى كه در شرايط كنونى در مدارس مربوط به معارف افغانستان از سوى دانش آموزان و والدين آنها اظهار مى گردد و از آن ناله مى كنند در رابطه با رفتار خشن برخى از معلمان و متصديان مدارس با دانش آموزان مى باشد.

سطح پائين سواد و دانش معلمان و فرسودگى نظام و متون درسى دانش آموزان از جمله مشكلات و نارسائيهاى ديگرى معارف افغانستان در شرايط كنونى مى باشد كه اميدواريم با تلاش و برنامه ريزى و جديت و همكارى متقابل معارف و مردم شاهد رشد و شكوفايى و درخشش علمى و فرهنگى فرزندان آينده كشورمان در عرصه هاى مختلف بين المللى در آينده نزديك باشيم.

در ميان ولايات مهم افغانستان هرات يكى از پيشتازان عرصه معارف مى باشد. هرات به علت اهميت جغرافيايى، فرهنگى، سياسى، تاريخى و مردم نجيبى كه دارد از توجهات و كمكهاى زيادى مؤسسات خارجى و دولتى برخوردار بوده كه در عرصه معارف از جمله مدرسه سازى از پيشرفت و رشد بالايى برخوردار گرديده است.

مناطق شمال و مركزى (هزاره جات) و شرق نيز به طور نسبى وضعيت معارف بهبود يافته است. اما مناطق جنوب و برخى از نقاط شرق كشور كه هم مرز با پاكستان و بستر پرورش و خيزش طالبان مى باشد، معارف از رشد منفى برخوردار بوده است ; زيرا طالبان و مردم هم فكر آنها به دليل آگاه و روشن شدن افكار فرزندانشان از فعاليت معارف با تهديد و ارعاب مردم عادى و سوزاندن مكاتب جلوگيرى مى كنند.

البته بايد يادآور شد كه هنوز معارف و فرزندان آن با گردنه هايى پرپيچ و خمى زيادى روبرو هستند و قابل يادآورى است كه متأسفانه در زمينه توسعه معارف در بعضى مناطق نيز تبعيض گونه برخورد مى گردد.

2/ 1 ـ توسعه مخابرات و ارتباطات

افغانستان در طول سالهاى گذشته، يكى از محروم ترين كشورها از نظر وسايل ارتباطاتى; چون تلفن، موبايل، اينترنت و فكس و... بود.

خطوط تلفن شهرى، محدود به چند شهر عمده كابل، هرات، مزار شريف، جلال آباد و قندهار و برخى ديگر آن هم به صورت خصوصى و مراكز دولتى بود كه سيستم و دستگاه آن به قول معروف (مربوط به عصر دقيانوس يا خدا بيامرز بود).

چون ولايات مركزى و بسيارى از ولايات ديگر، ولسوالى ها (شهرستانها) و روستاها از نعمت خطوط تلفن حتى پست خانه محروم بودند، اما امروز در عرصه مخابرات و تكنولوژى آن تفاوت بسيار فاحش به وجود آمده است، به طورى كه از مرز اسلام قلعه در هرات گرفته تا شيرخان بندر و حيرتان و بولدك و بسيارى از نقاط مركزى تحت پوشش شبكه موبايل و اينترنت قرار گرفته است.

شركتهاى خصوصى موبايل ـ روشن، افغان بى بسيم و در اين اواخر افغان تلسكام ـ با همكارى و مشاركت وزارت مخابرات در گسترش و رشد آن نقش داشته اند، به طورى كه امروز در سطح شهرهاى عمده از جمله كابل دسترسى به سيستم كارت موبايل بسيار سهل و آسان مى باشد كه حتى پسربچه هايى زير 15 سال را هم مى بينيم كه گوشى موبايل در دست دارند. امروز جايى بس خوشى است كه فضاى شهرهاى افغانستان را امواج آنتن هايى موبايل به جاى امواج انفجارات و غرش گلوله ها و طياره هاى جنگى گرفته است.

آثار و پيامدهاى موبايل

طبيعى به نظر مى رسد كه به موازات پيشرفتهاى صنعتى و تكنولوژى مضرات، آثار و پيامدهاى منفى را نيز به دنبال دارد; يعنى هر نوآورى داراى سود و زيان مى باشد، لذا رشد و توسعه شبكه مخابرات و موبايل و اينترنت در افغانستان همانند ساير جوامع دنيا نيز داراى آثار مثبت و منفى مى باشد. آثار مثبت آن واضح است.

از جمله آثار و پيامدهاى شركتهاى موبايل در جامعه سنّتى، مذهبى و فقير افغانستان استفاده سوء و نابجا از آن نظير ايجاد مزاحمت ها براى خانواده ها، دختران مجرد جوان، رشد فعاليت زيرزمينى گروههاى مافيايى و تبهكاران حرفه اى مى باشد كه متأسفانه برخى از خانواده ها و افراد از اين ناحيه آسيبهايى را ديده اند، لذا به آن به ديده منفى نگاه مى كنند. به هر حال آنچه مهم است استفاده درست و معقول از تكنولوژى مى باشد.

3/ 1 ـ گسترش رسانه ها

افغانستان تا قبل از كودتاى 7 ثور 1357 داراى يك شبكه تلويزيونى (كابل) و يك راديويى سراسرى بود كه در مراكز برخى از ولايات عمده قابل استفاده و دريافت بود، فقط راديو كابل در اكثر نقاط قابل شنيدن بود. در عصر حكمروائى حزب خلق و پرچم نيز چنين بوده و برنامه هايى آن از صبح تا 12 نيمه شب محدود مى شد.

در روزگار حاكميت مجاهدين به علت نبود پرسنل و امكانات ; چون برق سراسرى بودجه و توان مالى، شبكه تلويزيونى كابل حداكثر از ساعت 4 بعد از ظهر تا 10 شب برنامه پخش مى كرد; اما راديوى آن وضع بهترى داشت كه آن هم بيشتر از 12 ساعت برنامه نداشت. در زمان حكومت طالبان نيز وضعيت بهتر از گذشته نبود بلكه بدتر از آن بود، زيرا طالبان فعاليت تلويزيون كه آن را جعبه شيطانى مى گفتند، به كلى تعطيل نمودند. فقط راديو كابل كه به راديو شريعت تغيير نام داده بود حداكثر 18 ساعت برنامه داشت.

تا چهار سال قبل وضعيت تنها راديو و تلويزيون كابل بسيار وخيم بود و شنيدن صداى آن فقط در كابل و نواحى آن محدود مى شد.

امام امروز رسانه هاى صوتى و تصويرى چون راديو و تلويزيون و مطبوعات بسيار گسترش يافته است، در افغانستان هم اكنون 6 شبكه تلويزيونى بيش از 10 شبكه راديوى سراسرى به نامهاى راديو كابل، آرمان، سلام وطندار، صلح، صداى افغانستان، تركيه، نوا، آريانا، كليپ، آزادى، ظفر، اكثراً با حداقل 18 ساعت در طول شبانه روز فعاليت و برنامه پخش مى كنند. شبكه هاى تلويزيونى چون ملى (كابل سابق)، آريانا، طلوع، افغان تيوى، آيينه و شمشاد داراى برنامه هاى سياسى، خبرى، اجتماعى، و پزشكى (طب) اكثراً موسيقى و هنر مى باشد. عيب كلى در برنامه هاى تلويزيونى افغانستان عدم توجه به مسايل و مشكلات اجتماعى و اخلاقى است كه در برنامه هاى آن مسائل اسلامى و عنعنات بومى و اصلى مردم به ندرت مطرح مى گردد و مردم و خانواده ها به ويژه اهل مذهب و دين از تماشاى تلويزيونهاى كابل خسته شده و اكثراً جز اخبار بقيه برنامه هاى آن را نگاه نمى كنند، بلكه در عوض شبكه هاى قابل دريافت تلويزيونهاى ايرانى را تماشا مى كنند. البته تلويزيونهاى كابل پيشرفت هايى در تهيه اخبار و برنامه ها و كيفيت پخش و دوبلاژ نموده اند به طورى كه بسيارى از فيلمهاى خارجى را با ترجمه فارسى درى پخش مى كنند. در كل مى توان گفت از نظر كميت و كيفيت تفاوتهاى زيادى نسبت به گذشته نموده است كه ناگفته نماند به غير از شبكه ملى، ساير شبكه ها از سوى بخش خصوصى و كمكهاى مؤسسات خارجى تأمين مى گردد.

عيب ديگر اين شبكه ها و مطبوعات آزاد در افغانستان اين است كه همواره فقط به كاستيهاى موجود و رهبران جهادى توجه دارند و نسبت به راه حل مشكلات; چون فساد ادارى، نظافت، بهداشت فردى ،اجتماعى و اخلاقى و حفظ فرهنگ ناب اسلامى و در كل معنويات و حتى خطرات طالبان و تحليل مسايل بين المللى كمتر توجه دارند، تقريباً مى توان گفت كه برنامه هاى آنها با موسيقى عجين شده كه با آن شروع و ختم مى گردد؟!

4 / 1 ـ امنيت نسبى

براى مردم خسته از جنگ و تشنه آرامش، برقرارى امنيت عمومى به ويژه در مسير راهها و شهرهاى عمده و كاهش اصطكاكهاى اجتماعى بهترين هديه و ارمغان مى باشد.

در گذشته تضادهاى قومى و گروهى امنيت و آسايش را از عامه مردم سلب كرده بود به طورى كه اقوام كشور نمى توانستند به آسانى در محدوده جغرافيايى همديگر (كه كشور را عملاً بين اقوام تقسيم كرده بود.) وارد شوند. بطور مثال مسافرت هزاره ها به مناطق عمدتاً پشتون و يا تاجيك نشين بدون ترس و خطر نبود.

گذشته از آن در اكثر نقاط كشور گروههاى مسلح محلى بى بند و بار، وجود داشتند كه مردم از شرارت آنها در عذاب و رنج بودند و هيچ گونه احساس امنيت نداشتند. حذف كردن رقبا و تضييع حقوق افراد و زور گويى و ظلم به صورت كارهاى عادى افراد مسلح درآمده بودند. اما امروز با تشكيل دولت و نهادهايى; چون اردو و پليس ملى گرچه به طور محدود وضعيف آن و حضور نيروهاى ايساف يا حافظ صلح و امنيت وضع امنيتى با گذشته تفاوتهايى نموده است به طورى كه مردم مى توانند با آرامش خاطر در سطح شهرها تردد و يا از شهرى به شهرى ديگر رفت و آمد نمايند. البته، مشكلات امنيتى در مسير شاهراههاى عمده به ويژه راههاى فرعى وجود دارند، دليل آن هم حضور گروههاى شورشى; چون طالبان و عدم حضور نيروهاى دولتى، اردو و پليس ملى مى باشد.

بايد پذيرفت كه امنيت كامل در هيچ كشورى امكان پذير نيست; زيرا به طور طبيعى در هر جامعه افراد خرابكار و كج رفتار وجود دارند. اما در كشور جنگ زده و بى سر و سامانى; چون افغانستان برقرارى امنيت كامل در شرايط كنونى نيازمند نيرو و امكانات زياد مى باشد.

5 / 1 ـ بهبود راهها و حمل و نقل (ترانسپورت)

بايد، اذعان نمود كه از جمله تغييرات نسبى به وجود آمده در افغانستان بهبود راههاى مواصلاتى، وسايل حمل و نقل (ترانسپورتى) است. در طول سى سال گذشته تمام جاده هاى كشور از بين رفته بود. رسيدن مسافران و يا اموال تجارتى از شهرهاى مرزى به پايتخت و يا بالعكس و يا از جنوب به شمال و بالعكس، روزها و هفته ها را در ميان گرد و غبار و خاك و بيم و ترس از سارقان در بر مى گرفت. اما امروز وضع راههاى عمومى و مهم مواصلاتى كشور وسايل ترانسپورتى مسافربرى و باربرى بسيار بهتر شده است.

اغلب مسافران در مسير شاهراههاى عمومى كشور از ماشينهاى (موترها) نوعى آلمانى به نام 303 (مدل ولو) كه برخى آن داراى امكانات سرد و گرم كننده مى باشند، استفاده مى كنند كه تا حدى از امنيت، آسايش و قيمت پايين برخوردار مى باشند.

تجار و صاحبان بار و اموال تجارتى نيز اغلب از نوع ماشين (موتر) نوعى تريلى (تريلر) استفاده مى كنند. وسايل كوچك مسافربرى از نوع كرولا و تويوتا و... ساخت كشور ژاپن در مسير راهها نيز كار مى كنند. گرچه هنوز هزاران كيلومتر راههاى ديگر نيز نيازمند بازسازى و تعمير و حتى نوسازى مى باشند كه انتظار مى رود دولت و جامعه جهانى براى آباد نمودن كشور گامهاى مؤثر و عملى و جدى را بر دارند.

6/ 1 ـ اختلاط فرهنگى

اگر فرهنگ يك جامعه را به داشتن اشتراكات زبانى، عادات، آداب، نوع كردار و لباس تعبير كنيم مى توان گفت: مردم افغانستان به لحاظ تعدد اقوام از ويژگيهاى فرهنگى خاص خود برخوردار مى باشند، زيرا اقوام افغانستان هر كدام داراى زبان و گويش و عنعنات بومى خود مى باشد.

هزاره ها، ازبكها، پشتونها و تاجيكها هر كدام مختصات فرهنگى خود را دارند.

با مهاجرت افغانها به كشورهاى هم جوار، فرهنگ بومى آنها نيز تحت تأثير فرهنگ محيط قرار گرفتند به طورى كه باشندگان مناطقى چون هرات، فراه، نيمروز و مناطق مركزى و شمال و حتى برخى از شهروندان كابل تحت تأثير اصطلاحات و واژه ها و نوع حجاب و در يك كلام فرهنگ ايرانى و پاكستانى و برخى از كشورهاى ديگر قرار گرفته اند.

زنان و فرزندان افغانى برگشته از ايران معمولاً از پوشش و حجاب و كلمات و واژه هاى ايرانى استفاده مى كنند، پوشش چادر مشكى يا سياه، مانتو شلوار زنانه و گويش فارسى ايرانى و برگزارى مراسم عروسيها و ساير موارد خود گويايى از تأثير فرهنگ محيط مهاجرت به ايران مى باشند.

در رابطه با پناهندگان برگشته از پاكستان نيز وضعيت چنين است. به طور خلاصه بايد گفت: مهاجران افغانى برگشته از كشورهاى ديگر با سبد پر از رسم و سوغات فرهنگى، حتى در زمينه هاى هنرى و ورزشى و بهداشتى به وطن آمده اند. در ميان پوشش زنان و دختران و فرزندان افغانى در شهرهاى كابل، هرات، مزارشريف، با ميان و خيلى از نقاط ديگر بورقه كه به عنوان پوشش زنان شهرى كشور در گذشته بود كمتر ديده مى شود. فقط خانواده ها و زنانى كه در همه شرايط حاضر به ترك خانه هاى خويش نشدند و در شهر خود باقى ماندند و هم چنين خانواده هاى سنتى از حجاب محلى و بومى و ازجمله پوشش بورقه استفاده مى كنند.

7 / 1 ـ تراكم و رشد جمعيت شهرها

باپرچيدن خيمه هاى حكومت جهل و شكستن استوانه هاى نظام طالبان و ظهور نظام جديد سياسى تعداد زيادى مردم از داخل و خارج كشور به سوى شهرهاى عمده از جمله كابل و هرات و مزار شريف و قندهار روى آوردند.

در حالى كه در طول 25 سال گذشته به ويژه در ايام حاكميت مجاهدين و طالبان هر روز مردم شهرها را به سوى كشورهاى هم جوار و يا دهات اصلى خويش ترك مى كردند، شهرها هر روز از سكونت شهروندان خالى مى شدند و هر روز شهرها خلوت تر مى گشتند اما امروز شهرهاى عمده و مهم كشور با سيل از جمعيت روبرو است.

كابل كه جمعيتش چهار سال قبل نزديك به نيم ميليون نفر رسيده بود اما حالا به 5/4 ميليون نفر بالغ مى شود.

تراكم جمعيت شهرها پيامدهايى; چون گسترش بى رويه و نامناسب شهرها، فقر و بيكارى، ناهنجاريهاى اجتماعى، كمبود مسكن، افزايش اجاره بهاء آن و كمبود فضاهاى آموزشى، تفريحى، ورزشى، بهداشتى، درمانى و حتى وسايل حمل و نقل عمومى شهرى و افزايش ضايعات و زباله هاى شهرى و كاهش امكانات زندگى، آب برق و لوازم رفاهى، گرانى مواد خوراكى را در پى داشته است، متأسفانه در بسيارى از شهرهاى افغانستان; چون كابل تغييراتى در بافتهاى اجتماعى و فرهنگى و جغرافيايى آن البته به طور ناخواسته ايجاد شده است. به طور نمونه كابل از نظر بافت اجتماعى به سه قسمت عمده جغرافيايى غرب و شمال و شرق جنوب تقسيم شده است، در غرب كابل بيشتر هزاره ها و در شمال آن تاجيكها و شرق و جنوب بيشتر پشتونها جابه جا شده است.

البته اين تغييرات ممكن است، هم منافع و هم مضرات را در قبال داشته باشد، لذا خطر آن وجود دارد كه اگر فكر اساسى صورت نگيرد يكى از معضلات و مشكلات جدى افغانستان در آينده رشد و تراكم بى رويه جمعيت خواهد بود كه اين امر خود داراى آثار منفى و پيامدهاى سوء اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و امنيتى خواهد بود. به طورى كه اكثر خانواده ها در شهرهاى بزرگ از طريق كار در كنار سرك (خيابان) و يا دست فروش و امثال آن امرار معاش مى كنند. و فرزندان آنها نيز در زير خيمه ها و يا در خرابه ها متولد شده و در همان جا درس مى خوانند و بدبختانه با فقر و جهل بزرگ مى شوند.

هم اكنون، وضعيت فقر و بيكارى از جمله در شهر كابل به طورى جدى است كه طول و عرض سركها و پياده روهاى مركز شهر را فروشندگان البسه، مواد غذايى و كتاب فروشها و... اشغال نموده است.

اما نكته جالب كه از لحاظ اجتماعى به نظر مى رسد كاهش تنشها و حساسيتهاى قومى در ميان مردم شهرها و كوچه و بازار مى باشند; زيرا قبلاً تنشها و حساسيتهاى قومى به دلايلى وجود داشت و بسيارى از اقوام در سطح شهرها از جمله كابل و هرات تحقير و توهين مى گرديدند، اما حالا نسبت به گذشته اين تنشها كاهش چشمگيرى داشته است.

 (ادامه دارد)

صفحه  نخست درباره ما فصلنامه بشارت بولتن خبري افغانستان گفتگو در ساحل سرود شميم احساس
اهل بيت (ع) مقالات داستانهای قرآنی سایتهای افغانستان کتابخانه تازه های نشر گالري تصاوير
تمامی حقوق متعلق به سایت مؤسسه فرهنگی   است     www.bsharat.com