
حميدالله شريفي
|

مفهوم پرخاشگري
خانوادگي
و
پيامدهاي آن بر كودكان
|
گفت
وگوی آرام، منطقي،
سازگارانه همراه با حفظ
احترام والدين در فضاي خانه
را
از جهت رشد، بالندگي
و پرورش فرزندان
ميتوان به كاري
باغبان مهربان، آگاه
و پر تلاشي تشبيه كرد
كه با پرورش عالي بذر، سرزمين
زيبايي را در دامن طبيعت مي
آفريند. از طرف ديگر خشونت،
پرخاشگري، گفتگوي غير منطقي
پدر و مادر در محيط خانه
مانند طوفان وحشتناكي است كه
گلهاي سر زمين خانواده را
زود پژمرده ميكند.در اين
نوشتار پرخاشگري خانوادگي را
از نگاه كودكان بررسي مي كنيم
و به اين پرسش ميپردازيم كه
كودكان خانواده چه برداشتي از
خشونت خانوادگي دارد؟
پيامدهاي ناگوار خشونت بر
كودكان چيست و راهكارهاي به
حد اقل رسانند پيامدهاي منفي
خشونت خانوادگي بر كودكان
كدام است؟
مفهوم پرخاشگري
در روان شناسي پرخاشگري به
رفتاري اطلاق ميشود كه به
قصد آسيب رساندن (جسماني يا
زباني) به فردي ديگر يا نابود
كردن دارايي ديگران بينجامد.
در اين تعريف مفهوم قصد جزء
اصلي تعريف است به گونه اي كه
اگر بدون قصد آسيب زدن رفتاري
انجام بشود ولو اينكه آسيب
برساند پرخاشگري محسوب نمي
شود
خشونت خانوادگي:
بدرفتاري هر يك از زوجين با
ديگري كه به آسيب جسمي يا
رواني در طرف مقابل بينجامد.[1]
مخالفت
در نزد كودكان چه مفهومي
دارد؟
بطور فشرده مخالفت به شرط
آنکه
منطقي و آبرومندانه
باشد، به افراد کمک میکند تا
احساسات خود را بيان كنند، و
بدين سان تخليه رواني و
هيجاني نمايند، اهداف خود را
ابراز نمايند و به گوش مخاطبش
برساند، نظرات خود را منعكس
نمايد و شرايط درك متقابل را
فراهم كند. اما در نظر كودكان
مخالفت مفهوم ديگري دارد
بیشتر آنان به این فکر
میکنند که منظور پدر و مادر
شان اين است که بزرگترها
همدیگر را دوست ندارند، و حتی
ممکن است که فکر کنند که
میخواهند از همدیگر جدا
بشوند، در حالي كه كشمكش پدر
و مادر معمولا این معانی را
ندارد بدينجهت بسيارمهم است
كه فرزندان بدانند که
بزرگترها هم گاهی درست مثل
خود بچهها ، باهم دعوی
میکنند و در موقع دعوی ممکن
است که حرفهایی زده شود که
واقعا منظور آنها نباشد. بعضی
روزها بزرگترها خسته و کم
حوصله میشوند و شاید از دست
کسی عصبانی باشند، این وقتها
ممکن است در خانه بحث و
دلخوری و یا شاید دعوی پیش
بیاید. و براي كودكان تفهيم
شود كه اين مسائل چيزي خيلي
مهمي نيست كه آنان فكر مي
كنند،
و بايد توضيح داده شود
كه والدين همديگر را دوست
دارند و بچه ها را دوست
دارند. براي كودكان روشن شود
كه گفتگوي شان بيشتر مانند
دعواي بچه ها است كه گاهي قهر
مي كنند و دوباره آشتي
ميكنند. گريه مي كنند دوباره
مي خندند و بفهمانند كه
مخالفت، قسمتی از یک زندگی
است كه با گفتگو، کمک، محبت و
فهمیدن همدیگر برطرف ميشود.
پيامدهاي ناگوار خشونت
خانوادگي بر كودكان
كودكان به دليل تجاربي
كودكانه كه دارند از رفتارهاي
بزرگترها برداشتهاي كودكانه
دارند و بر اساس قدرت بينش و
توانمندي ذهني خود تحليل و
قضاوت ميكنند به همين دليل
آنها رفتار مثل گفتگو و بگو
مگوي خانوادگي را كه ممكن
خيلي عادي باشد بزرگ جلوه دهد
و مشكلاتي را براي خود
بيافرينند. همين مسائل سطح از
پيامدهاي را براي كودكان به
همراه دارد اما مشكلات كودكان
وقتي بيشتر ميشود كه مخالفت
بزرگترها با داد زدنها،
خشونت زباني، و يا پرخاشگري
بدني همراه است.
بیشتر بچهها از این دعواها
خیلی نگران میشوند. صداهای
بلند و کلمات نامهربان والدين
باعث میشود که آنها
1.
احساس ترس: در مشاهده خشونت
خانوادگي كودكان
احساس ترس پيدا
ميكنند،
كودكان كه در مرحله
تربيت و جامعه پذيري هستند
خانه و والدين خود را مأمن و
پناهگاه أمن مي بيينند كه در
هر شرايط ناگواري ميتوانند
به آنها پناه بگيرند و آرامش
بيابند ولي هنگامي كه خشونت
خانوادگي را ميبينند احساس
وحشت تمام وجود كودكان را فرا
ميگيرد كودكان تماشا ميكنند
كه مأمن شان در معرض خطر قرار
گرفته است، به دنبال ترس
احساس درماندگي ميكنند. بعدا
اين ترس را سرايت ميدهند به
ترس از موقعيت هاي ديگر
اجتماعي مثل ترس از مدرسه يا
فرار از مدرسه[2]
2.
غمگینی:
غم، اندوه از احساساتي است
در هنگام از دست دادن محبوب
به انسان دست مي دهد وقتي در
خانواده احساس خشم و خشونت را
مي بيند اين احساس به كودكان
دست ميدهد كه محبت والدين و
دوستي آنها را و حتي چه بسا
وجود والدين را از دست بدهند.
به دنبال غم انزوا و گوشه
گيري و احساس تنهايي هم به وي
دست مي دهد.
3.
احساس زيادي بودن: فرزندان با
ديدن كشمش خانواده فكر
ميكنند كه فرزندان موجودي
اضافي هستند كه سبب دعواهاي
خانوادگي شده است. فكر فرار
از خانه يا حتي فكر خود سوزي
و خودكشي بچه ها را آزار
برساند.
4.
احساس گناه و تقصير: برخي
موضوعات اختلافي اگر در باره
فرزندان باشد به كودكان اين
احساس دست مي دهند كه مقصر
اصلي خودشان هستند كه والدين
دعوا كردند، و اگر پرخاشگري
به پرخاشگري بدني برسد در اين
صورت احساس گناهكار بودن
كودكان بيشتر ميشود و از
درون خود را جزا ميدهد در
اين صورت عزت نفس، اعتماد به
نفس خود را از دست مي دهد و
از شخصيت متزلزل برخوردار ميشود.
5.
تيك يا جهش عضلاني: تيك يا
حركات ناگهاني، سريع، غير
ارادي،متناوب و تكراري كه
شبيه انقباض و تكان عضله يك
است. تيك در فرزندان راضي،
شاد،ايمن،و متعادل از نظر
رواني، عاطفي و هيجاني كمتر
ديده ميشود. بين شدت تيك و
شدت كششهاي عاطفي و هيجاني
همواره رابطة نزديكي وجود
دارد[3].
بدين جهت اختلافات خانوادگي
موجب كششهاي عاطفي و هيجاني
شده و اين مسئله به ممكن است
به تيك عضلاني منجر شود.
6.
مكيدن ناخن، جويدن ناخن،
اختلالات در خواب مثل بدخوابي
يا بيخوابي،
كابوس، وحشت شبانه و
راه رفتن در خواب، اختلالات
گوارشي مانند بي اشتهايي عصبي،پرخوري،
استفراع،
هزره خواري.
7.
واكنش هاي هيستريكي كه در
كودكان اغلب به صورت شكايات
جسمي مانند سر درد، درد
اعضا، دردهاي شكمي، تهوع و
استفراغ تظاهر ميكنند.
8.
حالت اضطراب: اضطراب نوعي ترس
بدون علت است كه منشأ معيني
ندارد. اضطراب وقتي حالت مرضي
به خود ميگيرد كه از طبيعي
بگذرد و با شدتي غير عادي
تعادل رواني فرد را مختل كند
9.
واكنش افسردگي دركودكان علت
افسردگي محروميت از مادر يا
كمبود محبت مادر بيان شده
است.[4]
10.
بيش فعالي: كمبود توجه و بي
دقتي، بي قراري و تحرك بيش
از اندازه كودكان ويژگي مهم
اختلال رفتاري كودكان بيش
فعال است..
عوارض بي شماري ديگري مثل افت
تحصيلي، شب ادراري، لكنت
زبان، يادگيري اجتماعي خشونت
و غير منطقي بودن،
بدگماني نسبت به
خانواده و اجتماع، شكل فرايند
رفتارهاي بزهكارانه
از جمله مهمترين
آنهاست.
راهكارهاي جلوگيري از پيامدها
1.
تلاش در بر قراري رابطه عاطفي
مثبت و تجلي آن در ابراز محبت
و دوري از كينه و نفرت و توجه
مثبت نامشروط به يكديگر.[5]
2.
مدارا با
افراد و برخورد ملايم
و آرام، مصاحبت نيكو و دوري
از تندي و شدت در روابط.
مدارا بيش از هر ويژگي ديگر
به كارآمدي مناسب و مطلوب
خانواده كمك ميكند. در
سفارشهاي اولياي دين بر
مدارا زن و شوهر با يكديگر
بسيار تأكيد شده است به مرد
توصيه شده است كه در شرايط با
زن مدارا كند[6]
زن را امانتي در دست مرد مي
داند، يا سرپرستي و خوشي و
سعادت زن در دست مرد است، يا
در صورتي كه زن در شرايط ضعيف
تري است وضع او را رعايت كند.[7]
3.
از نظر رفتاري تحمل و صبر در
برابر كژخلقي همسر، چشم پوشي
و گذشت درصورت بروز
رفتار نامعقول، مصاحبت نيكو،
احسان نيكو، دوري جستن از
توسل به زور و خشمگين ساختن
و آزار رساندن ، كمك
به همسر، و همراهي در علايق
و سليقه ها.
4.
توجه به ارزشهاي ديني در
خانواده؛ كسي كه از منظر
ديني به خانواده بنگرد
خانواده تقدس دارد و هرچيزي
كه اين تقدس را زيرپا بگذارد
مردود است، خشونت و
بگومگوي خانوادگي
علاوه بر اينكه بر خلاف طبيعت
نرمخويي و مدارا و انسانيت
است. شناخت وظايف و حقوق
متقابل اعضاي خانواده براساس
تعاليم اسلام ،پايبند بودن
به ارزشهاي اخلاقي، توجه به
ارزش فرو بردن خشم در گزاره
هاي ديني تا آنجا كه مي
فرمايد اگر فردي خشمناكي قادر
به رفتار پرخاشگرانه باشد ولي
خود را مهار كند و خشم خويش
را فرو نشاند خداوند در قيامت
قلب او را از آرامش و ايمان
سرشار خواهد كرد[8]
.
5.
توجه به اصل مشورت و كسب
توافق در خانواده:
مشاورت كردن با افراد
استفاده از تجارب و
يادگيري هاي ديگران است در
اسلام حتي در يك امر جزئي
مانند شير دادن نوزاد يا از
شير گرفتن او بايد بر اساس
مشورت و رضايت پدر و مادر
كودك باشد[9]
6.
برآوردن نياز جنسي: عدم
موفقيت در ارضاي جنسي
يكي از مسائلي است كه
مي تواند سبب اخلاف خانواده
شود. در روابط جنسي از زن
خواسته شده است كه در حد
امكان با مرد همراهي كند و از
مخالفت و درگيري در اين زمينه
خود داري نمايد.[10]
به مرد توصيه شده است كه توجه
به عواطف مثبت نياز زن را در
نظر گرفته و فقط به فكر ارضاي
نيازهاي خود نباشد.[11]
قال رسول الله صلي الله علي و
آله و سلم: خيركم خيركم
لنسائكم[12]
خوب ترين شما آن كسي است كه
باهمسر خود نيكو رفتاري كند.
[1]
بوستان،
نجفي، حسين، جامعه
شناسي خانواده ص 155.
[2]
روان شناسي كودكان
استثنايي،ص 204 و
205.
[5]
سالاري فر محمد رضا،
خانواده در نگرش
اسلام و
روان شناسي.
تهران،سمت، قم
پژوهشگاه حوزه و
دانشگاه 1384. ص 198
[6]
فانّهن
عوان عندكم . انهن
امانه فلا تضارّهن،
مجلسي، بحارالانوار
ج 72 ص 438.
[7]
خانواده
در نگرش اسلام و روان
شناسي
ص 197.
[8]
من
كظم غيظا و يقدر علي
امضائه حشي الله قلبه
امنا و ايمانا بوم
القيامه» . مجلسي
بحارالانوار ج 7 ص
33.
[10]
حر
عاملي، وسائل الشيعه،
ج 14، ص
8، 14،15 و
112
[12]
مستدرك وسائل ج 14 ص
255.