صفحه نخست درباره ما ارتباط با ما
 

نقش محبت در تربيت

سید ناصر هاشمی

 مقدمه
انسان تشنۀ محبت است و محبت حيات بخش دلهاست. هر کسي که خود را دوست دارد، مي¬خواهد محبوب ديگران نيز باشد احساس محبوبيت دل را شادمان مي¬گرداند.
محبت مفهومي است که بطور دو جانبه بررفتار مربي و متربي اثر مي¬گذارد. تا فردي کسي را دوست نداشته باشد، چگونه مي¬تواند او را تربيت کند. اصولاً نقش محبت در تربيت نقش کليدي است. از مهم¬ترين امور در تربيت و در برقراري ارتباط مؤثر بين مربي و متربي به شمار مي¬رود و بهترين نوع رابطه رابطه¬اي است که بر اساس محبت باشد؛ زيرا چنين رابطۀ طبيعي است و رابطه بر اساس زور و خشونت و هر رابطه ديگر غير طبيعي خواهد بود.
از مهمترين نياز¬هاي رواني کودکان برخورداري از محبت است. از آنجا که والدين، نخستين سرپرست فرزند است، لازم است به اين نياز فرزند توجه خاص داشته باشد و بدانند پاسخ¬گویي صحيح به اين نياز، اساس و پايه تربيت او را تشکيل مي¬دهد؛ زيرا ارضاي اين نياز، موجب آرامش رواني، امنيت خاطر، اعتماد به نفس، اعتماد به والدين و حتي سلامت جسمي او مي¬شود.
پيامبر اکرم(ص) مي¬فرمايد: «اُِِکثرو من قُبلة اولادکم فان لکم بکل قُبلة درجة في الجنة»
فرزندان خود را بسيار ببوسيد؛ زيرا با هر بوسه اي، براي شما درجه¬اي در بهشت فراهم مي¬شود.
بنا براين، اساس کار والدين که با فرزندان سروکار دارند، بايد لطف و رحمت و ابراز محبت نسبت به آنان باشد. در غير اين صورت نمي¬توانند ارتباط مناسبي که بستر رشد و تکامل است با فرزندان برقرار کنند و آنها را درست تربيت کنند. حتي بالاتر اين که برخورد خشک، خشن و تند موجب فروپاشي روحي و رواني و انحرافات اجتماعي خواهد شد.
ضرورت و اهميت محبت
محبت عامل پيوند و ايجاد همبستگي بين افراد است و اگر آن نبود الفت و انسي در بين انسانها نبود، هيچ فردي بار مسئوليت و زندگي ديگري را به عهده نمي¬گرفت، هيچ تعادل و ايثاري پديد نمي¬آمد.
اعمال محبت براي همه انسان¬ها، مخصوصاً در محيط تعليم و تربيت امر ضروري است چرا که محبت عاملي براي سلامت جسم و روان است و سبب شفاي فرد از نابسامانيهاي رفتاري اخلاقي و روشي براي غني ساختن روابط انساني و سلامت برخوردهاست.
خداوند در موارد بسياري در قرآن از محبت خويش ياد کرده است.
«فان الله يحب المتقين»(آل عمران، 3/ 76)؛ (زيرا) خداوند پرهيزگاران را دوست دارد.
«و الله يحب المحسنين» (آل عمران، 3/ 138)؛ و خداوند نيکوکاران را دوست مي¬دارد.
زبان ارتباط با انسان¬ها، به ويژه کودکان، زبان محبت است و با خشونت و بي محبتي نمي¬توان کسي را تربيت کرد.
اهميت روش محبت از اين جهت است که محبت اطاعت¬آور است و سبب همراهي مي¬شود.
پيامبر اسلام فرموده است: «والمرء مع من أحب» انسان با کسي همراه است که او را دوست مي¬دارد.
ميان محبت و اطاعت رابطه معيت وجود دارد، با ظهور محبت، اطاعت و همرنگي پيدا مي¬شود وقتي محبت والدين در دل فرزند بنشيند فرزند مطيع و پيرو آنها مي¬شود و از وظايف و تکاليفي که بر عهده او مي¬گذارند سرپيچي نمي¬کند.
محبت عامل مهم در سلامت روحي و اعتدال رواني فرزندان است. استواري شخصيت و سلامت رفتار آنان تا اندازه¬اي زياد به محبتي بستگي دارد که در دوره تربيت ديده اند. محيط خانواده آکنده از محبت، سبب تلطيف عواطف و رشد فضايل در فرزندان مي¬شود، فرزنداني که در محيطي با محبت پرورش مي¬يابند، به ارجمندي مي¬رسند و بهتر مي¬آموزند و ديگران را دوست مي¬دارند و در اجتماع رفتار انساني دارند. با گرماي محبت است که زندگي معنا مي¬يابد و چراغ استعدادهاي فرزندان شعله ور مي¬شود انگيزه تلاش و خلاقيت آنان فراهم مي¬گردد.
محبت به کودکان و نوجوانان يک شيوه¬اي اصيل انساني و اسلامي است پيامبر بزرگ اسلام، بچه¬ها را خيلي دوست مي¬داشت و به آنها مهر مي¬ورزيد و همواره مي¬فرمود: «احبوا الصبيان و ارحموهم» کودکان را دوست بداريد و با آنها رحيم و مهربان باشيد.
والدين بايد بطور قلبي و با رفتار خود به فرزندانشان نشان دهند که آنها را دوست مي¬دارند، اين رفتار سبب واکنش مثبت فرزندان مي¬شود و با اندکي بردباري نتايج پرباري را در بر خواهد داشت.
والدين مي¬خواهند در فرزندان تغيير به وجود بياورند، شخصيت آنها را شکل دهد و اعتقادات ويژه¬اي در ذهن آنان بپرورانند، چگونه مي¬شود بدون محبت و دوستي، ذهن فرزندان را به سوي تغيير در جهت مورد نظر آماده ساخت و بسوي رشد و کمال سوق داد؟
نياز کودکان به محبت
«انسان به فطرت خود نيازمند محبت است و با هيچ چيزي چون محبت نمي¬تواند آدمي را متحول ساخت و او را به سوي کمال سير داد. محبت سرمنشأ تربيت نفس¬ها و نرم شدن دل¬هاي سخت است، زيرا با هيچ چيز ديگر مانند محبت نمي¬تواند در دل آدميان راه برد و دل ايشان را به دست آورد و آنان را از سرکشي و نادرستي و پليدي باز داشت و به بندگي و راستي و درستي وا داشت.»
کودکان و نوجوانان حتي بزرگسالان به محبت نياز دارند و اين به علت انس، احتياج و ضعف و ناتواني فرد است. محبت در تعليم و تربيت کودکان فوق العاده ضروري است، اگر آنان از والدين خود محبت ببينند از مقداري از ناسازگاري¬هاي خود دست برمي¬دارند. روان شناسان حتي ريشه بسياري از انحرافات و کجروي¬ها را در کمبود محبت مي¬دانند و معتقدند مادام که اين نارسايي و کمبود در آنان جبران نشود امکان اصلاح در آنها نخواهد بود.
کودکان و نوجوانان بيش از بزرگان به محبت احتياج دارند. آنان همان طوري که غذا مي¬خواهند، به محبت و نوازش نيز نيازمند هستند. در پرتو محبت مي¬توان احساسات و عواطف کودکان و نوجوانان را به خوبي پرورش داد و از او انسان شايسته ساخت. مربي نمي¬تواند بدون تأمين اين نياز با متربي رابطه برقرار کند و پيام تربيتي خود را به او برساند. ابتدا بايد قلب متربي را فتح کرد و بعد بر عقل و انديشه او تأثير گذاشت. تا زماني که متربي محب مربي نباشد، مستمع او نخواهد بود.
انسان اسير محبت و محکوم آن است تا جايي که گفته اند: «الإنسان عبيد الاحسان» احسان و اظهار محبت و دوستي مي¬تواند انسان را تا سرحد بندگي به پيش ببرد.
پروردگار جهان بندگانش را دوست مي¬دارد و دوستي او عامل رشد و تربيت آنان است و پليدي¬ها را از روح و روان آنان مي¬زدايد. در قرآن کريم بارها از محبت خداوند به بندگانش ياد شده است خداوند به عنوان مربي به حضرت موسي(ع) مي¬فرمايد:
«وألقيت عليک محبه مني و لتصنع علي عيني» (سورۀ طه/39) و من محبتي از خودم را بر تو افگندم تا در برابر ديدگان من، ساخته شوي.
امام صادق (ع) مي¬فرمايد: محبت خداوند اين چنين بر شخصيت آدمي تأثير مي¬گذارد «إذا أحب الله عبدا ألهمه الطاعه و الزمه القناعه و فقهه في الدين»
زماني خداوند بنده¬اش را دوست بدارد:
1ـ اطاعت و فرمان پذيري را به وي الهام مي¬کند.
2ـ قناعت را در وي پرورش مي¬دهد.
3ـ بينش عميق ديني را در وي افزايش مي¬دهد.
والدين که بتوانند بين خود و فرزندانش پل دوستي برقرار سازند و با آنان صميمي گشته و برخوردي سرشار از شادي و اميد، محبت و بزرگواري داشته باشد، موفق¬اند است. اين شيوه در تربيت آنان تأثير فراواني خواهد داشت.
امام صادق(ع) فرموده است: «قال موسي(ع) يا رب اي الاعمال افضل عندک؟ قال: حب الاطفال فاني فطرتهم علي توحيدي» حضرت موسي عرض کرد چه اعمالي نزد تو برتر است؟
فرمود: دوست داشتن کودکان؛ زيرا من آنان را بر فطرت يگانه ام آفريدم.
پيغمبر اکرم(ص) فرمود: «ليس منا من لم يرحم صغيرنا و لم يوقر کبيرنا» کسي که به کودکان مهرباني و به بزرگسالان احترام نکند از ما نيست.
مؤثرترين و کارآمدترين روش در تربيت استفاده از محبت است. محبت جاذبه مي¬آفريند و انگيزه خلق مي¬کند، انسان¬هاي پرطلاطم و مخرب را آرامش مي¬بخشد و فرزندان نابهنجار و ناسازگار با محيط خانواده و اجتماع را آرام مي¬کند. فرزندان قبل از اين که در محيط خانواده به قانون و مقررات و... نيازمند باشند به مهر و محبت نيازمندند و سعادت و سلامت روحي آنها هنگام تأمين مي¬شود که محيط خانواده کانون عواطف، مهر، محبت، انس و الفت باشد، اگر پدر و مادر نتوانند به اين نياز مهم فرزند پاسخ دهند، احساس کم بيني در آنها رشد نموده و در آينده به انحرافات فردي و اجتماعي کشانده خواهد شد.
محيط خانواده بايد سرشار از محبت باشد تا فرزند در پرتو حرارت و گرمي آن به تلاش و کوشش بپردازد. محبت بسياري از مشکلات بر سر راه تعليم و تربيت را از بين مي¬برد، به خصوص کار فکري و فرهنگي نياز به محبت دارد. کاري که يک لبخند ساده انجام مي¬دهد، از تندي و خشونت ساخته نيست.
به قول علامه سيد اسماعيل بلخي:
دل که در وي عشق نبود حفرۀ تنگ است و بس
بي محبت يک جهان هم يک نفس تنگ است و بس
مولوي نيز مي¬گويد:
از محبت تلخها شيرين شود
از محبت مسها زرين شود
از محبت خارها گل مي¬شود
از محبت سرکه هامل مي¬شود
از محبت مرده زنده مي¬شود
وز محبت شاه بنده مي¬شود
برخي گمان مي¬کنند که بايد ديواري از ترس و وحشت بين مربي و متربي باشد تا تربيت جامه عمل بپوشد ولي غافل از اين که اگر ترس و وحشت بتواند به طور موقت سرپوش بر صفتهاي ناهنجار بگذارد تا وقتي اين اثر است که عامل ترس و وحشت نيز موجود باشد ولي به محض برطرف شدن آن، صفتهاي زشت با قدرت هرچه بيشتر که حاصل سرکوبي و انباشته شدن آن است خود را نشان خواهد داد.
ابراز محبت
يکي از نکات مهم در مسأله محبت به فرزند اين است که والدين تنها به محبت دروني اکتفا نکنند؛ زيرا محبت وقتي از راهکارهاي مؤثر در تربيت خواهد بود که والدين آن را ابراز و اظهار و فرزند را از محبت خود آگاه سازند و گرنه اصل محبت داشتن تنها براي محبت کننده مفید مي¬باشد نه براي محبت شونده. ابراز محبت، نکته¬اي است که معصومين عليهم السلام به آن سفارش و تأکيد زيادي کرده اند:
پيامبر اسلام(ص) مي¬فرمايد: «إذا احب أحدکم أخاه فليعلمه فانه أصلح لذات البين»
هرگاه يکي از شما برادرش را دوست داشت، اين دوستي را به اطلاع او برساند که اين کار براي دوستي و رابطه بين شما بهتر است.
روزي مردي در حضور امام باقر(ع) اظهار داشت:
«إني لأحب هذالرجل فقال له ابوجعفر(ع) فأعلمه فانه أبقي للمودته و خير في الالفه»
من فلاني را دوست دارم، امام فرمود: دوستي خود را به او اعلام کن، چرا که اين عمل در استحکام روابط شما تأثير ¬بسزايي دارد.
بنابراين پدر و مادر بايد با شيوه¬هاي مختلف، محبت خود را به فرزندان ابراز نمايند، محبت قلبي کافي نيست.
والدين کاردان و آگاه کسي است که مراتب دوست داشتن خود را به شکل مقتضي و قابل درک به فرزندان خود نشان دهند. وقتي فرزندان احساس کردند که والدين آنان را دوست مي¬دارند و به سرنوشت آنان علاقمندند و براي رشد و شکوفايي آنها مي¬کوشند و در راه خير و تربيت آنها از هيچ کوششي دريغ نمي¬ورزند، آنها نيز والدين خود را دوست مي¬دارند و تحت تأثير تربيت والدين خود قرار مي¬گيرند.
افراط و تفريط در محبت
روش محبت در تربيت زماني مفيد و کارساز خواهد بود که از اعتدال خارج نگردد و به افراط و تفريط کشيده نشود. کمبود محبت به سوي ناتواني و ناسالمي و ناهنجاري¬هاي رفتاري سوق مي¬دهد. محبتي که باعث رشد و شکوفايي فرزندان مي¬شود، محبتي است که معتدل و راستين و به دور از تکلف و تصنع و متناسب با سن و سال، وضع و حال فرزندان باشد.
«محبت در پرورش روح و روان کودکان همانند غذا براي پرورش جسم ضروري است. همان طوري که کمبود و يا زياده روي در غذا موجب عوارض نامطلوبي در جسم مي¬گردد، کمبود يا زياده روي در محبت، موجب اختلالاتي در روان کودکان خواهد شد»
اگر در گذشته براي تربيت کودکان و نوجوانان از روشهاي نادرست تربيتي همچون برخورد تحقيرآميز و وادار کردن آنها به کارهاي سخت، ناسزاگويي و ضرب و شتم در يک کلام بها ندادن به درک و شخصيت آنها، اعمال مي¬شد و عوارضي چون تندخويي و اضطراب، بدبيني، کينه توزي، خشونت، بذهکاري و ارتکاب جنايات را در پي داشت، امروزه در سايۀ پيشرفت علوم و پديد آمدن علم روان شناسي و روان کاوي و تحقيق در روش¬هاي تربيت کودکان و نوجوانان تلاش بر اين است تا با ارتباطات مهرآميز و مبتني بر محبت شاهد اين امور ناهنجار و ناپسند نباشيم. ولي والدين با افراط و دور شدن از حد اعتدال، با محبت و نوازش¬هاي غير واقع بينانه موجبات خصلت¬هاي ناپسند ديگري را در فرزندان فراهم مي¬کنند که حاصل روش نادرست آنان، افرادي پرتوقع، از خود راضي، ضعيف و زود رنجند که در برخورد با کمترين ناملايمات و مشکلات زندگي دچار يأس، عقده حقارت، ناراحتي¬هاي رواني و فشار شديد روحي گشته نهايتاً در زندگي تحصيلي و اجتماعي شکست خواهند خورد.
بنابراين والدين بايد فرزندان خود را صميمانه دوست بدارند، ولي با چشم واقع بين، عيبها و صفتهاي ناپسند آنها را نيز ببينند و خردمندانه، آنها را اصلاح کنند. اگر ارضاي غرايز و تمايلات طبيعي و ابراز علاقه و محبت امري است لازم، ولي بکارگيري درست و اعمال منطقي آن نيز مسأله¬اي است ضروري. تسليم شدن بي قيد و شرط در مقابل خواسته¬هاي نيک و بد کودکان و نوجوانان، مهرورزي به جاي تنبيه و توبيخ بجا نه تنها نتيجه مطلوب تربيتي ندارد، بلکه در شخصيت آنان لطمه جبران ناپذيري خواهد زد.
برابري در محبت
از نکات قابل توجهي که وجود دارد رعايت عدالت و مساوات مهر و محبت در بين فرزندان است. پدر و مادر بايد در محبت و عطوفت نسبت به کودکان هيچ گونه تبعيضي را بکار نبرد؛ زيرا اين کار به طور قهري موجب مي¬شود که احترام متقابل از ميان برود و به دل زدگي فرزند از محيط خانواده منجر گردد.
سيرۀ معصومين(ع) در اين زمينه بيانگر رعايت مساوات بين فرزندان و تفاوت نگذاشتن بين آنها، به ويژه در ابراز محبت است.
«پيامبر اکرم(ص) در حال سخن گفتن با ياران خود بود. کودکي وارد شد و به سوي پدر خويش که در کنار جمعيت بود، رفت. پدر دستي بر سر او کشيد و او را بر زانوي راست خود نهاد. اندکي بعد دختر آن مرد وارد شده و نزد پدر رفت. پدر دستي بر سر او کشيد و او را در کنار خويش بر زمين نشاند. پيامبر(ص) که برخورد دوگانۀ پدر را مشاهده کرد، فرمود: چرا او را بر زانوي ديگري خود ننشاندي؟ پدر او را بر زانوي خود نهاد. در اين هنگام پيامبر(ص) فرمود: اکنون عدالت را رعايت کردي.» و نيز رسول الله فرمود: «اعدلوا بين أبنائکم کما تحبون أن يعدلوا بينکم في البر و اللطف.» بين فرزندان به عدالت رفتار کنيد، چنان که دوست داريد در نيکي و محبت به شما به مساوات رفتار کنند.
بنابراين رعايت مساوات بين فرزندان، از نکات ضروري در تربيت آنهاست و رعايت نکردن آن آثار زيانباري بر جاي مي¬گذارد.
فوايد و آثار محبت
محبت به فرزندان داراي آثار خوب و فوايد و يادي است که برخي آنها عبارتند از:
1ـ محبت عامل شادابي و نشاط است. والدين هرچه به فرزند بيشتر محبت کند به شادماني خاطر او بيشتر مدد رسانده و او را بيشتر دلخوش ساخته است.
2ـ فرزند از اين طريق شيوه محبت به ديگران را ياد مي¬گيرد. فرزندي که مورد محبت واقع نشود، علاوه بر اين که دچار اختلالات جسمي، روحي و رواني خواهد شد، در يادگيري محبت نيز دچار مشکل مي¬شود و در آينده در محبت به ديگران نيز ناتوان خواهد بود.
3ـ زمينه اعتماد به نفس است. فرزندي که استقلال و اعتماد به نفس داشته باشد، براي حل مشکلات در انتظار ديگران نمي¬نشيند بلکه با همت عالي و اراده آهنين، وارد ميدان عمل مي¬شود و تا به هدف نرسد، دست از کوشش و فعاليت بر نمي¬دارد.
4ـ از انگيزه¬هاي قوي فعاليت فرزندان است فرزندي که محبت مي¬بيند بيشتر و زيادتر تن به کار مي¬دهد و عرصه تلاش، تحصيل و رشد را زيباتر مي¬بيند.
5 ـ با محبت به فرزند مي¬توان علاقه او را به خود جلب کرد و در نتيجه فرزند به والدين خود اعتماد و اطمينان مي¬کند و با او ارتباط برقرار مي¬کند و از آنها حرف شنوي دارد و از اين طريق زمينه تربيت فراهم خواهد شد؛ زيرا اصولاً انسانها به ويژه کودکان و نوجوانان سر در گرو محبت دارند و محبت کننده خود را دوست دارند و مطيع فرمان او هستند.
حضرت علي(ع) در اين زمينه مي¬فرمايد: «قلوب الرجال وحشيه فمن تألفها أقبلت عليه» قلبهاي انسانها وحشي است هر کس به آنها محبت کند به او روي خواهند آورد.
نتیجه:
والدين که به فرزندانش محبت بورزند آنان به سخنان آنها با توجه بيشتري گوش فرا مي¬دهند. والدين از طريق محبت مي¬توانند با فرزندان ارتباط عاطفي و صميمي برقرار کنند و آنها را به کارهاي مطلوب و انجام دادن عمل نيک وادار نموده و از کارهاي ناشايست باز دارند و اين خود گامي در راه وصول به کمال و تربيت مطلوب است.


 

 

 
صفحه نخست درباره ما فصلنامه بشارت بولتن خبري افغانستان گفتگو زن و خانواده در ساحل سرود شمیم احساس
اهل بيت (ع) مقالات داستانهای قرآنی سایتهای افغانستان کتابخانه تازه های نشر مهدویت گالري تصاوير
تمامی  حقوق متعلق به سایت مؤسسه فرهنگی بشارت است     www.bsharat.com