|
|||||||||||||||||
اسماعیل
دانش
چكيده
انتظارتركيبي از
ايمان و اعتقاد به مباني دين و ولايت امام زمان(عج) است؛ به معناي چشم به راه بودن
و نوعي اميد داشتن به آيندهاي است كه در آن ظلم و بيعدالتي نباشد و اميد داشتن
به آمدن رهبري است كه جهان را پر از عدل و داد ميكند.
پيرامون
انتظارتفسيرهاي مختليف صورت گرفته كه عبارتاند از: انتظار، مذهب اعتراض؛ كه دامنه
اعتراض و رسالت منتظران در اين نظريه روشن نشده است.
انتظار، مذهب احتراز؛
طبق اين برداشت، براي ظهور امام زمان(عج) بايد ظلم و فساد را گسترش داد و نبايد امر
به معروف و نهي از منكر كرد. اين نظريه
با روايات مختلف منافات دارد و همچنين با اصل مسلم اسلام كه امر
به معروف و نهي از منكر است، سازگاري ندارد.
انتظار، مذهب پويا،
صحيحترين تفسير از
انتظار است كه مباني آن فطرت انسان و آيات و روايات است. انتظارپويا، نقش سازندهاي
در زندگي سياسي واجتماعي منتظران دارد كه عبارتاند از اميدواري،اصلاح طلبي،
نگهباني از ايمان، عامل مقاومت و بقاي اسلام، فرو ريختن هيبت دنياي
استكبار، توان مقاومت در برابر هر گونه انحرافات و ايجاد توازن بين
نااميدي و اميد.
كليدواژه ها:انتظار،مذهب، اعتراض،احتراز،پويا،مقاومت،اصلاح،استكبار،منتظرو...
طرح مسأله
انتظار، تركيبي است از ايمان و اعتقاد به مباني
دين و ولايت قطب عالم امكان، امام زمان(عج)كه درسرشت وفطرت انسانها قرارداده شده
وحديث نفس همه انسانها است.
انتظار، چلچراغ اميدي است در دهليزهاي بيفروغ
قلبهايي كه گذرگاهِ احساس، جهاد، مقاومت، حركت، ايثار و شهادت است؛ شعلهاي است
برافروخته از عشق و نشأت گرفته از ولايت.
انتظار، اعلان تنفر از همه مفاسد، تبعيضها،
بيعدالتيها و تباهيهاست، كه ظهور آن يگانه منجي عالم را به تأخير مياندازد.
طبيعي است كه چنين انتظار پويايي روح اميدواري،
اصلاحطلبي، توان و نيروي مبارزه و مقاومت در برابر هر گونه انحرافات را در منتظران
واقعي ايجاد مي كند؛ هيبت دنياي استكبار را فرو مي ريزد؛ ميان نااميدي و اميد توازن
به وجود مي آورد؛درطول تاريخ حيات پرافتخارمسلمانان،انتظاروعقيده به ظهورحضرت مهدي(عج)ازمهم
ترين عاملي بوده است كه مسلمانان وجامعهمنتظران رادربرابرحكومت هاي جوروستم
ونظامهاي استكباري محفوظ نگهداشته وعزمهاي شان رادرجهت تحقق بخشيدن آرمانهاي ديني
استوارترنموده است.نهرونخست وزيرسابق هندمي گويد:«همين اميدوانتظاراست كه درمحيط
هاي ستمگري وبيداد ها،معتقدين راپايداروثابت مي دارد.هرمذهب ومسلكي كه اميددرآن
بيشترباشدپايدارتراست وازشكستهاومحروميتها دلسردوشكسته خاطرومتوقف نمي گرددوباعث
حيات وبقاءوپيشرفت اسلام،همين عقيده است كه ازروح امامت وپيروي ازآن سرچشمه مي گيرد.سربقاي
شيعه وگسترش آن،درميان دشمن هاي داخلي وخارجي همين است...» ازاين رو، منتظران واقعي
انسانهاي هسند كه همواره دربرابرطاغوت ونظامهاي ضدديني درحال مبارزه باجان،مال
وانديشه مي باشندوهر لحظه در انتظار انفجار قطعي نظامهاي ضد استكباري به سر
ميبرند و براي حضور و شركت در انقلاب جهاني كه با شمشير علي(ع) و زره پيامبر
اعظم(ص) و به دست توانمند فرزند پيامبر(ص) و علي(ع) بر پا ميشود، در حال
آمادهباش، شب و روز را سپري ميكنند.
بنابراين، ضروري است كه درباره اين انتظار بحث شود
به اين گونه پرسشها پاسخ داده شود. كه انتظار چيست؟ آيا انتظار مذهب اعتراض است يا
مذهب احتراز؟ و يا اين كه مذهب پويايي؟ اثرات ونقش انتظار پويا و سازنده در زندگي
فردي، سياسي و اجتماعي چيست ودرپايداري جنبش هاي اسلامي چه نقش دارد؟ مقاله
حاضر،پژوهش كوتاهي براي يافتن پاسخ به چنين پرسشهايي است.
واژهشناسي
ازشيوه هاي رايج ومطرح درمباحث مختلف علمي تعريف
واژهاي مهمي است كه دربحث مطرح شده است.ازاين رو لازم است نخست واژهانتظارتعريف
گردد.
1ـ معناي لغوي: «انتظار» در لغت، به معناي چشم به راه بودن، ديدهباني،
درنگ در امور و نوعي اميد داشتن به آينده است و همچنين به حالت رواني كسي گفته
ميشود كه از وضع موجود خسته شده است و براي ايجاد وضع بهتري تكاپو و تلاش ميكند.
2ـ معناي اصطلاحي: «انتظار» در اصطلاح عبارت است از اميد به آيندهاي
كه در آن ظلم، بيعدالتي، تبعيض و زشتي نباشند و جهان از آنها رهايي يافته باشد و
عدالتگستري بر گيتي حاكم باشد . بنابراين، انتظار يعني اميد به آمدن منجي كه جهان
را پر از عدل و داد كند و آسايش، صلح، امنيت و عدالت را بر آن حاكم گرداند.
انتظار و ديدگاهها
ديدگاههاي گوناگوني درباره انتظار وجود دارد.
براساس برخي ازنگاههاي سطحي، انتظار نه تنها اثر سازنده ندارد، بلكه مضر و منحرف
كننده است و جامعه را به تباهي ميكشاند.
برخي، انتظار را با خصوصيات و شرايط ويژهاش
درنظرگرفته است كه برايندآن،راه روشن و پرفروغي است كه همه انسانها در پرتوِ آن
به سعادت و تكامل ميرسند،فرد و جامعه راسرشارازآرمان هاي ديني ميكند. بنابراين
،برداشتهاي گوناگوني از انتظار شده است كه به طوراختصاربه آنها اشاره مي شود:
الف) انتظار، مذهب اعتراض
دكتر علي شريعتي، انتظار را مذهب اعتراض به وضع
موجود و حركت به سوي وضع مطلوب دانسته است:
«انتظار مذهب اعتراض است. منتظر، معترض به وضع موجود و خواستار وضع
مطلوب است. مذهب انتظار، مذهبي است كه حرف دارد و ميتواند كاري انجام دهد. اين
منتظر، به آنچه هست دل نميبندد و به آنچه كه بايد باشد ميانديشد. او مهاجم به ظلم
است و اين اعتراض ريشه در يك مبارزه و ندايي تاريخي دارد»
.
در نگرش دكتر شريعتي انتظار، مذهب اعتراض به وضع
موجودي است كه در آن ظلم و ستم و بيعدالتي است و در ضمن خواستار وضعيت بهتر و
مطلوب است و منتظر مهاجم به ظلم و ستم است.
نقد وبررسي
آنچه دكتر شريعتي درباره انتظار بيان كرده است
قابل تقدير است؛ اما پرسشي كه فراروي نظريه «انتظار مذهب اعتراض» وي قرار دارد اين
است كه اولاً، دامنه اين اعتراض تا كجاست؟ ثانياً، پيامد اين اعتراض چيست و چه باري
بر دوش منتظران ميگذارد و اين نفي با چه اثباتي ميتواند همراه باشد؟ علاوه بر
اينكه اين پرسشها در اين نظريه بدون پاسخ مانده است، ارتباطي هم با معناي انتظار
ندارد؛ زيرا انتظار، اميد داشتن به
به آينده اي است كه ظلم ،فساد و بي عدالتي درآن نباشد و با آمدن رهبري الهي
جهان پر از عدل و دادمي گردد. پس اين نظريه نميتواند به صورت يك نظريه جامع و كامل
مطرح باشد.
درباره پرسش اول بايد گفت، آرمانهاي ديني از
تكامل و شكوفايي استعدادهاي آدمي فراتر و بالاتراند؛ زيرا هنگامي كه انسان به
تكامل ميرسد باز اين پرسش مطرح است كه در كدام جهت بايد مصرف شود؛ در جهت رشد يا
زيان؟
درباره پرسش دوم نيز ميتوان چنين گفت: منتظر ظهور
حضرت مهدي(عج) آماده است براي ظهور و حاكميت او زمينهسازي كند. چنان كه در روايت
نيز آمده است: «و يوطئون للمهدي سلطانه»
.
ب) انتظار، مذهب احتراز
برخي از «انتظار» برداشت ناصوابتري كردهاند، و
آن را مذهب احتراز پنداشتهاست. براساس اين نگرش، منتظران بايد گوشهگيري نمايند و
در برابر فسادها و بيعدالتيها از خود حركت و خيزشي انجام ندهند. مير فطروس
ميگويد:
«انتظار، مذهب احتراز است؛ مذهبي است كه منتظر را به گوشهگيري
ميكشاند و مانع تلاش ميشود؛ مذهبي است كه نميتواند كاري صورت دهد؛ پس دهنكجي
ميكند و كنار ميكشد».
امام خميني(ره) كه از اين برداشت تخريب كننده، رنج
ميبرد و انحرافات آن را به خوبي پي برده بود، اين ديدگاه را چنين تبيين ميكند:
«بعضيها انتظار فرج را به اين ميدانند كه در مسجد، حسينيه و منزل
بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان را از خدا بخواهند... يك دسته ديگري بودند كه
انتظار فرج را ميگفتند اين است كه ما كاري نداشته باشيم به اينكه در جهان چه
ميگذرد، سر ملتها چه ميگذرد، بر ملت ما چه ميگذرد، به اين چيزها ما كاري نداشته
باشيم. ما تكليف خودمان را عمل ميكنيم. براي جلوگيري از اين امور هم خود حضرت
بيايند ان شاء الله درست ميكنند... يك دستهاي ميگفتند كه خب، بايد عالم پر از
معصيت بشود تا حضرت بيايد. ما بايد نهي از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم، تا
مردم هر كاري ميخواهند بكنند، گناه زياد بشود تا فرج نزديك بشود».
طرفداران اين نظريه بر اين باوراند كه فعلاً كاري
از ما ساخته نيست و بايد در انتظار ظهور بود و اصولاً حكومت واحد جهاني حضرت(عج)
زماني تحقق پيدا ميكند كه جهان پر از ظلم و ستم شود.
دسته ديگر از اين هم پا را فراتر نهاده و
ميگويند: بايد به ترويج گناه و فساد در جامعه دامن زد و مردم را به گناه دعوت كرد
تا دنيا پر از فساد و ظلم و جور شود؛ در نتيجه حضرت مهدي(عج) ظهور ميكند.
عوامل پيدايش اين نظريه
عوامل گوناگوني سبب پيدايش اين نظريه شده است. به
صورت اجمالي به تبيين برخي از آنها ميپردازيم:
1.
تحريف معناي انتظار: مفهوم واقعي انتظار، مسئوليتساز و تكليفآفرين
است. منتظران حقيقي همواره مزاحم طبقه حاكم بودند؛ از اين روي دستهاي نامرئي طبقه
حاكم براي حفظ موقعيت خود كوشيدند تا انتظار معناي واقعي خود را از دست بدهد و
منتظران نيز چنين كردند. درباره تحريف
آموزههاي ديني انگيزههاي سياسي هميشه دخالت داشته است؛ و حاكمان انديشههايي را
كه موجب براندازي و تضعيف حكومتشان ميشد، تحريف ميكردند.
2.
برداشت ناصواب از روايات: يكي از عوامل پيدايش اين نظريه، برداشتهاي
غلط و نادرست از رواياتي است كه از ظهور حضرت خبر ميدهند. در اين روايات آمده است
كه ظهور امام زمان(عج) هنگامي است كه جهان پر از ظلم و جور گردد.
برخي از اين احاديث نتيجه گرفتهاند كه وجود ظلم و ستم پيش از ظهور، يك امر
قهري و طبيعي است و مقدمه ظهور و فرج است؛ بنابراين، نميتوان با مقدمه ظهور مبارزه
كرد و از امر به معروف و نهي از منكر كه اصل مسلم اسلام است، سخن گفت.
نقد و بررسي
نظريه «انتظار، مذهب احتراز» خدشهپذير است؛ زيرا
اينكه ميگويند: « ما كاري نداشته باشيم به اينكه در جهان بر ملتها چه ميگذرد.»
اولاً با چند دسته از روايات معتبر سازگاري ندارد.
دسته اول: روايات فراوان و معتبري از شيعه و سني
وجود دارند كه در آنها آمده است: بايد به ياري مظلومان شتافت؛ از جمله در روايتي
آمده است: «من اصبح ولايتهم بأمور المسلمين فليس بمسلم»؛
كسي كه صبح كند و به امور مسلمانان توجهي نكند، مسلمان نيست.
دسته دوم: برداشت و نظريه «انتظار، مذهب احتراز»
با روايات زير نيز منافات دارد.
در روايت آمده است: «كسي از امام صادق(ع) پرسيد:
چه ميگوييد درباره كسي كه داراي ولايت پيشوايان است و انتظار ظهور حكومت حق را
ميكشد و در چنين حالي از دنيا ميرود؟ آن حضرت در پاسخ، فرمود: «هو بمنزلة من كان
مع القائم في فسطاطه ثم سكت هنيئة ـ ثم قال هو كمن كان مع رسول الله(ص)»؛
او همانند كسي است كه با رهبر اين انقلاب در خيمه او بوده باشد. سپس سكوت
كرد و فرمود: مانند كسي است كه با پيامبر(ص) در مبارزاتش همراه او بوده است.
اين مضمون، در روايات با تعبيرات گوناگوني نقل شده
است. در برخي از احاديث اين تعبير آمده است: «بمنزلة الضارب بسيفه في سبيل الله»؛
همانند شمشيرزني در راه خداست.
در برخي از احاديث آمده است: «كمن فارع مع رسول
الله بسيفه»؛ همانند كسي است كه در
خدمت پيامبر(ص) با شمشير بر مغز دشمن بكوبد.
در حديثي آمده است: «بمنزلة من كان قاعداً تحت
لواء القائم»؛ همانند كسي است كه زير
پرچم قائم بوده باشد.
در برخي احاديث آمده است: «بمنزلة المجاهدين بين
يدي رسول الله(ص)»؛ همانند كسي است كه
پيش روي پيامبر(ص) جهاد كند.
در برخي احاديث نيز چنين آمده است: «بمنزلة من
استشهد مع رسول الله(ص)»؛ همانند كسي
است كه با پيامبر(ص) شهيد شود.
چنين تشبيهاتي كه درباره منتظران ظهور مهدي(عج)
وارد شده است، حكايت از اين ميكند كه نوعي رابطه و تشابه ميان انتظار، جهاد و
مبارزه وجود دارد.
مذهب احتراز ميگويد: «عالم بايد پر از معصيت شود.
نبايد امر به معروف و نهي از منكر كنيم.» در پاسخ ميگوييم: اولاً، اين برداشت با
فلسفه انتظار منافات دارد؛ زيرا فلسفه انتظار حل نشدن و تسليم نشدن در برابر
آلودگيهاي محيط و جامعه است.
آيت الله مكام شيرازي ميفرمايد:
«انتظار ظهور مصلحي كه هر قدر دنيا فاسدتر شود اميد ظهورش بيشتر
ميگردد، اثر فزاينده رواني در معتقدان دارد، و آنان را در برابر امواج نيرومند
فساد بيمه ميكند. آنان با گسترش دامنه فساد مأيوس نميشوند، بلكه به مقتضاي «وعده
وصل چون شود نزديك؛ آتش عشق تيزتر
گردد» وصول به هدف را در برابر خويش ميبينند و كوشش و تلاششان براي مبارزه با فساد
و يا حفظ خويشتن با شوق و عشق زيادتري تعقيب ميگردد».
ثانياً، امر به معروف و نهي از منكر، يكي از اصول
مسلم و از ضروريات اسلام و مورد اتفاق عالمان ديني است. قرآن كريم ميفرمايد:
«كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلْنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ
وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ»؛ شما بهترين امتي هستيد كه
براي انسانها پديدار شده است. امر به معروف و نهي از منكر ميكنيد و به خدا ايمان
داريد.
از نظر اسلام، امر به معروف و نهي از منكر بر هر
كسي كه توان و قدرت دارد و ضرري متوجه جانش نميشود واجب است.
پيامبر اسلام(ص) ميفرمايد:
«بايد امر به معروف و نهي از منكر كنيد، و گرنه خداوند بدترين و
شرورترين شما را بر نيكان و پاكانتان چيره ميكند و دعاي خوبانتان را مستجاب و روا
نميگرداند».
امام صادق(ع) ميفرمايد: «و الامر بالمعروف و
النهي عن المنكر واجبان علي من امكنه ذلك و لم يخف علي نفسه و لاعلي اصحابه».
بيگمان امر به معروف و نهي از منكر با انتظاري
سازگاري دارد كه تكليفساز باشد، نه تكليفسوز.
در پاسخ رواياتي كه از جهانِ سرشار از ستم خبر
ميدهند، ميگوييم: اولاً، اين چنين روايات از جهاني پر از ظلم و ستم سخن ميگويند،
نه جهاني پر از ظالم؛ بين جهان پر از ظلم و جهان پر از ظالم فرق است؛ زيرا اگر
گفتيم جهان پر از ظلم است، چه بسا ظلمهايي جهاني از ظالماني محدود و قابل شمارش به
وجود آمده باشد؛ چنانكه در عصر ما بسياري از ظلمها و بيعدالتيهايي كه صورت
ميگيرد به حاكمان و گروههاي مشخصي مربوط ميشود، نه به همه مردم. احاديثي هم كه
از جهان پر از ظلم خبر ميدهند بدين معنا نيستند كه همه افراد ظالم شوند و جهان را
سرشار از ظلم كنند.
ثانياً، براساس آية «وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِي
الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ
الصَّالِحُونَ»؛¬ در زمان ظهور منجي
عالم بشريت، صالحان و مستضعفان وارث و حاكم روي زمين ميشوند. اگر مراد از فراگير
شدن ستم اين باشد كه به طور كلي افراد صالح پيدا نميشوند، پس با آيه مذكور و آيات
ديگر قرآن كه از حاكميت مستضعفين در عصر ظهور گزارش ميدهند تعارض خواهد داشت.
بنابراين، رواياتي كه با صريح آيات قرآن در تعارض باشند، قابل قبول نيستند.
ثالثاً، از ظاهر رواياتي كه از گسترش ظلم و ستم
خبر ميدهند، به دست ميآيد كه فراگير شدن ظلم و ستم به معناي گسترش ظلم طبقه حاكم
است؛ زيرا لازمه ظلم و ظالم بودن، وجود مظلوم است.
طبق اين نگرش زمان ظهور حضرت مهدي(عج) هنگامي
خواهد بود كه ظلم طبقه حاكم در ابعاد مختلف زندگي مردم شدت يافته و فراگير شده
باشد. طبق اين معنا، هيچگاه مسئوليت مبارزه با ستم و جانبداري از عدالت، از افراد
صالح و مستضعف كه ميخواهند وارث حكومت زمين گردند، سلب نميشود.
ج) انتظار، مذهب پويا
انتظار پويا، تركيبي از ايمان و اعتقاد قلبي به
ولايت و ظهور قطب عالم امكان است، كه آرزوي آمدن منجي و حاكم گردانيدن عدل مطلق را
بر پهناي گيتي در قلبهاي عاشق ميپروراند و به جايگزين شدن حكومت عدل و عدالت به
جاي حكومتهاي جور، اميد ميآفريند. انتظار به اين معنا، صحيحترين و كاملترين
برداشت و تفسيري است كه ذوق و شوقي براي نايل شدن به دنياي پاك و مسالمتآميز در
سايهسار زلال منجي عالم بشريت ايجاد ميكند.
انتظار پويا، انزجار و تنفر از همه مفاسد و
تباهيهايي است كه ظهور آن امام را به تأخير مياندازد و تلاش و كوششي است در جهت
مهيا كردن خود و جامعه براي درك و تحمل ظهور آخرين سفير الهي؛ شعله برافروختهاي
است در قلبهاي منتظران كه هم سوخت و سوزي است از فراق يار و هم نوري است پرفروغ
براي آينده روشن و پراميد. اين انتظار در فطرت و اعماق سرشت آدمي جاي دارد.
ازمنظرآيه
الله صافي گلپايگاني:« اين نوع انتظار،شخص را متعهدومسؤل مي سازدكه براي تحقق
هدفهاي اسلام وعملي شدن برنامه هاي ديني
بدون هيچ گونه يأس ونااميدي وضعف وسستي،شب
وروزكوشيش وتلاش نمايدوفداكاري وجان فشاني كند
تاگامي به سوي مقا صدعاليه اسلام بردارد.اين
انتظار،شخص رامحكم ومقاوم،بااراده،نفوذناپذير،مستقل،شجاع وبلند همت مي سازد.اين
انتظار،لفظ نيست،گفتن نيست؛عمل است،حركت است،نهضت ومبارزه وجهاداست،
صبروشكيباي ومقاومت است.»
مباني انتظارپويا
انتظارپويا، مباني مختلف وگوناگوني داردكه اينك به
بيان برخي ازعمده ترين مباني آن پرداخته مي شود:
فطرت انسانها
انتظار فرج، يك مسئله فطري است كه با سرشت آدمي
عجين است و عمري به درازاي عمر آفرينش انسانها دارد؛ زيرا با وجود اختلافاتي كه در
ميان ملتها و امتها در نحوه فكر، آداب و رسوم، آرا و تمايلات و خواستههاي باطني
مردم وجود دارد، عشق به صلح و عدالت جهاني خواسته همه آنان است.
آيت الله مكارم شيرازي ميفرمايد:
«عشق به اين موضوع، مربوط به اعماق وجود آدمي است. گاهي به گونهاي
پررنگ و گاهي هم كم رنگ. يعني انسان از دو راهِ عاطفه و خرد، در برابر چنين
مسئلهاي قرار ميگيرد و سروش اين ظهور را با دو زبان «فطرت و عقل» ميشنود.
ايمان به ظهور مصلح جهاني جزيي از عشق به آگاهي،
عشق به زيبايي و عشق به نيكي (سه بعد از ابعاد چهارگانه روح انسان) است كه بدون
چنين ظهوري، اين عشقها به ناكامي ميگرايد و به شكست محكوم ميشود».
علاقه انسان به پيشرفت و تكامل، به دانايي و
زيبايي، به نيكي و عدالت، علاقهاي است اصيل، هميشگي و جاوداني، و انتظار ظهور يك
مصلح بزرگ جهاني آخرين نقطه اوج اين علاقه است.
چگونه ممكن است عشق به تكاملِ همه جانبه در درون
جان انسان باشد و چنان انتظاري نداشته باشد؟ مگر پياده شدن تكامل جامعه انساني بدون
آن امكانپذير است؟... اگر تشنه ميشويم و عشق به آب داريم دليل بر آن است كه «آبي»
وجود دارد كه دستگاه آفرينش تشنگي آن را در وجود ما قرار داده است. اگر عشق به
زيبايي و دانايي داريم، دليل بر اين است كه زيباييها و داناييها، در جهان هستي
وجود دارد.
نتيجه ميگيريم كه اگر انسانها انتظار مصلح بزرگي
را ميكشند كه جهان را پر از صلح و
عدل و داد كند، دليل بر آن است كه چنان نقطه اوجي در تكامل جامعه انساني امكانپذير
و عملي است كه عشق و انتظارش در درون جان ماست.
عموميت اين اعتقاد در همه مذاهب نشانه ديگري بر
اصالت و واقعيت آن است؛ زيرا چيزي كه زاييده شرايط خاص و محدودي است، نميتواند
عمومي باشد، تنها مسائل فطري از چنين عموميتي برخوردارند. اينها نشانه آن است كه
اين نغمه از زبان عواطف و سرشت آدمي در جان او سر داده شده است كه سرانجام مصلحي
بزرگ و جهاني همه گيتي را زير پرچم صلح و عدالت قرار خواهد داد.
اگر انسانها در انتظار ظهور مصلح جهاني به سر
ميبرند تا بيايد و جهان را پر از عدل و داد كند، دليل بر آن است كه علاقه به ظهور
آن يگانه منجي در درون جان يكايك بشر نهفته است.
بنابراين، سرشت و فطرت انسانها با انتظار عجين گشته است، و ازاين
روهمهانسانها به نحوي درانتظار منجي به سرمي برند.
قران كريم
آيات فراواني دلالت دارند بر اينكه مردم بايد در
انتظار ظهور حضرت مهدي(عج) به سر ببرند و انتظار آمدن او يك تكليف الهي است. قرآن
كريم ميفرمايد: «قُلِ انتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ»؛
بگو منتظر باشيد كه ما هم منتظريم. همچنين ميفرمايد: «فَتَرَبَّصُوا إِنَّا
مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ»؛¬ منتظر
باشيد، ما هم با شما منتظريم. در جايي ديگر ميفرمايد: «فَانتَظِرُوا إِنِّي
مَعَكُم مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ»؛
منتظر باشيد كه من هم با شما منتظريم.
آيات ياد شده، انتظار فرج را به صورت «امر» كه
نشانه وجوب است بيان كرده است. بنابر روايات فراوان، اين آيات درباره انتظار ظهور
حضرت مهدي(عج) تأويل شده است.
قران كريم به مساله انتظاركه درزبورمطرح شده است
نيزتصريح داردومي فرمايد:«ولقدكتبنا فيالزبورمن بعدالذكران الارض يرثها
عباديالصالحون؛مادرزبوربعدازذكر(تورات)نوشته ايم كهسرانجام زمين رابندگان شايسته
مابه ارث مي برند»
روايات معصومان
روايات فراوان وجود دارد كه انتظار ظهور امام
زمان(عج) را بيان كرده است؛ از جمله اينكه:
1.
شيخ صدوق(ره) در كتاب «اكمال الدين» به سندي از عبدالعظيم حسني آورده
است: «نزد سرورم حضرت محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي
بن ابيطالب(ع) رفتم و خواستم درباره قائم(عج) از آن حضرت سؤال كنم كه آيا همان مهدي
است يا غير او؟ خود آن حضرت شروع كرد به سخن گفتن و به من فرمود: اي ابوالقاسم! به
درستي كه قائم از ماست و اوست مهدي كه واجب است در زمان غيبتش در انتظارش باشند و
از ظهورش اطاعت شود».
2.
علامه مجلسي(ره) در ذيل روايتي كه امر به مرزباني در زمان غيبت ميكند
بيان ميدارد: «يجب علي الشيعه ان يربطوا انفسهم علي طاعه امام الحق و انتظار فرجه
و يتهيّوا لنصرته»؛ بر شيعه واجب است
كه گوش به فرمان امام برحق باشد و در انتظار فرجش به سر برد و براي ياري او آماده
باشد.
نقش
انتظار پويا
انتظار پويا،بسان خوني در رگ زندگي انسان است؛
قلبي در تاريخ تكاملي بشريت است؛ خط بطلاني بر همه كفرها، نفاقها، ظلمها،
بيعدالتيها و هوچيگريها است. انتظار پويا «بهترين عمل نزد خداوند»
و «با فضيلتترين عبادت» است.
انسانِ منتظر «از همه مردم در همه عصرها فاضلتر است». چنين انتظاري اثرات فراواني
در زندگي انسان منتظر خواهد داشت. كه به چند اثر اشاره ميكنيم:
اميدزا
و عامل حركت
انتظار پويا به معناي اميد و آرزو است.
اميد و آرزو در زندگي انسان از مؤثرترين عوامل حركت و مقاومت است. جوهره اين
اميدواري، خوشبيني نسبت به آينده است كه پشتوانه آن مژدههاي قطعي خداوند به
پيروزي صالحان و مستضعفان است. چنانكه قرآن كريم ميفرمايد: ««وَ نُرِيدُ أَن
نَّمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه
وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛¬ و ما
اراده كرديم بر آنان كه بر روي زمين به ضعف كشيده شدهاند، منت نهاده، آنان را
پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم.
در جايي ديگر ميفرمايد: «وَعَدَ اللَّهُ
الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا
الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ
مِن قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَ
لَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لاَ يُشْرِكُونَ
بِي شَيْئاً وَ مَن كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛ خداوند به
كساني از شما كه ايمان آوردهاند و كارهاي شايسته انجام دادهاند وعده ميدهد كه
قطعاً آنان را حكمران روي زمين خواهد كرد، همانگونه كه به پيشينيان آنان خلافت روي
زمين را بخشيد؛ و دين و آييني را كه براي آنان پسنديده پا بر جا و ريشهدار خواهد
ساخت، و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدّل ميكند، (آن چنانكه) تنها مرا ميپرستند
و چيزي را شريك من نخواهند ساخت. و كساني كه پس از آن كافر شوند، آنان فاسقاناند.
قرآن درباره غلبه اسلام بر ديگر اديان جهان
ميفرمايد: «او كسي است كه پيامبر خود را با هدايت و دين حق فرستاد، تا دين حق را
بر تمام اديان غالب و پيروز گرداند، اگرچه مشركان كراهت داشته باشند.»
از ديدگاه شيعه، آيات فوق بدون ترديد، درباره حضرت
مهدي(عج) است.
گنجي شافعي بر اين باور است كه آيات ياد شده
درباره امام زمان(عج) نازل شده است.
در روايات، از اميد و دل بستن به آينده بهتر، كه
شامل عنصر خوشبيني نسبت به جريان كلي نظام طبيعت و سير تكاملي تاريخ و اطمينان به
آينده روشنتر بشريت است، تبيين به انتظار فرج شده است، كه از يك اصل كلي اسلامي
مايه گرفته است و آن همان حرمت يأس و نوميدي از لطف و رحمت الهي است: «وَ
لاَتَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا
الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ»؛ از رحمت
خداوند مأيوس نشويد، كه تنها گروه كافران از رحمت خداوند مأيوس ميشوند.
اميرالمؤمنين علي(ع) ميفرمايد: «انتظار فرج داشته
باشيد و مأيوس و نوميد از لطف و رحمت خدا نگرديد؛ زيرا بهترين كارها در پيشگاه خداي
عزوجل انتظار فرج است.» امام جواد(ع)
نيز ميفرمايد: «برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است» .
انتظار پويا، چلچراغ اميدي است كه دهليزهاي
بيفروغ قلبهاي انسان منتظر را آذين كرده و آن را گذرگاه احساس، جهاد، مقاومت،
تحرك، ايثار و شهادت ساخته است. اين نوع انتظار، پيوند و قرابت برجستهاي با حركت
و اميد دارد. حركت و اميد از برآيندهاي انتظار است و انتظار، جهت دهنده حركت و اميد.
بنابر آيات و روايات، خداوند به مسلمانان و
مستضعفان وعده پيروزي داده است، كه اين وعده در عصر غيبت، اميد و حركت را در زندگي
فردي و اجتماعي انسان منتظر ايجاد ميكند؛ زيرا منتظران به اميد پيروزي حق بر باطل،
به ساختن خود و جامعه ميپردازند و در برابر مشكلات، ظلم و طغيان، مبارزه و مقاومت
ميكنند. از منظر روانشناختي، وعدههاي پيروزيِ حتمي، قوت روحي و رواني در شخص
منتظر ايجاد ميكند. بدين سبب منتظران
در طول تاريخ توانستهاند با روح و روان عالي و با كمترين امكانات و وسايل
تسليحاتي، بزرگترين قدرتهاي عصر را كه مجهز به پيشرفتهترين تسليحات روز بودهاند
به زانو درآورند.
پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني
(ره) دربرابر نظام دست نشانده ستم شاهي،جنگ هشت ساله تحميلي صدام وموفقيت چشم
گيردرمسله انرژي هسته اي وپيروزي حزب الله لبنان دربرابرارتش تا به دندان مسلح
اسرايل وحاميانشان،درپرتوي اعتقاد به انتظارظهور بوده است.
دنياي استكبار، ازنظرانواع علم ،صنعت وتكنولوژي
وتسليحات نظامي خودرابرترازمسلمانان مي داند وبراين اساس بابها نه هاي مختليف ومتهم
نمودن به تروريست، بر كشورهاي اسلامي تجاوزنمودند افغانستان وعراق رابخاطراختلاف
مسلمانان اشغال كردند كه بامقاومت اندك،مي بينيم كه اكنون راه فرارراهم گم كرده و
ازنظرروحي ورواني دربرابر مسلمانان شكست خورده است« وسربازان امريكا كه ازافغانستان
وعراق به امريكا بازگشته انددچارمرض رواني شده اند.»
سايرفرماندهان ونظاميان نيزازنظرروحي ورواني شكست خورده اندوباروح وروان
شكست خورده ،هيجگاه توان مقاومت وادمه مبارزه راندارندوبزودي پيروزي مسلمانان را
دراين سرزمين هاي اسلامي، مشاهده خواهيم كرد.
انتظارواميدواري ازمنظردانشمندان غير مسلمان
ماربين محقق آلماني،انتظارراازمهم ترين عامل
اميدواري شيعه دربرابر تمام نابرابري ها مي داند ومي گويد:«از
جمله مسايل اجتماعي بسيارمهمي كه موجب اميدواري
ورستگاري شيعه مي باشد،اعتقادبه وجودحجت عصر
وانتظارظهوراواست.زيراعقيده شيعه اين است هنگامي
كه انسان دربستررودبه اين اميدبايدبخوابدكه چون صبح
ازخواب برخيزدحجت عصرظهوركرده واوبراي تأيدش آماده
باشد.معتقدندهمهمردم ودول زمين تابع حكومت
آن ها خواهدبود.گويا فردفردشيعه بدون استثناء شب
كه به بستر مي روند،به اميدترقي وعالم گيري واقتدارخودصبح ازخواب برمي خيزند.
شيعيان،مجتهدان رانواب عام حجت عصري مي
دانند،بردانشمندان اجتماعي روشن است كه اگرچنين عقيده اي درميان فردفردملتي گسترش
يافته ورسوخ كند،ناچارروزي اسباب طبيعي براي آنان فراهم خواهدآمد،يأس
وحرمان،عامل هرگونه نكبت وذلت،ولي ضدآن كه پشت
گرمي واميدواري وقوت قلب ازروي اعتقاداست،مايه
فلاح ونجات مي گردد.»
ويليام هنوي انتظاررا عامل حيات دانسته است:«معهذااكراين انتطارنبود،بشرچون
شعله شمع،اندك اندك مي مرد يابه هيچ انگاري مي گراييد.»
اصلاح طلبي
انسان منتظر بايد در راه اصلاح خود و جامعه و رفع
ستم تلاش كند. منتظرِ مصلح جهاني، خود بايد صالح و مصلح باشد.
در اسلام، تأكيد فراواني بر لزوم مبارزه با هرگونه
فساد اخلاقي، سياسي و اجتماعي شده است. امر به معروف و نهي از منكر از منظر اسلام
وظيفه همگاني است. نتيجه مستقيم انجام اين فريضه، «اصلاح» است و مجري آن، «مصلح»
ناميده ميشود.
براي درك اهميت اين اصل مسلم اسلامي، به ذكر يك
آيه و حديث بسنده ميشود. قرآن كريم ميفرمايد: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّه أُخْرِجَتْ
لِلْنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ
وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ»؛ شما بهترين
امتي هستيد كه براي انسانها پديدار شده است؛ امر به معروف و نهي از منكر ميكنيد و
به خدا ايمان داريد.
پيامبر اسلام(ص) فرموده است: «بايد امر به معروف و
نهي از منكر كنيد، و گرنه خداوند بدترين و شرورترين شما را بر نيكان و پاكانتان
چيره ميكند و دعاي خوبانتان را مستجاب و روا نميگرداند.»
رضايت و خشنودي امام عصر(عج) نيز در اين است كه
«معروف» در جامعه عملي گردد و منكرات ترك شوند. انسان منتظر نبايد درباره امر به
معروف و نهي از منكر در جامعه و محيط پيرامونش بيتفاوت بماند.
«خود حضرت در روزگار ظهور، بزرگترين امر كننده به معروف و نهي كننده
از منكر است. جامعه منتظر، قطعاً خشنودي و رضايت امام زمان(عج) را ميخواهد و به
او اقتدا ميكنند و براي اقامه احكام خدايي، تنبلي و بيتفاوتي را از خويشتن دور
ميسازند» .
بنابراين، جامعه منتظر بايد در پي كسب رضايت امامش
باشد و براي اصلاح خود و ديگران تلاش كند.
نگهبان
ايمان
يكي از ابعاد تكليف الهي در روزگار غيبت كبري و
عصر انتظار، حفظ دين و نگهباني مرزهاي عقيدتي است. بايد فروغ ايمان و نور يقين در
دل و جان مردم بتابد و جان و دل جوان و نوجوان در برابر تابش اعتقادات درست قرار
بگيرد و ايمان جزو وجود آنان گردد؛ بسان خون، سراسر وجودشان را گرم كند و جوهر اصيل
حيات آنان باشد.
در عصر انتظار، بايد در برابر شبهات گوناگون و
تهاجم فرهنگي پنهان و آشكار، ايستاد و مقاومت كرد و شبهات را با پاسخهاي مستدل از
ذهنها زدود حفظ و گسترش اعتقادات ديني و شناخت آن در روزگار نزديك و متصل به ظهور،
مفيد و لازمتر است؛ زيرا تنها دارندگان عقيده و عمل در حوادث پيش از ظهور غرق و گم
نميشوند و دچار ترديد نميگردند. بايد تا ظهور امام مهدي(عج) اعتقادات ديني و
اعمال صالح در منتظران حفظ شود. منتظران داراي جايگاه والا و رفيع ميباشند.
پيامبر(ص) ميفرمايد: «شما اصحاب من هستيد، اما برادران من در آخرالزمان ميآيند.
آنان به نبوت و دين من ايمان ميآورند، با اينكه مرا نديدهاند... هر يك از آنان
اعتقاد و دين خويش را با هر سختي نگاه ميدارند؛ چنانكه گويي درخت خار مغيلان را
در شب تاريك با دست پوست ميكنند، يا آتش پردوام چوب داغ را در دست نگاه ميدارند.
آن مؤمنان مشعلهاي فروزانند در تاريكيها. خداوند آنان را از آشوبهاي تيره و تار
(آخرالزمان) نجات خواهد داد»
.
امام زين العابدين(ع) خطاب به ابوخالد كابلي
فرموده است:
«اي ابوخالد! مردماني كه
در روزگار غيبت به سر ميبرند و معتقدند و منتظر، از مردمان همه زمانها برتراند؛
زيرا خداي متعال به آنان خرد و فهم و معرفتي داده است كه غيبت امام براي آنان مانند
حضور است. (يعني با اينكه در عصر غيبت به سر ميبرند و امام را نميبينند، اما از
نظر ايمان و تقوا و پايداري گويي در زمان ظهور به سر ميبرند و امام خود را
ميبينند.) اين مردم را خداوند مانند سربازان پيكارگر صدر اسلام قرار داده است؛
هماناني كه در ركاب پيامبر(ص) شمشير ميزدند و پيكار ميكردند. آناناند اخلاص
پيشگان حقيقي و آناناند شيعيان واقعي و آناناند كه (در نهان و عيان) مردم را به
دين خدا دعوت ميكنند».
عامل
مقاومت و بقاي اسلام
انتظار پويا از بزرگترين عوامل مقاومت و پايداري
است؛ زيرا مسلمانان و جوامع اسلامي را در برابر ظلمها، فسادها و... ثابت و پا بر
جا نگاه داشته است و به آنان دل و جرئت بخشيده تا در برابر دشمنان اسلام ايستادگي
كنند.
«جميزدار مستتر» شرقشناس و زباندان معروف فرانسوي، انتظار را عامل
مقاومت و بقاي اسلام دانسته است:
«در حلّه كه نزديك بغداد است همه روزه پس از نماز عصر صد نفر سوار با
شمشير برهنه ميرفتند و از حاكم شهر اسبي با زين و برگ ميستاندند... و فرياد
ميزدند كه اي صاحب الزمان! بيرون بيا.
قومي كه با چنين احساساتي پرورش يافته است ميتوان
كشتار كرد، اما مطيع نميتوان ساخت».
در طول تاريخ حيات پر افتخار اسلام و تشيع،
مهمترين عاملي كه اسلام و شيعه را در برابر حكومتهاي جور، از زوال و انقراض نگه
داشته است، انتظار و اعتقاد به ظهور حضرت مهدي(عج) بوده است.
آيت الله صافي گلپايگاني فرموده است .« اين اصل
انتظار مانند يك قوه مبقيه وعامل بقاء وپايداري ، طرفداران حق وعدالت و اسلام
خواهان حقيقي را در برابر تمام دستگاههاي فشار ، جهل وشرك ، بشر پرستي وفساد انگيزي
پايدار نگه مي دارد وهمواره بر روشني چراغ اميدواري منتظران وثبات قدم ومقاومت آنها
مي افزايد وآنان را در انجام وظايف ، شور وشوق ونشاط مي دهيد.»
ونيز مي فرمايد:
«پس از رحلت رسول خدا(ص) و شهادت اميرالمؤمنين(ع) و سيدالشهداء تا
امروز، ريشه تمام وكالت و نهضتهاي شيعه و مسلمين عليه باطل و استعمارگران، همين
فلسفه اجتماعي انتظار، عقيده به ادامه مبارزه حق و باطل تا پيروزي مطلق بوده است؛كه
مي بينيم هميشه ازميان شكست ها پيروزي هاي آشكارودرعين ذلت ظاهري،پرتووشعاع عزت
وسربلندي وآقايي نمودارشده واراده ها وهمت ها به حركت وجنبش درمي آيدوافراد بااراده
ومصمم ومتعهد وارد ميدان مي شوند
».
فروريختن
هيبت دنياي استكبار
استكبار يك واقعيت تاريخي است و از اول پيدايش
انسانها وجود داشته است و در عهد انبيا نيز بوده است.
امروزه برتري نظامي و صنعتي مستكبران باعث جرئت
آنان و احساس ضعف مستضعفان شده است. و بسياري از كشورهاي اسلامي وعدههاي قطعي و
تخلفناپذير خداوند را فراموش كرده و متأثر از امكانات و پيشرفت تسليحاتي مستكبران
گرديدهاند و ميپرسند كه امام مهدي(عج) چگونه با شمشير بر تسليحات كنوني پيشرفته
دنيا پيروز ميشود؟
پاسخ اين پرسش، با توجه به نكات زير روشن ميشود:
1.
وعدههاي پيروزي و بشارت فرج كه در آيات و روايات آمده است، قدرت
معنوي مسلمانان را افزايش ميبخشد و آنان را در مبارزه با استكبار از نظر روحي و
رواني قوي و توانمند ميسازد و اين تحولات روحي باعث شكسته شدن هيبت مستكبران نزد
مستضعفان ميشود.آيه الله صافي مي فر مايد:«اين وعده ها بودكه مسلمانا ن را
دربرابرحوادثي مثل تسلط بني اميه،جنگهاي صليبي و...،پايدار وشكيبانگهداشت وسرانجام
مسلمانان را عليه آنان به جهاد وپيكار برانگيخت.اين وعده ها كهواقعيت آنرا حقايق
مسلم ديني وتاريخي صد
درصد ثابت كرده است،هموارهنويد مي داد كه دور
اسلام وروزگار آن به پايان نمي رسد وحكومتهايي منند بني اميه وبني عباس،مظهركمال
وپيشرفت ونمايش رژيم سياسي وروش رهبري حق وعدالت اسلام نيستند وبايددرانتظارآينده
بودوعقب نشيني نكرد،ازمرزها وسنگرها حمايت وحفاظت كرد،تاآن عصر طلايي ودوران
حكومت مطلقه حق وعدالت فرارسد.»
2.
در پرتوِ وعدههاي پيروزي و بشارت ظهور حضرت مهدي(عج)، برتري بر
مستكبران در وجود شخصيت مسلمانان ايجاد ميگردد؛ چنانكه خداوند هيبت و بزرگي
استكبار را نزد اصحاب كهف كوچك و حقير كرد
و در هم شكست. و در روايت آمده
است: «حضرت مهدي(عج) زماني ظهور خواهد كرد كه مسلمانان با يهوديان ميجنگند و
يهوديان را ميكشند».
در روايات فراواني به نكوهش مستكبران و منحرفان
پرداخته شده است.
امام صادق(ع) ميفرمايد:
«مستكبرين (روز قيامت) به صورت مور درآيند و مردم آنان را پايمال ]و
لگدكوب[ ميكنند تا خدا از حساب آنان فارغ شود».
امام علي(ع) نيز ميفرمايد:
«پدرم فداي فرزند بهترين كنيزان (مقصود امام قائم(عج) است) ظالمان و
بدكاران را خوار و ذليل خواهد كرد و جام زهرآگين به كامشان خواهد ريخت و با شمشير و
كشتار فراگير با آنان برخورد خواهد كرد».
اين روايات و بشارات قطعي خداوند از نظر رواني،
اثرات قابل توجه و مثبتي در زندگي منتظران به وجود ميآورد كه عبارتاند از:
1.
بالا بردن قدرت و توان معنوي منتظران در برابر استكبار؛
2.
تقويت روحي و رواني منتظران؛
3.
حفظ و نگهداري توان و قدرت برتري منتظران در تعامل با مستكبران.
مقصود از نكوهش مستكبران، يادآوري حقارت و زبوني
آنان در برابر مسلمانان است، كه با وجود داشتن پيشرفتهترين امكانات و تسليحات،
قدرتشان درهم ميريزد و خوار و ذليل ميگردند.
3.
امام صادق(ع) ميفرمايد:
«هنگام فرا رسيدن امر ما (حكومت مهدي) خداوند ترس را از دل شيعيان ما
بر ميدارد و در دلهاي دشمنان ما جاي ميدهد. در آن هنگام هر يك از شيعيان ما از
نيزه برندهتر و از شير شجاعتر ميشوند».
براساس روايات فراواني، هنگام قيام حضرت مهدي(عج)،
سستي و ضعف از شيعيان و مسلمانان برداشته ميشود و دلهايشان چون پارههاي آهن محكم
و استوار ميگردد. هر يك از شيعيان از
شير بيباكتر و چابكتر و از نيزه تيزتر و برندهتر خواهند شد و دشمنان را با پا
لگدمال ميكنند و با دست ميكشند.
با توجه به روايات، به اين نتيجه ميرسيم كه
پيشرفتهترين امكانات جنگي در اختيار امام عصر(عج) و پنهان از ديد دشمنان خواهد
بود. وسائل دفاعي نيروهاي امام قائم(عج) به گونهاي است كه اسلحه دشمن بر آنان
كارگر نخواهد افتاد.
امام صادق(ع) ميفرمايد:
«ياران مهدي اگر با سپاهياني كه بين شرق و غرب را فراگرفتهاند درگير
شوند، آنان را در لحظهاي نابود ميكنند و هرگز سلاح دشمن در آنان تأثير نميكند».
بيگمان، نوع سلاحي كه حضرت قائم(عج) در نبردها به
كار ميگيرد با ديگر سلاحهاي آن روزگار تفاوتي اساسي خواهد داشت. واژه «سيف» كه در
روايات آمده كنايه از اسلحه است، نه اينكه خصوص شمشير مراد باشد. طبق روايات، سلاح
سربازان و سپاهيان حضرت، از جنس آهن نيست، ولي به گونهاي است كه اگر بر كوهي فرود
آيد آن را دو نيم ميكند.
امام صادق(ع) ميفرمايد:
«ياران مهدي(عج) شمشيرهايي از آهن دارند، ولي جنس آن غير از آهن است.
اگر يكي از آنان با شمشير خود بر كوهي ضربه زند آن را دو نيم ميكند».
حضرت مهدي(عج) و يارانش از پيشرفتهترين تاكتيك و
شيوه نظامي برخوردار خواهند بود.
رسول خدا(ص) ميفرمايد:
«پس از شما اقوامي خواهند آمد كه زمين زير پايشان جمع ميشود و دنيا به
روي آنان گشوده ميشود... زمين كمتر از يك چشم به هم زدن زير پايشان طي ميگردد».
حضرت(ع) با فرشتگان، مؤمنان و ترس و رعب نيز در دل
دشمنان ياري ميشود. از آنچه بيان شد
نتيجه ميگيريم:
اولاً، هراس و ترسهايي كه پيش از ظهور مهدي(عج)
بر وجود منتظران سايه افكنده است، پس از ظهور حضرت، آن سايههاي شوم از اذهان و
افكار مسلمانان برچيده خواهد شد.
ثانياً، با ظهور حضرت قائم(عج)، وحشت و رعب در قلب
مستكبران ايجاد ميگردد و توان هر گونه مقاومت از آنان سلب ميشود.
ثالثاً، با اين بشارت و مژدهها، روح عزت و برتري
در منتظران ايجاد ميگردد و اطمينان پيدا ميكنند كه داراي سپاه و نيرويي هستند كه
هيچ قدرتي به پاي آن نميرسد. آنان با چنين روح و روان عالي، از مبارزه و مقاومت در
برابر استكبار لحظهاي كوتاهي نميكنند. آنچه درباره اصحاب كهف اتفاق افتاده است،
درباره امام عصر(عج) هم محقق خواهد شد. اين مثال قرآني از تاريخ بشريت براي ايجاد
روحيه پايداري در مستضعفان ومبارزان جنبش هاي اسلامي است كه اطمينان و يقين آنان به
شكست قدرت دنياي استكباررايقيني مي كند.
توان
مقاومت در برابر هرگونه انحرافات
از آثار اعتقاد به انتظار فرج، ايجاد توان مقاومت
براي مسلمانان در برابر هرگونه انحرافات اجتماعي است. ايمان به پيروزي و اعتقاد به
شكوفايي جهان، اثرات تربيتي و اعتقادي فزايندهاي دارد؛ اراده منتظران را در راستاي
نابودي و انحرافات، محكم و آهنين ميسازد، و در روايات نيز ثواب و پاداش فراوان
براي كساني كه درد و رنج را تحمل و با انحرافات مبارزه ميكنند، بيان شده است؛ از
جمله آمده است:
«هر كه در روزگار غيبت قائم ما، بر ولايت ما استوار بماند خداوند پاداش
هزار شهيد به مانند شهيدان بدر و احد به وي عطا فرمايد».
پيامبر اكرم(ص) نيز ميفرمايد:
«پس از شما مردمي خواهند آمد كه يكي از آنان اجر و پاداش پنجاه نفر از
شما را دارد. عرض كردند: اي پيامبر خدا! ما در بدر، احد و حُنين با شما بوديم و
قرآن در ميان ما نازل شد! حضرت فرمود: اگر آنچه بر سر ايشان ميآيد، بر سر شما
بيايد مانند آنان صبر و شكيبايي نميكنيد».
آيه الله صافي مي فرمايد:«اين انتظار،ضعف وسستي
ومسامحه درانجام تكاليف ووظايف نيست وعذر كسي در ترك مبارزه وترك امر به معروف ونهي
از منكر نمي باشد؛ وسكوت وبي حركتي وبي تفاوتي وتسليم به وضع موجود ويأس ونااميدي
را هرگز با آن نمي توان توجيه كرد . اين انتظار، حركت ، نهضت، فداكاري، طرد انحراف
ومبارزه با بازگشت به عقب وارتداد است. حركت وانتظار در كنار هم مي باشند واز هم
جدا نمي شوند ؛ انتظار علت حركت وتحرك بخش است
.»
در پرتو اعتقاد به انتظارِ پويا است كه مجاهدان
جهان اسلام در برابر تمام انحرافات و فشارهايي كه از سوي دنياي استكبار وارد
ميشود، مقاومت و مبارزه ميكنند و كوچكترين تزلزلي در اراده خود راه نميدهند و
براي زمينهسازي دولت حق، سر از پا نميشناسند.
ايجاد
توازن بين نااميدي و اميد
روايات فراواني از بشارت فرج، نصرت و پيروزي
مسلمانان سخن ميگويند. چنانكه پيامبر اكرم(ص) ميفرمايند:
«مردم! شما بشارت به فرج داده شدهايد. همانا (در) وعده خداوند خلاف
نيست و قضايش رد نميشود و او دانايي آگاه است و همانا فتح و پيروزي نزديك است».
براساس روايات، انحرافات گستردهاي در زندگي مردم
در عصر غيبت كبري رخ ميدهد. امام علي(ع) ميفرمايد: «زمين پر از ظلم و جور ميشود،
تا جايي كه كسي نتواند نام خدا را به زبان جاري كند، مگر در پنهاني! آنگاه خداوند
قوم صالح و شايستهاي را ميآورد كه زمين را پر از عدل و داد نمايد».
پيامبر(ص) نيز ميفرمايد: «هيچ زماني پيش نميآيد،
جز اينكه زمان بعدي بدتر از آن است».
هنگامي كه دورانهاي پس از رحلت پيامبر(ص) را
مطالعه كنيم متوجه ميشويم كه پايههاي فتنه عميقتر گرديده است و با گذشت هر لحظه
به اوج خود رسيده است. پيامبر(ص) ميفرمايد: «زماني بر مردم بيايد كه انسان در آن
روزگار، آرزوي مرگ ميكند».
امام باقر(ع) نيز ميفرمايند:
«اهل زمانه دگرگون ميشوند؛ بتپرستي يكبار ديگر رواج مييابد؛ مؤمنان
به سختي گرفتار ميشوند؛ دلها را شك و ترديد فرا ميگيرد؛ رشته دين از گردن آنان
خارج ميشود و پيوندشان با دين قطع ميشود.»
امروزه ما شاهد انحرافات و گرفتاري مسلمانان ازيك
طرف و قدرت اسلام وانسجام اسلامي ازسوي ديگر هستيم،ازاينكه قدرت وعظمت وانسجام
اسلامي رامي بينيم اميدوارهستيم وازانحرافات وگرفتاري مسلمانان سخت رنج مي بريم
ودرحالت نااميدي به سر ميبريم. رواياتي كه مژده پيروزي مسلمانان ومنتظران را
خبرميدهند و درباره فضيلت انتظار و پاداش منتظران سخن گفته است، تعادل بين اميد و
نااميدي در شخصيت منتظر ايجاد ميكند، تا در دوران غيبت كبري، عقدههاي روحي و
رواني كه مانع انجام مسئوليت شده است برطرف گردد، و رعب و وحشت در قلب مستكبران
ايجادشود
نتيجه
انتظاربه معناي چشم به راه بودن،ديده باني وبحالت
رواني كسي گفته مي شودكه ازوضع موجودخسته شده است وبراي وضع بهتري تلاش مي
كند.انتظاراميدداشتن به آينده اي است كه درآن ظلم وستم نباشدآسايش،صلح وصفا
برفرازگيتي حاكم واستوارباشد.
برداشتهاي مختلف وگوناگوني ازآموزه انتظارصورت
گرفته است؛برخي انتظاررا اعتراض به وضع موجودوتلاش وحركت به سوي وضع بهتركه عدالت
درآن حاكم باشد تفسير نموده است.اين نظريه باپرسش هاي گوناگوني مواجه است كه
اولا،دامنه اين اعتراض تاكجاست؟ثانيا پيامد اين اعتراض چيست؟ثالثا اين برداشت با
معناي انتظارسازگاري وتناسب ندارد.
برخي انتظاررامذهب احترازدانسته است.طبق اين نگرش
منتظران بايدگوشه گيري نمايندوبامحيط پيرامون خودكه درآن چه مي گذرد بي تفاوت
باشد؛دربرابرفسادها،ظلم ها،بي عدالتي ها و...ازخودحركتي نشان ندهند.مشغول امورات
ديني وعبادي خود باشندحضرت مي آيد كليه اموررااصلاح مي كند.
اين نظريه به خاطرتحريف معناي انتظاروبرداشتهاي
ناصواب ازروايات كه مي فرمايد«ويملاءالارض قسطا وعدلا بعد ...»به وجودآمده است.
اين نظريه صحيح نيست؛زيراروايات فراواني ازشيعه
وسني وجودداردكه مسلمانان نبايددربرابرظلم وستم سكوت نمايند وبايدمبارزه كنند.به
ياري مظلومان بشتابند.اين نظريه با اصل مسلم اسلام يعني امر به معروف ونهي ازمنكر
كه ازضروريات است نيزمنا فات دارد.
انتظارپوياكه تركيبي ازايمان واعتقاد قلبي به
ولايت قطب عالم امكان است صحيح ترين برداشتي است كه ازآن شده است ومباني آن،فطرت
انسان ها است يعني چنين انتظاري درسرشت آدمي عجين شده است.قرآن
كريم درآيات فراوان بيان نموده است كه بايد منتظر
باشيد.امامان معصوم(ع) نيزدستورداده است كه دردوران غيبت كبري
واجب است منتظر ظهورآن حضرت باشيد.
انتظارپويا،بسان خوني دررگ زندگي انسان است.خط
بطلاني برهمه كفرها،تبعيض ها،ظلم ها و...است.ازمنظراسلام اين نوع انتظار،بهترين عمل
نزد خداوند وبافضيلت ترين عبادت ها است. منتظران نيزازهمه مردم عصر ها ارزشمند تر
وبهتر ند.چنين انتظاري نقش مهم وبرجسته درمبارزات انسان مسلمان ومقاومت جنبش هاي
اسلامي درطول تاريخ داشته و دارد.انتظارپويا بمعناي اميد وآرزو
است.اميدوآرزودرزندگي انسان ازمؤثر ترين عامل حركت ومقاومت است.روح وجوهره اين اميد
واري،خوش بيني انسان به آينده است كه خداوند درآيات وروايات به صورت حتمي وعده داده
است كه صالحان ومستضعفان وارث زمين خواهندشد.وعده ها ي عزت واقتدارمسلمانان،به روح
وروان منتظران
نيروو توان مي بخشند ودرمبارزه با استكبار مانند
حزب الله لبنان كوچك ترين ضعف درخود راه نمي دهند.چنانكه دانشمندان غير مسلمان
مانند ماربين محقق آلماني ،جيمزدارمستتر شرق شناسي فرانسوي وويليام هنوي نيز اين
مسله را مطرح نموده است.
منتظران مصلح جهاني براي اصلاح خود وجامعه تلاش مي
كند.دراسلام،تأكيد فراواني برلزوم مبارزه با هرگونه فساداخلاقي،سياسي واجتما عي شده
است.امر به معروف ونهي ازمنكرازنظر اسلام
وظيفه همگاني است.نتيجه مستقيم انجام اين فريضه،اصلاح است ومجري آن،مصلح نا
ميده مي شود.
نگهباني وپاسداري ازمرزهاي اعتقادي دربرابر تهاجم
فرهنگي غرب ازآموزه انتظارسرچشمه گرفته است.بايد فروغ ايمان ونوريقين دردل وجان
مردم بتابدوجان ودل جوان ونوجوان دربرابر تابش اعتقادات درست قرار بگيرد.زيراتنها
دارند گان عقيده درست وصحيح در حوادث پيش ازظهور غرق وگم نمي شوند.
انتظار،عامل مقاومت وپايداري است؛زيرامسلمانان
وجوامع اسلامي رادربرابرظلم ها،فساد ها
و...ثابت واستوارنگهداشته است وبه آنان دل وجرأت
بخشيده تادربرابردشمنان اسلام ايستا دگي كنند.انتظاراسلام وتشيع رادرطول تاريخ
نگهداشته است.
انتظار،هيبت
وشكوه دنياي استكباررا درهم شكسته است.زيراوعده هاي پيروزي وبشارت فرج كه درآيات
وروايات آمده است،قدرت معنوي مسلمانان راافزايش مي بخشدوآنان رادرمبارزه
بااستكبارازنظر
روحي ورواني قوي وتوانمند مي سازدواين تحولات
روحيموجب شكسته شدن هيبت دنياي استكبار نزد
مستضعفان مي شود.درپرتوي وعده هاي پيروزي برتري
بردنياي استكبار دروجود شخصيت مسلمانان مطرح شده است چنانكه خداوندهيبت وبزرگي
استكباررانزداصحاب كهف كوچك وحقيركرد.
انتظاربين نااميدي واميدتوازن ايجاد مي
كند.منتظران رادربرابرناملايمات و...توانمند مي سازد.
منابع مورداستفاده
1ـ قران كريم،ترجمه آيه الله مكارم شيرازي.
2ـ احمدبن حنبل،المسند،بيروت،دارصادر.
3ـ احسان بخش،صادق ،آثارالصادقين،قم،انتشارات دارالقلم،1366.
4
ـ اصفهاني،موسوي ،مكيال
المكارم،ترجمهسيدمهدي حايري قزويني،ايران نگين،1380.
5ـحكيمي،محمد،درفجرساحل؛نشرآفاق ،ص128.
6ـ ـــــ
ـــــ،خورشيدمغرب،انتشارات فرهنگ اسلامي،
7ـ حيدري،عزيزالله، انتظاروانسان معاصر،انتشارات مسجد مقدس جمكران،چاپ
نيمه شعبان1419.
8ـ دايره المعارف تشيع،زيرنظراحمدصدرو...،نشرسعيد محبي،انتشارات علمي
وفرهنگي1373.
9ـدهخدا ،علي اكبر،لغت نامه دهخدا،تهران ،مهرماه1339هه ش.
10ـ ديلمي،فردوس الاخبار،بيروت ،دارالكتب العلميه.
11ـ ري شهري،ميزانالحكمه،بيروت،منشورات الدارالاسلاميه1985م.
12ـ ـــــــ،فلسفه امامت ورهبري،مركزانتشارات دفترتبليغات اسلامي.
13ـ ستاري،جلا ل ،اسطوره درجهان،چاپ وانتشارات وزارت امور خارجه1376،هه
ش.
14ـ سليمان،كامل ،يوم الخلاص،مؤسسه انصارالحسين الثقافه .
15ـ شافعي،گنجي ،البيان في اخبارصاحب الزمان،تحقيق محمد هادي اميني ،بيروت
،شركت الكتبي لطباعه والنشر ،الطبعه الرابعه.
16ـ شريعتي،دكترعلي،مجموعه
آثار19،قلم،چاپخانه ديبا،تابستان1369.
17ـ شيرازي ،مكارم،تفسيرنمونه،دارالكتب الاسلاميه 1366.
18ـ ـــــ ،مهدي انقلاب
بزرگ،قم،چاپ مهر،انتشارات مطبوعاتي هدف.
19
ـ صحيفه نور، مؤسسه تنظيم ونشرآثارامام خميني(ره)
20ـالصدوق،كمالالدين وتمام
النعمه،تصحيح علي اكبرغفاري،قم،مؤسسه النشرالاسلامي 1405هه ق.
21ـ العميدي،سيدثامرهاشم ،درانتظارققنوس،كاوشي درقلمروموعود شناسي ومهدي
باوري،ترجمه وتحقيق 22ـمهدي عليزاده،انتشارات مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره)،چاپ
باقري،تابستان1379.
23ـحسن مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن، وزارت ارشاد اسلامي،الطبع
الاول1371هه ش.
24ـ عاملي،حر،وسايل اليشعه،بيروت،داراحياء التراثالعربي،الطبعه الثاني.
25ـ قمي، محمدبن الحسن بن فروخ صفار،بصايرالدرجات،قم ،كتابخانه ايه الله
العظمي المرعشي.
26ـكليني،محمدبن يعقوب ،الكافي،انتشارات علميه اسلاميه.
27
ــــ ـــــــ،اصول كافي،بيروت،دارصعب
ـدارالتعارف.
28ـگلپايگاني،صافي، امامت
ومهدويت،دفترانتشارات وابسته به جامعه مدرسين حوزه علنيه قم.
29ـمجلسي،محمدباقر،بحارالانوار،بيروت،مؤسسه الوفاء.
30ـمدن،يوسف ،سيكولوجيه الانتظار، بيروت
دارالهادي ،لطباعه والنشر1422هه ق.
31ـمستتر، دار،مهدي ازصدراسلام تا قرن13؛هجري،ترجمه محسن جهانسوز،چاپ
تهران..
32ـ هاشمي شهيدي،سيداسدالله ،ظهورحضرت مهدي ازديد گاه اسلام ومذاهب وملل
جهان، انتشارات مسجد جمكران 1380.
|