صفحه نخست درباره ما ارتباط با ما
 

 

اى ماه شعبانى

محمد ناصر عارفى

از آن وقتى كه درپشت فراق پرده پنهانى

منظم مى كنم دل را به آهنگ پريشانى

تلاطم كرد هر موجى كه از درياى من برخاست

بيا كشتى بران اى ناخدا بردوش توفانى

جهان در تار رنگ شوم شب گرديده آويزان

بيا از پرده غيبت برون اى ماه شعبانى

ببين از آسمان سينه من برف مى بارد

دلم يخ بسته مى گردد در اين فصل زمستانى

اگر جارى شود برلب تبسمهاى بى برگشت

شبيه غنچه مى گردم شكوفا در بهارانى

دلم از ساز سوز اين جدايى شعلهور گرديد

جهنم شد كوير سينه ناديده بارانى

نبايد بيش از اين دست زمين آيينه بشكستن

كه فردا سر به زانو مى گذارد از پشيمانى

در آن دشتى كه در دامن گل سرخ خدا دارد

بيا با دسته هاى گل سر خاك شهيدانى

براى مقدم خوبت تمام شهر گل پوش است

قدم بگذار روى قلب خاموش خيابانى

زبان در كام خود چرخان صدا در سنگ مى پيچد

تلاوت كن به كفرستان خاك آيات قرآنى





 


حضرت مولانا بلخى

آمد بهار اى دوستان منزل سوى بستان كنيم

گرد غريبان چمن خيزيد تا جولان كنيم

امروز چون زنبورها پران شويم از گل به گل

تا در عسل خانه جهان شش گوشه آبادان كنيم

آمد رسولى از چمن كاين طبل را پنهان مزن

ما طبل خانه عشق را از نعره ها ويران كنيم

بشنو سماع آسمان خيزيد اى ديوانگان

جانم فداى عاشقان امروز جان افشان كنيم

زنجيرها را بردريم ماهر يكى آهنگريم

آهن گزان چون كلبتين آهنگ آتشدان كنيم

چون كوره آهنگران در آتش دل مى دميم

كهن دلان را زين نفس مستعمل فرمان كنيم

آتش در اين عالم زنيم وين چرخ را برهم زنيم

وين عقل پا برجايرا چون خويش سرگردان كنيم

كوبيم ما بى پا و سرگه پاى ميدان گاه سر

ماكى به فرمان خوديم تا اين كنيم و آن كنيم

نى نى چو چوگانيم ما در دست شه گردان شده

تا صد هزاران گوى را در پاى شه غلطان كنيم

خامش كنيم و خامشى هم مايه ديوانگيست

اين عقل باشد كه آتشى در پنبه پنهان كنيم





 
صفحه نخست درباره ما فصلنامه بشارت بولتن خبري افغانستان گفتگو در ساحل سرود شمیم احساس
اهل بيت (ع) مقالات داستانهای قرآنی سایتهای افغانستان کتابخانه تازه های نشر گالري تصاوير
تمامی حقوق متعلق به سایت مؤسسه فرهنگی   است     www.bsharat.com