صفحه نخست درباره ما ارتباط با ما
 

 

اى ماه شعبانى

محمد ناصر عارفى

از آن وقتى كه درپشت فراق پرده پنهانى

منظم مى كنم دل را به آهنگ پريشانى

تلاطم كرد هر موجى كه از درياى من برخاست

بيا كشتى بران اى ناخدا بردوش توفانى

جهان در تار رنگ شوم شب گرديده آويزان

بيا از پرده غيبت برون اى ماه شعبانى

ببين از آسمان سينه من برف مى بارد

دلم يخ بسته مى گردد در اين فصل زمستانى

اگر جارى شود برلب تبسمهاى بى برگشت

شبيه غنچه مى گردم شكوفا در بهارانى

دلم از ساز سوز اين جدايى شعلهور گرديد

جهنم شد كوير سينه ناديده بارانى

نبايد بيش از اين دست زمين آيينه بشكستن

كه فردا سر به زانو مى گذارد از پشيمانى

در آن دشتى كه در دامن گل سرخ خدا دارد

بيا با دسته هاى گل سر خاك شهيدانى

براى مقدم خوبت تمام شهر گل پوش است

قدم بگذار روى قلب خاموش خيابانى

زبان در كام خود چرخان صدا در سنگ مى پيچد

تلاوت كن به كفرستان خاك آيات قرآنى





 
صفحه نخست درباره ما فصلنامه بشارت بولتن خبري افغانستان گفتگو در ساحل سرود شمیم احساس
اهل بيت (ع) مقالات داستانهای قرآنی سایتهای افغانستان کتابخانه تازه های نشر گالري تصاوير
تمامی حقوق متعلق به سایت مؤسسه فرهنگی   است     www.bsharat.com