صفحه نخست درباره ما ارتباط با ما
 

 

نگــاه

روح الامين امينى - هرات

در را كه بست پشت سرش را نگاه كرد

در آينه دو چشم ترش را نگاه كرد

در را كه بست غير خودش هيچ كس نبود

وقتى تمام دور و برش را نگاه كرد

در را كه بست خاطره ها تازه تر شدند

عكس هميشه پدرش را نگاه كرد

مثل پرنده اى كه پرش را شكسته اند

آشفتگى بال و پرش را نگاه كرد

دستى به روى خط و خطوط دلش كشيد

اين بار زخم كهنه ترش را نگاه كرد

نفرين به عشق گفت همان لحظه اى كه سرخ

در يك زباله دان جگرش را نگاه كرد





 
صفحه نخست درباره ما فصلنامه بشارت بولتن خبري افغانستان گفتگو در ساحل سرود شمیم احساس
اهل بيت (ع) مقالات داستانهای قرآنی سایتهای افغانستان کتابخانه تازه های نشر گالري تصاوير
تمامی حقوق متعلق به سایت مؤسسه فرهنگی   است     www.bsharat.com