|
|

نقد مباني هرمنوتيكي نظرية قرائتهاي مختلف از دين
نام كتاب: نقد مباني هرمنوتيكي نظرية قرائتهاي مختلف
از دين
مؤلف:قربانعلي هادي
تاريخ چاپ:اول/1388ش
ناشر:انتشارات بين المللي المصطفي(ص)
صفحه آرايي:صراط گلميشي
قيمت:44000ريال
شمارگان:2000 نخسه
اين پژوهش با موضوع نگاهي انتقادي بهمباني هرمنوتيكي
نظرية قرائتهاي مختلف از دين در پنج بخش و پانزده فصل
تدوين شده است.
بخش اول؛ فصل اول و دوم را تشيكل داده، كه فصل اول؛ در
صدد ارائة مفاهيم و تعاريف كليدواژههاي مهمي چون
هرمنوتيك، نقد، معرفت شناسي، دين، تأويل و قرائتهاي
مختلف است. در فصل دوم، پيشينة هرمنوتيك و تعدد
قرائتها در غرب و شرق بر دو محور عمدة تاريخي و
فرهنگي بيان شده است. موضوع هرمنو تيك و تعدد قرائتها
در دين مسيح و يهود و نيز اهميت آن در غرب و همچنين
رگههاي هرمنوتيك و تأويل در دين اسلام در شرق مورد
توجه و بررسي قرار گرفته است. در ادامه بهطور گذرا به
برخي مباني نظرية تعدد قرائتها از جملة «هرمنوتيك»
اشاره شده است.
بخش دوم؛ سه فصل را در بر دارد، كه فصل اول به تبيين
دوره هاي هرمنوتيك و تقسيم آن به قديم و جديد اختصاص
يافته، در فصل دوم، مكاتب هرمنوتيك نظير هرمنوتيك
كلاسيك، هرمنوتيك فلسفي گادامر بررسي شده و در فصل
سوم، رويكردهاي مههم تفسيري با محوريت مؤلف، متن و
مفسر با تأكيد بر دخالت پيش فرضهاي مؤلف و ساختارشكني
بيان شده است.
بخش سوم؛ شامل چهار فصل بوده، كه در بردارندة نقد و
تبيين ديدگاههاي انديشمندان غرب در باب هرمنوتيك است.
در فصل اول، نظرات شلايرماخر در امر تفسير، كه درك
حالات صاحب متن و دستيابي به نيت مؤلف را مهم دانسته،
مطرح شده است. در فصل دوم، هرمنوتيك هايدگر و نظرية
وجود شناسانة او، با درونمايههاي پيش ساختار، دوري
بودن و پيش افكندگي در فهم، همراه با نقد آنها بررسي
شده است. فصل سوم، به تبيين ديدگاههاي گادامر در
هرمنوتيك ميپردازد، كه او دخالت پيشفرضهاي مفسر در
علم تفسير و حلقوي بودن تفسير را پذيرفه و دستيابي به
نيست مؤلف را مهم ندانسته است، بلكه فهمهاي گوناگون
از يك متن و يا هر اثر ديگر را ممكن ميداند. در فصل
چهارم، نقد هرمنوتيك و تعدد قرائتها در غرب بررسي شده
كه ديدگاههاي هابرماس، بتي و هرش مبني بر دستيابي به
حقيقت عيني و نيست مؤلف در پديدة تفسير را منعكس
ميكند.
بخش چهارم؛به نقد و ارزيابي ديدگاههاي انديشمندان
مسلمان در باب هرمنوتيك و تعدد قرائتهاي ميپردازد،
كه در سه محور عمده: در فصل اول گرايشهاي بنيادگرا،
فصل دوم ميانهرو و فصل سوم گرايشهاي افراطي مطرح
ميشود. در نحلة بنيادگرا در امر هرمنوتيك و قرائت
جديد از دين، پيروي از سلف صالح را توصيه ميكند. در
مكتب ميانه رو در هرمنوتيك دين و نوانديشي ديني؛
بازگشت به خويشتن اسلامي، با وامگيري از پيشرفتهاي
غرب، بدوئن خودباختگي، مهم قلمداد شده است. اما در
تلقي افراطي از هرمنوتيك دين و تعدد قرائتها افرادي
نظير ابوزيد و سروش، دخالت پيشفرضها در امر تفسير و
امكان تعدد تفاسير از يك متن را با وجود تعدد
نظرگاههاي مفسر پذيرفته است كه به قرائتهاي افراطي
هرمنوتيك و تعدد قرائتها در نحلة گادامر شباهت دارد.
بخش پنجم؛ در ضمن سه فصل، نقد هرمنوتيك و تعدد
قرائتها در شرق و غرب را بر پاية اجتهاد حوزوي تبيين
ميكند. فصل اول، به ديدگاه امام خميني(ره) با مهم
دانستن نيست مؤلف در امر تفسير، پرداخته است. در فصل
دوم آمده: استاد جعفر سبحاني معتقد است كه مفسر، مقصود
و نيت نويسنده متن را بايد تعقيب كند. او تعدد فتاواي
مجتهدان را معلول رعايت نكردن قواعد تفسير ميداند، نه
اثبات تعدد قرائتها. در فصل سوم، استاد مصباح يزدي
نظرية قرائت هاي مختلف را وارداتي دانسته و ارتداد را
از پيامدهاي منفي اين نظريه برميشمارد. وليب تعدد
قرائات را در برخي موضوعات بهصورت قاعدهمند تأييد
ميكند. در آخر نيز نتيجهگيري تمام بحث ارائه شده
است.
|
|
 |