صفحه نخست

در باره ما

ارتباط با ما

درباره ما
فصلنامه بشارت
همايش ها و نشست ها
بولتن خبري افغانستان
خبر و گزارش هاي خبري
گفتگو
داستانهای قرآنی
شميم احساس
اهل بيت (ع)
مهدویت
مقالات
زن و خانواده
کتابخانه
گالري تصاوير
تازه های نشر
افغانستان شناسی
سایتهای افغانستان
صفحات ویژه

آمار سایت

فضايل فاطمه زهرا(عليها السلام) در قرآن

خانم احمدی

مقدمه
سخن در تجسم ليلة القدر و تمثيل فضايل فرشته در صورت انسان است. آنكه دختر و مادر، براى پيامبر(صلى الله عليه وآله)بود، و كوثرى در جريان براى كوباندن تكاثر.
او كه آزادى و آزادگى را به ما آموخت و درس صبر و پايدارى در برابر جور داد.
او كه افزون بر گفتار منطقى و پشتيبانى از گفتگوهاى علمى، به موقع فرياد و هيبت الهى داشت.
او كه شهادت را نه در شعار بلكه در عمل استقبال كرد و ستم و ستمگر را قابل گفتگو ندانست.
همو كه تنها اسوه زنان بلكه اسوه زنان و مردان بود.
او تجسم كمالات انسانى بود و برخوردار از بالاترين شايستگيهاى آدمى. همو كه مقامش عصمت كبرى است و بزرگترين شافعه روز جزا.
بالاترين ستمها براى او غصب وصايت بود و مهم ترين اقدامش احقاق حق.
زهرا(عليها السلام) وجودش نشانه راه است و با على(عليه السلام)بودنش، نشانه همه چيز. ولى او تنها به اين قناعت نكرد، كه براى حقانيتش اقدام ها كرد و به مهاجر و انصار اتمام حجت نمود.([1])
در اين گفتار كوتاه بر آنيم تا فاطمه(عليها السلام) را در كلام خداوند جستجو نماييم. چون ما انسانهاى خاكى قادر به بر شمارى فضايل او نيستيم براى همين در لابلاى كلام الهى به جستجوى زهراء(عليها السلام)مى رويم.
فضيلت
فضيلت خلاف رذيلت و نقصان به معناى برترى و داراى درجات و مقامات بلند است.([2]) و به معناى برترى شخصيتى، اخلاقى و روحى است.([3])
امّا اينكه فاطمه(عليها السلام) داراى فضايل بى شمارى است، ترديدى وجود ندارد، و مى توان آنها را به سه دسته كلى تقسيم كرد:
1 ـ فضيلت هاى فردى حضرت زهرا(عليها السلام):
فضيلت دانش وافرداشتن.
فضيلت احراز مقام مجاهدت در راه خدا.
بهترين بنده خدا بودن.
نائل آمدن به مقام ايثارگرى.
فضيلت هجرت در راه خدا از مكه به مدينه.
فضيلت صبر و پايدارى در راه خدا.
2 ـ فضيلت خانوادگى:
فضيلت دختر بودن براى رسول خدا(صلى الله عليه وآله).
فضيلت داشتن مادرى چون خديجه.
فضيلت داشتن همسر چون على(عليه السلام).
فضيلت داشتن فرزندان چون حسن و حسين(عليهما السلام).
فضيلت مادر بودن براى ائمه و حضرت مهدى.
فضيلت مصداق بودن اهل البيت
فضيلت داشتن عموى چون حمزه.
فضيلت اهل كساء بودن.
فضيلت كسى كه در شأنش آيات و سوره هاى زيادى نازل شده.
فضيلت شهادت تمامى خانواده اش در راه خدا يا اسير شدن در راه خدا.
فضيلت معصوم بودن خودش، پدرش، همسرش و فرزندانش.
3 ـ فضيلتهاى اجتماعى:
فضيلت اصلاح گرى و آگاهى دادن اجتماعى و دينى به مردم.
فضيلت همدردى و انفاق و ايثار به مردم.
فضيلت شاگرد پرورى.
فضيلت افشاگرى، و مبارزه با منافقين، و منحرفين، با خط امامت معصوم.
فضيلت دفاع از نظام سياسى مبنى بر اصل امامت و ولايت.([4])
بايد بدانيم كه اين فضيلتها به عنوان يك اصل، در زندگى فاطمه زهرا(عليها السلام) وجود داشت، امّا برخى از آنها در وجود آن حضرت جلوه اى خاصى داشتند، كه ما در اين گفتار به برخى از فضائل آن حضرت در قرآن اشاره مى كنيم:
فضائل فاطمه (س) در قرآن
زهراء(عليها السلام) كوثر است
(إنّا اعطيناك الكوثر، فصلّ لربّك وانحر، إنّ شانئك هو الأبتر.) (كوثر، 108/); ما به تو كوثر(خير و بركت فراوان) عطا كرديم. پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن. و بدان دشمن تو قطعا بريده نسل و بى عقب است.
سوره كوثر در عين اختصار در بردارنده اسرارى است كه حتى بزرگان ما نيز از دستيابى به آن ژرفناى او عاجز ناتوانند([5]).
يكى از نامهاى مبارك فاطمه زهراء(عليها السلام) «كوثر» است.
«كوثر» بر وزن «فَوعل»، به معناى «خير كثير و فراوان» مى باشد. گستره معنايى اين واژه چنان وسيع است كه مصاديق بى شمارى از جمله «خير بى نهايت» را شامل مى شود. در تفاسير شيعه و سنّى معانى بسيارى براى «كوثر» ذكر شده است كه همگى از مصاديق «خير كثير» مى باشند; مصاديق چون:
1 ـ حوض و نهر كوثر در جنّت كه تعلق به پيامبر دارد و مؤمنان به هنگامه ورود به بهشت از آن سيراب مى شوند.
2 ـ مقام شفاعت كبرى در روز قيامت.
3 ـ نبوت.
4 ـ حكمت و علم به حقايق اشيا.
5 ـ قرآن.
6 ـ كثرت اصحاب و پيروان.
7 ـ كثرت معجزات.
8 ـ كثرت علم و عمل
9 ـ كثرت معرفت در توحيد.
10 ـ كثرت نعمت هاى دنيا و آخرت.
11 ـ نسل كثير و ذريه فراوان كه در گذر زمان باقى بمانند، و بى ترديد از اين فراوانى ذريه و باقى ماندن نسل از وجود دختر والا گهر پيامبر، فاطمه زهرا(عليها السلام)، نشأت گرفته است([6]).
اما به عقيده بسيارى از علماى شيعه و پاره اى از اهل سنت، بارزترين مصداق «كوثر» وجود نازنين حضرت زهرا(عليها السلام)مى باشد([7]).
طهارت زهراء(عليها السلام)
(انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا) (احزاب، 33 / 33) ; خداوند فقط مى خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.
به شيوه گوناگون از طريق فريقين آمده است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمودند: «نزلت هذه الآية فى خمسة: فى وفى علىّ و فاطمه، و حسن و حسين»; اين آيه در مورد عظمت پنج تن نازل شده است: من على، فاطمه، حسن و حسين([8]).
پس فاطمه (عليها السلام) طبق نزول اين آيه از هر گونه رجس و گناه پاك است، و عصمت مطلق دارد.
از آنجاى كه اراده حقّ تعالى بر اين قرار گرفته است كه نبوّت و وصايت منصب خاصّ مردان باشد، اگر چنين نبود به حضرت زهرا(عليها السلام) نيز عطا مى شد.
زهراء(عليها السلام) ليلة القدر است
(حم، و الكتب المبين، إنّا انْزَلنه فى ليلة مّباركة إنّا كنّا منذرين، فيها يفرق كلّ أمر حكيم)(دخان، 44/1 ـ 4); سوگند به اين كتاب روشنگر، كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كرديم; ما همواره انذار كننده بوده ايم، در آن شب هر امرى بر اساس حكمت (الهى) تدبير و جدا مى گردد.
بنابر روايات متعدد و معتبرى كه از ائمّه طاهرين(عليهم السلام) رسيده، حقيقت ليلة القدر به وجود فاطمه زهرا(عليها السلام)تفسير شده است. از آن جمله، بيان نورانى امام موسى بن جعفر(عليه السلام) در تفسير آيات آغازين سوره دخان مى باشد:
مردى نصرانى به خدمت امام موسى كاظم(عليه السلام) شرفياب شد و در بين سؤالات متعدّدى كه بيان مى داشت تفسير باطن اين آيات را جويا شد:
امام در پاسخ فرمودند: اما «حم»، محمّد(صلى الله عليه وآله) مى باشد و «كتاب مبين»، على(عليه السلام) مى باشد. و امام «اللّيلة»، فاطمه(عليها السلام)مى باشد([9]).
آرى، حقيقت ليلة القدر، وجود يگانه زهراست.
انفاق زهراء(عليها السلام)
(ان الابرار يشربون من كاس كان مزاجها كافورا، عينا يشرب بها عباد الله يفجرونها تفجيرا، يوفون بالنذر ويخافون يوما كان شره مستطيرا، ويطعمون الطعام على حبه مسكينا ويتيما واسيرا، انما نطعمكم لوجه الله لانريد منكم جزاء ولاشكورا، انا نخاف من ربنا يوماً عبوسا قمطريرا، فوقاهم الله شر ذلك اليوم ولقاهم نضرة وسرورا، وجزاهم بما صبروا جنة وحريرا) (دهر، 76/5 ـ 12); به يقين ابرار (و نيكان) از جامى مى نوشند كه با عطر خوشى آميخته است، از چشمه اى كه بندگان خاصّ خدا از آن مى نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مى سازند، آنها به نذر خود وفا مى كند، و از روزى كه شر و عذابش گسترده است مى ترسند، و غذاى (خود) را با اينكه به آن علاقه (نياز) دارند، به «مسكين» و «يتيم» و «اسير» مى دهند، (و مى گويند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام مى كنيم، و هيچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهيم، ما از پروردگارمان خائفيم در آن روزى كه عبوس و سخت است. (بخاطر اين عقيده و عمل) خداوند آنان را از شرّ آن روز نگه مى دارد و آنها را مى پذيرد در حالى كه غرق شادى و سرورند. و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهاى حرير بهشتى را به آنها پاداش مى دهد.
به اتفاق اهل سنت اين آيات در شأن، فاطمه(عليها السلام) على و حسن و حسين(عليهم السلام) نازل گرديده و ما در اينجا فقط اكتفا به عبارت زمخشرى مى نماييم در كشاف در تفسير سوره هل اتى ص 239 از ابن عباس روايت كرده كه حضرت امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) مريض شدند، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) با جماعتى به عيادت آمدند آن حضرت به على(عليه السلام)فرمودند: يا على اگر نذرى براى شفاى فرزندان خود بنمايى مناسب است. آن حضرت با فاطمه زهراء و فضه خادمه نذر كردند كه هر گاه آن دو بزرگوار صحت يافتند، سه روز روزه بگيرند، چون شفا يافتند چيزى در خانه نبود، امير المؤمنين به نزد شمعون خيبرى يهودى آمد و سه صاع جو قرض گرفت. فاطمه آن را آرد كرد. پنج قرص آن را طبخ نمود. وقت افطار مسكينى در خانه آمد و سؤال نمود. امير المؤمنين نان خود را به سائل داد. فاطمه زهراء و حسن و حسين و فضه خادمه با امير المؤمنين اقتدا كردند و همگى نان خود را به سائل دادند و با آب افطار كردند.
 شب دوم چون خواستند افطار كنند، يتيمى در خانه آمد و سؤال كرد. هر پنج نفر نان خود را به سائل دادند و با آب افطار كردند.
و همينطور شب سوم هر پنج نفر نان خود را به اسيرى دادند و با آب افطار كردند. چون صبح روز سوم شد امير المؤمنين(عليه السلام)دست حسنين را گرفت و به خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آمدند... رسول خدا(صلى الله عليه وآله)از ديدار آنها سخت شكسته خاطر گرديد، به خانه فاطمه آمد، آن مخدره را در محراب عبادت ديدند كه شكم او به پشت خشكيده و ديده هاى حق بينش به گودى فرو رفته است. در آن حال جبرئيل نازل شد و عرض كرد: «هنيأ لك يا رسول اللّه خذ هذه السورة» سپس سوره هل اتى را بر او قرائت كرد([10]).
عامه و خاصه روايت كردند كه اين آيات در شأن فاطمه(عليها السلام) و على و حسنين نازل گرديده است.
شفاعت فاطمه(عليها السلام)
(ولسوف يعطيك ربك فترضى).(ضحى، 93/5); و به زودى پروردگارت آن قدر به تو عطا خواهد كرد كه خشنود شوى.
در تفسير مجمع البيان طبرسى نقل است:
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بر فاطمه وارد شد. ديد آن مخدره عبايى را كه از پشم شتر بود، بر خود پيچيده و با دست مبارك دستاس مى گرداند، با دست ديگر فرزندش را در آغوش كشيده شير مى داد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آن منظره حزن آور راديد و گريست و فرمود: «اى فاطمه! تلخى زندگانى دنيا چند روزى بيش نيست، بر آن صابر باش كه حلاوت آخرت در پيش است. خداى تعالى اين آيه مباركه را بر من نازل فرموده (ولسوف يعطيك ربك فترضى)([11])».
ابن شهر آشوب در مناقب نيز اين روايت را نقل كرده و گفته است: «فاطمه فرمود الحمد للّه على نعمائه و الشكر على آلائه». سپس آيه نازل گرديد كه قيامت آن قدر از امت تو در شفاعت فاطمه داخل بشوند كه تو و فاطمه راضى و خوشنود بشويد([12]).
عبادت فاطمه(عليها السلام)
(تتجافى جنوبهم عن المضاجِع يدعون ربّهم خوفاً و طمعا و ممّا رزقناهم ينفقون). (سجده،32/16); پهلوهاى شان از بسترها در دل شب دور مى شود (و به پا مى خيزند و رو به درگاه خدا مى آورند) و پروردگار خود را با بيم و اميد مى خوانند، و از آنچه به آنان روزى داده ايم انفاق مى كنند.
يعنى شبها هنگامى همه مردم در خواب هستند براى عبادت خداوند بيدار مى شوند، نماز بر پا مى دارند، و از روى بيم از عذاب آخرت و اميدوارى به ثواب و تفضلات الهى در آن عالم و از آنچه كه خداوند به آنها داده از مال و ساير نعمتها به ديگران انفاق و بخشش مى كنند.
اين آيه در شب زفاف فاطمه نازل گرديد حضرت امير المؤمنين(عليه السلام) مى فرمايد: در شب زفاف زمانى نگذشت كه فاطمه زهرا بر خواست و چراغ را خاموش كرد با اجازه همسرش مشغول به نماز گرديد و از براى احياى آن شب آيه مذكوره نازل گرديد([13]).
فاطمه زهراء(عليها السلام) ساعتها متمادى با خدا راز و نياز مى كردند، عبادت و سلوك ايشان براى ما قابل تصور و درك نيست([14]). كيفيت عبادت فاطمه(عليها السلام) هرگز در عقل و خيال ما نمى گنجد. حالت روحى او را در هنگامه عبادت، خدا مى داند و بس([15]).
زهراء(عليها السلام) يكى از بحرين است
(مرج البحرين يلتقيان ، بينهما برزخ لايبغيان، فباى آلاء ربكما تكذبان ،يخرج منهما اللؤلؤ والمرجان). (الرحمن، 55/19 ـ 22); در ميان آن دو برزخى است كه يكى بر ديگرى غلبه نمى كند (و به هم نمى آميزند). پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج مى شود.
بحرين فاطمه زهراء(عليها السلام) و على مرتضى است فاطمه بحر نبوت و على بحر ولايت برزخ رسول خدا(صلى الله عليه وآله)است لؤلؤ امام حسن است و مرجان امام حسين(عليه السلام) است.
علامه مجلسى در بحار نقل كرده كه : ابوذر غفارى روايت كرده كه مراد از بحرين و لؤلؤ و مرجان اين چهار نفرند. سپس فرمود : كيست مثل اين چهار نفر على و فاطمه و حسن و حسين(عليهم السلام)دوست نمى دارد آنها را مگر مؤمن، و دشمن نمى دارد آنها را مگر كافر. پس مؤمنين باشيد به سبب محبت به اهل بيت(عليه السلام). كافر نباشيد بسبب دشمنى و بغض اهلبيت; زيرا هر كه چنين باشد مسير او آتش جهنم خواهد بود([16]).
حضرت فاطمه(عليها السلام) شاخه شجره طيبه
(الم تر كيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة كشجرة طيبة اصلها ثابت وفرعها فى السماء، تؤتى اكلها كل حين باذن ربها ويضرب الله الامثال للناس لعلهم يتذكرون). (ابراهيم، 14/24 و 25);آيا نديدى چگونه خداوند «كلمه طيبه» (وگفتار پاكيزه) را به درخت پاكيزه اى تشبيه كرده كه ريشه آن (در زمين) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟!، هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش مى دهد. و خداوند براى مردم مثلها مى زند، شايد متذكر شوند (و پند گيرند).
وجوهى چند در معنى شجره طيبه روايت شده است كه يك از وجوه نخله است و ديگر درختى است در بهشت و يكى ديگر وجود مقدس نبوى است و اخبار معتبره از طريق شيعه و سنى در قول آخرى در كتب شيعه و سنى بسيار است([17]).
يكى روايت ابن عباس است كه جبرئيل امين به حضرت رسول عرض كرد: «انت الشجرة و على غصنها و فاطمة ورقها و الحسن و الحسين ثمارها» و مراد از كلمه طيبه كلمه توحيد «لا اله الا اللّه» است، يا ايمان يا هر كلامى كه خداوند سبحان بدان امر به اطاعت كرده است. در حديثى از فاطمه زهرا(عليها السلام) به «غصن» و از على(عليه السلام) به «فرع» و از حسنين به «ثمار» تعبير شده است. و در «بصائر الدرجات» نيز روايتى ذكر شده كه در آن آمده است: «انا جزرها اى اصلها و على زروها و فاطمه فرعها و الائمة اغصانها و شيعتهم اوراقها»; رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فرمود: من بيخ اين درخت هستم، و على(عليه السلام) تنه اين درخت است و فاطمه فرع و لقاح او است و ائمه(عليهم السلام)شاخه اى او و شيعيان برگ او مى باشند و در صافى چند روايت نقل مى فرمايد: در بعضى از آنها مى فرمايد: شاخه آن درخت فاطمه است و ميوه آن ائمه است و برگ آن شيعيان ايشان است، هرگاه فرزندى از شيعه متولد شود. برگى بر او اضافه مى شود و هر گاه شيعه اى بميرد برگى از او ساقط مى شود([18]).
زهرا(عليها السلام) و نسل پاكش
(وهو الذى خلق من الماء بشرا فجعله نسبا وصهرا وكان ربك قديرا). (فرقان، 25/ 54); او كسى است كه از آب، انسانى را آفريد; سپس او را نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از اين دو طريق گسترش داد); و پروردگار تو همواره توانا بوده است.
در تفسير صافى به نقل از مجمع البيان نقل شده است: ابن سيرين گفته آيه شريفه در حق رسول(صلى الله عليه وآله)خدا و على مرتضى نازل شده است، آن زمان كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فاطمه را به على بن ابى طالب(عليه السلام)تزويج كرد. و مراد از نسب صهر ايشانند([19]).
فاطمه(عليها السلام) ذا القربى
(فآت ذا القربى حقه والمسكين وابن السبيل ذلك خير للذين يريدون وجه الله واولئك هم المفلحون).(روم، 30 / 38); پس حق نزديكان و مسكينان و در راه ماندگان را ادا كن. اين براى آنها كه رضاى خدا را مى طلبند بهتر است، و چنين كسانى رستگارانند.
در سال هفتم از هجرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به سوى خيبر رفت، و به محيصة بن مسعود حارثى دستور داد كه جانب فدك برود، و يهودهاى فدك را به اسلام دعوت كند، اگر قبول نكردند بايد جزيه بدهند، و اگر جزيه را هم قبول نكردند، آماده جنگ باشند، آنان نه به جزيه و تن دادن و نه اسلام را پذيرفتند، امّا وقتى كه خبر فتح خيبر را شنيدند، وحشت عظيم آنان را فرا گرفت، در اينجا بود كه با بزرگان خود مشورت كردند و چند نفر از بزرگان خود را به جانب رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فرستادند، در آنجا آنها از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) معجزات عظيم را مشاهده كردند. مثلاً: با وجود كه كليد ابواب را در صندوق مهر شده گذاشته بودند، ولى آن كليدها را جبرئيل براى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)آورده بود، با مشاهده اين صحنه عده اى از آنان با اسلام مشرف شدند، و بين پيامبر و آنان صلح شد، و فدك بدون خونريزى به تصرف رسول خدا(صلى الله عليه وآله)در آمد، در اسلام اموالى كه بدون جنگ و قتال به دست آيد، مختص رسول خدا(صلى الله عليه وآله) است، و فدك مختص رسول خدا شد، آنها كه ايمان آوردند خمس اموال خود را به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بدهند و بقيه ملك رسول خدا(صلى الله عليه وآله)باشد([20]).
چون فدك به تصرف رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در آمد، جبرئيل نازل شد و رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را سلام داد و عرض كرد كه خداوند مى فرمايد: حق خويشاوندان را بده([21]).
چون جبرئيل اين خبر را آورد كه حق خويشان را بده رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: اين خويشان كيانند جبرئيل عرض كرد دخترت فاطمه زهراء(عليها السلام) است حوائط فدك را تفويض فاطمه بنما و حق خود را باو واگذار; چون خداوند متعال حق خويش را نيز به فاطمه(عليها السلام) واگذار فرمود، رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فاطمه را طلبيد و آيه مذكوره را بر او قرائت فرمود و اموالى كه از فدك بهره رسول خدا شده بود همه را به فاطمه تسليم كرد. و فدك را تفويض فاطمه(عليها السلام)فرمود. آن مخدره عرض كرد يا رسول اللّه! آنچه به فرمان خدا بهره من شده است، همه را ه بشما واگذار كردم. رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فرمود: اى نور ديده! همه مخصوص تو است. آن را براى خود و فرزندان خود نگهدار. و دانسته باش كه بعد از من با تو از در عناد بيرون شوند و حيله ها بسازند. خصومتها بياغازند تا فدك را از دست تو بيرون كنند([22]).
سپس رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمان داد تا بزرگان اقوام و اصحاب حاضر شوند. و در حضور آنان حوائط فدك را و با هر ملك و مالى كه از آن اراضى ماخوذ داشته بود، به فاطمه تسليم فرمودند، و اعلام كرد كه فدك با تمام منافعش متعلق به فاطمه و فرزندان او است، و تا زمان رحلت رسول(صلى الله عليه وآله)كارگران آن مخدره در فدك مشغول بودند. و آن حضرت هر سال فقط به اندازه نياز خود برمى داشت، بقيه را بين مسلمانان تقسيم مى كردند، و تا زمان رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله) تمام فدك در تصرف فاطمه(عليها السلام)بود([23]).
آيات بى شمارى ديگرى هم در شأن و منزلت آن بانوى نمونه، در كتاب خداوند وجود دارد كه در اين مختصر نمى گنجد، در كتاب رياحين شريعه چيزى در حدود 30 آيه در شأن و منزلت حضرت زهرا(عليها السلام) نقل و تأويل شده است. و نيز در كتابى تحت «عنوان فاطمة الزهراء فى القرآن» 68 آيه از آيات قرآن در منزلت، فضايل و مرتبط با آن بانو گردآورى شده است([24]).
نتيجه
از آنچه كه گذشت روشن گرديد كه در آيات متعدد قرآن مجيد، كتاب مقدس مسلمانان، از فضايل حضرت فاطمه (عليها السلام) نام برده شده است، و آن حضرت مورد تقدير و ستايش قرار گرفته است، و نيز روشن گرديد كه حضرت فاطمه دختر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) داراى عصمت، طهارت و شفاعت كبرى است. و بهترين انسانها از نسل او قرار داده شده است، خشنودى خدا و رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در خشنودى فاطمه است. او بهترين عبادت كنندگان و بهترين زنان جهان است. از انفاقش به عنوان بهترين انفاق نام برده شده است. اميد كه با شناخت و درك فضايل حضرت او را در زندگى دنيا و آخرت الگو و سرمشق قرار دهيم.
[1] . نگاه كنيد به مهدى نيلى پور، فرهنگ فاطميه، انتشارات مركز فرهنگى شهيد مدرس، اصفهان، چاپ اول 1380. مسعود پور سيّد آقايى، چشمه در بستر، ص 21، مؤسسه انتشارات حضور، قم، چاپ سوم 1381.
[2] . چشمه در بستر، ص 474.
[3] . همان.
[4] . فرهنگ فاطميه، ف، پيشين، ص 476.
[5] . استاد محمد تقى مصباح يزدى، جامى از زلال كوثر، تحقيق و نگارش محمد باقر حيدرى، ناشر انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، چاپ دوم 1381.
[6] . مجمع البيان، شيخ طبرسى، ج 27، ص 309.
[7] . مجمع البيان، پيشين، ص 21.
[8] . سيد عبدالرزاق مقرم، صديقه شهيده، زهراء(س)، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم.
[9] . جامى از زلال كوثر، ص 17، (به نقل از تفسير برهان، ج 4، ص 158).
[10] . آقاى شيخ ذبيح اللّه محلاتى، رياحين شريعه، ج اول، ص 157 ـ 159، انتشارات دار الكتب الاسلامية، چاپ چهارم 1364.
[11] . تفسير مجمع البيان، شيخ طبرسى، ج 10، ص 382، ناشر مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، بيروت، چاپ اول 1415.
[12] . رياحين الشريعه، پيشين، ص 152ـ 153.
[13] . رياحين شريعه، پيشين، ص 153.
[14] . سخنرانى مقام معظم رهبرى در سمينار بررسى زن در جامعه، 10/12/64.
[15] . جامى از زلال كوثر، پيشين، ص 101
[16] . رياحين شريعه، پيشين، ص 154.
[17] . رياحين شريعه، پيشين، ص 155.
[18] . همان.
[19] . رياحين شريعه، پيشين، ص 156.
[20] . رياحين الشريعه، پيشين، ص 305.
[21] . رياحين الشريعه، پيشين، ص 306.
[22] . همان، پيشين، ص 307.
[23] . همان.
[24] . فرهنگ فاطميه/ ف، پيشين، ص 479.
 

برای ارتباط با ما و ارسال نظر  لطفا کلیک کنید