صفحه نخست درباره ما ارتباط با ما
 

 

گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمين آقاى عرفانى

عضو مجلس سنا و معاون شوراى علماى شيعه



 

اشاره: آنچه در ذيل مى آيد بخشى از گفتوگويى است كه به وسيله آقاى ناظر حسين زكى با حجت الاسلام والمسلمين آقاى عرفانى، عضو مجلس سينا و يكى از فعالان عرصه فرهنگ دوران مقاومت، انجام گرفته است.

زكى : استاد محترم، جناب آقاى عرفانى شما هم قبل از دوران جهاد و هم در دوران مقاومت مردم ما، يكى از چهره هاى فرهنگى بوده ايد كه تأليفات شما هم قبل از جهاد و هم در دوران جهاد، و نيز بنيان گذارى مؤسسه فرهنگى باقرالعلوم در كابل، نشان دهنده تلاش شما در عرصه فرهنگى دينى است.

ابتداء خوب است سؤال را در باره مؤسسه فرهنگى باقرالعلوم شروع كنيم كه در پايتخت كشور احداث شده است. پيش از هر سخنى، در باره كيفيت ساخت و ساز اين مؤسسه و برنامه ها و اهداف فرهنگى آن خوب است صحبتى براى خوانندگان فصلنامه بشارت داشته باشيد.

استاد عرفانى : چيزى كه در زندگيم ارزش و اهميت دارد «مسجد و مؤسسه فرهنگى باقرالعلوم» است و تقريباً آرزوهايم را نهفته در اين مى بينم كه اگر درست بهره بردارى از اين مؤسسه بشود براى جامعه و نسل جوان ما مفيد و مؤثر است.

از نظر نقشه توضيح بدهم، اين مؤسسه در سه طبقه ساخته شده است. اگر مبالغه نكنم يك مؤسسه و يك مسجد جامع از نظر نقشه و زيبايى مثل آن در كابل شايد نباشد، يا اگر باشد خيلى كم است، اگر نتوانم بگويم بى نظير است، ولى مى توانم بگويم كم نظير است.

دو مهندس با تجربه از وزارت شهرسازى و مسكن افغانستان داشتيم كه نقشه آن را طرح كردند و براى ما بسيار پرهزينه بود.

از نظر استحكام، اين ساختان همه آن از بتون ساخته شده است.

اهداف

اولين هدف اين بوده كه براى مردم يك مركز دينى و عبادى بسازيم; چون در كابل مساجد و مدارس بسيار كم است به خصوص اين مؤسسه و مسجد در جايى واقع شده كه برادران تشيع و تسنن مشتركا در آنجا زندگى مى كنند و آنها مشتركا از آن استفاده مى كنند.

علاوه بر مسائل عبادى، تبليغى و فرهنگى و مجالس فاتحه مردمى كه در آن برگزار مى گردد، غسال خانه نيز در آن ساخته شده است.

اين مسجد و مؤسسه هشتاد در صد آن تكميل شده است و مدت ششماه است كه برنامه هاى آن را راه انداختيم. و چند نوع از آن استفاده مى شود:

1 - زير زمين آن در حدود 460 متر زير بنا دارد كه به كارهاى فرهنگى اختصاص داده شده است. مثلا: يك كتابخانه بسيار بزرگ در آن وجود دارد كه از كشورهاى مختلف از جمله از ايران كتاب وارد كرديم با آنكه در آغاز راه است درحدود 6000 جلد كتاب دارد، علما و دانشجويان و ساير علاقمندان به مطالعه و تحقيق از آن استفاده مى كنند گرچه تا هنوز كتابخانه تكميل نشده است.

و همچنين يك سالن بزرگ مطالعه داريم و گفتيم در كابل كارى كنيم كه فرهنگ كتابخوانى را در جامعه تحقق بخشيم; زيرا مردم مى آيد فقط كتاب مى برد و قفسه ها را خالى مى كند و از طرفى يا كتاب بر نمى گردد و اگر بر مى گردد پاره بر مى گردد و اهميت آن هم بسيار كم است، لذا سالن مستقل مطالعه در كنار كتابخانه قرار دارد كه پيش از ظهر اختصاص به مردها دارد و بعد از ظهر به خانمها.

همچنين كورسهاى فرهنگى - آموزشى در آنجا برگزار مى شود، نظير كلاس آموزشى قرآن كريم كه در روز چهار نوبت برگزار مى گردد، دو دوره پيش از ظهر و دو دوره بعد از ظهر در رشته هاى روخوانى، روان خوانى، تجويد و قرائت و مفاهيم قرآنى. از اين برنامه هاى آموزشى، پسر و دختر با كلاسهاى مستقل و جداگانه استفاده مى كنند و نيز برنامه حفظ قرآن كه فعلا چند نفر حافظ قرآن داريم و در محافل هم شركت مى كنند و نمره مى آورند.

خوبى و ويژگى ديگرى كه اين مؤسسه دارد اين است كه همه از آن استفاده مى كنند اختصاص به مذهب و قوم خاصى ندارد.

در كنار كلاسهاى قرآنى، كلاسهاى زبان عربى و انگليسى و همچنين كامپيوتر نيز برگزار مى گردد، هرچند كه فعلا كامپيوتر كم داريم. و همينطور رياضيات و جبر تدريس مى شود.

خواهرانى كه در حوزه علميه درس خوانده در هفته دو روز براى جمعى از خواهران كلاس احكام بر گزار مى كنند.

و همچنين در ساير رشته ها نظير اخلاق و فلسفه اخلاق - كلام و فلسفه را راه انداختيم كه حدود 70 نفر شاگرد در هفته دو بار از اين كلاسها استفاده مى كنند. و اساتيدى مسلط و ورزيده هم دارد.

همچنين در آينده تصميم داريم ان شاء الله كارهاى مهمى تحقيقاتى و فكرى راه بيندازيم.

امروز شبهاتى زيادى مطرح مى شود و بعض مسائل و موضوعات اسلامى را زير سؤال مى برد كه در كابل خيلى زياد شده است. شرايطى كه در افغانستان پيش آمده يك جوى جديدى است. سؤالها و همچنين شعارهاى زيادى نظير آزادى و دموكراسى مطرح است.

مردم به حدى نرسيده كه استفاده معقول و درستى از آزادى و دموكراسى داشته باشد; چون تا هنوز جامعه ما از نظر علمى و آگاهى دچار مشكل است. كسى كه شعار آزادى و دموكراسى را مى دهد باورم اين است كه به آن نرسيده است كه آزادى و يا دموكراسى در چه حدى باشد؟

حوزه هاى علميه و سنتى داريم، ولى من فكر مى كنم كه در مؤسسه باقرالعلوم برنامه هاى جديدى را راه بيندازيم، مثلا كلام، فلسفه و عقايد و امثال آنها را داشته باشيم كه پاسخگوى شرائط زمان خود باشد. در برابر شبهات بتواند استدلال منطقى و معقول داشته باشد; چون دوران اتهام گذشته كه كسى شبهه اى را مطرح كند و او را فورا متهم كند و به او مارك تفسيق بزند و اين كارساز نيست. تصميمم اين است كه كار كيفى كنيم مثلا صد و دوصد نفر نه بيست نفر نيروى ورزيده تربيت بشود كه بتوانند با استدلال و برهان در برابر شبهات مقابله كنند.

زكى : استاد محترم بفرماييد شما روى چه انگيزه اى كابل را براى كارهاى فرهنگى انتخاب كرديد و مؤسسه فرهنگى باقر العلوم را در پايتخت احداث نموديد، با اينكه در پايتخت مراكز علمى و فرهنگى زيادى وجود دارد؟ همچنين شما به شبهات اشاره كرديد. قطعا با گسترش و آسان شدن ارتباطات به خصوص با گسترش اينترنت در افغانستان دامنه شبهات نيز در اين كشور وسيع خواهد گرديد. اگر به نوع شبهاتى كه امروز در جامعه افغانستان وجود دارد اشاره شود خوب است; مثلا چه شبهاتى در حوزه عقايد مطرح مى شود، نظير شبهاتى در باره خداوند سبحان، يا شبهاتى در باره احكام و فلسفه احكام.

در قسمت اول ; چيزى كه براى هركارى مهم است; انگيزه و علت غايى آن چيز است. در جوامع اسلامى مشكلاتى داريم، به خصوص در جامعه افغانستان كه تقريباً نزديك به 25 تا 30سال دچار جمود فكرى بود، به اين معنا كه كشور اشغال گرديد، دچار جنگ و درگيرى شد، مسأله دفاع و جهاد و مقاومت بود، جهاد و دفاع يك امر مقدسى استوظيفه مردم است كه در برابر متجاوز دفاع بكند. جهاد و دفاع يك امر مقدسى بود، ولى قطعاً پيامد منفى نيز داشت. به هرحال جنگ بود، جنگ تخريب و ويرانى دارد، جوانان ما در حدود 20 سال است كه مدرسه را ترك گفته اند. يا مدرسه اى وجود نداشته يا مدرسه اى بوده خواستگاه مردم ما نبوده بالاخره جوانان در سنگرهاى جهاد شتافتند كه در اول بايد كشور را از چنگال دشمن نجات بدهند. طبعاً از آن طرف زيربناهاى فكرى و فرهنگى آسيب ديد. از طرفى جوامع غربى به صورتى آمده است كه مى خواهد فرهنگ و تمدن خودشان را درجامعه پياده كند. مشكل ديگرى كه داريم رسانه خبرى است، تلويزيونهايى كه وارد شده فرهنگ غرب و گويا مظاهر دموكراسى را تبليغ مى كند. مظاهر دموكراسيى كه آنها مى خواهند تلاش دارند تا در افغانستان تطبيق كنند و جامعه ما را از حالت فكريى كه دارد تهى كنند. قطعا تأثير خود را مى گذارند. به خصوص در كشور نظير افغانستان كه مشكلات فرهنگى فراوانى دارد كه نسل جوان ما اعم از دختر و پسر نتوانستند درس بخوانند. گاهى عواملى آمدند كه مانع درس خواندن شدند. لذا زود مى توانند اثر بگذارند. و اين مى طلبد كه مسلمانها در برابر چنين تهاجمى يك سرى كارهايى را بكنند. گرچه آنها با امكانات فوق العاده و رسانه هاى گسترده نظير تلويزيون و ماهواره مى آيند كه ميليونها بيننده و شنونده ممكن است داشته باشند، ولى ما حد اقل بايدتلاش كنيم تا جوانهايى را كه زير بناى فكر و عقيده آنها را اسلام تشكيل مى دهد حفظ كنيم تا آنجايى كه توان و دست ما مى رسد. در همين رابطه مى خواهيم كار بكنيم. گرچه كافى نيست، ولى انگيزه اين است كه كار بكنيم و نسل جوان را نجات بدهيم. شوراى علما و بزرگانى كه در آنجايند در صدند تلويزيونى را راه بيندازند، چون با ابزارى كه ديگران آمده بايد وارد بشويم. با يك مسجد و مؤسسه نمى شود. چون ما بيش از چند صد نفر و يا بيش از چند هزار نفر را نمى توانيم پاى يك جلسه و سخنرانى گرد بياوريم، ولى يك تلويزيون طلوع مثلا مى تواند ميليونها جمعيت بيننده داشته باشد.

اما در ارتباط با قسمت دوم پرسش شما كه مربوط به شبهات مى شود عرض شود كه به طور كلى دو نوع شبهات در آنجا وجود دارد; يك نوع شبهاتى است كه حتى ضرورتهاى دينى و زير بناى اعتقادى و فكرى مردم را زير سؤال مى برد، مثلا انسانهايى پيدا مى شوند و مى گويند كه اسلام عامل عقب ماندگى است، يا بعضى مى گويد كه اسلام در زمان خودش، مى توانسته مؤثر باشد، فعلا نمى تواند تأثيرگذار باشد، يا سخنهايى مى گويند كه معنايش اين است كه مردم دست از اعتقادشان بردارند. اين نوع شبهات زير بناى عقايد مردم را زيرسؤال مى برند.

گاهى مسائل اخلاقى مطرح است، اخلاق اسلامى رعايت نمى شود، از آن طرف مظاهر فحشاء، منكرات چه به شكل فرهنگى كه در آنجا مطرح است ظاهر مى شود و چه به شكل بسيار زننده كه خودش وجود دارد. مثلا يكى از مبارزات در آنجا، مبارزه با حجاب است، درحالى كه حجاب در قرآن آمده و به عنوان يك اصل و ضرورت دينى مطرح است. و شبهاتى در ارتباط با حجاب مطرح است. ضرورى است كه در اين زمينه بايد كار بشود و دختران مسلمان نجات پيدا كنند.

گاهى شبهات به شكل ديگر مطرح مى شود مثلاً عدالت را در باره زن و مرد مطرح كند كه چرا يك مرد مى تواند چهار زن بگيرد و اين خلاف عدالت است. يا مسأله ارث و طلاق را مطرح مى كند و مشابه اينها. و از آن طرف ; طورى پيش آمده كه مظاهر انحراف كننده را به اشكال مختلف در جامعه رونق مى دهد.

زكى: استادمحترم مخارج ساخت و ساز مؤسسه فرهنگى باقر العلوم هزينه هاى برنامه فرهنگى آن چگونه تأمين مى شود با توجه به اينكه اين گونه مؤسسات دينى از سوى سازمانهاى غير دولتى كه رنگ غربى دارد كمتر حمايت مى گردد و دولت هم كه چنين برنامه هايى معمولاً ندارد.

استاد عرفانى: در اثر جنگ و فقر و مشكلاتى كه مردم ما در طول بيش از 25 سال گرفتار بوده انتظار نداشتيم كه مردم ما كمك كنند اين مؤسسه كه تا همين حد ساخته شده است، يك مقدار بودجه اى كه از دوران جهاد مانده بود گفتم آن را در اين راه مصرف كنيم، زيربنا را اساسى برداريم، بعد از آن مؤمنين و خيرينى پيدا مى شوند كه كار را به سامان برسانند، هرچند كه تا به حال منكر كمكهاى مردمى نيستم، ولى در حدى نبوده كه حتى يك اتاق و يا يك ستون آن را بسازد، اما از اينكه كمكهاى مردمى در حد تشويق عملى براى ما بوده، كسى مقدار سمنتى آورده يا شاخه آهنى كمك كرده و اين نوع كمكهاى مردمى كه باعث تشويق ما در اين كار بوده ارزشمند است. فعلا البته مشكلاتى داريم، زيرا پانزده درصد مؤسسه ساخته نشده است، نظير گلدسته هاى مسجد، نماكارى، كف سازيها، محل اقامت براى امام جماعت مسجد، هرچند كه فعلا از آن استفاده مى شود، برنامه هاى فرهنگى، تبليغى، نماز جماعت، برگزارى جلسات دعا و نيايش ادامه دارد.

زكى : استاد محترم! فعالتيهاى فرهنگى هزينه بر است و امكانات مى خواهد و از اينكه كار كار معنوى است دست آورد آن نيز معنوى است. و بازدهى مادى يا ندارد اگر هم داشته باشد در برابر مصرفى كه انجام مى گيرد اندك است. لذا بايد خيرينى پيدا بشود كه براى كارهاى فرهنگى و معنوى هزينه بكنند و اين نيازمند فرهنگ سازى است كه زمينه فرهنگ مشاركت مردمى را نسبت به كارهاى معنوى رونق بيشتر ببخشد كه متأسفانه به گونه لازم در اين عرصه فرهنگ سازى نشده است و اميد است، فرهنگ مشاركت به كارهاى معنوى و دينى در جامعه مسلمان افغانستان بيشتر از اين به وجود بيايد. استاد محترم بفرماييد بايسته ترين رسالت و وظيفه يك عالم دينى به خصوص شوراى علما در شرايط فعلى كشور چه است؟

استاد عرفانى : ما در كابل شوراى علما داريم كه در جريان هستيد، از طرف ديگر خطباى ائمه جماعت و جماعات داريم، از طرف ديگر علماى بزرگوار ما كه به حيث تبليغ مى آيند، براى ما قابل ارزش است، ولى چند نكته قابل يادآورى است: مثلا علما ومبلغين ما كه مى آيند احكام شرعى را تبليغ مى كنند كه وظيفه دينى شان است و افغانستان نياز دارد، منتهى از نظر فكرى و ذهنى در حدى باشند كه شرايط و متقضيات افغانستان را بتوانند در نظر بگيرند. و بيشتر روى اخوت، الفت، تقريب تكيه كنند، چون بحمد الله در افغانستان يك نوع صميميت بين مردم افغانستان، بين شيعه و سنى به وجود آمده و اين يك نوع نعمت خداوند است. ما در شوراى علما يك بخش تقريب مذاهب و اخوت اسلامى داريم، نشريه مشترك داريم، علماى ما تقريب و اخوت دينى را هرچه بيشتر تقويت كند و گسترش بدهد به خير و صلاح جامعه مسلمان افغانستان است و نياز جدى مردم ما است.

زكى: استاد محترم شما به نكته جالبى اشاره كرديد، جامعه افغانستان هم در گذشته و هم در دوران مقاومت هرچه آسيب ديده از دورى و فاصله مليتها و اقوام و مذاهب از يكديگر بوده و آنچه كه كشور ما را دچار بحران و آفت كرد دورى و فاصله مردم ما از يكديگر بوده پس قطعاً سعادت جامعه افغانستان در اخوت و تقريب و الفت مى باشد، در اسلام مسائل و نقاط مشترك زيادى وجود دارد كه باعث نزديكى جوامع به يكديگر مى شود، به خصوص دو فرقه عظيمى از مسلمانان را كه شيعه و سنى باشد به يكديگر نزديك گرداند، گزاره ها و مشتركات زيادى كه تقويت آنها باعث الفت و اخوت و تقريب مى گردد و همچنين اقوام و طوائف را مى تواند به يكديگر نزديك بكند. سؤال ما اين است آيا كسانى پيدا مى شوند كه تبليغات سوء بكنند و بگويند كه اسلام چيزى ندارد كه باعث نزديكى جوامع و اقوام به يكديگر بشود، آيا در اين زمينه شبهاتى بوده؟ اگر شبهاتى بوده چگونه توسط انديشمندان دينى پاسخ داده شده است؟ و چه نوع برنامه هاى سازمان يافته نظير توليد نشريه، برگزارى نشست ها و سمينارها براى تقريب وجود دارد؟ و مهمتر از همه مردم چه مقدار به تقريب و اخوت و الفت باورمند شده اند؟

استاد عرفانى: يك مورد را عرض كنم كه خودم در دوران جهاد بيشتر در ميان مجاهدين در جاهاى مختلفى بودم و با تمام شخصيتهاى بزرگوار مجاهدين اعم از شيعه و سنى ارتباط داشتم، چيزى كه به دست آوردم گفته شما را تأييد مى كند و آن اينكه خيلى از مسائل اختلافى و فاصله ها در اثر عدم تفاهم و عدم نزديكى بوده، چون وقتى كسى از دور به يك مسأله نگاه مى كند ممكن است برايش خيلى خوب نباشد، وقتى نزديك شويم و مثل دو برادر با هم صحبت مى كنيم، هدف مشترك، زبان مشترك و فرهنگ مشترك را مى بينيم، متوجه مى شويم كه اختلاف بين ما خيلى جزئى است، چطور فقهاء با هم اختلاف دارند. من فكر مى كنم كه اختلاف ما در اين حد است; زيرا ما در اصول با هم اختلافى نداريم، ولى وقتى دور بوديم و فاصله داشتيم ممكن است خيلى مسائل پيش بيايد.

در رابطه با سؤال دوم شما كه آيا كسانى است كه مسائل اختلافى را دامن بزنند و تبليغ سوء بكنند. در رابطه با مردم افغانستان مسأله نداريم; همه سعى دارند كه با هم خوب زندگى بكنند. بيشتر نقاط اشتراك را مطرح مى كنند. اين در سطح كل مردم افغانستان. ولى ممكن است از جاهاى ديگر مأموريتهايى باشد كما اينكه تاريخ نيز اين را نشان داده است، استعمار وقتى مى آمده يكى از مسائلى را كه دامن مى زده مسائل اختلاف برانگيز ميان شيعه و سنى بوده است. ممكن است مأموريتهاى اين گونه باشد ولى نه در سطح مردم ما.

مسأله سومى را كه گفتيد تقريب است. همانطورى كه عرض كردم شوراى علماى شيعه افغانستان يكى از اهداف مهمش نزديك كردن رابطه علماى شيعه و سنى افغانستان است; زيرا اگر الفت بين جامعه و مردم و مذاهب مى آيد هم به دست علماى دينى است و اگر اختلاف هم مى آورد متأسفانه به دست علماى دينى است. و خوشبختانه علماى ما خيلى زياد به مسأله اخوت و تقريب اهميت مى دهند و بخش مستقلى در شوراى علما به نام كميسيون تقريب داريم و وظيفه آن كار كردن در ميان علماى شيعه و سنى افغانستان است و از آن طرف نيز برادران ما، ارگانهاى علمى و علمايى كه وجود دارند از اين مسأله استقبال مى كنند. در ماه يكبار و دوبار با هم جلسه دارند و همانطور كه گفتم نشريه مشترك به نام اخوت داريم كه نويسندگان آن از دو طرف است و جلسات مشترك برگزار مى كنند الحمد لله از اين جهت خوب است.

زكى : استاد محترم ! خيلى تشكر از اينكه چند لحظه وقت گرانبهايى تان را در اختيار مجله بشارت قرار داديد.

استاد عرفانى : از شما و همكاران شما نيز تشكر مى شود انشاء الله موفق باشيد.





 
صفحه نخست درباره ما فصلنامه بشارت بولتن خبري افغانستان گفتگو در ساحل سرود شمیم احساس
اهل بيت (ع) مقالات داستانهای قرآنی سایتهای افغانستان کتابخانه تازه های نشر گالري تصاوير
تمامی حقوق متعلق به سایت مؤسسه فرهنگی   است     www.bsharat.com