صفحه نخست

در باره ما

ارتباط با ما

درباره ما
فصلنامه بشارت
همايش ها و نشست ها
بولتن خبري افغانستان
خبر و گزارش هاي خبري
گفتگو
داستانهای قرآنی
قاب ابریشمی
اهل بيت (ع)
مهدویت
مقالات
زن و خانواده
کتابخانه
گالري تصاوير
تازه های نشر
افغانستان شناسی
سایتهای افغانستان
صفحات ویژه

آمار سایت


جریان حجت الوداع

 
«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ»چگونه بر غدیر دلالت دارد؟

واژه «اليوم» در آيه سوم سوره مائده باید ناظر به امر مهمی باشد كه نااميدی كفار و اكمال دين را به دنبال داشته است و آن چيزی نيست جز ولايت كه ضامن استمرار دين، حتی بعد از رحلت پيامبر(ص) است.
به گزارش خبرنگار مهر، گروه دین و اندیشه خبرگزاری مهر برخی از پرتعدادترین سؤالاتی که توسط مردم از مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی پرسیده می شود را برای آگاهی مخاطبان ارائه می کند که امیدواریم مورد توجه قرار گیرد.
پرسش: جريان حجّة الوداع و حديث غدير از چه قرار بوده است؟
پاسخ:
از حوادث سال دهم هجرت، جريان آخرين حج پيامبر (ص) و حديث غدير در غدير خم مي‌باشد. پيامبر (ص) در يازدهمين ماه اسلامي (ذيقعده) دستور داد كه در شهر مدينه و ميان قبايل اعلان كنند كه پيامبر (ص) امسال، عازم زيارت خانه خدا است. اين اعلان شوق فراواني را در دل گروه عظيمي از مسلمانان برانگيخت و به دنبال آن هزاران نفر در اطراف مدينه، خيمه زدند و همگي در انتظار حركت پيامبر بودند. پيامبر در بيست و ششم ذي القعده، در حالي كه بيش از شصت قرباني به همراه داشت، به سوي مكه حركت نمود. وقتي به ذي الحليفه (نقطه اي كه مسجد شجره آن جا قرار دارد) رسيد، با پوشيدن دو پارچه سفيد او مسجد شجره احرام بست و دعاي معروف احرام را كه "لبّيك" و پاسخ به نداي ابراهيم است، قرائت نمود.
روز چهارم ماه ذي الحجه وارد مكه شد و يكسره راه مسجد را پيش گرفت و وارد مسجد الحرام شد، در حالي كه خدا را حمد و ثنا مي‌ گفت و به ابراهيم درود مي‌ فرستاد. خلاصه، اعمال عمره حجّ را انجام داد. اعمال عمره به پايان رسيد. پيامبر (ص) راضي نبود در فاصله عمر و اعمال حجّ در خانه كسي به سر برد. از اين رو دستور داد خيمه او را بيرون مكه بزنند. روز هشتم ذيحجه فرا رسيد. زائران خانه خدا همان روز از مكه به سوي عرفات حركت مي‌كنند. پيامبر (ص) نيز عازم عرفات شد و تا طلوع آفتاب روز نهم در "منيَ" ماند. سپس بر شتر خود سوار شد و راه "عرفات" را پيش گرفت و در نقطه اي به نام "نمره" كه خيمه حضرت را آن جا زده بودند، فرود آمد. در آن اجتماع باشكوه، در حالي كه روي شتر قرار گرفته بود، سخنان تاريخي خود را ايراد فرمود.
پيامبر (ص) تا غروب روز نهم در عرفه توقف نمود. وقتي هموا كمي تاريك شد، بر شتر خود سوار شد و قسمتي از شب را در "مزدلفه" و فاصله طلوع فجر و آفتاب را در مشعر به سر برد. روز دهم رهسپار "منيََ" گرديد و مراسم "رمي جمره" و "تقصير" را انجام داده، براي انجام مراسم ديگر حج عازم مكه گرديد و بدين وسيله مناسك حج را به مردم آموخت. اين سفر تاريخي را "حج وداع" و گاهي "حج بلاغ" و " حج اسلام" مي‌ نامند.
سرگذشت غدير:
مراسم حج به پايان رسيد. پيامبر (ص) تصميم گرفت مكه را به عزم مدينه ترك گويد. فرمان حركت صادر گرديد. هنگامي كه كاروان به سرزمين رابغ (سر راه مكه به مدينه) كه در سه ميلي "جحفه" قرار دارد رسيد، أمين وحي در نقطه اي به نام "غدير خم" فرود آمد و او را با آيه زير مورد خطاب قرار داد: "يا أيّها الرّسول بلّغ ما أنزل إليك من ربك و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته؛ (۱) آن چه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ كن و اگر ابلاغ نكني، رسالت خود را تكميل نكرده اي. خداوند تو را از شر مردم حفظ مي‌‌كند. "
لحن آيه حاكي است خداوند انجام امر خطيري را به عهده پيامبر(ص) گذارده است. چه امر خطيري بالاتر از اين كه در برابر ديدگان صدهزار نفر، علي(ع) را به مقام خلافت و جانشيني نصب كند؟ از اين نظر، دستور توقف صادر شد. كساني كه جلو كاروان بودند، از حركت باز ايستادند و آن ها كه دنبال كاروان بودند، به ديگران پيوستند. وقت ظهر هوا به شدت گرم بود. مردم قسمتي از رداي خود را بر سر و قسمتي را زير پا مي‌ افكندند. براي پيامبر سايباني به وسيله چادري كه روي درخت افكنده بودند، درست كردند و پيامبر نماز ظهر را با جماعت خواند.
سپس در حالي كه جمعيت گرد او حلقه زده بودند، بر روي نقطه بلندي كه از جهاز شتر ترتيب داده بودند، قرار گرفت و با صداي بلند و رسا خطبه اي را در غدير خم خواند كه معروف است: "هان اي مردم! نزديك است من دعوت حق را لبّيك بگويم و از ميان شما بروم... هان اي مردم! بر قرآن و عترت من پيشي نگيريد و در عمل به هر دو، كوتاهي نورزيد كه هلاك مي‌ شويد".(۲) در اين لحظه دست حضرت علي را گرفت و آن قدر بلند كرد كه سفيدي زير بغل هر دو، براي مردم نمايان گشت و او را به همه مردم معرفي نموده سپس فرمود: " سزاوار بر مؤمنا از خود آنها كيست؟ "
همگي گفتند: خدا و پيامبر او داناترند. پيامبر (ص) فرمود: "خدا مولاي من، و من مولاي مؤمنان هستم و من بر آن ها از خودشان اولي و سزاوارترم. هان اي مردم! هر كس را من مولايم، علي مولاي او است. خداوندا! كساني كه علي را دوست دارند، آنان را دوست بدار، و كساني كه او را دشمن بدارند، دشمن بدار. خدايا! ياران علي را ياري كن و دشمنان علي را خوار و ذليل نما؛ و او را محور حق قرار بده".
واقعه غدير أبدي و جاوداني است، زيرا اراده حكيمانه خداوند بر اين تعلّق گرفته است كه واقعه تاريخي غدير، در تمام قرون و أعصار به صورت تاريخ زنده كه قلوب و له ها به سوي آن جذب مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شوند، بماند. از اين جهت، كمتر واقعه تاريخي در جهان، به سان رويداد "غدير" مورد توجه طبقات مختلف، از محدّث و مفسّر و متكلّم و فيلسوف و خطيب و شاعر، مورخ و سيره نويس قرار گرفته و اين اندازه دربارة آن عنايت مبذول شده است. در اهميت اين رويداد تاريخي، همين اندازه بس، كه اين واقعه تاريخي را ۱۱۰ صحابي نقل كرده اند كه در كتاب هاي دانشمندان اهل تسنن نام آنان به چشم مي‌‌ خورد. (۳)
پي نوشتها:
۱. مائده (۵) آيه ۶۷.
۲. آيت الله جعفر سبحاني، فروغ ابديت، ج ۲، ص ۴۷۴.
۳. آيت الله جعفر سبحاني، فروغ ابديت، ج ۲، ص ۴۷۹ - ۴۵۶ .
پرسش: آيه "اليوم اكملت لكم دينكم" چطور دلالت بر واقعه غدیر دارد؟
پاسخ اجمالي:
۱- اعلان ولايت اميرالمؤمنين(ع) بارها در جمع هاي محدود و به صورت غير رسمي بيان شده بود، اما اعلام رسمي و گسترده آن در روز غدير بوده كه به همين دليل روز اكمال دين نام گرفته است.
۲- در زمان حيات پيامبر (ص)، به دليل آن كه ولايت فعلي با ايشان بود، تأخير اعلام ولايت اميرالمؤمنين(ع) در آن مقطع، نقص دين به شمار نمي آمد، تا اشكال شود كه چرا موضوعي با اين اهميت در سال آخر عمر پيامبر (ص)، اعلان رسمي شده است.
۳- با توجه به اين كه واژه "اليوم" در آيه سوم سوره مائده، يك بار براي نااميد شدن كافران و بار ديگر جهت اكمال دين، مورد استفاده قرار گرفته و به دليل آن كه دور از ذهن است كه نا اميد شدن كافران، جهت موضوعي؛ چون اعلام حرمت برخي گوشت ها و غذاها باشد، بايد اين واژه در هر دو مورد استفاده شده در آيه، ناظر به امر مهم تري باشد كه نااميدي كفار و اكمال دين را به دنبال داشته است و آن چيزي نيست جز ولايت كه ضامن استمرار دين، حتي بعد از رحلت پيامبر (ص) است.
۴- فرائض موجود در آيه، حتي اگر تازه و جديد هم باشند، به اعتقاد شيعيان در مورد نزول بخشي از آيه در ارتباط با ولايت آسيبي وارد نخواهد كرد.
پاسخ تفصيلي:
در پاسخ به اين پرسش، ابتدا بايد بدانيم كه شيعيان، بر اساس روايات موجود از اهل بيت پيامبر (ص)، اتفاق نظر دارند كه آيه "الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ"، مرتبط با واقعه اعلان رسمي ولايت امير المؤمنين (ع) است ۱ و رواياتي كه ناظر به چنين عقيده اي است، در برخي منابع اهل سنت به نقل از راويان مشهوري؛ چون ابو سعيد خدري و ابو هريره نيز مشاهده مي شود. ۲
البته، در غالب منابع اهل سنت، تلاش شده تا سلسله سند راويان چنين تفسيري، ضعيف شمرده شوند، و بايد گفت كه چاره اي جز اين نداشتند-؛ چون قبول اين روايات، به معناي پذيرش عقايد شيعه بود كه در زمان اختناق آن روزها، گاهي برابر شرك و كفر به شمار مي آمد!
در مقابل، تفاسير ديگري براي اين آيه از اهل سنت نقل شده كه از انسجام كافي برخوردار نبوده و به عبارتي، يك تفسير قطعي مورد پذيرش در تمام آنان وجود ندارد:
۱. برخي از آنان، روز كامل شدن دين را به تماميت مناسك حج و اخراج مشركان از خانه خدا تفسير كرده اند. ۳
۲. گروهي نيز آن را روز نامعلومي دانستند كه تنها خداوند از آن با خبر است! ۴
۳. بسياري از اهل سنت، آن را مرتبط با روز عرفه در حجة الوداع مي دانند.
در صحيح بخاري، به نقل از خليفه دوم روايت شده است: سوگند به خدا من مي دانم كه اين آيه چرا و چه زماني نازل شده است و پيامبر (ص) در آن زمان كجا بوده است، سپس ايشان بدون آن كه به دليل نزول اين آيه اشاره اي داشته باشند!، تنها اعلام مي كنند كه زمان نزول آن، روز عرفه بوده و من نيز در آن جا حضور داشتم. ۵
در ارتباط با اين تفسير اهل سنت كه به نظر مي رسد به دليل وجود منبع روايي آن در صحيح بخاري، از اعتبار بيشتري برخوردار باشد، دو فرضيه موجود است:
۱-۳. اين تفسير تنها به زمان نزول آيه اشاره داشته و در مورد شأن نزول آن ساكت باشد، چنانچه در روايت اشاره شده از خليفه دوم نيز چنين جنبه اي مد نظر بوده است-. اين تفسير، در تضاد با عقايد شيعيان نيست؛ چون ممكن است اين آيه در ابتداي زماني نازل شده باشد كه پيامبر در صدد تدارك اعلام ولايت اميرالمؤمنين (ع) بوده و مي دانيم كه بين روز عرفه و روز غدير، كمتر از ده روز فاصله زماني وجود دارد و اين مقدار فاصله نيز جهت آماده سازي براي اعلان چنين امر مهمي، طبيعي به نظر مي رسد.
رواياتي در منابع شيعي وجود دارند كه (مانند روايات اهل سنت)، نزول اين آيه را در روز عرفه، اما شأن نزول آن را مسئله ولايت مي دانند. ۶
۲-۳. اما جهت گيري ديگري در اين تفسير وجود دارد كه علاوه بر آن كه مي خواهد زمان نزول آن را روز عرفه اعلام كند، در صدد تغيير شأن نزول آن نيز بوده و به عبارتي، اكمال دين را تنها به حلال و حرام منحصر مي كند:
از سدي نقل شده است كه اين آيه در روز عرفه نازل شده و بعد از آن ديگر حرام و حلالي نازل نشده و پيامبر (ص) بعد از برگشت به مدينه، رحلت فرمود. ۷
و يا: تا زماني كه پيامبر (ص) در مكه بود، هيچ واجبي جز نماز وجود نداشت و بعد از ورود به مدينه، فرايض به تدريج نازل شد تا زمان حجة الوداع كه با آن دين كامل شد و اين آيه نازل گشت. ۸
به عقيده ما، به چند دليل نمي توان چنين تفسيرهايي را پذيرفت، زيرا:
يك. پيامبر(ص) قبل از حجة الوداع نيز مناسك حج را به جا آورده بود و انجام حج تازگي نداشت.
دو. انجام حج و يا احكام شرعي اشاره شده در آيه، در حدي نبودند كه تكميل دين جز با آنها صورت نپذيرد.
سه. نمي توان تصور كرد برخي احكامي كه حتي اگر خودشان تازگي داشتند، موارد مشابه فراوان ديگري قبل از آن موجود بود، از خصوصيتي برخوردار شوند كه كافران با مشاهده آنها به ناگاه از انجام هر فعاليتي بر عليه دين نااميد شوند.
چهار. از همه مهم تر، به تصريح دانشمندان اهل سنت، موارد موجود در آيه سوم سوره مائده، آخرين احكامي نبود كه بر پيامبر (ص) نازل شده باشد، بلكه بعد از آن احكام ديگري نيز نازل شد. بر اين اساس، نظريه اي كه نزول تمام احكام و فرايض را موجب اكمال دين مي داند، زير سؤال خواهد رفت.
اكنون، از شما درخواست داريم كه بعد از مطالعه دقيق آيات پاياني سوره بقره (۲۷۵-۲۸۲)، به مطالب ذيل توجه فرماييد:
ابن عباس در ارتباط با بخشي از اين آيات (۲۷۸-۲۸۱) روايت مي كند كه اينها، آخرين آياتي از قرآن بود كه بر پيامبر (ص) نازل شد. ۹
البته نبايد تصور شود كه مراد اين روايت، تنها آيه انتهايي "وَ اتَّقُوا يَوْما ... " مي باشد كه در آن حكمي نازل نشده است؛ زيرا در روايت ديگري از خود ايشان مشاهده مي كنيم كه اظهار داشته اند: آخرين آيه نازل شده بر پيامبر (ص)، آيه ربا (يعني مجموعه اين آيات و نه تنها آيه نهايي) بوده است. ۱۰
اكنون دو پرسش را مطرح كرده و مي خواهيم كه به آنها پاسخ دهيد، سپس به پاسخ پرسش هاي شما خواهيم پرداخت:
۱- آيات پاياني سوره بقره، كه بر اساس صحاح اهل سنت، آخرين آيات نازل شده بر پيامبر (ص) است، متضمن احكامي مي باشد، آيا مفسران اهل سنت، هنگام تفسير آيه اكمال دين (مائده، ۳)، ابراز نكردند كه با نزول آن، ديگر حكمي باقي نمانده و دين كامل شده است!؟ ۱۱
۲- حتي اگر بر خلاف روايات موجود، بگوييد كه تنها آيه ۲۸۱، آخرين آيه نازل شده بر پيامبر (ص) است و در آن حكمي وجود ندارد، پرسش ما اين است كه چرا اين آيه، در بين آيات ربا (۲۷۵-۲۸۰) و آيه قرض و دين (۲۸۲) كه زمان نزول هر دوي آنها قبل از اين آيه بوده، آورده شده است و از طرفي، آيه ۲۷۷ كه در ارتباط با نماز و زكات است، چه ربطي به آيات قبل و بعد آن كه هر دو در مورد رباخواري است دارد!؟ (دقيقا مانند پرسشي كه شما در ارتباط با آيه اكمال دين بيان كرديد).
همان طور كه مشاهده فرموديد، واقعيت آن است كه مفسران اهل سنت، نتوانسته اند تفسير قابل دفاعي را از اين آيه ارائه دهند و به همين دليل است كه در نهايت، يكي از مفسران آنان، نتيجه گيري شخصي خود را از ميان نظرات متفاوت و متشتت، چنين بيان مي دارد كه اكمال دين به دليل كامل شدن فرائض و احكام، موضوعي مورد اختلاف و ترديد است كه آيا در آن روز خاص كامل شده يا خير؟ ۱۲
مشاهده مي فرماييد كه اين مفسر بزرگ اهل سنت، بدون آن كه صريحا نظر شيعه را در ارتباط با نزول اين بخش از آيه در مورد ولايت تأييد كند، اما به دليل وجود نشانه هايي غير قابل انكار، ارتباط اكمال دين با اغذيه حلال و حرامي كه قبل و بعد از آن، بيان شده را انكار مي كند. موضوعي كه شما در صدد اثبات آن هستيد!
اما تنها ايرادي كه به تفسير شيعيان شده، آن است كه اين بخش از آيه، ارتباط چنداني با بخش هاي ديگر ندارد. همان گونه كه ملاحظه فرموديد، چنين اشكالي در تفاسير اهل سنت در مورد غير اين آيه، از جمله آيات پاياني سوره بقره نيز وجود دارد، اما بايد دانست كه قرآن كريم، تركيب و ترتيبي غير از سخن معمول انسان ها دارد و همين موضوع نيز نوعي اعجاز و باعث تازه ماندن آن بعد از گذشت قرن ها شده است. علاوه بر آن، يكي از انديشمندان شيعي معاصر، دليل گنجاندن اين بخش را در ميان آيات به ظاهر نامرتبط، به خوبي تبيين مي كند:
"ممكن است قرار دادن آيه مربوط به غدير در لابلاي احكام مربوط به غذاهاي حلال و حرام براي محافظت از تحريف و حذف و تغيير بوده باشد؛ زيرا بسيار مي‌شود كه براي محفوظ ماندن يك شي‌ء نفيس آن را با مطالب ساده‌اي مي‌آميزند تا كمتر جلب توجه كند (دقت كنيد).
حوادثي كه در آخرين ساعات عمر پيامبر (ص) واقع شد، و مخالفت صريحي كه از طرف بعضي افراد براي نوشتن وصيتنامه از طرف پيامبر (ص) به عمل آمد تا آن جا كه حتي پيامبر (ص) را (العياذ باللَّه) متهم به هذيان و بيماري! و گفتن سخنان ناموزون كردند، و شرح آن در كتب معروف اسلامي اعم از كتب اهل تسنن و شيعه نقل شده، شاهد گويايي است بر اين كه بعضي از افراد حساسيت خاصي در مسئله خلافت و جانشيني پيامبر (ص) داشتند و براي انكار آن حد و مرزي قائل نبودند!.
آيا چنين شرائطي ايجاب نمي‌كرد كه براي حفظ اسناد مربوط به خلافت و رساندن آن به دست آيندگان چنين پيش‌بيني‌هايي بشود و با مطالب ساده‌اي آميخته گردد كه كمتر جلب توجه مخالفان سر سخت را كند!؟ "۱۳
اكنون، مختصرا پاسخ استدلال هاي چهارگانه شما را خدمتتان عرضه مي داريم:
۱- گرچه بر اساس منابع اهل سنت و مصادر شيعي، ولايت اميرالمؤمنين (ع)، بارها و در مناسبت هاي مختلف اعلام شده است، اما در تمام اين موارد، تعداد اندكي از افراد حضور داشتند و اعلان عمومي و رسمي آن تنها در روز غدير بوده و همين موضوع، تفاوت آن با ديگر مسائل حرام و حلالي كه در پرسش بدان اشاره كرديد را مشخص مي كند.
۲_ ولايت، در زمان حيات پيامبر اكرم (ص) بر عهده ايشان بود (انما وليكم الله و رسوله ... ) و بر اين اساس، دين اسلام از اين بابت نقصي نداشت، اما آنچه مهم بود، ادامه راه ولايت بعد از رحلت ايشان بود كه با انتصاب امام علي (ع)، ادامه راه دين در آينده نيز تضمين شده و به همين دليل اعلام شد كه دين كامل گشت.
به عبارتي، چون زمان به فعليت رسيدن ولايت امير المؤمنين (ع) كه كمال دين در آن نهفته است، بعد از فقدان پيامبر (ص) بوده، تأخير اعلام آن، نشانگر نقص دين تا آن زمان نيست، بلكه مراد ما از تكميل دين با ولايت، آن است كه اگر چنين اعلاني انجام نمي شد، دين در آينده خود دچار نقص و كاستي مي گشت.
۳- نيازي نبود كه شما واژه "اليوم" را در دو آيه بعد ملاحظه نموده و آن را به عنوان دليلي بر اتحاد آن با " الْيَوْمَ أَكْمَلْت ... " بيان كنيد؛ زيرا در خود همان آيه سوم، اين واژه دو بار تكرار شده است: " ٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُم‌" امروز كافران از نابودي دينتان مأيوس شدند و " الْيَوْمَ أَكْمَلْت ... " امروز دين كامل شد.
منصفانه و با مراجعه به وجدانتان پاسخ دهيد، آيا نااميدي كفار از نابودي دين، دقيقا در همان روزي بوده كه غذاهايي حرام و حلال اعلام شده اند!؟
آيا اين احكام، تا اين اندازه براي افراد بي ايمان اهميت داشت كه دقيقا در همان روز دچار يأس و سرخوردگي شوند!؟
مفسر بزرگ اهل سنت، فخر رازي، متوجه اين نكته شده و براي خروج از بن بست، چنين اظهار داشته است:
مراد آيه، اين نيست كه مشخصا همين روز، موجب نااميدي كفار شده، تا گفته شود كه مگر امكان دارد كه آنان تا يكي دو روز قبل اميدوار بودند(و دفعتا و با حلال و حرام شدن برخي غذاها نا اميد شوند)! ۱۴
از طرفي، بر اساس برخي تفاسير اهل سنت نيز همين اشكال شما وارد است. ضحاك، به عنوان يكي از قديمي ترين مفسران سني مذهب، معتقد است كه بخشي از همين آيه كه بيان مي دارد"الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ"، هنگام فتح مكه نازل شده است،۱۵ با آن كه به اتفاق مفسران شيعه و اهل سنت، "اليوم" در بخش ديگر آيه، يعني "الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُم‌"، به معناي روز فتح مكه نيست.
مي دانيم كه بر اساس تفسير شيعيان، مي توان، واژه "اليوم" را در هر دو مورد موجود در آيه، به همان معناي واقعي خود، يعني "امروز" كه روز غدير است، ترجمه كرد.
۴- پاسخ بخش قبلي و نيز تصريح اهل سنت در معتبرترين كتاب هايشان به اين كه آيه ربا، آخرين آيه نازل بر پيامبر (ص) مي باشد، مي تواند پاسخ گوي اين بخش نيز باشد. در ضمن، تازه بودن احكام موجود در آيه نيز لطمه اي به اعتقاد شيعيان وارد نخواهد كرد.
پي نوشتها:
۱. كليني، محمد بن يعقوب، كافي، ج ۱، ص ۱۹۹-۱۹۸، دار الكتب الاسلامية، تهران، ۱۳۶۴ هـ ش.
۲. سيوطي، جلال الدين، الدر المنثور، ج ۲، ص ۲۵۹، كتابخانه آيت الله مرعشي، قم، ۱۴۰۴ هـ ق.
۳. طبري، محمد بن جرير، جامع البيان في تفسير القرآن، ج ۶، ص ۵۲، دار المعرفة، بيروت، ۱۴۱۲ هـ ق.
۴. همان، ص ۵۴.
۵. صحيح بخاري، ج ۵، ص ۱۸۶، دار الفكر، بيروت.
۶. كليني، محمد بن يعقوب، كافي، ج ۱، ص ۲۹۱، " ثم نزلت الولاية و إنما أتاه ذلك في يوم الجمعة بعرفة".
۷. ابن كثير، تفسير القرآن العظيم، ج ۳، ص ۲۳، دار الكتب العلمية، بيروت، ۱۴۱۹ هـ ق.
۸. قرطبي، محمد بن احمد، الجامع لاحكام القرآن، ج ۶، ص ۶۱، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۶۴ هـ ش.
۹. صحيح بخاري، ج ۳، ص ۱۲.
۱۰. همان، ج ۵، ص ۱۶۵.
۱۱. در اين بخش از پاسخ، تضادهاي موجود در كتب اهل سنت در ارتباط با اين آيه بيان شده، وگرنه شيعيان نيز معتقدند كه بعد از اعلام ولايت، فريضه ديگري نازل نشده است. ر. ك: كليني، محمد بن يعقوب، كافي، ج ۱، ص ۲۸۹، ح ۴.
۱۲. طبري، محمد بن جرير، جامع البيان في تفسير القرآن، ج ۶، ص ۵۲.
۱۳. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج ۴، ص ۲۷۱-۲۷۰، دار الكتب الاسلامية، تهران، ۱۳۶۴ هـ ش.
۱۴. فخر رازي، مفاتيح الغيب، ج ۱۱، ص ۲۸۶، دار إحياء التراث العربي، بيروت، ۱۴۲۰ هـ ق " أنه ليس المراد هو ذلك اليوم بعينه حتي يقال إنهم ما يئسوا قبله بيوم أو يومين "
۱۵. قرطبي، محمد بن احمد، الجامع لاحكام القرآن، ج ۶، ص ۶۰.
پرسش: دلايل تبريك مردم در مراسم غدير چيست؟
پاسخ:
حادثه غدير يكي از رخ دادهاي بزرگ تاريخ اسلام است كه در اواخر رسالت پيامبر اسلام (ص) در بازگشت از حجة الوداع در منطقه اي به نام غدير و در حضور بزرگان، صحابه و ده ها هزار نفر از مسلمانان از نقاط مختلف جهان اتفاق افتاد. اين واقعه تاريخي آن قدر مهم است كه در اصل آن هيچ ترديدي ميان شيعه و اهل سنت وجود ندارد. در آن روز تاريخي و بزرگ با اعلام ولايت امام علي (ع) بر مسلمانان، دين اسلام كامل و نعمت الاهي بر مردم به نهايت رسيد. بديهي است كه چنين رخ دادي در چنين روزي، نقطه عطف در تاريخ اسلام به حساب مي آيد؛ ازاين رو، اين روز (هيجدهم ذي الحجه) يكي از اعياد بزرگ اسلامي در تاريخ اسلام، به ويژه تشيع به ثبت رسيده است. بنابر اين، از آن تاريخ تا به امروز، شيعيان به ويژه اين روز را گرامي مي دارند و آداب آن را به جاي مي آورند و به همديگر تبريك مي گويند.
پاسخ تفضيلي:
حادثه غدير يكي از رخ دادهاي بزرگ تاريخ اسلام است كه در اواخر رسالت پيامبر اسلام (ص) در بازگشت از حجة الوداع در منطقه اي به نام غدير و در حضور بزرگان، صحابه و ده ها هزار نفر از مسلمانان از نقاط مختلف جهان اتفاق افتاد. اين واقعه تاريخي آن قدر مهم است كه در اصل آن هيچ ترديدي ميان شيعه و اهل سنت وجود ندارد. در آن روز تاريخي و بزرگ با اعلام ولايت امام علي (ع) بر مسلمانان، دين اسلام كامل و نعمت الاهي بر مردم به نهايت رسيد؛ چراكه روز تعيين جانشيني اميرمؤمنان (ع) به عنوان خليفه رسول الله (ص)، از طرف خداوند بود. بديهي است كه چنين رخ دادي در چنين روزي نقطه عطف در تاريخ به حساب مي آيد؛ ازاين رو، اين روز (هيجدهم ذي الحجه) يكي از اعياد بزرگ اسلامي در تاريخ اسلام، به ويژه تشيع به ثبت رسيده است.
واژه "عيد" از فعل عاد، يعود (عود) اشتقاق يافته است. معاني مختلفي براي آن ذكر كرده‌اند، از جمله: "خوي گرفته"، "هر چه باز آيد از اندوه و بيماري و غم و انديشه و..."، "روز فراهم آمدن قوم"، "هر روز كه در آن... حادثه بزرگي باشد. [۱] ابن منظور در لسان العرب گفته است كه برخي بر آن هستند كه اصل واژه عيد از «عادة» است؛ زيرا آنان (قوم)، بر جمع آمدن در آن روز، عادت كرده‌اند. [۲]
واژه عيد تنها يك بار در قرآن به كار رفته است: "قالَ عيسَي ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْكَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقين‌"؛ عيسي بن مريم عرض كرد: "خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‌اي بر ما بفرست! تا براي اول و آخر ما، عيدي باشد، و نشانه‌اي از تو و به ما روزي ده! تو بهترين روزي دهندگاني. [۳]
در تفسير نمونه ذيل اين آيه آمده است: عيد در لغت از ماده عود به معناي بازگشت است. لذا به روزهايي كه مشكلات از قوم و جمعيتي بر طرف مي‌شود و بازگشت ‌به پيروزي ها و راحتي‌هاي نخستين مي‌كند، عيد گفته مي‌شود. در اعياد اسلامي به مناسب اين كه در پرتو اطاعت‌ يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكي فطري نخستين به روح و جان باز مي‌گردد، و آلودگي‌ها كه بر خلاف فطرت است، از ميان مي‌رود، عيد گفته شده است. و از آن جا كه روز نزول مائده، روز بازگشت‌ به پيروزي و پاكي و ايمان به خدا بوده است، ‌ حضرت مسيح (ع) آن را عيد ناميده است. همان طور كه در روايات آمده است، نزول مائده در روز يكشنبه بود و شايد يكي از علل احترام روز يكشنبه در نظر مسيحيان نيز همين بوده باشد. در روايتي كه از حضرت علي (ع) نقل شده است: "و كل يوم لا يعصي الله فيه فهو يوم عيد"؛ هر روز كه در آن معصيت‌خدا نشود روز عيد است، نيز اشاره به همين موضوع است؛ زيرا روز ترك گناه، روز پيروزي و پاكي و بازگشت ‌به فطرت نخستين است. [۴]
از سويد بن غفله نقل شده است كه گفت: در روز عيد بر امير المؤمنين علي (ع) وارد شدم، ديدم كه نزد او نان گندم و خطيفه [۵] و ملبنه [۶] است. پس به آن حضرت عرض كردم روز عيد و خطيفه؟ آن حضرت فرمود: "انما هذا عيد من غفرله"؛ اين عيد كسي است كه آمرزيده شده است. [۷] در روايات اسلامي براي اعياد به ويژه اعياد مذهبي؛ از جمله عيد فطر، عيد غدير و... آداب و رسوم خاصي؛ نظير پوشيدن لباس نو، اطعام، صله ارحام و... توصيه شده است كه براي آگاهي بيشتر دراين باره به آدرس زير مراجعه كنيد. [۸] بنابراين، روز عيد غدير از آن تاريخ تا به امروز به عنوان يكي از اعياد بزرگ اسلامي تعيين شده و شيعيان به خصوص، اين روز را گرامي مي دارند و آدب آن را به جاي مي آورند و به همديگر تبريك مي گويند.
گفتني است كه شيخين (ابوبكر و عمر) در روز غدير در پيشاپيش صحابه جزو اولين كساني بودند كه منصب امامت را با گفتن: "بخ بخ يابن ابي طالب اصبحت و امسيت مولاي و مولا كل مؤمن و مؤمنة"، [۹] به اميرمؤمنان (ع) تبريك و تهنيت گفتند.
پي نوشتها:
[۱] لغت نامه دهخدا، واژه عيد.
[۲] ابن منظور، لسان العرب، ج ۳، ص ههه.
[۳] مائده، ههه.
[۴] مكارم، ناصر، تفسير نمونه، ج ۵، ص ۱۳۱، دارالكتب الاسلامية، تهران، چاپ بيست و يكم، ۱۳۸۱.
[۵] خوراكي از آرد و شير.
[۶] غذا يا حلوايي كه با شير تهيه مي‌شود.
[۷] مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، ج هه، ص ۳۲۶، موسسه الوفاء، بيروت، ۱۴۰۴ ق.
[۸] حر عاملي، وسائل‌الشيعة، ج ۸، ص ۸۹، موسسه آل البيت، قم، ۱۴۰۹؛ وسائل‌الشيعة، ج ۱۰، ص ۴۴۰، "بَابُ اسْتِحْبَابِ صَوْمِ يَوْمِ الْغَدِيرِ وَ هُوَ الثَّامِنَ عَشَرَ ذِي الْحِجَّةِ وَ اتِّخَاذِهِ عِيداً وَ كَثْرَةِ الْعِبَادَةِ فِيهِ وَ خُصُوصاً الْإِطْعَامَ وَ الصَّدَقَةَ وَ الصِّلَةَ وَ لُبْسَ الْجَدِيدِ".
[۹] خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، ج ۸، ص ۲۹۰؛ ابن مغازلي شافعي، ابوالحسن، مناقب، ص ۱۹.

منبع: خبرگزاری مهر