صفحه نخست درباره ما ارتباط با ما



 

باد و باران تنهایی

فاطمه فصاحتی

مشب نوازشگر شیشه های بی کسی منند؛ که صدای خوف انگیزشان می شکنند بغض تنهایی ام را و در سکوت بی چراغ اتاقم سایۀ خیس تو را که بر ذهن سرد دیوار

 نقش می بندد می نگرم. پلکهایم سنگین می شوند و خواب بر سرم آورد و صبح تو نیستی و اتاق پر از بوی نیامدن است. آسمان آشفته و تیره و من بغض آلود

چشمهایم باریدن گرفت و آسمان نیز...

کجاست لحظه های با تو بودن!

دریا

دستهایم

فاطمه فصاحتی

 

موهایم روی امواج دریاهاست!

گاهم هنگامه آیینه هاست!

اما دستهایم زرورق پریشانی است!

چشمهایم ستاره ای در آسمان

دلم آشفته و تیره

چونان یک شب طولانی ست

 خویش را بر مرور می نشینم

   ساحل عشق کجاست!!

 

صفحه نخست درباره ما فصلنامه بشارت بولتن خبري افغانستان گفتگو در ساحل سرود شمیم احساس
اهل بيت (ع) مقالات داستانهای قرآنی سایتهای افغانستان کتابخانه تازه های نشر گالري تصاوير
تمامی حقوق متعلق به سایت مؤسسه فرهنگی   است     www.bsharat.com