افزونه جلالی را نصب کنید. Monday, 27 June , 2022 تعداد کل نوشته ها : 682×

besharat news

تاکید همسایگان افغانستان در نشست تهران: صدا و مطالبات مردم افغانستان بایست شنیده شود
08 آبان 1400 - 8:14
شناسه : 1137
بازدید 21
1

همسگایگان افغانستان در نشست تهران بر اهمیت تشکیل دولت فراگیر با مشارکت گروههای مختلف افغانستان تاکید کردند این نشست روز چهارشنبه با حضور وزیران خارجه ۶ کشور همسایه افغانستان به اضافه روسیه و به میزبانی «حسین امیر عبداللهیان» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در محل وزارت امور خارجه ایران در تهران برگزار شد. «عبدالعزیز […]

پ
پ

همسگایگان افغانستان در نشست تهران بر اهمیت تشکیل دولت فراگیر با مشارکت گروههای مختلف افغانستان تاکید کردند
این نشست روز چهارشنبه با حضور وزیران خارجه ۶ کشور همسایه افغانستان به اضافه روسیه و به میزبانی «حسین امیر عبداللهیان» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در محل وزارت امور خارجه ایران در تهران برگزار شد. «عبدالعزیز کاملوف» وزیر خارجه ازبکستان، «شاه محمود قریشی» وزیر خارجه پاکستان، «رشید مردوف» وزیر خارجه ترکمنستان و «سراج الدین مهرالدین» وزیر خارجه تاجیکستان در این نشست یک روزه حضور داشتند. وزیران خارجه روسیه و چین هم به صورت مجازی در اجلاس تهران شرکت می‌کنند. سفیران روسیه و چین به عنوان نمایندگان ویژه این کشورها در این نشست حضور دارند
به گزارش بشارت به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی : رئیس جمهوری اسلامی ایران در دیدار وزرای خارجه ۴ کشور پاکستان، از بکستان، تاجسکتان و ترکمنستان با اشاره به دغدغه مشترک کشورهای همسایه با مساله افغانستان گفت: امیدوایم دولتی در افغانستان شکل بگیرد که همه مردم این کشورا را نمایندگی کند.
در این نشست وزرای امور خارجه کشورهای همسایه افغانستان بر اهمیت شنیدن صدا و خواسته مردم افغانستان از سوی جامعه بین المللی تاکید کردند و خواستار این شدند که طالبان به تعهدات خود در مقابل خواسته های مردم افغانستان و انتظارات جامعه بین الملل عمل کرده و آنان همچنین بر اهمیت تشکیل دولت فراگیر در این کشور با مشارکت و حضور گروههای مختلف افغانستانی تاکید کردند.

روزنامه چمهوری اسلامی نوشت که دکتر علی اکبر فرازی مسئول سیاسی سابق ستاد افغانستان در وزارت امور خارجه در باره چشم انداز آینده افغانستان پس از روی کار آمدن طالبان گفت:

چه کشورها طالبان را به رسمیت بشناسد و چه نه، طالبان توان حکمرانی ندارد. و روسها بر طبق نشانه هایی که از اجلاس مسکو بروز کرد آرام آرام به طرف به رسمیت شناخت طالبان می روند.
وی در مصاحبه اش گفته است: خوشبینی را کنار بگذاریم، نباید کلیت طالبان را به عنوان حاکمیت رسمی افغانستان بپذیریم.
وی گفت: طالبان با توجه به افکار مبتنی بر صحرانشینی و قبیله گرایی، فهم و درکی از فلسفه حکومت و نوع حکومت نخواهد داشت.
وی افزود، طالبان امروز در دوره استقرار است و دست به عصا راه می رود، اما بعد از استقرار اقدامات تروریستی را بیشتر خواهد کرد.

متن مصاحبه دکتر فرازی با شفقنا،:
وضعیت افغانستان در ادامه حضور طالبان در عرصه قدرت چگونه خواهد بود؟ آیا طالبان می تواند بر ساختار سیاسی افغانستان مسلط شود؟ رابطه ایران و افغانستان دستخوش چه تحولاتی خواهد شد؟

روی کار آمدن طالبان در افغانستان این پرسش را برای بسیاری از ناظران سیاسی و بین الملل ایجاد کرده است که آیا طالبان می تواند بر کل افغانستان مسلط شود و حکومت افغانستان را تاسیس کند؟ پاسخ به این سوال باید از دو زاویه بررسی شود؛ یک به لحاظ ساختاری اینکه آیا طالبان این قدرت را دارد و آیا جامعه بین الملل با آنها همکاری خواهد کرد؟ و دوم که مهمترین بخش بررسی ماست این است که آیا قومی که با مظاهر زندگی امروز بیگانه است و با افکار قدیمی می خواهد بر دنیای پر از مساله امروز حکمرانی کند قادر به این کار است یا نه؟

طالبان توان حکمرانی ندارد

روسیه و کشورهای همسایه آرام آرام به طرف به رسمیت شناختن طالبان می روند

پاسخ سوال اول این است که چه کشور ها طالبان را مستقیم به رسمیت بشناسند و چه نه طالبان توان حکمرانی ندارد. به نظر می رسد کشورهای مختلف از جمله همسایه های ما و روس ها بر طبق نشانه هایی که از اجلاس مسکو بروز کرد آرام آرام به طرف به رسمیت شناختن طالبان می روند. در این میان موضع ایران باید چگونه باشد؟ حضور طالبان در مرزهای ما به طور غیر مستقیم امنیت ما را تحت تاثیر قرار می دهد، در این بین باید خوشبینی را کنار بگذاریم و با تئوری توطئه با مساله برخورد کنیم. باید این حدس را بزنیم که شاید همه این دعواها در افغانستان بخاطر تحت تاثیر قرار دادن ما است. شاید مساله این است که با روی کار آمدن طالبان هدف اصلی آن ها در حقیقت ناامن کردن جمهوری اسلامی ایران است. از این رو باید مساله را با دقت بررسی کرد. ۱. ابتدا باید خودمان را مستقیم درگیر مخالفت با طالبان نکنیم. ۲. همه حرکات همسایگان از جمله روس ها و ترکیه و پاکستان با دقت رصد شود.

سناریوهای مختلف آینده محور در ارتباط با طالبان

پاسخگوی هر گونه ناامنی در مرزهای ما دولت مستقر افغانستان است

به نظر می رسد روی کار آمدن طالبان در افغانستان می تواند ما را به صورت مستقیم متاثر کند لذا سناریوهای مختلفی برای آینده دیده و بازبینی شوند. ۱. اگر طالبان بخشی از قدرت باشند و اگر همانطور که جمهوری اسلامی گفته است دولتی در افغانستان بر سر کار بیاید که در برگیرنده همه گروه ها باشد این بهترین حالت برای ما است چرا که ما عقیده داریم افغانستان راه حل نظامی ندارد مگر اینکه دولتی فراگیر و متشکل از همه اقشار و گروه ها بر سر کار بیایند. اگر طالبان به این تن بدند و سهم بزرگتری از این کیک بخواهند این برای ما نا مطلوب نیست. ۲. اگر طالبان همه قدرت را بخواهد و کشور های همسایه و مخصوصا روس ها و پاکستانی ها از این ایده حمایت کنند ما باید به شدت نگران باشیم. ممکن است خواننده مطلب شما سوال کند چرا ما باید نگران باشیم؟! پاسخ این است که با عدم استقرار دولت مرکزی قوی راه برای فرار از پاسخگویی باز می شود و پاکستانی ها استاد تعبیه چنین راه حل هایی هستند یعنی گروه های مختلف را فعال می کنند ولی نه به نام طالبان بلکه به نام هایی دیگر از جمله داعش و داعش خراسان و گروه های فعال دیگر مزاحمت هایی مرزی برای ما ایجاد می کنند اما دولت پاکستان و دولت طالبان خود را از این قضیه مبرا می دانند این چیزی است که از این لحظه باید بدانیم و تکلیف را مشخص کنیم که پاسخگوی هر گونه ناامنی در مرزهای ما دولت مستقر است. هر کسی که می خواهد باشد و اینطور نیست که پاکستان و دیگر حامیان طالبان فکر کنند با استقرار طالبان می توانند کارهای آزار و اذیت را به گروه های نیابتی بسپارند که نام طالبان را ندارند و نام دیگری دارند.

دولت ایران و هر دولت دیگری با دولت مرکزی طرف است و باید آنها و طبیعتا حامیان آن ها را پاسخگو کند. یادمان نرود که مشکل ما این است که برای چنین مواقعی که قبلا در جامعه جهانی تعاملی داشتیم در نشست های بین المللی مشارکت داشتیم و اولین کشوری بودیم که در مورد افغانستان مشارکت کرده ایم اما امروز کشوری هستیم که دیپلماسی ما مشکلاتی دارد. ما باید اروپا و سایر کشورها را در این قضیه فعال کنیم و به جامعه جهانی هشدار بدهیم که روس ها به سمت به رسمیت شناختن طالبان می روند و این کار خطرناکی است. می توان طالبان را به عنوان یکی از گروه های موجود در افغانستان شناخت اما اگر این شناختی متکی بر دوفاکتور باشد و بر آن اساس مساله به تشکیل حکومت انحصاری توسط طالبان منجر شود ما باید اروپا و هند و سایر کشور های جهان را نسبت به این قضیه آگاه کنیم.

جمهوری اسلامی نباید غفلت کند

اما مساله دوم اصولا طالبان با توجه به افکار مبتنی بر صحرا نشینی و قبیله گرایی فهم و درکی از فلسفه حکومت و نوع حکومت نخواهد داشت. ممکن است برای خواننده سوال پیش بیاید که اگر ندارند پس نمی توانند تشکیل بدهند. پاسخ این است که اتفاقا کشورهای همسایه و بخصوص پاکستانی ها از این قضیه استفاده می برند. یعنی کسانی را که هیچ فهم و درکی از سامانه حکومتداری ندارند به قدرت می رسانند و عملا خودشان کار را به دست می گیرند و مسئولیت را بر عهده نمی گیرند لذا باید مراقب باشیم که آمریکایی ها و پاکستانی ها و دیگران از این طریق مرزهای ما را مورد تهدید قرار ندهند. راه حل این است که جمهوری اسلامی نباید غفلت کند و باید به سرعت شعار محوری تشکیل حکومت فراگیر را در دست بگیرد و کمپین های مختلفی با دولت های مختلف ایجاد کند تا طالبان یکی از ارکان قدرت باشد نه همه قدرت.

_ به ناامنی در مرزهای ایران اشاره کردید این مساله به چه شکلی اتفاق می افتد؟

اگر طالبان به دنبال بهانه باشد می تواند گروه های تروریستی را از مرزهای ما به کارهای ایذایی مشغول کند

نباید کلیت طالبان را به عنوان حاکمیت رسمی افغانستان بپذیریم

وقتی دولت مرکزی وجود ندارد طبیعی است که در نقاط مختلف تحرکات ایذایی مختلفی صورت بگیرد، بنابراین اگر طالبان به دنبال بهانه باشد می تواند گروه های تروریستی را از مرز های ما به کارهای ایذایی مشغول کند و بعد طالبان مدعی شود چون همه قدرت را در دست ندارد نمی تواند پاسخگو باشد. این بهانه ای است که هم باید به طالبان و هم باید به پاکستانی ها تفهیم کنیم و اعلام کنیم که این مساله را نخواهیم پذیرفت. روس ها امروز شناخت طالبان را مطرح کرده اند و اگر به دنبال آن طالبان به عنوان قدرت مرکزی اعلام شود باید تضمین هایی بگیرند که از مرزهای آسیای میانه تعرضی به روسیه وجود نداشته باشد و ما هم باید دقیقا همین کار را انجام بدهیم و تا مطمئن نشده ایم که چنین تضمینی به ما داده می شود نباید کلیت طالبان را به عنوان حاکمیت رسمی افغانستان بپذیریم و به رسمیت بشناسیم.

_ اخیرا اقداماتی تروریسی بر علیه شیعیان انجام شد و طالبان بهانه عدم استقرار را آورد. آیا با وجود حمایت معنوی ایران از شیعیان این اقدامات ادامه خواهد داشت؟

گفتن اینکه رفتار طالبان باعث خواهد شد مردم ما خدا را شکر کنند که ما اینطور نیستیم حرف بی جایی است

صددرصد و هر چه بیشتر قدرت بگیرد بیشتر خواهد بود. طالبان امروز در دوره استقرار است و دست به عصا راه می رود وسعی می کند حکومت گری یاد بگیرد و مسائل بین المللی را بفهمد اما بعد از استقرار برنامه همین است. فلسفه آنها و آموزش آنها از خردسالی در مدارس اسلامی افراطی وابسته به پاکستان و عربستان مبتنی بر این است که تا شیعه نکشید راهی به بهشت پیدا نمی کنید و کشتن شیعیان راه شما برای ورود به بهشت است. این آموزش ارتجاعی و عقب مانده باید از کودکی قطع شود. متعجبم که جهان مدرن که ادعای تمدن دارد و با همه چیز مبارزه می کند ولی حتی یک غرش به دولت پاکستان نداشته است تا این مدارس را تعطیل کند، البته به این دلیل است که فکر می کنند این بر علیه خودشان به کار می رود پس اشکالی ندارد. بنابراین اینکه خیال ما راحت باشد وحشتناک است. گفتن عباراتی از این دست که طالبان عوض شده اند غلط است مگر ذات عوض می شود؟! کودک طالبانی اگر از ابتدا تعلیمات درست اسلامی ببیند سی سال بعد عوض خواهد شد. آنها یک شبه عوض نمی شوند و این باور ساده لوحی است مگر بخواهیم خودمان را فریب بدهیم. دوم گفتن اینکه رفتار طالبان باعث خواهد شد مردم ما خدا را شکر کنند که ما اینطور نیستیم حرف بی جایی است، مگر حکومتی که جمهوری اسلامی ایران تصمیم بر تاسیس آن داشت و امام وعده آن را داده بود با این مطالب قابل مقایسه است؟! این توقع که طالبانی که با آن افکار بزرگ شده بعد از به قدرت رسیدن آدم شود و دست از شیعه کشی بردارد توقعی بی جا و ساده لوحانه است.

_ آیا شیعه کشی به عنوان آموزش در برخی مدارس اسلامی پاکستان هنوز هم ترویج می شود؟

در برخی مدارس دینی وقتی بحث از کفار می شود شیعه به عنوان یک نحله فکری کفر آمیز به کودکان معرفی می شود

طالبان به این مطلب رسیده که شیعه جزوی از ملت او است

من در جریان ریز کار مدارس نیستم ولی خبر دارم که وقتی بحث از کفار می شود شیعه به عنوان یک نحله فکری کفر آمیز به کودکان معرفی می شود البته جمهوری اسلامی تا اینجا هوشمندانه برخورد کرده است. اما باید مطمئن باشیم که طالبان به این مطلب رسیده که شیعه جزوی از ملت او است. اینکه چند مسجد منفجر شود و فکر کند تفکر شیعی نابود شده است امری اشتباه است. البته طالبان این مسئولیت را بر عهده نگرفته است ولی اگر قرار باشد قدرت در دست طالبان باشد مسئولیت این حوادث بر عهده طالبان و پاکستان است.

_ در آینده کدامیک از کشور های منطقه ای و فرامنطقه ای بر افغانستان تسلط بیشتری خواهند داشت؟

آمریکا از اغتشاش و ناامنی در هر کشور اسلامی منطقه سود می برد

در دکترین بایدن این نیست که سرباز آمریکایی برای تامین امنیت منطقه ای در خاورمیانه کشته شود

پاکستان تنها کشوری است که هم از ناامنی در افغانستان و هم از استقرار طالبان سود می برد

افغانستان از یک جنبه برای آمریکایی ها مهم است و آن راه دسترسی به چین است. اگر بحث محدود کردن چین در دستور کار آمریکایی ها باشد که هست حتی بازتعریف ماموریت های جدید نیروهای ناتو بر این مبنا است و طبیعتا افغانستان جای مهمی برای آمریکایی ها است تا برنامه های خود را پیاده کنند. آمریکا از اغتشاش و ناامنی در هر کشور اسلامی منطقه سود می برد و تلاش زیادی نمی کند. ولی در دکترین بایدن این نیست که سرباز آمریکایی برای تامین امنیت منطقه ای در خاورمیانه کشته شود و آنها تامین امنیت را به مردم همان مناطق بسته می دانند. از این رو آمریکایی ها از ناامنی در افغانستان زیان نمی کنند اما روس ها وقتی این ناامنی به حیاط خلوت آنها سرازیر شود زیان می کنند و بنابراین احتمالا برنامه هایی برای کنترل این وضعیت دارند و از این رو با طالبان کنار می آیند. جمهوری اسلامی دقیقا همین نگاه را دارد و علتی وجود ندارد تا بی خود و بی جهت با طالبان از در دشمنی در بیاید اما باید مسئولیت ها را متوجه طالبان بکند. پاکستان تنها کشوری است که هم از ناامنی در افغانستان و هم از استقرار طالبان سود می برد زیرا اصولا کالای صادراتی پاکستان به دنیا تروریسم است و با ناامن کردن مناطق مختلف دنیا سود می برد، بنابراین پاکستانی ها هیچ ضرری نمی کنند و سود هم می برند.

_ می توان گفت افغانستان همچنان محل تلاقی قدرت های بزرگ منطقه ای و فرا منطقه ای خواهد بود؟

نباید در دام جنگ شیعه و سنی بیفتیم

استراتژی فرهنگی خود در آسیای میانه و افغانستان را از دست ندهیم

بله دقیقا همینطور است و چیزی که ما باید متوجه آن باشیم این است که ۱. در دام جنگ شیعه و سنی نیفتیم همانطور که چهل سال است مراقبت کرده ایم و در این دام نیفتاده ایم و ۲. از تشکیل دولت مرکزی و فراگیر حمایت کنیم و ۳. مسئولیت را به طور کامل متوجه دولت مرکزی کنیم. ۴. ذخیره های فرهنگی ما و پشتوانه فرهنگی و استراتژی فرهنگی خود در آسیای میانه و افغانستان از دست ندهیم.

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.