افزونه جلالی را نصب کنید. Monday, 4 July , 2022 تعداد کل نوشته ها : 682×

besharat news

15 آبان 1400 - 15:20
شناسه : 1712
بازدید 21
1
امنیت مهدوی اٌلگوی جامعة اَمن

(مقاله بزیده در چهارمین همایش بین المللی دکترین مهدویت) منبع: فصلنامه تخصصی مشرق موعود، سال دوم، شماره ۶ نویسنده: قنبرعلی صمدی ارزگانی چکیده: یکی از موضوعات مهم و کلیدی در عرصه گفتمان سیاسی، توجه به مقوله «امنیت» و کارکردهای آن است. دراندیشه سیاسی اسلام، مسأله «امنیت» به دلیل نقش بسترساز و تأثیرگذار آن، به عنوان […]

پ
پ

(مقاله بزیده در چهارمین همایش بین المللی دکترین مهدویت)
منبع: فصلنامه تخصصی مشرق موعود، سال دوم، شماره ۶
نویسنده: قنبرعلی صمدی ارزگانی

چکیده:
یکی از موضوعات مهم و کلیدی در عرصه گفتمان سیاسی، توجه به مقوله «امنیت» و کارکردهای آن است. دراندیشه سیاسی اسلام، مسأله «امنیت» به دلیل نقش بسترساز و تأثیرگذار آن، به عنوان یک اصل بنیادین، مورد توجه قرار گرفته و در آموزه های قرآنی نیز، امنیت، پایه و بستر شکل گیری جامعه آرمانی توحیدی، دانسته شده است. اسلام با نگاه استراتژیک به مقوله «امنیت»، آن را مؤثر ترین عنصر در ساماندهی عرصه های مختلف حیات انسانی دانسته و با تابلو قرار دادن «امنیت مهدوی»، الگوی تحقق جامعه امن را به بشریت عرضه نموده است.
در این مقاله، ضمن تبیین اهمیت موضوع امنیت و بررسی آثار و پیامدهای آن در عرصه های مختلف حیات انسانی، «امنیت فراگیر مهدوی» به عنوان خاستگاه اصلی امنیت در اندیشه سیاسی اسلام، مورد توجه قرار گرفته و این رویکرد، نه تنها یک نیاز بلکه مهم ترین پیش شرط، برای ایجاد اصلاحات و تحقق دگرگونی ها در ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دیگر بخش های حیات اجتماعی، تلقی شده است.

کلید واژه ها: امنیت، مهدویت، الگو، جامعه امن، امنیت فراگیر، امنیت مهدوی.

 

پیشگفتار:
یکی از موضوعات مهم درعرصه حیات سیاسی- اجتماعی، بحث «امنیت» و بررسی فاکتورهای الگوئی مطرح درآن و نیزنقش زیربنائی وبسترساز مقوله «امنیت» درسایرحیطه های زندگی اجتماعی است. این موضوع بقدری با اهمیت وکلیدی است که می توان گفت: درفرهنگ سیاسی اسلام کمتر واژه ای را می توان یافت که همانند واژه «امنیت» مورد اهتمام و عنایت ویژه قرار گرفته باشد. این تأکید و اهتمام، به جهت تأثیرات گسترده و فراگیر مقوله «امنیت» در کلیه عرصه های حیات انسانی اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، خانوادگی و غیره است. اسلام امنیت را بستر تحولات و دگرگونی های مثبت اجتماعی می داند به همین دلیل نگرش اسلام نسبت به مقوله «امنیت»، یک نگرش استراتژیک و زیربنائی است.
براین اساس باید گفت: مقوله امنیت در سیاست گذاری کلان اسلامی، به عنوان یک اصل بنیادی و ثابت، دارای جایگاه ویژه ای است که اسلام در جهت گیری بلند مدت امنیتی خود، با الگو قرار دادن «امنیت مهدوی»، راه امروز و چشم انداز آینده را، ترسیم نموده است.
در این نوشتار، سعی شده است ضمن پرداختن به مفهوم و اهمیت امنیت، آثار و پیامدهای آن در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی، تبیین گردد و امنیت فراگیر مهدوی، به عنوان الگو و خاستگاه اصلی امنیت در اندیشه سیاسی اسلام، مورد توجه قرار گیرد.
مفهوم امنیت
واژه «امنیت» مصدرجعلی از ماده «امن» است. درلغت کلمه«أمن» در مقابل«خوف» به معنای اطمینان خاطر، احساس آرامش و عدم هراس و نگرانی است. راغب می گوید: اصل الآمن طمأنینه النفس وزوال الخوف. وی ضمن یکی خواندن معنای أمن، أمان، در مورد تفاوت های کاربردی این کلمات را مربوط به متعلق آن ذکر نموده و اضافه می کند: ویجعل الأمان تاره اسما للحاله التی یکون علیها الانسان فی الأمن و تاره اسما لمایؤمن علیه الأنسان. یعنی کاربرد امان و امنیت گاهی بیانگر آن حالتی است که برای انسان اطمینان بخش است و گاهی این تعبیر اسم است برای آن چیزی که موجب امنیت بخشی انسان می شود.
براساس این تفسیر، واژه امن و امنیت شامل دو بعد ایجابی و سلبی است که در مضمون و مفادآن لحاظ شده است از یک سو اطمینان، آرامش فکری و روحی و از سوی دیگر فقدان خوف، دلهره و نگرانی که موجب سلب آرامش و سکون می‌گردد، در معنای این واژه نهفته است. صاحب تاج العروس نیز به همین معنا اشاره نموده است، وی در توضیح معنای کلمه«أمن» می گوید: عدم توقع مکروه فی الزمن الآتی واصله طمأنینه النفس وزوال الخوف. یعنی برکنار بودن از ناخوشی و اطمینان خاطر از هرگونه ترس و نگرانی در آینده.
بنابراین، مفهوم امنیت، می باید در هردو بعد مادی و روحی روانی، مدنظر قرار گیرد. با این نگاه می توان «امنیت» را به معنای دوری و برکناری از هرگونه مخاطرات تهدید کننده آرامش ذهنی و آسایش فیزیکی و مادی در عرصه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی، دانست.
در فرهنگ قرآن نیز، کلمه «امن» و مشتقات آن، ازجمله پرکاربرد ترین کلماتی است که در آیات متعددی مشاهده می شود. واژه « الأمن» و کلمات و عباراتی که از ریشه«أمن» مشتق گردیده است، جمعاً حدود نهصدبار در آیات مختلف قرآن کریم بکار رفته است. ضمن اینکه در برخی ازآیات، کلمات و اصطلاحات دیگری که دارای مفهوم مشابه با مفهوم واژه امنیت است نظیر:« سکینه»، ،« سلام» و… نیز بکار رفته است.
گستردگی کاربرد واژه«أمن» واصطلاحات مرتبط با آن، در موارد متعددی از آیات قرآن کریم، ضمن اینکه نشان‌ دهنده ارتباط و پیوند عمیق مفهوم امنیت با مفاهیمی چون: اسلام، ایمان، مؤمن و… است، بیانگر اهمیت فوق‌العاده این موضوع در فرهنگ قرآنی است.
ضرورت امنیت
در میان نعمت های الهی، نعمت امنیت، چنان مهم و حیاتی است که در برخی از آیات، خداوند عالم، خود را به عنوان امنیت بخش مردم، معرفی و توصیف نموده و آن را موجب امتنان برآدمیان ذکر کرده است می فرماید: فلیعبدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف شایسته است خدائی را فرمان برید که پروردگار این خانه(کعبه) است خدائی که به مردمان نعمت روزی و امنیت عطانموده است. در برخی از آیات دیگر نیز مهم ترین ویژگی خانه کعبه را، خصوصیت امنیت که برای آن مکان مقدس مقرر شده است، ذکر نموده است: اولم یروا انا جعلناه حرما آمنا و از آن به خاطر این ویژگی محسوس، به عنوان«بلدالامین» یاد کرده است.
هم چنبن در آیات قرآن از جامعه که برخوردار از نعمت امنیت باشد، به عنوان جامعه الگو و نمونه، یاد شده است: ضرب الله مثلاً قریه کانت آمنهً مطمئنه یأتیها رزقها رغدا من کل مکان. یعنی خداوند، از قریه و شهری که امن، آرام و مطمئن بوده و همواره روز‌ی‌‌اش به فراوانی از هر مکانی فرا می رسد، به عنوان مثال، الگو و نمونه یاد نموده است.
روشن است که این ضرب المثل و بیان سمبلیک قرآن، صرفا باز خوانی تاریخ و یا داستان سرائی نیست بلکه هدف از این نوع بیانات، آموزش و انگیزش انسان ها برای نیل به جامعه امن است که البته نماد کامل این آرمان خواهی، در آیات مهدویت، به زیبائی ترسیم شده است.
نعمت امنیت، چنان باروح و روان آدمی، انس و قرابت دیرینه و جاودانه دارد که حتی در قیامت نیز، هنگامی که به بهشتیان اذن ورود داده می شود: ادخلوها بسلام آمنین نوید دل انگیز و فرح بخش سلامت و امنیت، دلنشین ترین بشارتی است که ذائقه بهشتیان را شیرین و روح آنان را برای همیشه مسرور و شادمان می نماید. به همین جهت در برخی از آیات قرآن و ادعیه و زیارات، از بهشت با اینکه هرنوع نعمتی در ان است اما به عنوان «دارالسلام» یعنی خانه امن یاد شده است.
در مواردی دیگر نیز هرجا که قرآن انسان های صالح را به پاداش اخروی، بشارت می دهد، موضوع امنیت را به عنوان بهترین چشم روشنی آنان دکر می کند« لاخوف علیهم و لاهم یحزنون» و یا در مقام مقایسه اهل ایمان و کفر، به‌ترین پاداش اهل ایمان را نعمت امنیت ذکر میکند: فأی الفریقین احق بالامن آیه گرچه به صورت طرح سؤال مطرح شده است اما این نحو بیان حاکی از اهمیت این نعمت انحصاری است که متعلق به یک گزینه یعنی اهل ایمان و عمل صالح دارند همان چیزی که در دعا ها به عنوان مهم ترین خواسته انسان ازخداوند مطرح شده است همان چیزی که امام امیرالمؤمنین(ع) در مناجات خود«اللهم انی اسئلک الامان یوم…» با تضرع و اصرار، امان در روز قیامت را از خداوند مسئلت می نماید.
در روایا و احادیث نیز، لزوم امنیت و ارتباط آن با حجت عصر، مورد تأکید قرار گرفته است. پیامبر(ص)، اهلبیت خود رامایه امنیت و بقای جهان معرقی نموده است: اهل بیتی امان لاهل الارض . چه اینکه امام زمان(ع) در توقیعی، خود را لنگرگاه ثبات و امنیت اهل زمین معرفی نموده است: وانی لامان لاهل الارض کما ان النجوم امان لاهل السماء تحقیقا من(امام زمان) مایه آرامش و امنیت ساکنان زمین ام همان گونه که ستاره گان آسمان موجب امنیت اهل آسمان اند.
طبق این روایات، حضور امام عصر(عج)، چه به ‌صورت پنهانی و در حالت غیبت و چه به‌ صورت ظاهری و علنی در زمان ظهور، مایه بارش فیوضات الهی به سوی مردم و مایه امنیت و آرامش آدمیان و ساکنان زمین است.
امام صادق(ع) از «امنیت» به عنوان یکی از ضرورت های زندگی و ارکان اساسی حیات بشر، یاد می کند که احدی از آن بی نیاز نمی باشد: ثلاثه اشیاء یحتاج الناس طرّأ الیها: الامن، والعدل والخصب سه چیز است که همه مردم بدان محتاج اند اولین آن امنیت، سپس عدالت ورفاه است.
پیامبر اکرم(ص)نیز در این مورد می‌فرماید: اَلامنُ والعافیه نعمتان مغبون فیها کثیرٌ من الناس. امنیت و سلامت دو نعمتی است که بسیاری از مردم درقدرشناسی از آن مغبونند. یعنی آنچنانکه شایسته است از سوی مردم مورد توجه نمی باشند تا به طور بهینه از آن استفاده نمایند. ر جای دیگر نیز پیامبر(ص)، از این دو نعمت به دلیل عدم توجه کافی نوع مردم نسبت به اهمیت و قدر شناسی از آن، به عنوان نعمت های فراموش شده یادنموده است: نعمتان مجهولتان؛ الامن والعافیه. دو نعمت گو اینکه از نظرها ناپدید است، یکی نعمت امنیت دوم نعمت سلامتی و عافیت.
نکته جالب توجه در این احادیث این است که کلام امام صادق(ع) که در مقام معرفی مهم ترین نیاز های جامعه انسانی است، حضرت نیاز انسان به امنیت را حتی از نیاز انسان به عدالت و رفاه و فراوانی نیز، مقدم ذکر نموده است چه اینکه درسخنان سول اکرم(ص)- که در مقام بیان مهم ترین نعمت های الهی بربندگان است، نعمت امنیت، بر نعمت مهم سلامتی نیز مقدم ذکر شده است. این تقدم بدلیل نقش زیر بنائی وبسترساز عنصر امنیت نسبت به سایر نعمت ها در زندگی انسان است، زیرا امنیت؛ هم زمینه و هم حفاظ سایر نعمت ها و امکانات است بگونه لذت زندگی و نیز قوام رفاه و آسایش، بر محور امنیت استوار است. چنانکه امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: «رفاهیه العیش فی الامن». آسایش و شیرینی مواهب دنیا تنها در پرتو امنیت، لذت بخش و گوارا است. در جای دیگر می فرماید: لانعمه أهنا من الامن. هیچ نعمتی گواراتر از امنیت وجود ندارد. براساس این سخن حضرت، در میان نعمت های الهی، نعمت امنیت هم خود گوارا ترین است و هم شیرینی بخش و گوارا آفرین است. این ویژگی به خاطر نقش تأثیر گذار مسأله امنیت در سایرشؤنات و احتیاجات انسان و اهمیت کلیدی عنصر امنیت در نظام زندگی است.
از این رو، می توان نعمت امنیت را، مادر نعمت ها دانست به دلیل اینکه امنیت زمینه ساز و قوام بخش سایر نعمت ها است و هم می توان آن را حافظ و صیانت بخش سایر نعمت ها دانست چون امنیت عامل تداوم و بقای دیگر نیازمندی های اساسی انسان در طول زندگی است.
شاخص امنیت، حتی در فقه نیز تأثیر گذار است. تکالیف فقهی نظیر وجوب حج، امربمعروف و نهی ازمنکر و… دایرمدار وجود امنیت و عدم خوف و خطر(شرایط تقیه) است. در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز امنیت به عنوان یک شاخص، در اسلام مورد توجه است. حتی امیرالمؤمنین(ع) در مسأله مهمی چون امامت و رهبری امت اسلام بعد از پیامبر(ص)، وقتی احساس می کند که عدم امنیت کیان اسلام را تهدید می کند، بنا به ضرورت های ناشی از حفظ امنیت و لزوم پرهیز از ایجاد اختلاف و نزاع داخلی، ازحق مسلم خود نیز دست برمی دارد و با خون دل سال های متمادی غصب خلافت و انحرف امت در قالب ظاهری حکومت اسلامی را، تحمل می کند تا اساس اسلام وبقای حکومت نوپای پیامبر(ص) را خفظ نماید.
آثار امنیت
امنیت، دارای آثار بی شمار وگسترده ایست که چتر وسیع آن، سراسر زندگی انسان را در بر می گیرد. این آثار چه از بعد فردی و چه از بعد اجتماعی، حائز اهمیت است.
آثار فردی امنیت: آثار فردی امنیت شامل سه رکن اساسی حیات فردی انسان یعنی؛ امنیت جانی، مالی و حیثیتی می شود. اثر مستقیم امنیت برای تک تک افراد جامعه حفظ و حراست از جان و مال و عرض و آبروی او است، چیزی که اگر هرکدام ازاین عناصر سه گانه، دچار نا امنی گردد، این امر منجر به اضمهلال نظام مطلوب زندگی انسان، خواهند شد.
آثار اجتماعی امنیت: آثار اجتماعی یعنی؛ باز دهی نتایج امنیت در عرصه های مختلف اجتماعی، دارای جلوه های بیشتری است که روابط و تعاملات اجتماعی درپرتو آن، سامان می یابد. در سایه امنیت، دلهای مردم به همدیگر انس و الفت گیرند، همگرای و همزیستی جایگزین نفرت و دشمنی می شود، حق و عدل آشکار و حدود الهی جاری می گردد. در محیط امن، مردم از نگرانی ها، رنج نمی برند، حقوق و مطالبات صاحبان حق به دلیل ترس از افراد و اشخاص، ضایع نمی گردد. در جامعه امن، به دلیل تأمین کافی مردم از سوی حکومت از یکسو و تعامل مثبت و فعال موجود در جامعه، پیش‍آمدها، کمبودها و زیان های طبیعی و غیر طبیعی، قابل تحمل و جبران پدیر است.
در پرتو امنیت، اقشار مختلف جامعه، هرکدام به نحوی از مواهب زندگی برخورداراند. چیزی مانع پیشرفت و ترقی مردم نیست، مردم مالک کار و تلاش و دست رنج خودشان اند و هرکسی ثمره تلاشها و زحمات شان را بی کم و کاست بدست می آورند، بدون اینکه مورد استثمار و بهره کشی دیگران قرارگیرد. همه این ها آثار و برکاتی است که از رهگذر امنیت نصیب افراد جامعه می شود.
مهم ترین اثر ایجاد امنیت، این است که امنیت زمینه ساز حرکت عظیم اجتماعی و فراهم کننده فضای لازم برای سایرکارکرد های مثبت فردی و اجتماعی و پیشرفت‌های معنوی و مادی مردم است. بدون امنیت عدالت نیز در جامعه عینیت و قوام نمی یابد. از این جهت شیرین ترین میوه ایجاد امنیت، تحقق عدالت در سطوح مختلف جامعه است که نیاز مبرم انسان در هرزمان است زیرا تحقق عدالت و تعقیب اهداف طلبانه- هرچند به صورت نسبی- نیز صرفا در پرتو امنیت عملی و در شرایط و فضای نا امن، هیچ حرکت سازنده ای امکان بروز پیدا نخواهند کرد.
در اندیشه سیاسی اسلام، دو مقوله«امنیت» و «عدالت» تعامل و پیوند شدیدی نسبت به هم دارند. این دو بایسته مهم اجتماعی، چنان با هم آمیخته و عجین است که نمی توان یکی را بدون دیگری معناکرد و یا از یکی جدای از دیگری سخن گفت. این جوشش و پیوند ناگسستنی میان عدالت و امنیت، موجب شده است که اسلام موضوع عدالت و امنیت را به عنوان دو اصل راهبردی مد نظر قرار دهد، دو اصلی که درعین هماهنگی و همسویی، یکی زیربنا و دیگری روبنای این رویکرد بنیادی است.
اسلام در سیاست گذاری و ترسیم چشم انداز آینده، نگاهش نسبت به موضوع امنیت، یک نگاه استراتژیک و زیر بنائی است به همین جهت، موضوع امنیت را به عنوان بستر تحقق حکومت عدل و اجرای اهداف کلی نبوت و امامت، می داند و مؤمنان صالح را بدان بشارت داده است.
در اندیشه سیاسی اسلام مسأله امنیت یک مسأله تاکتیکی و مقطعی نسیت بلکه یک هدف راهبردی، دامنه دار و دور دستی است که پیدایش همه خیرات و برکات درجامعه به نحوی مرتبط و وابسته به آن است. هدف مهمی که نه تنها به عنوان یک ضرورت و نیاز اجتناب ناپذیر اجتماعی، بسترساز همه تغییرات و تحولات است بلکه حتی هدف و فلسفه خلقت یعنی عبودیت و بندگی و شکل گیری جامعه توحیدی نیز بدون تعمیم و گسترش امنیت در جامعه، ممکن و میسور نمی باشند.
در اندیشه سیاسی اسلام، برقراری امنیت در جامعه، مهم ‌ترین و ضروری ترین اولویتی است که موجبات اصلاح و تعالی جامعه را فراهم می‌آورد. اهمیت ایجاد و حفظ امنیت تاجائی است که حتی در مواردی که موضوع اهم و مهم پدید آید که درآن عنصر«امنیت» با سایر نیاز ها و مهم ترین بایسته های اجتماعی دیگری حتی اجرای«عدالت»، در تزاحم و تعارض قرارگیرد، حفظ امنیت به ‌دلیل حساسیت آن و اهمیت زیر بنائی آن، تقدم خواهند داشت.
به همین جهت امام علی(ع) با توجه به اینکه نا امنی و اختلاف داخلی، حکومت نوپای اسلام را تهدید می کرد، به مدت بیست و پنج سال از حق مسلم خود در مسأله امامت و خلافت، دست کشید و بناچار با خونابه دل، انواع ظلم و بی عدالتی را تحمل نمود تا مبادا امت اسلام دچار بی ثباتی و هرج و مرج گردد و زحمات و دستاورد های پیامبراکرم(ص) در اثر اختلافات و جنگ داخلی، به مخاطره بیافتد.
عرصه های امنیت
امنیت، بخش های گوناگون زندگی اجتماعی اعم از بخشهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و… را شامل می شود و شرط لازم برای فعالیت های مفید و رشد و تکامل فرد و جامعه است.
در فرهنگ دینی و اسلامی، عرصه های امنیت چنان گسترده و وسیع است که همه قلمروهای فردی و اجتماعی و زمینه‌های داخلی و خارجی، فکری و روحی، اخلاقی و اعتقادی، دنیایی و آخرتی را در بر می‌گیرد و با شاخص‌های ایجابی و سلبی، از هر دو زاویه قابل تعریف و دسترسی است. البته این امر نسبی است نه مطلق، تابع وضع و امکانات و توانایی‌های هر فرد و جامعه است و نباید آن را صرفاً به امکانات و تجهیزات نظامی، با مقیاس های مادی و فیزیکی یا مقولات اقتصادی و مانند آن تعریف کرد. بلکه مفهومی عمیق‌تر، ظریف‌تر و فراگیر‌تر از موضوعات یاد شده داشته و بر ابعاد روحی، فکری، فرهنگی، اخلاقی، معنوی و اعتقادی و ارزش‌های الهی نیز اتّکا و وابستگی کامل دارد. بستر‌سازی حیات معنوی طیبه و حسنه برای تربیت و تهذیب افراد، چه در حوزه رفتارهای فردی و چه در عرصه های اجتماعی و نیز دوری آن‌ها از حیات سیئه و غیر ایمانی، اصلی‌ترین ساز و کار تأمین امنیت است.
با ایجاد امنیت، منافع و حقوق همه تأمین می شود، تضاد و درگیری به حداقل می رسد و در صورت بروز تضاد و درگیری، هر کس در محدوده حقوق خویش محدود می گردد، و قانون مانع تجاوز و دست درازی اوست. در جامعه امن، قانون حاکم است و روابط اجتماعی بر اصل ظوابط استوار است، و حق و تکلیف معیار رابطه ها است. حتی مجریان قانون از قانون بیم دارند. در جامعه امن، بیم، هراس، دلهره و نگرانی در مردمان نیست. کسی از کسی بی جهت نمی هراسد. و هر کس در هر مقام اجتماعی نمی تواند به شخصی دیگر در هر پست و منزلت پایین اجتماعی زور بگوید و مانع راه و کار او گردد. در جامعه امن سرمایه داران و متنفذان بر جامعه تسلط ندارد واقویا، ناتوانان را نمی بلعند و سرنوشت فرودستان، در دست فرادستان و سرمایه داران نیست. در جامعه امن طبقه حاکم از مردم فاصله ندارند، و توده های مردم هر گاه لازم باشد به دولتمردان دست رسی دارند، و نگهبانان مانع آنها نیستند. این دو موضوع با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارد. اگر حکومت ها، درهای دارالحکومه را به روی مردم بستند و دربان و حاجب گماردند و هر کس نتوانست به دادرسی نزد آنان رود و عرض حال کند، طبیعی است که توانمندان بر توده های مردم تسلط می یابند و ناتوانان را می بلعند. در جامعه امن، مردم در زندگی، از همه جهات، تأمین دارند، حوادث، پیش ‍آمدها، ضررها، زیانها، کمبودهای طبیعی و انسانی و… موجب نگرانی افراد نیست، زیرا که مردم تأمین کافی دارند، و دولتها مردم را تأمین می کنند، و ضرر و زیانها و خسارتها جبران می گردد. در چنین اجتماعی، با این سطح بالای تأمین و امنیت، مردمان می توانند با آرامش خاطر و آسایش کامل زندگی کنند، و از هیچ چیز و هیچ امری نگران نباشند و این مهم ترین ویژگی امنیت اجتماعی است. امری که در پرتو آن عدالت اجتماعی که از شاخه ها و میوه های آن درخت تناور است پدید می آید.
البته روشن است که ایجاد امنیت اجتماعی در همه ابعاد آن، در دوران پیش از ظهور، بسی دشوار و بلکه غیر ممکن است. امنیت کامل در همه عرصه ها با ابعاد ایدآل و آرمانی آن، تنها در پرتو امنیت فراگیر مهدوی، در عصرظهور به جامعه بشری هدیه خواهند شد.
پیامدهای ناامنی درجامعه
مقوله امنیت به دلیل درهم تنیدگی آن باسایر شؤنات زندگی فردی و اجتماعی، چنان حساس و مهم است که هرگونه آسیب و اخلال در آن، موجب اختلال در کل ساختار زندگی فردی و اجتماعی- اعم از جان و مال و حیثیت و آبرو- گردیده و پیامدهای سوء فراوانی را در عرصه های مختلف زندگی، بدنبال خواهند داشت.
به همین جهت اهمیت امنیت و توجه دادن به آثار و پیامدهای منفی عدم امنیت، همواره مورد اهتمام و تأکید رهبران الهی بوده است. جلوه ها و مظاهر عدم امنیت و پیامد های تباه کننده آن را، می توان در روایاتی که ناامنی های پیش از ظهور را بیان نموده است، به روشنی مشاهده کرد.
در بسیاری از روایات منقول از پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع)، از بروز ناامنی‌ها در عصرغیبت و آخرالزمان، پیشگوئی شده است که پیامد های مستقیم آن، بروز جنگ‌ها، هرج و مرج‌ها، بی‌عدالتی‌ها و فتنه‌های فراوان دیگری است که تبعات ویرانگر آن، پیوند های زندگی و نظام اجتماعی را از هم می پاشد.
مظاهر ناامنی، با اشکال مختلف در زوایای زندگی روزگار عصر غیبت و آخرالزمان، بروز و ظهور دارد که پایه های روابط و پیوندهاى اجتماعى و ارتباطات سالم خانوادگى را درهم می شکند. براساس مفاد روایات، در این وضعیت، صاحبان ثروت وقدرت به زیر دستان رحم نمی کند، همسایه ها در حق همسایه جفا روا می دارند، زن و مرد حقوق همدیگر را رعایت نمى کنند، فرزندان با گستاخى و نافرمانى حرمت والدین را نگه نمی دارند، پدران و مادران مسئولیتهاى تربیت فرزندان را ازیاد می برند، رشته های محبت و دوستی در میان مردم قطع گردیده و عشق وعلاقه های کاذب جانشین محبت های واقعى می گردد. ارزشها و کمالات انسانى، معیار سنجش شخصیت افراد نبوده بلکه تقوی، دیانت و صلاحیت دایر مدار ارزشهاى ظاهری و مادی است. یگانگی و همدلی های ظاهری با نفرت درونی و کینه های پنهانی همراه است، دوستی ها و پیوندها، صورى و مقطعی است.
امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: تواخى الناس على الفجور و تهاجروا على الدین و تحابوا على الکذب ….و استعملت الموده باللسان و تشاجر الناس بالقلوب. مردمان با انگیزه گناهکارى برادر مى شوند، و در راه دین از یکدیگر جدا مى گردند، دوستیها دروغین است و محبتها زبانى و صورى است اما اختلافها و ناسازگاریها باطنى و درونى است.
نتیجه حاکمیت معیارهای ظالمان و استثماری در روابط اجتماعی، پدید آمدن فضای درنده خوئی در جامعه خواهند بود. فضای که در آن، چاره ای نیست جز اینکه یا خود باید درنده بود و یا بناچار طعمه درندگان بی رحم دیگر قرار خواهند گرفت!
پیامبراکرم(ص) در حدیثی، پیامدهای وحشتناک و مخاطرات ناامنی در جامعه آخرالزمان را این گونه ترسیم می کند:… فان کان فى ذلک الزمان ذئبا، والا اکلته الذئاب. اگر مردمان در این زمانه گرگ صفت شدند مى توانند در جامعه گرگان زندگى کنند و گرنه گرگهاى دیگر آنها را خواهند بلعید!
در چنین جامعه ناامنی، اوج این رابطه ظالمانه و استثماری را در طبقه حکام و فرمانروایان می توان دید که دست رنج بینوایان و بیچارگان را از چنگ آنان می رباند. امام على(ع): و کان اهل ذلک الزمان ذئابا، و سلاطینه سباعا، و اوساطه اءکالا، و فقر ائه امواتا .مردمان آن زمان گرگ اند، و حاکمان شان درنده گان تیز دندانی اند که طبقات متوسط جامعه را می بلعند. درنتیجه، طبقه بینوایان در زمره مردگان خواهند بود.
پیامبراکرم(ص) از حرص و تکالب مردم به دنیا که سرمایه و پول برای آنان در حد پرستش ارزشمند مى گردد، با تعجب این گونه یاد می کند: فواعجبا لقوم الهتهم اموالهم. شگفتا از مردم دنیا پرستی که خداوندگار شان اموال و ثروت شان است. همچنین امام صادق(ع) عیاشی گری و بی مبالاتی مردمان آخرالزمان را این گونه توصیف می کند: و رایت الناس همهم بطونهم و فروجهم، لابیالون بما اکلوا و بما نکحوا ورایت الدنیا مقبله علیهم. تمام همت مردم صرف شکم و مسائل جنسى مى گردد و در شکم بارگی و شهوت رانی بسیار بی پروایند و دنیا به طور بی سابقه ای به آنان روى می آورند بگونه که افزایش سرمایه و مستى ثروت اندوزی و رویکرد افراطی مردمان عصرغیبت وآخرالزمان به دنیا، چنان در زندگی آنان پر رنگ است که آنان را از خود بیگانه ساخته و در گرداب انواع فساد و عیاشی و کامرانی فرو می برد.
امام عسکرى(ع) در مورد روابط استثمارى آن دوران می فرماید: اغنیائهم یسرقون زاد الفقراء. طیف اغنیا و پولداران، دست رنج و زاد و توشه قشرفقیر و تهی دست را می دزدند!
بى تردید مراد از دزدیدن در این روایت، دزدی و سرقت هاى معمولی نیست، بلکه منظور از این دزدی، دزدی با شیوه های تعاملی از طریق روابط استثمارى و ظالمانه است که حقوق طبقه محروم در آن نادیده گرفته مى شود. و با آزادى فراوانى که سرمایه داران دارند، شیوه هایى اعمال مى شود که حقوق افراد کارگر و شاغل رعایت نشود، بلکه رشد ثروت و سود ثروت اندوزان مد نظر باشد. طبیعى است که در چنین وضعی امکانات زندگى قشرمحروم به سرقت رفته، و در اندک زمانى، عده اى انگشت شمار ثروتهاى کلانى را کسب و جمعی زیادی را، فقیر و تهی دست نمایند.
در چنین فضای ناامنی، جامعه انسانى به جنگلى از حیوانات تبدیل شده و مردمان گرگانى اند که به جان هم افتاده و حکومت ها همچون درندگان به جان ملتها افتاده و از خون و پوست و گوشت و استخوانشان تغذیه مى کنند. در این روابط غیرانسانى، طبقات متوسط جامعه طعمه طبقه حاکم و سرمایه دار است و زندگیشان در اسارت سلطه طلبان و توانگران است و خود به نفع طبقات بالاى جامعه کار مى کنند. بینوایان در این جوامع در حکم مردگانند نه براى آنان رمقى مانده است و نه قدرت عرض وجود و طلب حق خویش را دارند. در صورتى که طبقات متوسط لقمه زیر دندان ثروتمندان باشند، وضع بینوایان روشن است.
نکته تأسف بار و هشدار دهنده این است که در این وضعیت پرآشوب، سهم جامعه شیعی در شعله ور نمودن آتش فتنه و نا امنی، کمتر از دیگران نیست! امیرالمؤمنین(ع) باتأسف از این وضعیت چنین یاد می کند: وا اسفا من فعلات شیعتنا، من بعد قرب مودتها الیوم، کیف یستذل بعدى بعضها بعضا و کیف یقتل بعضا… کل حزب منهم اخذ منه بغصن، اینما مال الغصن مال معه. افسوس از رفتار شیعیان ما، که امروز این گونه با هم دوست و نزدیک اند، چگونه پس از من بعض شان بعضی دیگر را خوار مى سازند و گروهی گروه دیگر را مى کشند، هر دسته و جماعتی به حزبی مى پیوندد و به هرسمتی که آن حزب تمایل داشت بطرف او می غلتد.
این وضعیت کشنده و ناامن، از ویژگی های عصرغیبت و آخرالزمان است وضعیت ناامنی که فقط با ظهور مصلح جهانی حضرت مهدی(ع) تغییر خواهند کرد. امام باقر(ع) می فرماید: لا یقوم القائم علیه السلام الا على خوف شدید و فتنه و بلاء یصیب الناس … و اختلاف شدید بین الناس و تشتت فى دینهم و تغیر فی حالهم حتى یتمنى المتمنى الموت صباحا و مساء من عظم ما یرى من کلب الناس و اکل بعضهم بعضا. قائم علیه السلام قیام نکند مگر در زمانى که ترسهاى بزرگ پدید آید، و مردم با فتنه ها و گرفتاریهای عظیم دچار گردد… و اختلافهاى شدید میان مردمان رخ دهد، و در دینشان تفرقه افتد، مردمان هر سپیده و شام آرزوى مرگ کنند تا از رنج و آزار و دریدن زور مندان و ظالمان نجات یابند!
بدیهی است که گسترش روز افزون ناامنی و بی ثباتى که سایه مرگبار ظلم، فساد و تباهى ناشی از آن، زندگی را سخت در کام آحاد مردم جامعه آخرالزمان تلخ خواهند نمود. تغییر این وضعیت مرگبار، نیاز شدید به یک رستاخیز و پالایش بنیادین دارد، پالایشی که همه مظاهر ظلم و تبعیض و نا امنی را از عرصه زندگی بزداید و آرمان هاى حیاتبخش وعدالت را جایگزین سازد.
امیرالمؤمنین(ع) تبدیل نا امنی فراگیر به امنیت فراگیر و ایجاد تغییرات بنیادین در روابط اجتماعی را، فقط در پرتو اصلاحات مهدوی دوران ظهور حضرت قائم(عج)، ممکن می داند و می فرماید: ولوقد قام قائمنا لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السباع و البهائم حتی تمشی المرأه بین العراق الی الشام… علی رأسها زینتها لا یهیجها سبع ولا تخافه. و چون قائم ما قیام کند کینه ها از دلها بیرون رود، حیوانات نیز با هم سازگاری کنند، امنیت چنان فراگیر شود که حتی زنی که زیورآلات خود را به همراه دارد، از عراق تا شام سفرکند در حالیکه از هیچ خطری دغدغه و نگرانی نداشته نباشد.
امنیت مهدوی الگوی امنیت فراگیر
امنیت به لحاظ اینکه شرط لازم برای رشد و تکامل فرد و جامعه و منشأ تحولات و دگرگونی‌های فراوانی است که زمینه را برای سایر فعالیتهای مفید اجتماعی هموار می کند، از دیرباز تا کنون ضرورت وجود آن در تمام عرصه های زندگی- اعم از بعد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دیگر بخش های حیات بشری، احساس می‌شود.
نیاز جامعه به امنیت فراگیر به قدری ضروری و با اهمیت است که در متون روائی از آن به عنوان یکی از فلسفه های رسالت یاد شده است. روزی عمروبن عبسه سلمی در ضمن چند سوال از پیامبراکرم (ص) پرسید: خداوند برای چه تو را فرستاده است؟ پیامبر اکرم (ص) در جواب وی فرمودند: بأن توصل الارحام و تحقن الدماء و تؤمن السبل و تکسرالاوثان و یعبدالله وحده لا یشرک به شی. یعنی فلسفه رسالت من در ایجاد صله رحم و جلوگیری از خونریزی و امنیت راهها و بت شکنی و یکتاپرستی است.
آنچه در فرایند امنیت گرائی و امنیت خواهی مهم است، جامع نگری و توجه به ابعاد مختلف امنیت وآثار و پیامد های اجتماعی آن است. مهم ترین آفت در نگرش به مقوله امنیت، دو چیز است: ۱- تک بعدی نگری ۲- انحصارطلبی.
هرگز امنیت با نگاه تک بعدی مطلوب نمی باشد و نیز هرگز نباید امنیت و دستاورد های فراوان آن، در گرو طبقه خاصی قرار گیرد زیرا این نوع امنیت خود مولد ناامنی است. اساسا با نگرش تبعیض آمیز نسبت به امنیت و در فضائی که فریاد نا امنی دیگران بلند است، نمی توان احساس امنیت داشت. قدم اول در این راه، نگاه جامع و فراگیر به موضوع امنیت است. چیزی که در بسیاری از نگرش های امنیتی دیده نمی شود و سیر تاریخ از دیر زمانی تاکنون گرفتار این دو آفت مهلک بوده است.
این دو عامل موجب شده است که بشریت در طول تاریخ هیچگاه به امنیت فراگیر دست نیابد و این آرمان همچنان در حد یک آرزوی دست نیافتنی باقی بماند.
از سوی دیگر، جامعه بشری برای ایجاد امنیت، ناگزیر از بکارگیری مکانسیم ها و روش های گوناگونی است که به منظور سامان بخشی نظام زندگی و اداره جامعه، بدان سخت نیاز مند است. بدیهی است تحقق مطلوب این هدف، نیاز به الگوی جامع و تبعیت از شاخص های امنیتی آن دارد تا آثار و پیامد های مثبت آن، حد اکثر بهره مندی افراد جامعه از مواهب امنیت را درپی داشته باشد.
در اندیشه اسلامی و شیعی، بهره مندی کامل از مواهب امنیت، فقط در پرتو امنیت فراگیر مهدوی در عصرظهور قابل تحقق است و این رسالتی است الهی که احدی توان انجام آن را نخواهند داشت جز آخرین مصلح الهی امام مهدی(عج). حکومت جهانی مهدوی، آیینه‌ تمام ‌نمای حکومت اسلام و تجلی‌بخش حوزه‌های مختلف امنیتی است. از این نظر، امنیت مهدوی، الگوی امنیت فراگیر و همه جانبه است که می باید در عصر انتظار، سرلوحه ای گرایش های امنیتی همه خداپرستان و منتظران ظهور حضرت قرارگیرد.
براساس آیات قرآنی، امام مهدی (ع) تنها کسی است که امنیت را در همه ابعاد آن در گستره جهانی پدید خواهند آورد، امنیتی که بشریت در تمام دوران تاریخ خود مانند آن را تجربه نکرده است. او در جامعه امن نوین خود، همه معیارها و ضوابط غیر انسانی که برمبنای ظلم و استثمار و بی عدالتی بنیان نهاده بود را، تغییر داده و علل و عوامل دلهره، نگرانی و نامنی در جامعه را نابود کرده و بیم آفرینان و هراس انگیزان را از سر راه پیشرفت مردم برخوهند داشت تاکسی سد راه دیگران نگردد.
ابعاد الگوئی امنیت مهدوی
در احادیث و آیات، ابعاد الگوئی امنیت مهدوی، تبیین شده است. براساس آموزه های قرآنی و روائی، تمامی فاکتور های امنیت، آن هم در حد آرمانی آن، در الگوی امنیت مهدوی تبلور یافته است. در امنیت مهدوی همه عوامل نا امنی نظیر: فقر، ظلم، فساد و… برچیده خواهند شد. بدیهی است که با زدودن عوامل ناامنی یعنی ریشه کن شدن فقر، برچیده شدن ظلم و فساد، جلو گیری از تخلف و… نا امنی خود بخود از جامه ریشه کن خواهند شد زیرا با توسعه رفاه و آسایش عمومی، فقر از جامعه رخت برمی بندد و از سوی دیگر با برقراری عدالت و مقابله با عوامل مخل امنیت و اجرای حدود الهی در مورد قانون شکنان و متعرضین به حریم افراد، آزادی عمل از آنان سلب شده و به طور طبیعی انگیزه ی ایجاد ناامنی نیز از بین خواهند رفت و در نتیجه زمینه های نا امنی و بذهکاری های اجتماعی، منتفی خواهند شد.
قرآن و الگوی امنیت مهدوی
قرآن کریم، امنیت مهدوی در عصرظهور را زمینه ساز تحقق آرمان های فطری و تاریخی انسان، معرفی می نماید. در سوره مبارکه نور، بعد از آنکه وعده ای الهی مبنی بر حتمیت پیروزی نهائی و حاکمیت مؤمنان صالح در در جهان را مطرح می کند«وعدالله الذین امنوا منکم و عملو الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم»، مهم ترین نمود این پیروزی و دگرگونی در حکومت صالحان را، برقراری «امنیت» فراگیر و همه جانبه، ذکر می کند« لیبد لنهم من بعد خوفهم أمنا». آنگاه هدف از ایجاد امنیت فراگیر در عصرظهور را، فراهم سازی فضای مناسب برای عبودیت و بندگی، یاد نموده و امنیت مهدوی را زمینه ساز شکل گیری جامعه توحیدی، معرفی می کند«یعبدوننی لایشرکون بی شیأ». یعنی امنیتی که در پرنو آن مردم به عبودیت و بندگی خدا بپردازد تا از این رهگذر به کمال واقعی خودها دست یابند و از هرگونه انحراف و شرکی که مایه تنزل و سقوط انسان است، اجتناب ورزند.
در این آیه، سه وعده قظعی به مؤمنان وارسته داده شده است: یکی خلافت و حکومت در زمین به نمایندگی از خدا. دوم حاکمیت کامل دین و قوانین الهی بر تمامی عرصه های زندگی. سوم امنیت فراگیر و آرامش در همه روی زمین و بر طرف شدن تمامی عوامل ترس و ناامنی در جهان.
در آن عصر، فضا برای اطاعت و بندگی خداوند به گونه فراهم است که هیچ عذر و بهانه برای کسی باقی نمی ماند. ولذا در ادامه آیه فوق این هشدار آمده است: « ومن کفر بعد ذالک فالئک هم الفاسقون» هرکس ازآن به بعد کفرورزد، ازجمله فاسقان خواهند بود. ظاهرا مراد ازکفر در این جا، کفرعملی یعنی عدم اطاعت و پیروی از احکام الهی است نه کفر اعتقادی.
امام صادق(ع): در مورد این آیه شریفه می فرماید: نزلت فی القائم و اصحابه. این آیه درباره قائم(ع) و یاران او نازل شده است. امام زین العابدین(ع) نیز می فرماید: «هم والله شیعتنا اهل البیت یفعل الله ذلک بهم علی یدی رجل منا وهومهدی هذه الامه». این گروه به خدا قسم همان پیروان ما هستند که خداوند به وسیله مردی از خاندان ما، این موضوع را تحقق می بخشد و او مهدی این امت است.
این ترتب و پیوستگی در این آیه شریفه، به روشنی بیانگر اهمیت و نقش اساسی مقوله «امنیت» در شکل گیری حکومت عدل جهانی مهدوی در دوران ظهور است. براساس این کریمه، مهم ترین دستاورد حکومت مهدوی در عصر ظهور، ایجاد امنیت همه جانبه است که این امنیت، بستر و زمینه ساز گسترش عدالت جهانی است که میوه شیرین امنیت فراگیردر عصر ظهور است.
امنیت فراگیری که ره آود حکومت امام مهدی(ع) است، همه شؤنات زندگی اعم از اعتقادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی و…را در بر می گیرد. در دولت مهدوی، توحید بر همه چیز و همه کس سایه می افکند و زمین و زمان به امنیت می رسد و بارور می شوند.
در چنین فضای امن و سرشار از عدالت، هدف نهائی حکوکت، یعنی تشکیل جامعه توحیدی بمعنای واقعی کلمه که تاکنون نظیر نداشته است، تحقق پیداکرده و همه مردم در فضای عطرآگین آن، به رشد و شکوفائی وبلوغ آرمانی خود دست یابند..
جامعه توحیدی که امام مهدی(ع) آن را بنیان می نهد، با تامین نیازهای گوناگون مادی و معنوی انسان، حداکثر زمینه های رشد و تعالی انسان ها فراهم می شود. مردم برای رشد و تعالی نیازمند امنیت، عدالت و فراوانی اند و این معنا در دولت مهدی (ع) در حد آرمانی تحقق می یابد.
در آن عصر، مردم در فضای سرشار از معنویت و فضائل انسانی زندگی می کند و این امکان برای آنان پدید می آید که مسیرتکامل روحی و بلوغ عقلی خود را به سرعت طی نمایند. درچنین فضای عطرآگینی، همه موانع هدایت برداشته شده و راه عبودیت و بندگی وتقرب به خداوند متعال، برای همگان هموار می گردد.
امنیت مهدوی در لسان احادیث
در احادیث و روایات ابعاد الگوئی امنیت مهدوی، به خوبی ترسیم شده است که ذیلا به گوشه های از آن اشاره می گردد.
پیامبراکرم(ص) می فرماید: و الله لیتمن الله هذا الامر حتی یسیر الراکب من صنعأالیمن الی حضرموت لا یخاف الا الله عزوجل. بخدا سوگند که سرانجام امامت به حاکمیت خواهند رسید و در آن زمان کسی که از مدینه به سوی حضرموت سفر می کند جز از خداوند متعال از هیچ چیز دیگری هراسی در دل راه نخواهند داد.
از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود: یقاتلون حتی یوحدوا الله و لا یشرک به شیئا و تخرج العجوزه الضعیفه من المشرق ترید المغرب لا یوذیها احد. می جنگند تا آنکه همه مردم خدا را به یگانگی بپذیرند و چیزی را با او شریک قرار ندهند، و چنان امنیتی برقرار شود که پیرزنی ناتوان از مشرق به مغرب رود و هیچ کس آزاری به او نرساند.
امام صادق (ع) به نقل از امیر مومنان (ع) روایت کرده است که فرمود: و لو قام قائمنا لانزلت السماء قطرها و لاخرجت الارض نباتها و لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السباع و البهائم، حتی تمشی المراه بین العراق الی الشام، لا تضع قدمیها الا علی النبات و علی راسها زینتها و لا یهیجها سبع و لا تخافه. روزی که قائم ما قیام کند، آسمان باران رحمت ببارد و زمین گیاه خود را برویاند و کینه ها از دل بندگان زدوده شود و درندگان و چهار پایان با یکدیگر همزیستی مسالمت آمیز نمایند. تا آنجا که زنی از عراق تا شام را بپیماید و جز بر سبزه زار گام نگذارد و زینت و آرایش خود را بر سر داشته باشد بدون اینکه کسی به آن طمع نماید و هیچ درنده ای او را آشفته نسازد و او نیز از هیچ چیز نهراسد.
امام مهدی(ع) پدید آورنده امنیت فراگیر است. امنیتی که بشر در تمام دوران تاریخ خود ماند آن را ندیده است. اودر جامعه عدل بنیاد خود، همه معیارها و ضوابط غیر انسانی ر کنار گذاشته و عوامل دلهره، نگرانی و ترس را نابود و بیم افکنان و هراس انگیزان را از سر راه جامعه برمی دارد. در حکومت مهدوی، اعمال نفوذها و قانون شکنیها رخت بربسته و روابط اجتماعی بر پایه قانون و عدل و احترام به حقوق و ارزش انسان استوار خواهند شد. در آن دوران سعادت بار، هیچ حقی تضییع نمی گردد و هر کس در هر مقام به بیش از آنچه حق دارد دست نمی یابد. همه چیز به اندازه و حساب و حق است. به معنای واقعی کلمه اراده آزاد انسانی در قلمرو درست و قانونی خود حرکت می کند، و همه انسانها بدون مانع، امکان ترقی و رشد را می یابند. در این جامعه، انسان به انسان نزدیک می شود، دوستی و مهرورزی جای کینه توزی و دشمنی را می گیرد. تضاد، درگیری و تزاحم جایش را به رقابت سالم و آزاد و انسانی می دهد. و دار السلام و جامعه امن و زندگی آرام، نصیب انسان می گردد.
نقش الگوئی امنیت مهدوی و دستاورد های ناشی از آن در عصرظهور را، در گفتگوی امام صادق(ع) با یکی از اصحابش به نام عمار ساباطی، می توان مشاهده نمود. عمار ساباطی می گوید: خدمت امام صادق(ع) بودم: فقلت لابی عبدالله علیه السلام: جعلت فداک، فما نتمنی اذا ان نکون من اصحاب الامام القائم فی ظهور الحق، و نحن الیوم فی أمامتک و طاعتک أفضل أعمالا من أعمال اصحاب دوله الحق؟ عرض کردم: فدایت گردم برای چرای چه در این زمان، ماآرزو کنیم که از یاران امام قائم(ع) در دوران ظهور باشیم، حال آنکه کارهای ما در این روزگار که در سایه امامت شما بسر می بریم و از شما پیروی می کنیم، افضل از اعمال یاران دولت حق است؟!
امام صادق(ع) با تعجب از سخن عما ساباطی، اظهارات وی را این گونه پاسخ می دهد: فقال: سبحان الله، أما تحبون ان یظهرالله – عزوجل – الحق و العدل فی البلاد، و یحسن حال عامه العباد، ویجمع الله الکلمه، و یؤ لف بین قلوب مختلفه، و لا یعصی الله – عزوجل – فی ارضه، ویقام حدود الله فی خلقه، ویرد الله الحق الی اهله، فیظهروه حتی لا یستخفی بشی ء من الحق مخافه احد من الخلق. سبحان الله!(کنایه از اینکه چرا چنین فکر می کنی و این گونه آرزو داری) آیا دوست ندارید که خدای بزرگ حق و عدالت را در آبادیها آشکار سازد و حال عموم مردم رابهبود بخشد، و وحدت کلمه پدید آورد، و افکار ناسازگار را سازگار کند و خدای در زمین معصیت نشود، و حدود الهی میان مردم اجرا شود، و خداوند حق را به اهلش باز گرداند، و ایشان آن را آشکار کنند، تا هیچ چیزی از حق، بخاطر ترس از کسی، مخفی نماند؟
این روایت، جایگاه و نقش تأثیرگذار مقوله «امنیت» را به عنوان با اهمیت ترین مؤلفه ساختار اجتماعی، روشن می سازد. براساس این روایت، امنیت واقعی هنگامی بر اجتماعی پرتو می افکند که ذره ای از حق وحقوق پنهان نماند.
گرچه امنیت فراگیر مطرح در عصرظهور، تاحال در هیچ مقطعی از تاریخ تحقق نیافته و مخصوصا در زمان غیبت حضرت، میسر نیست، اما توفیق دست یابی و تلاش برای تحقق نسبی این هدف، وظیفه و نیازی است که در هر زمان جامعه بشری شدیدا محتاج آن است.
بهره مندی از مواهب امنیت در عصر ظهور، همگانی و همه جائی است و اختصاص به تنها مسلمانان و یا شیعیان ندارد بلکه همه ساکنان زمین از نعمت کامل امنیت، بهره‌ منداند.
در حکومت عدالت محور و امنیت‌گستر مهدوی، اگرچه حضرت ولی‌عصر(ع) فاتح شهرهای شرک هستند و حتی چهره ترسیمی ایشان در روایات و هنگام قیام به گونه‌ای است که همواره شمشیر بر دوش دارند، اما حاکمیت وسیطره امام مهدی(ع) در جهان یک حاکمیت نظامی و متکی بر اجبار و سرکوب نیست تا امنیت قهری و در سایه شمشیر برقرار شود. بلکه قیامِ مصلحانه حضرت، نهضتی ایمانی، اسلامی و انسانی برای رهانیدن همه بشر از زنجیرهای نفسانی و موانع و بندهای بی‌شماری است که بر دست و پای انسان فعلی از سوی طاغوت‌ها زده شده و تکامل و کمال بشری را راکد کرده یا به پسرفت و قهقرا کشانده است. حرکت امیدبخش و زنده کننده حضرت، که با پرچم ایمان و عدالت صورت می‌پذیرد، در نهایت مشروعیت و رضایت عمومی صورت می‌گیرد و با پذیرش همگانی همه ساکنان زمین و آسمان‌ و حتی حیوانات و جنبندگان عالم هستی تحقق می‌یابد و همه با مباهات و خشنودی به آن تن می‌دهند. در این میان، فرقی میان دیانت‌ها، نژادها، قومیت‌ها و هویت‌های گوناگون مردم گیتی نیست؛ چرا که نهضت مهدوی، حرکتی جهان‌گستر و عالم شمول برای نجات و رستگاری همه بشریت است.
از امام باقر(ع)، در مورد شمول دامنه عدالت آن حضرت، می فرماید: فانه (القائم ) یقسم بالسویه و یعدل فى خلق الرحمن البر منهم و الفاجر. امام قائم اموال را میان همه مردم اعم از نیکوکار و بدکار، مساوی تقسیم مى کند و به عدالت رفتار مى نماید.
در حکومت عدل گستر مهدى(ع)، رفاه اقتصادى و آسایش معیشتى بر تمام بخشها و زوایاى زندگى بشر پرتو می افکند و انسانها آسوده خاطر از مشکلات روزمره تامین معاش، مى توانند به سازندگى معنوى خود بپردازند. بدیهی است که این امنیت و آسایش در سایه جکومت عدل مهدوی(ع)، خود زمینه‌های جذب بیش‌تر دل‌های مردم و افزایش مقبولیت عمومی از حکومت ایشان را به همراه خواهند داشت.
پیامبر اکرم(ص)، در توصیف محبوبیت و مقبولیت اجماعی مثال زدنی حکومت حضرت مهدی(ع)، می فرماید: المهدی… یملا الارض عدلاً کما ملئت جوراً یرضی بخلافته اهل السموات و اهل الارض والطیر فی الجو. زمین را همان‌گونه که از ستم پر شده بود، از عدل سرشار می‌کند. بگونه که اهل آسمان و زمین و حتی پرندگان هوا، به خلافت او رضایت می‌دهند.
این محبوبیت و مقبولیت به خاطر آن است که مردم جهان دولت مهدی(عج) را نماد تحقق آرزو های خود می‌دانند و لذا با میل و رغبت به سوی او روی می‌آورند. در روایت دیگری آمده است: تأوی الی المهدی امته کما تأوی النحله الی یعسوبها. یعنی شور و علاقه و دلبستگی مردم به رهبرحکومت جهانی امام مهدی(عج) به‌گونه‌ای است که مردم همانند زنبور عسل نسبت به ملکه آن، علاقه‌مند اند و به او پناه می‌آورند. از این و، محبوبیت مردمی و پذیرش عمومی، یکی از ویژگی‌های حکومت مهدوی است که در هیچ دولتی، مشابه آن دیده نمی‌شود.
از این نظر، امنیت مهدوی، جامع ترین، کارآمد ترین و پربار ترین الگوی امنیتی است که فراروی جامعه بشری قرار دارد. الگوئی که سزاوار است در این دوران، جوامع انسانی، به ویژه جامعه شیعی، آن را نصب العین خود سازند و زیر ساخت های آن را باز شناسی نمایند تا با تبعیت از الگوی مهدوی، اندکی طعم شیرین امنیت را در ذائقه مردمان تشنه امنیت، بچشانند.
حاصل سخن اینکه: براساس آموزه های قرآنی و اسلامی، جامعه امن مهدوی، مبتنی بر نظام جامعی است که عنصر محوری آن، حاکمیت الله و اصل توحید است. درپرتو حکومت توحیدی مهدوی، بشر به تمامی ایدآل های آرمانی خود در عرصه های مختلف، نائل می گردد.
در بعد امنیت، جامعه بشری که از روزگاران دور تا به حال، امنیتِ مطلق برای او افسانه و خیالی بیش نبود، زن و مرد، ضعیف و قوی، امنیت مطلق و همه ‌جانبه را تجربه می کند و ناامنى و خطر و نگرانی از زندگانى آحاد بشرى رخت برمى‏بندد.
درعرصه ای اقتصاد و معیشت که مهم ‌ترین چالش‌ دوران قبل از ظهور است، رفاه و رشد پایدار اقتصادى، استغناى عمومى در دولت جهانى‏ مهدوى، پدید آمده و شکاف‏های اقتصادى، تبعیض‏هاى ناروا و فقر و فاقۀ حاصل از آن، نه تنها رفع مى‏گردد بلکه جامعۀ بشرى به استغناى کامل رسیده و حتى فقیرى براى دریافت صدقات و اعانات یافت نخواهد شد. با رفع کمبود منابع در سایه دولت کارآمد مهدوی، همگان از امکانات رفاهی و معیشتی ایدآلی بهره مند گردیده و نابرابری‌ها و اختلافات طبقاتی، از میان برداشته می شود.
در حوزه سیاسی- اجتماعی، حکومت مهدوی به دلیل مشروعیت الهی و مقبولیت عمومی، دارای پایه های محکم و استواری است، چالش های سیاسی-اجتماعی همچون: قوم ‌گرایی ناسیونالیستی، تعصب نژادی و منطقه ای، انحصار گرائی و سلطه طلبی، همه برچیده می شود. نظام نوینی، بر پایه‌ هویت واحدی به نام اسلام شکل می گیرد سایرهویت‌های کاذب از بین ‌رفته و حدت و اخوت، در سراسرعالم حکم فرما می شود.
در حوزه حقوق و قضأ، با حاکمیت نظام توحیدی مهدوی، مطالبات حقوقی مردم، برپایه قوانین الهی و اسلامی تنظیم و عدالت در همه بخش های حقوقی در روابط فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حاکم می گردد. حقوق مردم در قالب قوانین شرع تعریف و با قاطعیت اعمال و به اجراگذارده می شود و دست هر متجاوز و منفعت‌ طلبی ازدست برد حقوق دیگران کوتاه می گردد. مردمان جامعه عصر ظهور، در پرتوی عدالت فراگیر دولت مهدوی، که سراسر زندگی آنان را فراگرفته است(یملأالارض قسطا و عدلا)، با امنیت و آرامش، لذت و شیرینی میوه عدالت را می چشند.
از نظر علم و فرهنگ، در عصر حکومت جهانى مهدوى دانش بشرى به دستاوردهایى فوق تصوری دست می یابد و شکوفایى علوم و فنون و کمال عقلانیت بشرى به اوج ترقی و تکامل خود می رسد و مهم تر از همه اینکه مردم روزگار ظهور، بر اساس فرهنگ و آداب و مقررات دینى تربیت شده و احکام شریعت را آموخته و بر پایه‏اى از معرفت و بینش و فرهیختگى می رسد که حتى زنان خانه‏دار مى‏تواند بر اساس آیات قرآن و سیره پیامبر(ص) قضاوت نماید. تؤتون الحکمه فى زمانه حتى اَنَّ المرأه لتقضى فى بیتها بکتاب‏اللَّه وسنّه رسوله.
در حوزه اخلاق، با حاکمیت فرهنگ معنوی اسلام و قرآن، اخلاق و معنویت بر تمامی شؤن زندگی فردی واجتماعی جامعه عصرظهور حاکم می‌شود تا فطرت خدا جو وکمال طلب انسان ها، به رشد و شکوفائی رسیده و با معرفت و اخلاص، به توفیق بزرگ عبودیت و بندگی پروردگار متعال، نائل شوند
والسلام.

فهرست منابع:
۱. قرآن کریم.
۲. تاج العروس، الزبیدی، چاپ:۱۴۱۴- ۱۹۹۴، دارالفکر، بیروت- لبنان.
۳. المعجم الاحصایی لالفاظ القرآن الکریم، محمود روحانی، انتشارات آستان قدس رضوی.
۴. المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، محمد فؤاد عبدالباقی، الطبع الثانیه، ۱۴۰۸-۱۹۸۸م، قاهره.
۵. مفردات الفاظ القرآن الکریم، راغب الاصفهانی، طبع اولی:۱۴۱۲-۱۹۹۲م، الدار السامیه، بیروت- لبنان.
۶. الکافی، ابی جعفر، محمدبن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی، ( متوفای۳۲۹ ه. ق)، تحقیق: علی اکبرغفاری، سال چاپ ۱۳۶۴ ش، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
۷. الغیبه النعمانی، محمد بن ابراهیم بن جعفرالکاتب النعمانی، المعروف بابی زینب (متوفای۳۶۰ ه. ق)، تحقیق: فارس حسون کریم، چاپ اول: ۱۴۲۲، انوارالهدی، قم.
۸. نهج البلاغه، خطب الامام علی(ع)، الشریف الرضی، شرح و تحقیق: الاستاذ محمدعبده المصری، چاپ الاولی: ۱۴۱۲ ق-۱۳۷۰ ش، دار الذخائر، قم- ایران.
۹. المعجم الاوسط، سلیمان بن احمد الطبرانی(متوفای ۳۶۰ ه. ق)، سال چاپ ۱۴۱۵ ه-۱۹۹۵م، دارالحرمین للطباعه والنشر.
۱۰. المعجم الکبیر، سلیمان بن احمد الطبرانی(متوفای ۳۶۰ ه. ق)، تحقیق: عبدالمجید السلفی، چاپ دوم ، دار الاحیأ التراث العربی.
۱۱. شرح الاخبارفی فضائل أئمه الاطهار، القاضی نعمان بن محمد التمیمی المغربی(متوفای ۳۶۳ ه. ق)، چاپ دوم ۱۴۱۴، مؤسسه النشرالاسلامی- قم.
۱۲. الخصال، ابوجعفرمحمدبن علی بن الحسین بن بابویه الصدوق( متوفای ۳۸۱هق) تحقیق:علی اکبرغفاری، سال چاپ: ۱۴۰۳ ق- ۱۳۶۲ ش، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، قم.
۱۳. کمال الدین وتمام النعمه، ابوجعفرمحمد بن علی بن بابویه الصدوق(متوفای ۳۸۱ ه. ق)، تحقیق: علی اکبرغفاری، ۱۴۰۵ ق- ۱۳۶۴ ش، مؤسسه النشرالاسلامی- قم.
۱۴. علل الشرائع، ابیجعفر محمد بن علی بن بابویه الصدوق(متوفای ۳۸۱ ه. ق)، سال چاپ ۱۳۸۵ ه-۱۹۶۶م، مکتبه الحیدریه و مطبعتها، النجف الاشرف.
۱۵. مسند احمد، احمدبن حنبل(متوفای۲۴۱ ه. ق)، دار صادر، بیروت- لبنان.
۱۶. الاختصاص، ابی عبدالله محمد بن النعمان العکبری البغدادی الملقب با الشیخ المفید(متوفای ۴۱۳ ه. ق)، تحقیق: علی اکبرغفاری، چاپ دوم: ۱۴۱۴ ه- ۱۹۹۳م، دارالمفید للطباعه والنشروالتوزیع، بیروت- لبنان.
۱۷. مصباح المتهجد، ابی جعفرمحمد بن الحسن الطوسی(۳۸۵-۴۶۰ ه. ق)، چاپ اول ۱۴۱۱ ه-۱۹۹۱م، موسسه فقه الشیعه، بیروت- لبنان.
۱۸. کفایه الاثرفی النص علی الأئمه الأثنی عشر، علی بن محمدبن علی الخراز القمی الرازی(متوفای ۴۰۰ ه. ق)، تحقیق، سید عبداللطیف، الحسنی الکوهکمری الخوئی، سال چاپ: ۱۴۰۱ ه. ق، انتشارات بیدار، قم.
۱۹. دلائل الامامه، محمدبن جریر رستم طبری (من اعلام قرن- ۴)، چاپ اول ۱۴۱۳ ، مؤسسه البعثه.
۲۰. نوادرالمعجزات فی مناقب الأئمه الهداه(ع)، ابی جعفرمحمد بن جریر رستم طبری(ق۴)، چاپ اول ۱۴۱۰، مؤسسه الامام المهدی(ع)، قم.
۲۱. تحف العقول عن آل الرسول(ص)، ابومحمد الحسن بن علی بن الحسین بن شعبه الحرانی(من اعلام قرن-۴)، تصحیح و تعلیق: علی اکبرغفاری، چاپ دوم ۱۳۶۳ ش- ۱۴۰۴ ق، مؤسسه النشرالاسلامی، قم.
۲۲. مصباح المتهجد، ابیجعفر محمد بن الحسن الطوسی(متوفای ۴۶۰ ه. ق)، چاپ اول ۱۴۱۱-۱۹۹۱م، مؤسسه فقه الشیعه، بیروت- لبنان.
۲۳. الخرائج و الجرائح، قطب الدین الراوندی(متوفای ۵۷۳ ه. ق)، چاپ اول ۱۴۰۹، تحقیق و نشر: مؤسسه امام المهدی(ع)، قم.
۲۴. مناقب آل ابیطالب، ابی عبدالله محمد بن علی بن شهر آشوب(متوفای ۵۸۸ ه. ق)، سال چاپ ۱۳۷۶ ه-۱۹۶۵م، المکتبه الحیدریه، النجف الاشرف.
۲۵. الاحتجاج، ابی منصور احمد بن علی بن ابیطالب الطبرسی، (وفات ۵۴۸ ه.ق) تحقیق: سید محمد باقر خراسانی، سال چاپ:۱۳۸۶ ه- ۱۹۶۶م، دارالنعمان للطیاعه والنشر، النجف الاشرف.
۲۶. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، امین الاسلام ابی علی الفضل بن الحسن الطبرسی(متوفای۵۴۸ ه.ق)، تحقیق: لجنه من علماء و المحققین الاخصائیین، چاپ الاولی- ۱۴۱۵-۱۹۹۵م، مؤسسه الاعلمی، بیروت- لبنان.
۲۷. روضه الواعظین، محمد بن الحسن بن علی بن احمد بن الفتال النیشابوری، (متوفای ۵۰۸ ه. ق)، تحقیق: السید محمد مهدی الخراسانی، منشورات الشریف الرضی، قم.
۲۸. عمده عیون صحاح الاخبارفی مناقب مام الابرار، یحی بن الحسن الاسدی المعروف بابن البطریق(۵۳۳- ۶۰۰)، سال چاپ ۱۴۰۷، مؤسسه النشر الاسلامی، قم.
۲۹. عیون الحکم والمواعظ، ابی الحسن علی بن محمد اللیثی الواسطی(من اعلام قرن-۶)، تحقیق: شیخ حسین الحسنی البیرجندی، چاپ اول ۱۳۷۶ ش، دارالحدیث- قم.
۳۰. المزار، ابن مشهدی، محمد بن جعفر (متوفای۶۱۰)، تحقیق، جواد قیومی اصفهانی، چاپ اول۱۴۱۹ ه. ق، مؤسسه النشرالاسلامی، قم.
۳۱. الطرائف فی معرفه مذاهب والطوائف، السید علی بن موسی بن طاووس(متوفای۶۶۴ ه. ق)، چاپ اول، سال چاپ: ۱۳۹۹ه. ق، مطبعه الخیام، قم.
۳۲. مجمع الزوائد و منع الفوائد، علی بن ابی بکر الهیثمی(متوفای ۸۰۷ ه. ق)، سال چاپ ۱۴۰۸ ه- ۱۹۸۸م، دارالکتب العلمیه، بیروت- لبنان.
۳۳. غوالئ اللئالی، ابن ابی الجمهورالاحسائی(متوفای۸۸۰)، تحقیق: سید شهاب الدین مرعشی نجفی، چاپ اول۱۴۰۳-۱۹۸۳م، سیدالشهدأ- قم.
۳۴. سبل الهدی و الرشاد، الصالحی الشامی(متوفای۹۴۲) چاپ اول ۱۴۱۴-۱۹۹۳م، دارالکتب العلمیه، بیروت- لبنان.
۳۵. شرح احقاق الحق واذهاق الباطل، قاضی سید نورالله المرعشی التستری(متوفای ۱۰۱۹ ه. ق)، شرح و تعلیق: سید شهاب الدین المرعشی النجفی(متوفای ۱۴۱۱)، منشورات مکتبه آیه الله المرعشی- قم.
۳۶. وسائل الشیعه الی تحصیل الشریعه، محمد بن الحسن الحر العاملی(۱۱۰۴ ه. ق)، سال چاپ ۱۴۱۴ ه. ق، مؤسسه آل البیت(ع) لاحیأ التراث، قم المشرفه.
۳۷. مجلسی، محمد باقر( متوفای ۱۱۱۱ ه. ق) بحارالانوار، تحقیق: یحی العابدی، چاپ دوم، سال چاپ: ۱۴۰۳ ه- ۱۹۸۳م، مؤسسه الوفاء، بیروت- لبنان.
۳۸. تفسیرنورالثقلین، الشیخ عبد علی بن جمعه العروسی الحویزی(متوفای ۱۱۱۲ ه. ق)، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، چاپ چهارم: ۱۴۱۲ق- ۱۳۷۰ش، مؤسسه اسماعلیان، قم.
۳۹. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، میرزا حسین النوری الطبرسی،(متوفای ۱۳۲۰ ه. ق)، چاپ اول ۱۴۰۸ ه- ۱۹۸۷م، تحقیق و نشر: مؤسسه آل البیت(ع) لاحیأ التراث، بیروت- لبنان.
۴۰. الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب، شیخ علی الحائری الیزدی(متوفای ۱۳۳۳ ه. ق)، تحقیق: سبد علی عاشور، بی جا، بی تا.
۴۱. جامع احادیث الشیعه، السید حسین البروجردی(متوفای ۱۳۸۳ ه.ق)، المطبعه العمیه- قم.
۴۲. المیزان فی تفسیر القرآن، العلامه السید محمد حسین طباطبائی(متوفای۱۴۱۲ ه.ق)، منشورات جامعه المدرسین فی الحوزه العلمیه، قم المقدسه، بی تا.
۴۳. مکیال المکارم، سید محمد تقی، موسوی اصفهانی(متوفای ۱۴۲۱)چاپ اول۱۳۲۱ ش، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت- لبنان.
۴۴. موسوعه احادیث اهل البیت(ع) شیخ هادی نجفی، چاپ اول۱۴۲۳-۲۰۰۲م، دارالاحیأ التراث العربی، بیروت– لبنان.
۴۵. حیاه الامام المهدی(ع)، باقر شریف القرشی، چاپ اول:۱۴۱۷ ه- ۱۹۹۶م، ناشر- ابن المؤلف.
۴۶. معجم احادیث الامام المهدی(ع)، تحت اشراف الشیخ علی الکورانی، اطبعه الولی ۱۴۱۱ ه. ق، مؤسسه المعارف الاسلامیه- قم.
۴۷. میزان الحکمه، محمدی ری شهری، چاپ اول، تنقیح دوم۱۴۱۶، انتشارات دارالحدیث.
۴۸. عصرزندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام، محمد حکیمی، چاپ پنجم۱۳۸۵، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی(بوستان کتاب)، قم.
۴۹. عصرالظهور، شیخ علی کورانی العاملی، چاپ اول: ۱۴۰۸ ه. ق، مکتب الاعلام الاسلامی، قم.
۵۰. فصلنامه علمی تخصصی انتظار، سال چهارم، بنیاد فرهنگی مهدی موعود(ع)، مرکزتخصصی مهدویت، قم.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.