جمعه, ۳۰ ثور , ۱۴۰۱ Friday, 20 May , 2022 تعداد کل نوشته ها : 681×

besharat news

اهداف و آرمانهاى شهيد عبدالعلى مزارى
06 نوامبر 2021 - 13:26
شناسه : 1641
بازدید 33
1
اهداف و آرمانهاى شهيد عبدالعلى مزارى اهداف و آرمانهاى شهيد عبدالعلى مزارى
پ
پ

ناظر حسين زكى
شهيد مزارى همه ويژگيهاى اعجاب انگيز و كم نظير را در خود جمع كرده بود، و در عرصه جهاد و دفاع از كشور، و در دوران پس از پيروزى و سالهاى مقاومت در غرب كابل تمام برجستگيهاى يك انسان پيشتاز و وارسته يكى پس از ديگرى در او تجلى مى كرد.
تاريخ سياسى و مبارزاتى افغانستان افرادى همانند شهيد مزارى را كمتر سراغ دارد; او مردى بود شجاع، با صلابت، داراى عزّت نفس و اراده قوى، نيرومند و تحول آفرين، نستوه و بردبار، فداكار، قانع و بى آلايش، پركار، باريك بين و مدبر بود كه به مردمش عشق مىورزيد، و از منافع و مصالح مردمش پاسدارى مى كرد، به همين جهت توانسته بود دژ محكمى از اعتماد و حمايت مردم چه در دوران دفاع و مقاومت و چه در مرحله بعد از شهادت به وجود بياورد. وفادارى و حمايتهاى بى دريغ مردمى در دوران جهاد و مقاومت، حضور تاريخى مردم در مراسم تشييع و برپايى صدها محافل بى نظير در سوگ آن شهيد، شاهدى گويا بر اين گفته است.
براى شناخت شهيد مزارى نيز بايد چهره سياه طالبان را شناخت، طالبانى كه با تير قساوت نخستين بار مزارى و يارانش را نشانه گرفتند، و پس از شهادت او حتى مرقدش را در مزار هم تحمل نتوانستند و وحشيانه مزار او را با خاك يكسان كردند.
براى شناخت مزارى بايد طالبان را شناخت، همانهايى كه مردم افغانستان را قتل عام و غارت كردند، و آشكارا حقوق بشر و مقررات بين المللى را در طول حاكميت جابرانه خويش نقض كردند، و در فرجام به عنوان سردمدار تروريسم در جهان ظاهر شدند و جامعه جهانى را به ستوه آوردند. همين است كه تعرف الاشياء بازدادها.
آنچه كه به شهيد مزارى ويژگيهاى شگفت انگيز بخشيده است بى گمان اهداف و آرمانهاى آن شهيد والامقام است.
اهداف و آرمانهاى شهيد مزارى برخواسته از باور، ايمان و جهان بينى او بود. اهداف و آرمانهاى او همان آرمانهاى ديرينه اى مردم پابرهنه و شلاق خورده ما بود كه در طول تاريخ زير ضربات شلاق تبعيض و ستم قرار داشتند.
و بجاست كه به بهانه نهمين سالروز شهادت آن رهبر فقيد آرمانها و اهداف بزرگ او را يكبار به «بازخوانى» گيريم تا هرچه بيشتر نسلهاى آينده كشور ما با اهداف و آرمانهاى او آشنايى پيدا كنند. در اين مختصر سعى شده است تا به بخشى از اهداف و آرمانهاى آن رهبر فقيد، به طور گذرا اشاره گردد.

۱ ـ حكومت اسلامى
حكومت اسلامى يكى از اهداف و آرمانهاى سترگ رهبر مقاوم، شهيد عبدالعلى مزارى بود. او پس از پيروزى مجاهدان بر اردوى تا به دندان مسلح شوروى سابق، و شكست كامل آخرين بقاياى رژيم انحطاطى كمونيستى، اميدوار بود كه حكومت «عدل اسلامى» توسط مجاهدان تشكيل شود و در پر تو «نظام اسلامى» حقوق مليتهاى محروم تأمين گردد، و با رويكرد مجاهدين به نظام و ساختار دينى، تمام رنجها و مشقتهاى جانكاهى كه مردم در طول مقاومت ديده بودند پايان يابد و دوران ستم و حق كشيها به پايان برسد. رهبر شهيد قبل از پيروزى و بعد از پيروزى بارها در گفتارها، سخنرانيها و مصاحبه هاى خود به آن اشاره و تأكيد نموده است كه به عنوان نمونه به پاره اى از آنها اشاره مى گردد:
شهيد مزارى در تاريخ ۶/۲/۱۳۷۲ در مصاحبه با خبرنگار جمهورى اسلامى ايران مى گويد: «ارزيابى ما از مسأله اين است كه اين رنج و مشقتى را كه مردم در طول ۱۴ سال كشيده بودند امروز خاتمه پيدا كرد… ما براى مردم خود پيام مى دهيم كه مطمئن باشند، امنيت شان اعم از مالى و جانى تأمين شده است و ظلم ديگر به آخر رسيد و تمام شد و يك «حكومت عدل اسلامى» كه تأمين كننده حقوق همه مليتهاى محروم.. باشد، تشكيل و از طرف مجاهدين اعلام خواهد شد»( ).
در جاى ديگر به طور صريح، هدف از جهاد و مبارزه را سرنگونى رژيم الحادى كمونيستى و ايجاد نظام و «حكومت اسلامى» عنوان مى كند و مى گويد: «در افغانستان حكومت كمونيستى مورد حمايت روسيه به وجود آمد كه با تمامى موجوديت دينى و مذهبى و عنعنات اسلامى ما مخالف بود. ما جهاد را آغاز كرديم تا اولا اين حكومت ملحد را از بين ببريم و تجاوز روسها را سركوب كنيم. و ثانياً يك «حكومت اسلامى» كه منافع همه مردم ما را تأمين كند و «عدالت اجتماعى» را تحقق بخشد و حقوق پايمال شده كليه مليتهاى مظلوم و محروم جامعه را اعاده نمايد، در افغانستان به وجود آوريم»( ).
رهبر شهيد در مصاحبه با آژانس خبرى ايتاليا مورخه ۲۵/۹/۱۳۷۱ گفت: «هدف ما تشكيل يك «حكومت اسلامى»، مردمى، فراگير و مبتنى بر «عدالت اجتماعى» در افغانستان است. ما مى خواهيم ستمهاى چندين قرن بر مردم افغانستان پايان يابد و جامعه اى به وجود آيد كه در آن از تبعيض، برترى گرى، تفاخر و افزون خواهى، خبرى نباشد و كليه مردم افغانستان از هر قوم و نژاد و با هر رنگ و زبان برادرانه و برابر زندگى كنند و حقوق حقه تمامى مليتهاى افغانستان تأمين گرديده و آنها بتوانند متناسب با ميزان حضور و نقش شان در جهاد چهارده ساله ضد روسى در تعيين سرنوشت سياسى شان سهم بگيرند»( ).
رهبر شهيد در تاريخ ۱۵/۹/۱۳۷۲، در مصاحبه با خبرنگار فرانس پرس، گفت: «بالاترين مجروح، بالاترين شهيد و بيشترين خرابيها را در دنيا كشور ما متحمل شده است… ما بنياد گرا نيستيم. ولى اگر بنياد گرايى به اين معنا باشد كه ما مسلمان هستيم و غير از اسلام چيزى ديگر را قبول نداريم; ما بنيادگرا هستيم. ما از اسلام منكر نمى شويم. مردم و كشور ما اسلامى است. چهارده سال براى اسلام مبارزه كرديم و مى خواهيم اسلام را در افغانستان پياده كنيم»( ).
تحقق «حكومت اسلامى» براى شهيد مزارى به اندازه اى مهم بود كه به صراحت گفت: «برادران! آينده نگر باشيد. شما براى خدا قيام نموديد. و تا «حكومت اسلامى» و «عدالت اجتماعى» طبق موازين اسلامى تحقق پيدا نكرده سلاح تان را به زمين نگذاريد»( ).
رهبر شهيد در موارد زيادى از «حكومت اسلامى» و «نظام دينى» سخن به ميان آورده است( ) و اين مختصر گنجايش بسط و تفصيل بيش از اين را ندارد.

۲ ـ عدالت اجتماعى
عدالت يكى از آرمانهاى ديرينه بشريت است و در اسلام جايگاه خاصى دارد و بر آن تأكيد فراوان شده است، تا جايى كه عدالت و احسان مورد دستور صريح خداوند قرار گرفته است و با تأكيد فراوان فرموده است كه «خداوند به عدالت و احسان امر مى كند» چنانكه در سوره نحل آمده است: (انّ اللّه يأمر بالعدل والاحسان وايتاء ذى القربى وينهى عن الفحشاء والمنكر والبغى يعظكم لعلكم تذكرون); خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان، فرمان مى دهد و از فحشا و منكر و ستم، نهى مى كند; خداوند به شما اندرز مى دهد، شايد متذكر شويد( ) و مسلمانان را اعتقاد بر آن است كه خداوند هرچيزى را در موضع خود قرار داده است، در هستى كمترين انحرافى وجود ندارد، و جهان بر عدل استوار است.
شعاع تابناك عدالت بايد زندگى انسان را روشن سازد و بشريت با رويكرد به عدالت و تكيه بر اصل توحيد و يكتا پرستى زنجير استبداد و بردگى را پاره نمايد و با تحكيم پايه هاى «عدالت اجتماعى» بنيان ستم و تبعيض و تجاوز را فروريزد.
شهيد مزارى بر اساس باورهاى اعتقادى و جهان بينى الهى خويش بر استقرار «عدالت» و تحكيم «عدالت اجتماعى» در افغانستان تكيه داشت و به آن معتقد بود. او راه حل بحران افغانستان را در گرو تحكيم «عدالت» مى دانست( ) و تأكيد مى كرد: ما از حكومتى حمايت مى كنيم كه «عدالت اجتماعى» را مدّ نظر داشته باشد.( ) و به صراحت مى گفت: هدف ما از جهاد چهارده ساله، تشكيل «حكومت اسلامى»، مردمى، فراگير و مبتنى بر «عدالت اجتماعى» در افغانستان است كه در پرتو آن ستمهاى چندين قرنه بر مردم افغانستان پايان يابد( ) و حقوق همه مردم افغانستان به تناسب نفوس و ميزان حضورشان در حيات سياسى ـ اجتماعى كشور تأمين گردد( ).
او اميدوار بود كه روزى «عدالت اجتماعى» در كشور تحقق يابد و در اين رابطه خوشبين بود( ).
او مى گفت: «اگر مليتى حقوق خود را طلب نموده و خواستار عدالت باشد به معناى تجزيه نيست. اين حق طبيعى مردم است كه خواستار حقوق خويش و عدالت باشد»( ).
او صريح و روشن مى گفت: «خواست ما تأمين عدالت، برابرى و برادرى ميان مردم افغانستان است»( ).
تحقق «عدالت اجتماعى» براى شهيد ÷ارى به اندازه اى مهم بود كه به صراحت گفت: تا تحقق «عدالت اجتماعى» طبق موازين اسلامى، نبايد سلاحها بر زمين گذاشته شود( ). و خود نيز تا تحقق عدالت سلاح بر زمين نگذاشت تا به دست گروه تروريست طالبان به شهادت رسيد.

۳ ـ رسميت مذهب جعفرى
مذهب جعفرى پيروان زيادى در افغانستان دارد. شيعيان و هزاره هاى افغانستان به دليل اين كه مذهب شان رسميت نداشته مورد تبعيض و ستم قومى و مذهبى قرار مى گرفتند، و حتى در اجراى مناسك و مراسم مذهبى خويش آزادى نداشتند، و در محاكم قضايى، و ساير شؤونات و امور دولتى حكم مذاهب ديگر بالاجبار بر آنان اعمال مى شد، و اين ستمى بود كه همواره بر اين مردم اعمال مى گرديد، شهيد مزارى با درك ستم قومى و مذهبى آرزو داشت كه اين ستم از افغانستان برداشته شود، و مذهب جعفرى در كنار مذهب حنفى رسميت يابد، و پيروان هردو مذهب برادرانه در افغانستان زندگى كنند.
رسميت مذهب جعفرى يكى از اهداف و خواسته هاى بسيار مهمّ شهيد مزارى بود و او با درك واقعيتهاى عينى افغانستان به صراحت مى گفت: مسأله شيعه و سنّى يك واقعيت خارجى است و امروز هيچ كس نمى تواند انكار كند.
او مى گفت: در قانون اساسى، يك مذهب چه به رسميت شناخته شود و چه شناخته نشود، پيروان آن مذهب از مكتب شان پيروى مى كنند. در افغانستان اگر مذهب تشيع مثل مذهب تسنّن رسميت داشته باشد، يك سنى شيعه نمى شود، اگر هم رسميت نداشته باشد، يك شيعه سنى نمى شود. اين يك واقعيت است. ما انتظار داريم مردم ما بعد از چهارده سال جهاد اين شجاعت و شهامت را در دنيا اثبات كنند و اين مشكل جهان اسلام را در افغانستان حل بكنند و اعلام كنند كه بين شيعه و سنى هيچ فرقى نيست. هر دوى ما مراسم خود را رسمى انجام مى دهيم تا اين پرده اى را كه استعمار ترسيم كرده از دست استعمار در سطح بين المللى بگيريم، و به جهت اختلاف شيعه و سنى انقلاب ما ضربه نخورد; لهذا در صحبتهايى كه داشتيم، هم آقاى حكمتيار گفت اين حق شما است، و كسى نمى تواند حق شما را سلب كند و هم آقاى ربانى و مسعود اين مسأله را قبول كردند كه اين حق طبيعى شما است، جنبش هم در خط مشى خود اعلان كرده كه اين مسأله از نظر ما هيچ اشكال ندارد. و ما معتقديم كه مسؤولين درايت به خرج بدهند اين مشكل و معضله را كه استعمار فوق العاده توانست تبليغ بكند، در افغانستان حل كنند و حكومت نمونه اى را در جهان اسلام مطرح كنند( ).
يكى از مهمترين ايرادهاى شهيد مزارى بر قانون اساسى دولت آقاى ربانى اين بود كه در آن رسميت مذهب جعفرى در كنار رسميت مذهب حنفى ناديده گرفته شده بود و او مى گفت: به نظر ما علاوه بر اينكه كميسيون تسويد قانون اساسى از مرجع غير قانونى شكل گرفته است، اشكالات عديده اى نيز دارد، يكى از آنها ناديده گرفته شدن مذهب تشيع است.
در رابطه با مسأله مذهب ما معتقديم كه هر كه در اين مسأله پافشارى مى كند كه مذهب رسمى بايد مذهب حنفى باشد، مذهب جعفرى كه پيروان زيادى در افغانستان دارد رسميت نداشته باشد، اين سخن ناصحيح و به دور از عدالت است; براى اينكه امروز در دنيا كفر جهانى مخالف مسلمانهاست و مخالف به وجود آمدن «حكومت اسلامى» است، آنها چندان در چهره شيعه و سنى نگاه نمى كنند، بلكه امروز تنها حربه اى كه آنها دارند و از آن استفاده مى كنند، تضاد شيعه و سنى است كه انقلاب اسلامى افغانستان در جهان نمونه بود. انقلاب مسلحانه اى كه بر مبناى فكر و عقيده اسلامى ريخته شده بايد مسؤولين آن اين درايت و روشن بينى را به دنيا اثبات بكنند كه اين اختلافات فرعى نبايد زنده شود و روى اين مسأله پا فشارى شود، لهذا بايد همان طورى كه شيعه و سنى در اين انقلاب شريك اند در تصميم گيرى آن شريك باشند و در دنيا اعلام و اثبات نمايند كه مسلمانها بين خود شان اختلافى ندارند. از نظر اجرائى چندان مشكل نيست، اين دست خارجيان است كه مسأله را عمده جلوه مى دهند كه اگر در اين جا دو مذهب رسمى باشد، مشكل اجرايى دارد، نه مشكل اجرايى اينجا وجود ندارد، در فقه شيعه و سنى اين مسأله حل شده است، بعد از نظر جهان اسلام نمونه هايى وجود دارد كه در آنجا اين مسايل را حل كرده اند، مثلا در لبنان اين مسأله را دارند، در ايران اين مسأله حل شده و مشكل اجرائى براى كسى پيش نمى آيد و اين استعمار خارجى است كه اين مسأله جزئى را علم مى كند تا بين مسلمانها مشكل ايجاد كنند، و واضح است كه در طول تاريخ افغانستان نه سنى شيعه شده و نه شيعه سنى شده است و اگر مذهب يكديگر شان را به رسميت بشناسند شيعه شيعه است و سنى، سنى است، طبق فقه شان هم عمل مى كنند، حال كه آمده به فقه شان عمل مى كنند اين ديگر ضرورت ندارد كه در قانون اساسى اين كش بيفتد كه اين رسمى باشد يا نباشد، چه قبول گردد و يا نگردد، هركس فقهى را كه دارد به آن عمل مى كند، بدين جهت ما در اين مسأله مشكل نداريم و توصيه ما به دوستان اين است كه امروز مشكلات افغانستان و مشكلات جهان اسلام بالاتر از اين است كه ما بياييم خود را محدود بكنيم به مسأله كشيدگيهاى مذهبى و كشيدگى هاى قومى و نژادى. اگر بيائيم تن در دهيم يك حكومت عادلانه اسلامى برقرار مى گردد كه خواسته همه مردم است و آن خودش اين مسأله را حل و تضمين كرده است و حتى در دعاوى آمده است و مطرح شده كه اگر پيرو دو مذهب بيايند و دعوا داشته باشند حال آن را در كجا فيصله بكنند؟ در فقه به طور واضح آمده است كه مدعى، پيرو هردو مذهب كه هست طبق آن مذهب فيصله گردد. پس اين مسأله در اسلام سابقه داشته و بوده است بزرگان و دانشمندان اسلامى روى اين مسأله فكر كرده و شريعت برايش راه حل دارد، اختلافات جزئى فقهى بين تمام مذاهب وجود دارد، مذاهب چهارگانه اهل سنت مانند (مالكى، شافعى، حنبلى و حنفى) در بين خود اختلاف برداشت دارند، حالا مذهب جعفرى نوع برداشت خود را دارد، برداشتها از متون اسلامى نزد مذاهب مختلف، گوناگون است، در حالى كه مشتركات زيادى موجود است خداوند(ج)، قرآن مجيد، كعبه، پيامبر، سنت پيامبر(صلى الله عليه وآله) و همه اينها مشترك اند و همه، اينها را قبول دارند، اختلافات جزئى فقهى باعث نمى شود كه اين گونه موجب نفاق و اختلاف شود، بدين جهت معتقدم كسانى كه براى تدوين قانون اساسى آمده اند مطابق با روح اسلام و روح جامعه افغانستان حركت نكرده اند( ).
شهيد مزارى براى رسميت مذهب جعفرى توافق مهمترين احزاب افغانستان را كه در عرصه سياسى، نظامى حضور داشتند به دست آورده بود، چنانكه در مصاحبه با خبر نگار تلويزيون پيام آزادى به تاريخ ۲۹/۸/۱۳۷۲ به اين مطلب اشاره كرده و گفت : آقاى ربانى با ما توافق كرد كه از نظر تنظيم جمعيت، فقه جعفرى رسميت دارد و در تدوين قانون اساسى هم از اين موضوع جمعيت اسلامى حمايت مى كند، اين توافقنامه را هم حزب اسلامى و هم جمعيت اسلامى داده و جنبش ملى اسلامى رسماً در اساسنامه اش منعكس كرده است، منتهى اين قانون اساسى كه پيش آمد اصل آن غير قانونى بود، لهذا در دورانى كه اين مسأله قانون اساسى از طرف مردم تدوين گردد، ببينيم كه آنجا با آن توافقاتى كه دارند چگونه عمل خواهند كرد؟( ).
ولى متأسفانه در قانون اساسى دولت آقاى ربانى، رسميت مذهب جعفرى ناديده گرفته شد.

نتيجه
اهداف و آرمانهاى شهيد مزارى(رحمه الله)، بر اساس باور و جهان بينى الهى او در عرصه نظامى و سياسى افغانستان تبلور پيدا كرد. مهمترين هدف و آرمان او شكل گيرى ساختار دينى، تحقق «عدالت اجتماعى»، توزيع عادلانه قدرت و سهم گيرى اقوام و مليتها به تناسب نفوس در قدرت، و شكل گيرى واحدهاى ادارى به ميزان نفوس، و رسميت يافتن مذهب جعفرى در كنار مذهب حنفى بود كه متأسفانه در اثر عدم واقع بينى احزاب جهادى اين اهداف و آرمانها تحقق نيافتند، و نام زيباى جهاد در اثر زياده خواهيها و تبعيض و ستم لكه دار شد و سرانجام پديده ظهور طالبان، افغانستان را در كام مرگ و سياهى فروبرد، و خورشيد عدالتخواهى در زير تازيانه هاى قساوت و كينه فاشيسم چشم فرو بست.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.