افزونه جلالی را نصب کنید. Monday, 4 July , 2022 تعداد کل نوشته ها : 682×

besharat news

دیروز و امروز افغانستـان(بخش دوم)
16 آبان 1400 - 13:08
شناسه : 1751
بازدید 32
1
ديروز و امروز افغانستـان(بخش دوم)

(گزارش تحلیلى از افغانستان) (قسمت دوم) محمد جواد ناصرى (داودزاده) مقدمه در بخش اول گزارش از افغانستان به تفاوتها و تغییرات بوجود آمده در عرصه هاى گوناگون سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى سخن به میان آمد که نگارنده سعى نمود که به برخى از موفقیت و تغییرات بوجود آمده اشاره نماید. اما در این بخش […]

پ
پ

(گزارش تحلیلى از افغانستان)
(قسمت دوم)

محمد جواد ناصرى (داودزاده)

مقدمه
در بخش اول گزارش از افغانستان به تفاوتها و تغییرات بوجود آمده در عرصه هاى گوناگون سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى سخن به میان آمد که نگارنده سعى نمود که به برخى از موفقیت و تغییرات بوجود آمده اشاره نماید.
اما در این بخش که بیشتر نگاهى انتقادى دارد به برخى از کمبودها و نواقص و عقب ماندگیها تحت عنوان شباهتها اشاره خواهد نمود. پس بنابراین هدف از شباهتها همان عدم تغییرات، وجود نواقص و کاستیها مى باشد که همچنان کمافى السابق در عرصه هاى اقتصادى، سیاسى و اجتماعى وجود دارد.
روند بازسازى
با تخریب لانه هاى جهل و تروریزم در افغانستان، شمع امیدى در قلب میلیونها افغانى خسته از جنگ و آوارگى روشن گردید و جوانه هاى نهال امید در دلها شکوفه نمود، لذا مردم افغانستان خود را براى یک تحوّل عظیم سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و… آماده کردند. حمایت از دولت تازه پاى مرکزى در سراسر کشور بوجود آمده بود. اما این مشکل وجود داشت که بعد از سرنگونى رژیم طالبان، یک نیروى سالم، متعهّد، قوى، پاک، با انگیزه و جایگزین براى اداره کشور وجود نداشت تا بتواند کمبودها و خلاءها را جبران کند، دولت جدید هم که به قول معروف «شلغم هرشورواو زمین بود» بر ویرانه هاى به جا مانده از قبل سرکار آمد.
در مورد بازسازى زیر ساختهاى اقتصادى کشور متأسفانه تحوّل قابل توجّه صورت نگرفته است. تنها نماد بازسازى را مى توان در سیماى شهرهاى هرات، قندهار و برخى جاده ها و شاهراهها مشاهده و خلاصه کرد.
هرات به دلایل موقعیتهاى سیاسى و تاریخى که دارد توانسته است از این فرصت استفاده هاى لازم را ببرد.
البته در خصوص شهر هرات، باید گفت که رشد بازسازى در این شهر بیشتر مدیون و معلول عوامل; چون سرمایه و فعّالیت بخش خصوصى و سرمایه گذارى و توجّه خاص برخى از کشورهاى هم جوار و به دور ماندن از حوادث خونین جنگهاى داخلى و آثار آن مى باشد.
خوشبختانه، شهر هرات و مردم آن استعداد جذب سرمایه هاى مختلف مالى و معنوى زیادى را دارا مى باشد به همین علت به عنوان سنبل بازسازى مطرح شده است.
هرات، یکى از شهرهاى نادر کشور است که از امکانات و مظاهر ضرورى و اوّلیه یک شهر; چون برق، آب سالم و بهداشتى، بیمارستان (شفاخانه)، جاده هاى اسفالتى داخلى شهرى، فضاهاى سبز، دانشگاه، رادیو و تلویزیون محلى، ساختمانهاى شیک و مجلل، مکاتب (مدارس) دخترانه و پسرانه، خطوط حمل و نقل عمومى شهرى (شرکت واحد)، تلفن و موبایل، فرودگاه (میدان هوایى) و گمرگ کالا و استودیم ورزشى و… برخوردار مى باشد.
در میان ساختمانهاى مجلل آن، دو ساختمان کابل و تجارتى بانک، سیماى شهر را جلوه زیبا و شکوه خاص بخشیده و گنبدهاى سبز رنگ و قامت بلند مناره هاى مسجد جامع و تاریخى شهر را چون نگینى در برگرفته اند. هرات نیز دیگر شهرهاى عمده کشور از مشکلات; چون تراکم جمعیت و توسعه بى رویه شهرى رنج مى برد که البته هرات در مقایسه با کابل از وسعت جغرافیایى خاص برخوردار مى باشد و مى تواند این مشکل را به راحتى حل کند.
هرات در مقایسه با شهرهاى دیگر، داراى آثار باستانى، تاریخى و فرهنگى زیادى مى باشد و مسجد جامع شهر که در مرکز آن موقعیت دارد، آرامگاه خواجه عبداللّه انصارى پیر و عارف نامدار و منارهاى چهار گانه و… را مى توان نام برد.
جمعیت، شهر را هم اکنون اقوام گوناگون; چون هراتیهاى بومى و فارسى زبان، (تاجیک) و پشتونها و هزاره ها تشکیل مى دهند.
در هرات زنان و دختران مى توانند به مدرسه (مکتب) و دانشگاه (پوهنتون) بروند و یا به فعالیتهاى سیاسى، اجتماعى و فرهنگى بپردازند. هرات و مردم آن را مى توان تا حدى تحت تأثیر فرهنگ خراسان ایران دانست که آثار آن کاملاً پیدا است به طور خلاصه باید گفت که روند بازسازى در هرات پیشرفت خوب و رضایت بخش داشته است.
هرات اکنون داراى یک شهرک صنعتى در حومه شرقى شهر مى باشد. اکثر جاده هاى داخل شهر اسفالت و غرفه هاى تلفن داخل شهرى نیز در نقاط مختلف شهر نصب شده است. ساختمانهاى زیادى از سوى بخش خصوصى و دولتى ساخته شده یا در دست احداث مى باشند.
تعداد زیادى از شبکه هاى تلویزیون داخلى; چون تلویزیون ملى و طلوع و شمشاد و آریانا و… و همچنین تلویزیونهاى ایرانى و ماهواره در هرات قابل دریافت و استفاده مى باشند.
برق شهر که از سوى ایران و ترکمنستان، تأمین مى شود، تقریباً دایمى و ۲۴ ساعته مى باشد، بیشتر قسمتهایى از شهر آب لوله کشى توزیع گردیده است که واقعاً هرات را مى توان سمبل بازسازى نام برد. کارهاى زیادى صورت گرفته و همچنین کارها و پروژه هاى زیادى هم در حال انجام است. اما متأسفانه در سایر شهرها و مناطق کشور روند بازسازى بسیار کند و در مواردى زیادى چون مناطق مرکزى اصلاً وجود ندارد که بعداً به آنها اشاره خواهیم نمود.از هرات که بگذریم، دومین شهرى که توانسته است تا حدى چهره خود را شستشو دهد قندهار است که روزگارى مرکز تصمیم گیرى و حرکت سیاسى احمد خان ابدالى (دورانى) و محمود و اشرف افغان و در این اواخر مرکز اقتدار جنبش طالبان بود.
شهر تاریخى قندهار به لحاظ اهمیت تاریخى و سیاسى که دارد در طول چهار سال گذشته تغییرات زیادى در سیماى آن پدید آمده است.
هم اکنون قندهار، امکانات اولیّه یک شهر، نظیر برق دایمى، خیابانهاى اسفالت شده، رادیو و شفاخانه (بیمارستان) و خطوط حمل و نقل درون و برون شهرى و تلفن و موبایل و میدان هوایى (فرودگاه) و دهها مکتب (مدرسه) و گمرگ کالا و فضاى سبز و… را دارا مى باشد.
پایگاه مهم، نیروهاى خارجى براى هدایت عملیاتها علیه گروه طالبان نیز در این شهر قرار دارد.
قندهار هم به علت همسایگى با کویته پاکستان به طور نسبى تحت تأثیر فرهنگ آن سوى مرز قرار گرفته است.
مردم قندهار، تجربه ها و خاطرات تلخ از گذشته دارند، خرابیهاى دوران جنگ در گوشه و کنار شهر حکایت از آن دارند.
شهر قندهار که دیروز مرکز حکمروایى طالبان بود امروز به مرکز حملات کور دشمنان صلح و ثبات کشور، یعنى طالبان و القاعده تبدیل شده است، که هر از چند گاهى مردم عادى و بى دفاع آن شهر را به خاک و خون مى کشند.
در قندهار تغییرات چشمگیر و سریع بوده، جاده هاى داخل شهر نیز اسفالت گردیده و برق شهر به طور ۲۴ ساعته توزیع مى گردد. قندهار چهار سال قبل با امروز خیلى فرق نموده است.
سیماى پژمرده کابل
چهره کابل به عنوان مرکز سیاسى کشور، جایى که صدها انجو و مؤسسه در آن مستقر است، همچنان خاک آلود مى باشد.کابل با گذشت چهار سال و اندى هنوز همان پیراهن کهنه و پاره پاره خویش را بر تن دارد، فقر، مظلومیت و تبعیض از سیماى زخمى و چروکیده آن همچنان مى بارد و دفتر خاطرات آن پر از عکسها و قصّه هاى غم انگیز و چشمان اشک آلود مى باشد و غنچه هاى شادى و خنده بر سیماى پژمرده شهر کابل شکوفه نمى زند، زیرا که تا هنوز موج طوفان خشونت سینه دریایى امیدهاى مردم کابل را مى شکافد و گرد و غبار از چهره شهر کابل پاک نگردیده است.
کابل امروز به میدان نبرد جنگ نابرابر فقر و ثروت تبدیل شده است. ثروتهاى باد آورده اى که به یقین از سفره فقرا به سرقت رفته اند، وقتى که به صورت رنگ پریده و گونه هاى سوخته، کبود، لباسهاى ژولیده کودکان، یا به سیماى چین خورده و گونه هاى فرورفته مردان کابل نگاه کنیم به رویارویى فقر و ثروت پى مى بریم.
کابل و آلودگى هوا
به نظر مى رسد که کابل با جمعیت حدود ۵/۴ میلیون نفر یکى از آلوده ترین شهرهاى کشور باشد، که به ترتیب عوامل آن عبارت از روند کند بازسازى جاده ها، تردد روزانه حدود نیم میلیون دستگاه موتر(ماشین) که تعدادى آنها فرسوده و دودزا مى باشند، همچنین وجود کوره هاى آجر پزى در حومه شهر و استفاده از سوختهاى غیر فسیلى، چون چوب و لاستیک توسط برخى خانواده ها و حمّامهاى سطح شهر و بیشتر رودخانه کابل که به دلیل نبودن آب کافى و جارى به محل انباشت زباله ها، نشو و نمو انواع از حشرات و میکروبها تبدیل شده مى باشند، وجود جمعیت انبوه سوداگر یا دست فروشها و گاریها در معابر عمومى بر مشکلات و منظره هاى رقت انگیز شهر نیز افزوده است.
باید اذعان نمود که در شهر کابل به غیر از فعّالیت بخش خصوصى و تغییراتى که از این ناحیه به وجود آمده، تغییر قابل توجه و چشمگیرى دیگرى صورت نگرفته و گام مهمى در راستاى باز سازى این شهر برداشته نشده است.
یکى از مشکلات عمده جوانان و نوجوانان شهر کابل را نبود فضاى سبز، پارک، مرکز تفریحى و ورزشى تشکیل مى دهد و تنها استودیوم ورزشى شهر هم از وضعیت خوب و مناسبى برخوردار نمى باشد.
مشکل دیگرى که شهروندان کابل باآن گریبان گیر مى باشد، عدم برخورد جدى و منظم با پدیده تولید زباله ها، جمع آورى و انتقال به موقع آنها از سوى ارگانهاى مربوطه مى باشد، که به نظر مى رسد این پدیده معلول علتهایى، چون ضعف مدیریت، عدم همکارى مردم و نبود امکانات لازم باشد که در این مورد آن چه مهم به نظر مى رسد، توان مدیریتى و همکارى مردم بسیار ضرورى است که مى توان با فرهنگ سازى خوب از طریق رسانه هاى عمومى، و مساجد براى اطلاع رسانى حتّى برخورد قانونى با متخلّفان و برنامه ریزى دقیق بر مشکلات موجود غلبه کرد. در واقع ضعف مدیریت، عدم آشنایى با راه حل مشکلات، عدم دل سوزى، کم کارى، نبود انگیزه و موجودیت فساد ادارى و تبعیض از جمله بیماریها و کاستیهاى ادارات دولتى در کشور است که مانع تغییرات مثبت و سازنده مى شوند سرانجام انسان به این نتیجه مى رسد که بنا نیست در این کشور تحوّل مثبت و سازنده اى صورت گیرد.
حمل و نقل (ترانسپورتى) شهرى
یکى از تغییراتى که مى توان در سیماى شهر کابل مشاهده کرد بهبود نسبى وضعیت وسایل حمل و نقل عمومى شهرى، یعنى ملّى بس (شرکت واحد) مى باشد که با اهداى موترهاى (اتوبوس) درون شهرى از سوى کشورهایى، چون هندوستان، ایران و پاکستان وضعیت و سیستم حمل و نقل شهرى کابل و برخى شهرهاى دیگر بهبود یافته است که متأسّفانه در این زمینه هم کاستیهایى در نحوه مدیریت آن و روش استفاده و اجاره دادن آنها وجود دارد.
چهره جنگى کابل
انتظار همگانى از حضور نیروهاى ایساف و روند تشکیل اردو و پولیس ملّى این بود که امنیت در سراسر کشور از جمله کابل برقرار گردد. اما با پیچیده بودن حملات انتحارى رعب و وحشت عجیبى در میان مؤسّسات و سفارت خانه هاى خارجى از ناحیه حملات انتحارى پدید آمده است، لذا بخشهاى خارجى نشین شهر، نظیر وزیر اکبر خان و نقاط مهم آن با بتونهایى از سیمان و کیسه هاى خاک و شن احاطه و حفاظ بندى گردیده است که به صورت شهرى جنگى براى انسان تداعى مى شود به طورى که در مواردى حتى مانع حرکت عابران پیاده مى گردند.
کاهش متکدیان
یکى از معضلات اجتماعى در اکثر کشورها از جمله افغانستان و شهرهاى آن را وجود افراد متکدى (گداها) تشکیل مى دهند کابل جنگ زده نیز از این امر استثنا نیست.
در دوران، حاکمیت طالبان، تعدادى متکدیان این شهر به اوج خود رسیده بودند، زیرا طالبان با اعمال فشار بر مردم و مؤسّسات امداد آنها را وادار به ترک شهر کابل کرده بودند که در نتیجه آن بسیارى از خانواده هایى که تحت پوشش مؤسّسات امداد خارجیها بودند تنها درآمد خود را از دست دادند.
اما حالا وضعیت کمى فرق کرده است، حضور دهها مؤسّسه امداد و دستیابى تعدادى از خانواده هاى فقیر به کمکهاى آنها و استخدام تعدادى از زنان به ادارات دولتى و مؤسّسات امدادرسان تأثیر چشمگیر بر کاهش متکدیان داشته است که در سطح شهر کابل امروز متکدیان کمتر دیده مى شوند.
فقر و بیکارى
یکى از مشکلات موجود در افغانستان براى مردم یافتن کار و درآمد و براى دولت ایجاد کار و درآمد مى باشد. به دلایلى، چون ۳۰ سال جنگ، تخریب زیر ساختهاى اقتصادى، ادامه خشک سالیها، از همه مهمتر تغییر شرایط زندگى و افزایش سطح توقّعات و خواسته هاى مادى و معنوى مردم دولت به تنهایى توانایى ایجاد کار، اشتغال و پاسخ به مطالبات مردم را در شرایط فعلى ندارد.
دولت براى ایجاد کار تا کنون هیچ گونه برنامه اقتصادى را ارائه نکرده، افزون بر آن سیاست اقتصاد بازار آزاد دولت، بر مشکلات; چون گرانى، تورم، کاهش درآمدها و کار و کسب تولید کنندگان داخلى، حتى کشاورزى تأثیر داشته است، به طورى که افغانستان از نظر اقتصادى، وابستگى کامل به کشورهاى خارجى پیدا نموده است به طورى که به بازار خرید و مصرف کالاهاى درجه دوم و سوم خارجیها تبدیل شده است، حتّى سیب زمینى (کچالو)، پیاز، گندم، برنج، دام، طیور، گوجه، بادمجان و بسیارى از میوه جات از کشورهاى هم جوار ایران، پاکستان و پیراهن و تنبان، نسوار (ناس) افغانى در بسته هاى مخصوص از کشور چین وارد مى گردند.
متأسفانه فقر و بیکارى همچنان، مثل گذشته در سراسر کشور بیداد مى کند، از طرفى هنوز سرمایه داران بزرگ به دلایل امنیتى حاضر به سرمایه گذارى و انتقال ثروت خود از خارج به داخل کشور نیستند.
افزایش جمعیت و سطح پایین دانش، علم، مهارتهاى فنى و حرفه اى (مسلکى) و تخصّص کارگران در گسترش سطح بیکارى نیز نقش دارد که باید گفت: ما داراى یک جامعه بزرگ از کارگران ساده و فاقد مهارتهاى لازم فنى و حرفه اى مى باشیم.
از طرفى هم نسل جدید از کارگران ساده ما تن به کارهاى کشاورزى و دام و طیور در داخل کشور نمى دهند و حاضر نیستند که به کارهاى کشاورزى بپردازند.
تداوم مهاجرت
در طول، سالهاى گذشته، پدیده مهاجرت افغانها به خارج از کشور معلول علّتهایى; چون جنگ و ناامنى، فقر و بیکارى بود که با توقف کوتاه مدت آن اینک دوباره از سر گرفته شده است.
مهاجرینى که از کشورهاى همسایه به وطن بازگشته بودند امروز دوباره به دلایل فقر، بیکارى، جنگ و قطع امیدها مجبور به ترک وطن مى شوند،لذا مهاجرت مردم، چون گذشته ادامه دارد.
وجود تبعیض
وجود تبعیض و تعصب در گذشته در افغانستان همواره یکى از مشکلات عمده اجتماعى بوده است که با رنجهاى بى شمارى چون تحقیر و زخم زبان و تعدى به حقوق دیگران همراه بوده است.
تعصبات و زخم زبانها در میان مردم عادى در ظاهر کاهش چشمگیرى داشته است، ولى در دستگاه دولت و ادارات مربوط به آن وجود داشته و به طور ماهرانه و مرموز آن اعمال مى گردد. که ما به ترتیب نمونه هایى از آن را یادآور مى شویم.
یکى از موارد اعمال تبعیض در روند بازسازى کشور است، که روند بازسازى عمدتاً در مناطق غرب، جنوب، شرق کشور که همواره گهواره و پرورشگاه شورشیان و طالب مى باشند متمرکز شده است. مناطقى که دولت و نیروهاى خارجى پل، جاده، مدرسه، شفاخانه و کلینیک، پارک و… مى سازند، اما طالبان و مردم هوادار آنها آن را تخریب کرده و یا به آتش مى کشند، همچنین با بمب گذاریها و حملات انتحارى مردم بى گناه، معلّمین، کارکنان دولت و امداد را به خاک و خون مى کشند. در حالى که مناطق هزارجات و شمال کشور از نقاط امن و آماده براى بازسازى مى باشد، اما از روند بازسازى و عمرانى در آن خبرى نیست؟! آیا این تبعیض نیست؟!
نمونه دیگر از تبعیض تأخیر در بازسازى جاده هاى بامیان کابل، بامیان و هرات مى باشد.
توزیع ناعادلانه برق کابل نمونه دیگر از تبعیض مى باشد. مناطق دشت برچى و افشار در غرب کابل از نقاط هزاره نشین است که با گذشت چهار سال هنوز از نعمت برق و آب سالم و بهداشتى و برخى مزایاى دیگر محروم مى باشند.
در حالى که پایه هاى برق منطقه پغمان که اغلب پشتون و تاجیک نشین و به مراتب دورتر از افشار و دشت برچى مى باشد از منطقه افشار مى گذرد؟!
اعمال تبعیض در نحوه فعالیت وزارت انکشاف دهات که تحت عنوان برنامه همبستگى ملّى صورت مى گیرد نمونه دیگر آن است. که برنامه همبستگى ملّى اغلب در مناطق به غیر از هزارجات به طور مرتب پیاده و اجرا مى گردد، اما در مناطق هزارجات از آن خبرى نیست. آیا اینها همه داراى رنگ و بوى تبعیض در دستگاهها و ادارات دولتى نیست؟!
برخورد با محصّلین هزاره چه در داخل و یا خارج کشور و حتّى مرزهاى ورودى کشور چون اسلام قلعه هرات با دارندگان گذرنامه تحصیلى و نحوه استخدام آنها در ادارات دولتى و سفارت خانه هاى افغانستان در خارج کشور و توزیع بورسهاى تحصیلى و… همه نمونه هایى از اعمال تبعیض در افغانستان مى باشد.
دولت مرکزى در واقع با برخوردها و سیاستهاى تبعیض آمیز برتر از گذشته چون سدى محکم از روند بازسازى در مناطق هزارجات که براى اجرایى آن کاملاً مهیا و آماده مى باشد جلوگیرى مى کنند. در حالى که در مناطق پرخطرى چون جنوب و شرق بازسازى جریان دارد. طالبان تخریب و دولت تعمیر و آباد مى کند؟!
تحرکات جدید طالبان (تشدید جنگلها)
یکى از آرزوهاى دیرینه افغانها همواره برقرارى آرامش و قطع ریشه تروریزم و جنگ و خشونت در کشور مى باشد، لذا یکى از دغدغه هاى اصلى مردم را بقایاى گروه طالبان و القاعده تشکیل مى دهد که در این اواخر به ویژه در روزهایى که نگارنده در افغانستان بود حملات و طالبان افزایش یافته و مناطق از ولایات ارزگان، هلمند، زابل، قندهار که بستر پرورش و خیزش افکار و اندیشه هاى طالبان است شاهد تشدید فعالیت و تحرکات نظامى آنها بودند که باعث نگرانى افکار عمومى گردید که اینک ما به بررسى عوامل این تحرکات مى پردازیم.
فراموش شدن طالبان
بعد از سرنگونى رژیم طالبان و روى کارآمدن نظام جدید یعنى دولتهاى موقت، انتقالى و انتخابى، طالبان به عنوان یک خطر سیاسى و نظامى که داراى یک ایدئولوژى خاص بود فراموش گردید، در واقع توجهات بیشتر متوجه گروههاى مسلح مجاهدین و ملیشه هاى سابق گردید. تبلیغات علیه آنها به عنوان جنگ سالار و خلع سلاح آنها در اولویت کارى دولت و نیروهاى ائتلاف قرار گرفت، طالبان از این فرصت براى تجدید قوا استفاده کردند و برخورد جدى و پروسه نابودى کامل یا دستگیرى رهبران مؤثر طالبان و القاعده از دستور کار و برنامه نظام سیاسى جدید و همکاران بین المللى آن کنار گذاشته شد و طالبان را به جاى تعقیب کوه به کوه به حال خودشان رها کردند.
آزادى اسیران جنگى طالبان
همه مى دانند که در جریان جنگهاى، نیروهاى ائتلاف بین المللى به سرکردگى آمریکا و گروههاى مقاومت با گروههاى طالبان و القاعده تعداد زیادى از نیروهایى طالبان و القاعده دستگیر گردیدند به ویژه نیروهایى که در خطوط اول جبهه و جنگ قرار داشتند، اما در جریان معاملاتى سیاسى که در ایام انتخابات ریاست جمهورى با سران قبایل جنوب و شرق کشور و خانواده هاى اسیران صورت گرفت این افراد خطرناک بدون هیچ گونه محاکمه و تضمینى آزاد گردیدند در حالى که اکثر این افراد از خطوط اول جنگ و مسلح دستگیره شده و کسانى بودند که دست شان به خون مردم آلوده و از ناقضین حقوق بشر بودند، که تمامى آن افراد خطرناک، امروز دوباره مسلح شده و جنگ و خشونت را دوباره شروع کردند.
سیاست آشتى ملى دولت
سیاست آشتى و نرمش دولت و همکاران بین المللى آن با طالبان از دیگر عوامل گسترش فعالیت طالبان مى باشد; زیرا همانطورى که سیاست آشتى ملى در زمان حکومت کمونیستها و نجیب اللّه از سوى مخالفان آن نشانه ضعف دولت تلقى شد امروز هم از سوى طالبان این سیاست نشانه ضعف دولت و همکاران بین المللى آن در سرکوب طالبان و برقرارى امنیت و صلح تلقى مى شود. و طالبان از این سیاست توانسته اند در جهت تقویت روحیه افراد خویش کمک بگیرند و حتى به عنوان یک تاکتیک از آن استفاده مى کنند; زیرا وقتى طالبان به طور مسلح دستگیر مى شوند بدون کدام محاکمه تضمین دوباره، آزاد مى گردند، عوامل دیگرى نظیر برخورد دوگانه جامعه جهانى با قضایاى تروریزم و روند کند تشکیل نیروهاى امنیتى، چون پولیس و اردوى ملى، سیاست آشتى ملى دولت و از دست دادن فرصتها و زمانها توسط دولت، آزادى بیش از حد مطبوعات، ضعف تبلیغاتى دولت همه از عوامل تشدید تحرکات طالبان مى باشند، جاى بسى تعجب است که طالبان هر روز با خشونت تمام مردم بى گناه آن سرزمین را اعم از معلم، افراد عادى، کارمند و امنیتى را در گوشه و کنار کشور مى کشند، اما دولت با سیاست آشتى جویانه خود در مقابل آنها همواره از نرمش و انعطاف و گذشت کار مى گیرد.
گرچه روند تحولات جدید و محصول آن، یعنى دولتهاى موقت، انتقالى و انتخابى در اوایل از حمایتهاى وسیع مردمى برخوردار بودند، اما ناکامیهاى دولت و جامعه جهانى در مورد تحقق وعده هایشان باعث یأس و ناامیدى مردم گردیده است که بخشى از مردم در عین حالى که از طالبان ناراضى بوده و دل خوشى از آنها ندارند، ولى حالا بى تفاوتى را اختیار کرده و نسبت به مسایل مهم کشور بى تفاوت هستند که این کار باعث تشدید تحرکات طالبان شده است.
انتظارات مردم
به طور خلاصه باید اذعان نمود که مردم افغانستان از جنگ و مهاجرت طولانى مدت خسته شده و انتظار نجات از وضع موجود را مى کشیدند، اما با دخالت جامعه جهانى نسبت به آینده کشورشان امیدوار گردیدند، ولى متأسفانه به علل مختلف از جمله، حجم مشکلات و رسوبات به جا مانده از گذشته به انتظارات مردم از جمله، برقرارى امنیت مطمئن، تخریب کامل آشیانه هاى تروریزم و قطع ریشه فتنه پاسخ داده نشده است لذا مردم باز هم مثل گذشته نسبت به آینده به دیده شک، بیم و امید نگاه مى کنند و نمى دانند که در آینده چه سرنوشت منتظرشان خواهد بود.
حجم بالاى بیکارى، وجود فقر، ناامنى و جنگ گریز طالبان، رشوه و فساد ادارى، ادامه خشک سالیها واقعاً مردم را خسته و ناامید کرده است و اکثر مردم نسبت به آینده خود مطمئن نیستند، حتى بسیارى از افراد و خانواده ها که با اشک شوق به وطن بازگشته بودند، اینک دوباره ترک وطن مى کنند که نگارنده خود شاهد چنین وضعیت در مرز بولدک چمن بوده است که خانواده هایى را دیدم و پرسیدم که مى گفتند: مى خواهند دوباره به پاکستان برگردند، دلیل شان هم روشن بود که همانا سردرگمى و پریشان خاطرى نسبت به آینده مى باشد.
به طور کلى مردم افغانستان امنیت، کار، عدالت اجتماعى، خلع سلاح، احترام به ارزشها، رفاه اقتصادى، بازسازى، بهداشت، مدرسه، راه و جاده، آب و برق، درمانگاه و شفاخانه، نظام ادارى سالم مى خواهند که دولت بعد از طالبان تاکنون از تأمین آنها همچنان عاجز است.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.