افزونه جلالی را نصب کنید. Tuesday, 28 June , 2022 تعداد کل نوشته ها : 682×

besharat news

زندگی نامه شهید حاج جان محمد ترکمنى
16 آبان 1400 - 15:45
شناسه : 1764
بازدید 24
1
زندگی نامه شهيد حاج جان محمد تركمنى زندگی نامه شهيد حاج جان محمد تركمنى
پ
پ

شهید حاج جان محمّد در سال ۱۳۳۶ هجرى ـ شمسى در یک خانواده متدیّن و مذهبى در ولایت پروان در درّه ترکمن قریه دهن خاکریز چشم به جهان گشود و پا به عرصه گیتى نهاد، در خانواده اى که صفا و صمیمیّت ارکان اصلى آن بود و معنویّت و ایمان سرلوحه اعمالشان. وى دوران کودکى را در دامان پرمهر عطوفت پدر و مادر متدیّن پشت سرگذاشت.
از همان اوایل کودکى پدر ایشان سعى در تعلیم و تربیت صحیح ایشان داشت. و علاقه فراوان خانواده به تحصیل فرزند وى را بر آن داشت که نزد ملاى محلّ بفرستد تا به فراگیرى کلام الهى و سواد فارسى بپردازد.
او دوران کودکى را با شادى کودکانه، بدون دغدغه خاطر پشت سرگذاشت و سواد خواندن و نوشتن را آموخت و با قدم نهادن در سنین جوانى با مشکلات جامعه آشنا شد، عقب ماندگى ملت را درک نمود، فشار و تبعیض موجود را لمس کرد و لذا دیگر بى تفاوت نبود و فقر اقتصادى خانواده و جامعه، آزارش مى داد، به همین سبب براى کمک به پدر و خانواده، مشغول به کسب و کار مى شود و بعد از چند سال کشاورزى به طرف کابل پایتخت کشور مهاجرت مى کند و در آنجا به کار مى پردازد، همواره در تلاش و تکاپو بود تا وضع کنونیشان را بهبود بخشد، تا اینکه کودتاى ننگین و خونین ۷ ثور صورت گرفت و کمونیستها در پى برچیدن بساط اسلام از افغانستان افتادند و سپس ارتش متجاوز شوروى سابق مستقیماً وارد خاک افغانستان مى شود. تجاوز روسها به کشور دید وى را نسبت به زندگى و اضاع جامعه تغییر مى دهد و راه سنگر و مبارزه و جهاد را بر مى گزیند و تصمیم مى گیرد تا سقوط رژیم کمونیستى و برقرارى نظام اسلامى دست از ستیز نکشد.
او بار دیگر به ترکمن محلّ تولّد خویش مى گردد. و به صفوف برادران مجاهد خویش پیوسته و ایفاى وظیفه مى نماید، در کنار برادرانش مردانه مى جنگد همانطورکه در میدان زندگى قهرمانانه جنگید لیاقت و شجاعت خویش را در میدان جهاد حق علیه باطل به اثبات مى رساند. پس از چندین سال جهاد و مبارزه ـ از آنجاییکه لیاقت و شجاعت ایشان بر همگان آشکار مى شود ـ به سمت معاونت یکى از قومندانهاى ارشد مى رسد. در پست جدید خویش وى احساس مسؤولیت بیشترى مى نماید و همواره در پى خدمت به مردم رنج کشیده خویش و ضربه وارد نمودن بر پیکره ارتش تا دندان مسلح روس بود، و موفق گردید که در طى مبارزه مسلحانه ضربات شکننده بر اشغالگران وارد سازد، که بر اثر آن رشادتها و حماسه آفرینى ها بود که ارتش سرخ شکست خورد…
رمز موفقّیت آنان در این بود که هرچند در مقابل دشمن از نظر نیرو و تجهیزات قابل مقایسه نبودند لکن هر مبارز و مجاهد افغانستانى در هرگوشه از خاک میهن که بودند هدف و نهایت آرزویشان فقط و فقط جهاد و به زانو درآوردن دشمن و ایجاد حکومت اسلامى خلاصه مى شد نه قدرت و مقام. و شهید جان محمّد نیز با این هدف سالها مبارزه کرد. نتیجه زحمات و جانفشانیهاى این عزیزان شکست مفتضحانه ارتش کمونیستى شوروى سابق شد و آنان با ذلّت و خوارى کشور افغانستان را ترک کردند.
پس از سالها جهاد و مبارزه فشار اقتصادى، چه بر خانواده اش و چه بر سنگرها، طاقتش را طاق نمود، و به این فکر افتاد که براى مدتى به بهبود وضع زندگى خانواده و رونق وضع مالى مجاهدین بپردازد، که براى سامان بخشیدن به اوضاع اقتصادى عازم پاکستان مى شود و از آنجا به کویت سفر مى کند و در آنجا دست به فعالیت اقتصادى مى زند با پشتکار مداوم تلاش مى کند ولى در آنجا هم مردم و برادرانش را فراموش نمى کند بین برادران مهاجر مقیم آنجا مى رود و آنها را تشویق به کمک و مساعدت مالى نسبت به برادران مجاهد مى کند و براى ایشان پول و البسه جمع آورى و کمکها را به افغانستان ارسال مى کند. شب و روز در فکر مردم و برادران مجاهد بود و فکر محرومیت آنان لحظه وى را آرام نمى گذاشت. وى که علاقه زیاد به مشرف شدن به بیت الله الحرام و زیارت عتبات مقدّسه داشت موفق گردید که از کویت به مکه، کربلا و نجف مشرف شود و دوباره به وطن بازگردد و راه مبارزه و جهاد را در پیش گیرد و به نبرد ادامه داد، تا رژیم مارکسیستى سقوط نمود.
شهید حاجى جان محمّد از اوّلین کسانى بود که در پایتخت حضور یافت و به همراه برادرانش جاهایى را که براى دولت نقش اساسى و کلیدى داشت تصرف کرد، تا اینکه از طرف حزب اتحاد بر ضد حزب وحدت اسلامى جنگ تحمیل شد و ایشان آنچنان رشادت و شجاعتى از خود نشان داد و چنان جواب دندان شکنى به متعرّضان گفت که آنها انگشت حیرت به دندان مى گذاردند، و یکبار دیگر شجاعت و پایمردى این شهید قهرمان به همگان ثابت مى شود و به این دلیل قومندان یکى از پایگاههاى مهم منصوب مى گردد.
شهید حاجى جان محمّد بارها در جنگ زخمى شد و لکن هربار پس از بهبودى، قاطعانه تر از قبل به مبارزه و جهاد ادامه داد، تا اینکه در حوت (اسفند) سال ۱۳۷۳ در اثر خیانت خیانتکاران و تهاجم گسترده هوایى و زمینى شوراى نظار همراه با مزدوران زرخریدش به غرب کابل و سپس حمله وحشیانه طالبان بر مناطق شیعه نشین غرب کابل، معاویه صفتان از خدا بى خبر، ایشان را همراه با رهبر شهید، استاد عبدالعلى مزارى(رحمه الله) و دیگر یارانش دستگیر مى کنند، در مدت اسارت که چندان هم طولانى نبود، شکنجه و آزار و توهین را تحمّل مى کند. و آن مسلمان نماهاى یزیدى مسلک نیز از هیچگونه آزار واذیت و توهین نسبت به ایشان خوددارى نمى کنند تا اینکه پس از مدت کوتاهى وى را به همراه دیگر همرزمانش به طرز فجیعى به شهادت مى رسـانند.
و بدین صورت زندگى پربار یکى دیگر از مجاهدین قهرمان و دلسوز و متعهّد به پایان رسید و دوستداران خود را به سوگ نشاند، شهیدى که تا لحظه شهادت با محرومیت و مظلومیت مردم خویش همنشین بود و همواره براى بهبودى اوضاع آشفته کشور سعى داشت.
شهیدى که آرزویش شهادت بود و تنها خواستش وحدت و برقرارى حکومت بر حق اسلام راستین بود.
شهیدى که از محرومیت مردم رنج مى برد وآشفتگى کشور آشفته اش مى ساخت، شهیدى که همه چیز را براى ملّت خود مى خواست حتى خود را نه براى خود بلکه براى مردم مى خواست و شهیدى که همگام با «رهبر شهید، مزارى بزرگ و قهرمان» حرکت کرده از مردم خویش در سخت ترین شرایط جدا نشد و هرآنچه را که داشت در راه هدف وقف کرد و در نهایت جانش را در راه خدمت به مردم مظلوم خویش فداکرد.
روحش شاد، یادش گرامى و راهش پررهرو باد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.