
ب باز هم تاریخ تکرار شد، تکرار یک حادثه وتراژدى تأسف بار که امواج غم انگیز رنجها و مصائب سوزناک و دلخراشى را در بستر خون آلود کشور ما جارى ساخت، و پیکره رنجور و مجروح این قبیله مظلوم را بار دیگر در شط خون کشید، و زخم تازه اى بر آن افزوده نمود، زخمى که هرگز با مرهم زمان، التیام نخواهد یافت، و همچنان خونین و شکوفا، در بلندگاه تاریخ یک ملت و امت باقى خواهد ماند، و خونى گرم و گلرنگ در روح تاریخ و بستر انقلاب و عروق نسلها تزریق خواهد کرد.
فلسفه حیات و کمال یک انقلاب خون و شهادت، قربانى و ایثار است، تا از امواج توفنده و مرگزا و از انبوه تلاطمها و عصیانهاى خشماگین بگذرد و به ساحل مقصود و جایگاه امن و سلامت نائل آمده و آخرین ثمرات و بهره هاى خویش را در راه امنیت و سعادت، وهم چنین در جهت ترقى و پیشرفت یک جامعه قرار دهد.
انقلابیکه با پشتوانه ایدئولوژى و انگیزه ایمانى و اعتقادى، از سرزمین مسلمان افغانستان شعله کشید و همچنان ادامه دارد، با خون سرخ پاکترین رادمردان سلحشور، و مجاهدان پاکباز سرزمین خونبار وطن ما شکل و رنگ گرفته است، تا انوار پر فروغ آن، ظلمتها و تاریکیهاى جهل، تعصب، خودکامگى و برترى جوئى هاى ظالمانه را محو نموده، و مالکیت اخوت و بردارى، عدالت اجتماعى و سیاسى را به جاى آن معمول نماید.
مردم انقلابى تشیّع که پرورده اندیشه سرخ عاشورا و راهپوى مسلک حماسه و ایثار حسینى است، پیشگام تر از همه در عرصه هاى خونین انقلاب و جهاد گرم مسلحانه حضور یافته و از سرمایه جان و جانان خود در این راه مایه گذاشته، و چهارده سال تمام، کوله بار جهاد و پیکار و رزم سخت و بى امان را با نیروهاى مجهز و خونخوار ابرقدرت شرق آن روز مردانه و شجاعانه بدوش کشید، و با تسخیر آخرین سنگرهاى دشمن متجاوز، فاتحانه وارد پایتخت کشور، یعنى کابل گردیدند، و براى استقراریک حکومت صالح و اسلامى همراه با اکثریّت ملیّت ها و احزاب جهادى، پرچم سبز جهاد و انقلاب را زنده و سربلند نگهداشتند، عزّت و شوکت تشیّع را، با مقاومت، و نبرد شرافتمندانه و ایثار و فداکارى شهادت طلبانه، در سینه ابدیّت تاریخ به ثبت رساندند.
یکى از این سرخ جامگان مجاهد، برادر شهید حجه الاسلام «اخلاصى» است که همه سنگرهاى نظامى و سیاسى و همه دشت و برزن وطن، هنوز خالصانه و بى ریائى او را در طول چهارده سال انقلاب بویژه سنگر بزرگ کابل در خاطره خویش دارد، تا جائیکه پیکر خونین او را همراه با پیکر پیشواى شهیدش «استادعبدالعلى مزارى» در آغوش کشید که هم اینک این کاروان خونین بر دوش یک ملت داغدار و بیدار، آخرین نظرهاى و داع را از تمامى سرزمین هزارستان بر گرفته و خط شهادت و ایثار را یکبار دیگر در این سرزمین و اندیشه نسلهاى آن سامان ترسیم مى نمایند.
شهید حجه الاسلام خادم حسین اخلاصى فرزند سرور على در سال ۱۳۳۵ هـ . ش در منطقه چوب بوسعید، از ولسوالى جاغورى مربوط ولایت غزنى در یک خانواده متدین و مذهبى دیده بجهان گشود، دوران طفولیت و کودکى را در آغوش گرم و پرعاطفه پدر و مادر، با تربیت سالم سپرى کرد. مسائل دینى و اسلامى و فرائض مذهبى را نزد والدین خود آموخت، جهت فراگیرى علوم ابتدائى نزد ملاى مکتب همان منطقه مشغول تحصیل گردید، او با تلاش و جدیّت بسیار درس مى خواند و از هوش فوق العاده خدادادى نیز برخوردار بود که بزودترین وقت توانست کتابهاى ابتدائى را تمام نماید. سپس براى کسب علوم عالیه دینى وارد مدرسه مهاجرین بوسعید مى شود.
روحانى شهید ما بخاطر علاقه زیادى که به فراگیرى درس و علوم دینى داشت در این زمینه همیشه موفق بود، بطوریکه بروایت همگان و هم دوره هایش، از طلبه هاى ممتاز و فاضل مدرسه بحساب مى آمد و در اندک زمان در همین مدرسه به کتابهاى فقهى ارتقا یافت.
شهید همیشه جاوید، براى تکمیل دروسش در سال ۱۳۵۵ راهى شهر کابل شد و در مدرسه «شیخ محمد امین افشار» مشغول تحصیل و کسب علم گردید، این دوره در زندگى ایشان از اهمیت ویژه برخوردار است، با جرأت مى توان گفت که دوره شکوفایى و رشد استعداد سرشار آن شهید بزرگوار بود، در این دوره فعالیتهاى سیاسى جریانها و گروهها، ابعاد وسیع یافته و عناصر انقلابى مسلمان فعّالانه دست به کار شده بودند در این شرائط وى از جمله مبارزینى بود که دست به فعالیتهاى سیاسى زد و روحیه مبارزه و پیکار با مظالم اجتماعى در این دوره در اندیشه او شکل گرفت و با این اندیشه انقلابى وارد فعالیتهاى اجتماعى گردید تا با بیان رسا و شیوا، مردم محروم خویش را به مسؤولیتهاى سیاسى و اجتماعى شان آشنا نماید تا زمینه یک انفجار اجتماعى بوجود آمده و دوران سیاهى و تباهى به پایان برسد.
وقوع کودتاى ننگین مارکسیستى مسؤولیت هاى شهید اخلاصى را سنگین تر نمود و از او یک چهره فداکار جهادى و مبارزاتى ساخت و صحنه هاى گرم جهاد و پیکار، با نفس هاى گرم و آتشین او داغ و داغتر مى شد. و مجاهد مردان سنگر نشین از شجاعت و شهامت و از فکر و اندیشه او راه مبارزه و پیکار خویش را بازیافته و هدفدار و مؤمن در راه مبارزه خود دلگرم و عاشقانه ادامه مى دادند.
در شرائط که آتش خشم ملت از هر طرف زبانه مى کشید، و موج سهمگین انقلاب به تلاطم درآمده بود شهید اخلاصى براى آزادى وطن و نجات ملت، هم خیز با مردم جنگ آشنا در سنگرها و کوهها، جهاد مقدس مسلحانه را علیه دشمن آغاز نمود.
مجاهد خستگى ناپذیر در طول چهارده سال جهاد اسلامى با نشان دادن شایستگى و کارآئى بسیار ارزنده به مقامهاى بالاى سیاسى نظامى در تشکیلات «سازمان نصر» منحله افغانستان ایفاى مسؤولیت مى کرد، و فعالانه براى خدمت به مردم، شب و روز در تلاش بود فعالیت هاى نظامى او شرکت در عملیاتهاى ضد روسى در غزنى و قره باغ ولومان جاغورى و بسیج نیرو براى اعزام به کابل و هم چنین فعالیت در پایگاه شهید مظفرى و شهید رضائى و سمت مسؤولیت در پایگاه شهید احمدزاده را نیز بعهده داشت.
n فعالیتهاى فرهنگى :
ارشاد و راهنماى جامعه، و رونق بخشیدن به مدارس، بسیج نیروهاى فکرى جوانان و نوجوانان براى تعالى و رشد فرهنگ ملى و مذهبى.
n فعالیتهاى سیاسى :
نقش فعال در تصمیم گیرى هاى سیاسى منطقوى : از قبیل کیفیت مبارزه با عوامل دولت دست نشانده روس، امنیت منطقه و مهارکردن جنگهاى خانمانسوز داخلى، مأموریت بعنوان ریاست هیأت صلح براى خاموش کردن جنگ داخلى در جاغورى و موفقیت او در این زمینه.
n ویژگیهاى اخلاقى:
از خصوصیات اخلاقى شهید اخلاصى مى توان، صداقت، امانت دارى، اخلاص، شجاعت، مقاومت، تلاش و ساده زیستى را نام برد، او واقعاً الگو بود. الگوى پاکى و ایثارگرى و عصاره تعهد و تقوا بود.
شهید اخلاصى این مرد روحانى دلسوز، پیروزى مردم خویش را در سایه وحدت و همدلى مى دانست و درگرما گرم جهاد، مردم و گروههاى جهادى را بر این امر حیاتى توجه مى داد، و خود این حقیقت را در گفتار و رفتار خویش به نمایش گذاشت، او ضرورت آن را با تمام وجودش لمس مى نمود و از اوجب واجبات مى دانست و در این راه زحمتهاى بسیار کشید تا اینکه مسؤولین احزاب جهادى این حقیقت را بطور عملى اقدام کردند و اختلافات داخلى را کنار گذاشته و حزب وحدت اسلامى را پایه گذارى نمودند.
وقتى که کنگره حزب وحدت اسلامى در بامیان برگزار گردید ایشان ابتدا بسمت معاونت کمیسیون اطلاعات انتخاب و سپس بعنوان عضو شوراى مرکزى حزب انتخاب گردید زمانیکه شوراى مرکزى حزب وحدت اسلامى به کابل انتقال یافت او در پوشش هیأت صلح در کابل از طرف حزب وحدت اسلامى کار مى کرد و آرمان مقدس رهبرش استاد مزارى شهید و مردم مظلوم تشیع را در جلسات مطرح مى کرد.
شهید بزرگوار اخلاصى همیشه در کنار «رهبر شهید» بود، دوشادوش او و مجاهدمردان جان برکف از حیثیت و آرمان شیعه دفاع مى کرد، کمتر موفق مى شد که بخانه و زادگاهش برگردد، تا جاى که توفیق نیافت تا مرگ پدر و مادر و همسرش، و همچنین شهادت پسر برادرش را دریابد.
قدرت و عظمت شیعیان در کابل، انحصار طالبان غدّار را دچار تشویش کرد شخصیت هاى مهم و دلسوز شیعه خار چشم براى آنها گردید، توطئه ها و دسیسه هاى همه جانبه از سوى استکبار جهانى و ایادى داخلى آنها، براى تضعیف شیعیان در کابل شروع شد. دشمن نتوانسته ما را شکست دهد اما همیشه موفق شده که ضربت را افراد خودى و خائنین به مردم بر پیکر همیشه مظلوم شیعه وارد سازد، لذا انسانهاى ضعیف النفس را در برابر این مردم تجهیز و آماده ساخت تا اینکه رو در روى مردم خویش قرار گرفت.
درگیرودار همه این توطئه ها، شهید اخلاصى در کنار شهید استاد مزارى(رحمه الله) فعالیت مى کرد و هیچگاه او را تنها نگذاشت و تا مرز شهادت با رهبر عزیزش به دست پست ترین افراد، موسوم به گروه طالبان پیش رفت.
امّا بدخواهان و خائنین باید بدانند که بشهادت رساندن شخصیت هاى انقلابى، و پرپر نمودن گلهاى باغستان سرخ تشیع، مردم مقاوم و قهرمان ما را نمى توانند به تسلیم و ذلت بکشانند، و خون مطهّر اسوه مقاومت و قافله سالار، شهید مزارى و همراهان وفادارش سرانجام کاخ ستم آباد مسعود، سیاف و بنیاد گروه نفاق پیشه موسوم به طالبان را ویران خواهد ساخت.
و ما به تو اى شهید قهرمان تعهد مى بندیم که راه تان را ادامه داده و نخواهیم گذاشت که دشمنان و خائنین به مردم مظلوم شیعه، آرمان مقدس تان را کم رنگ کنند، فرزندان اصیل انقلابى تشیّع ادامه دهندگان هدف و آرمان تان مى باشند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.




ثبت دیدگاه