افزونه جلالی را نصب کنید. Tuesday, 28 June , 2022 تعداد کل نوشته ها : 682×

besharat news

زندگی نامه شهید عباس جعفرى لومانى
16 آبان 1400 - 15:42
شناسه : 1762
بازدید 23
1
زندگی نامه شهيد عباس جعفرى لومانى زندگی نامه شهيد عباس جعفرى لومانى
پ
پ
شهید مزارى همه ویژگیهاى اعجاب انگیز و کم نظیر را در خود جمع کرده بود، و در عرصه جهاد و دفاع از کشور، و در دوران پس از پیروزى و سالهاى مقاومت در غرب کابل تمام برجستگیهاى یک انسان پیشتاز و وارسته یکى پس از دیگرى در او تجلى مى کرد.
تاریخ سیاسى و مبارزاتى افغانستان افرادى همانند شهید مزارى را کمتر سراغ دارد; او مردى بود شجاع، با صلابت، داراى عزّت نفس و اراده قوى، نیرومند و تحول آفرین، نستوه و بردبار، فداکار، قانع و بى آلایش، پرکار، باریک بین و مدبر بود که به مردمش عشق مىورزید، و از منافع و مصالح مردمش پاسدارى مى کرد، به همین جهت توانسته بود دژ محکمى از اعتماد و حمایت مردم چه در دوران دفاع و مقاومت و چه در مرحله بعد از شهادت به وجود بیاورد. وفادارى و حمایتهاى بى دریغ مردمى در دوران جهاد و مقاومت، حضور تاریخى مردم در مراسم تشییع و برپایى صدها محافل بى نظیر در سوگ آن شهید، شاهدى گویا بر این گفته است.
براى شناخت شهید مزارى نیز باید چهره سیاه طالبان را شناخت، طالبانى که با تیر قساوت نخستین بار مزارى و یارانش را نشانه گرفتند، و پس از شهادت او حتى مرقدش را در مزار هم تحمل نتوانستند و وحشیانه مزار او را با خاک یکسان کردند.
براى شناخت مزارى باید طالبان را شناخت، همانهایى که مردم افغانستان را قتل عام و غارت کردند، و آشکارا حقوق بشر و مقررات بین المللى را در طول حاکمیت جابرانه خویش نقض کردند، و در فرجام به عنوان سردمدار تروریسم در جهان ظاهر شدند و جامعه جهانى را به ستوه آوردند. همین است که تعرف الاشیاء بازدادها.
آنچه که به شهید مزارى ویژگیهاى شگفت انگیز بخشیده است بى گمان اهداف و آرمانهاى آن شهید والامقام است.
اهداف و آرمانهاى شهید مزارى برخواسته از باور، ایمان و جهان بینى او بود. اهداف و آرمانهاى او همان آرمانهاى دیرینه اى مردم پابرهنه و شلاق خورده ما بود که در طول تاریخ زیر ضربات شلاق تبعیض و ستم قرار داشتند.
و بجاست که به بهانه نهمین سالروز شهادت آن رهبر فقید آرمانها و اهداف بزرگ او را یکبار به «بازخوانى» گیریم تا هرچه بیشتر نسلهاى آینده کشور ما با اهداف و آرمانهاى او آشنایى پیدا کنند. در این مختصر سعى شده است تا به بخشى از اهداف و آرمانهاى آن رهبر فقید، به طور گذرا اشاره گردد.
۱ ـ حکومت اسلامى
حکومت اسلامى یکى از اهداف و آرمانهاى سترگ رهبر مقاوم، شهید عبدالعلى مزارى بود. او پس از پیروزى مجاهدان بر اردوى تا به دندان مسلح شوروى سابق، و شکست کامل آخرین بقایاى رژیم انحطاطى کمونیستى، امیدوار بود که حکومت «عدل اسلامى» توسط مجاهدان تشکیل شود و در پر تو «نظام اسلامى» حقوق ملیتهاى محروم تأمین گردد، و با رویکرد مجاهدین به نظام و ساختار دینى، تمام رنجها و مشقتهاى جانکاهى که مردم در طول مقاومت دیده بودند پایان یابد و دوران ستم و حق کشیها به پایان برسد. رهبر شهید قبل از پیروزى و بعد از پیروزى بارها در گفتارها، سخنرانیها و مصاحبه هاى خود به آن اشاره و تأکید نموده است که به عنوان نمونه به پاره اى از آنها اشاره مى گردد:
شهید مزارى در تاریخ ۶/۲/۱۳۷۲ در مصاحبه با خبرنگار جمهورى اسلامى ایران مى گوید: «ارزیابى ما از مسأله این است که این رنج و مشقتى را که مردم در طول ۱۴ سال کشیده بودند امروز خاتمه پیدا کرد… ما براى مردم خود پیام مى دهیم که مطمئن باشند، امنیت شان اعم از مالى و جانى تأمین شده است و ظلم دیگر به آخر رسید و تمام شد و یک «حکومت عدل اسلامى» که تأمین کننده حقوق همه ملیتهاى محروم.. باشد، تشکیل و از طرف مجاهدین اعلام خواهد شد»( ).
در جاى دیگر به طور صریح، هدف از جهاد و مبارزه را سرنگونى رژیم الحادى کمونیستى و ایجاد نظام و «حکومت اسلامى» عنوان مى کند و مى گوید: «در افغانستان حکومت کمونیستى مورد حمایت روسیه به وجود آمد که با تمامى موجودیت دینى و مذهبى و عنعنات اسلامى ما مخالف بود. ما جهاد را آغاز کردیم تا اولا این حکومت ملحد را از بین ببریم و تجاوز روسها را سرکوب کنیم. و ثانیاً یک «حکومت اسلامى» که منافع همه مردم ما را تأمین کند و «عدالت اجتماعى» را تحقق بخشد و حقوق پایمال شده کلیه ملیتهاى مظلوم و محروم جامعه را اعاده نماید، در افغانستان به وجود آوریم»( ).
رهبر شهید در مصاحبه با آژانس خبرى ایتالیا مورخه ۲۵/۹/۱۳۷۱ گفت: «هدف ما تشکیل یک «حکومت اسلامى»، مردمى، فراگیر و مبتنى بر «عدالت اجتماعى» در افغانستان است. ما مى خواهیم ستمهاى چندین قرن بر مردم افغانستان پایان یابد و جامعه اى به وجود آید که در آن از تبعیض، برترى گرى، تفاخر و افزون خواهى، خبرى نباشد و کلیه مردم افغانستان از هر قوم و نژاد و با هر رنگ و زبان برادرانه و برابر زندگى کنند و حقوق حقه تمامى ملیتهاى افغانستان تأمین گردیده و آنها بتوانند متناسب با میزان حضور و نقش شان در جهاد چهارده ساله ضد روسى در تعیین سرنوشت سیاسى شان سهم بگیرند»( ).
رهبر شهید در تاریخ ۱۵/۹/۱۳۷۲، در مصاحبه با خبرنگار فرانس پرس، گفت: «بالاترین مجروح، بالاترین شهید و بیشترین خرابیها را در دنیا کشور ما متحمل شده است… ما بنیاد گرا نیستیم. ولى اگر بنیاد گرایى به این معنا باشد که ما مسلمان هستیم و غیر از اسلام چیزى دیگر را قبول نداریم; ما بنیادگرا هستیم. ما از اسلام منکر نمى شویم. مردم و کشور ما اسلامى است. چهارده سال براى اسلام مبارزه کردیم و مى خواهیم اسلام را در افغانستان پیاده کنیم»( ).
تحقق «حکومت اسلامى» براى شهید مزارى به اندازه اى مهم بود که به صراحت گفت: «برادران! آینده نگر باشید. شما براى خدا قیام نمودید. و تا «حکومت اسلامى» و «عدالت اجتماعى» طبق موازین اسلامى تحقق پیدا نکرده سلاح تان را به زمین نگذارید»( ).
رهبر شهید در موارد زیادى از «حکومت اسلامى» و «نظام دینى» سخن به میان آورده است( ) و این مختصر گنجایش بسط و تفصیل بیش از این را ندارد.
۲ ـ عدالت اجتماعى
عدالت یکى از آرمانهاى دیرینه بشریت است و در اسلام جایگاه خاصى دارد و بر آن تأکید فراوان شده است، تا جایى که عدالت و احسان مورد دستور صریح خداوند قرار گرفته است و با تأکید فراوان فرموده است که «خداوند به عدالت و احسان امر مى کند» چنانکه در سوره نحل آمده است: (انّ اللّه یأمر بالعدل والاحسان وایتاء ذى القربى وینهى عن الفحشاء والمنکر والبغى یعظکم لعلکم تذکرون); خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان، فرمان مى دهد و از فحشا و منکر و ستم، نهى مى کند; خداوند به شما اندرز مى دهد، شاید متذکر شوید( ) و مسلمانان را اعتقاد بر آن است که خداوند هرچیزى را در موضع خود قرار داده است، در هستى کمترین انحرافى وجود ندارد، و جهان بر عدل استوار است.
شعاع تابناک عدالت باید زندگى انسان را روشن سازد و بشریت با رویکرد به عدالت و تکیه بر اصل توحید و یکتا پرستى زنجیر استبداد و بردگى را پاره نماید و با تحکیم پایه هاى «عدالت اجتماعى» بنیان ستم و تبعیض و تجاوز را فروریزد.
شهید مزارى بر اساس باورهاى اعتقادى و جهان بینى الهى خویش بر استقرار «عدالت» و تحکیم «عدالت اجتماعى» در افغانستان تکیه داشت و به آن معتقد بود. او راه حل بحران افغانستان را در گرو تحکیم «عدالت» مى دانست( ) و تأکید مى کرد: ما از حکومتى حمایت مى کنیم که «عدالت اجتماعى» را مدّ نظر داشته باشد.( ) و به صراحت مى گفت: هدف ما از جهاد چهارده ساله، تشکیل «حکومت اسلامى»، مردمى، فراگیر و مبتنى بر «عدالت اجتماعى» در افغانستان است که در پرتو آن ستمهاى چندین قرنه بر مردم افغانستان پایان یابد( ) و حقوق همه مردم افغانستان به تناسب نفوس و میزان حضورشان در حیات سیاسى ـ اجتماعى کشور تأمین گردد( ).
او امیدوار بود که روزى «عدالت اجتماعى» در کشور تحقق یابد و در این رابطه خوشبین بود( ).
او مى گفت: «اگر ملیتى حقوق خود را طلب نموده و خواستار عدالت باشد به معناى تجزیه نیست. این حق طبیعى مردم است که خواستار حقوق خویش و عدالت باشد»( ).
او صریح و روشن مى گفت: «خواست ما تأمین عدالت، برابرى و برادرى میان مردم افغانستان است»( ).
تحقق «عدالت اجتماعى» براى شهید ÷ارى به اندازه اى مهم بود که به صراحت گفت: تا تحقق «عدالت اجتماعى» طبق موازین اسلامى، نباید سلاحها بر زمین گذاشته شود( ). و خود نیز تا تحقق عدالت سلاح بر زمین نگذاشت تا به دست گروه تروریست طالبان به شهادت رسید.
۳ ـ رسمیت مذهب جعفرى
مذهب جعفرى پیروان زیادى در افغانستان دارد. شیعیان و هزاره هاى افغانستان به دلیل این که مذهب شان رسمیت نداشته مورد تبعیض و ستم قومى و مذهبى قرار مى گرفتند، و حتى در اجراى مناسک و مراسم مذهبى خویش آزادى نداشتند، و در محاکم قضایى، و سایر شؤونات و امور دولتى حکم مذاهب دیگر بالاجبار بر آنان اعمال مى شد، و این ستمى بود که همواره بر این مردم اعمال مى گردید، شهید مزارى با درک ستم قومى و مذهبى آرزو داشت که این ستم از افغانستان برداشته شود، و مذهب جعفرى در کنار مذهب حنفى رسمیت یابد، و پیروان هردو مذهب برادرانه در افغانستان زندگى کنند.
رسمیت مذهب جعفرى یکى از اهداف و خواسته هاى بسیار مهمّ شهید مزارى بود و او با درک واقعیتهاى عینى افغانستان به صراحت مى گفت: مسأله شیعه و سنّى یک واقعیت خارجى است و امروز هیچ کس نمى تواند انکار کند.
او مى گفت: در قانون اساسى، یک مذهب چه به رسمیت شناخته شود و چه شناخته نشود، پیروان آن مذهب از مکتب شان پیروى مى کنند. در افغانستان اگر مذهب تشیع مثل مذهب تسنّن رسمیت داشته باشد، یک سنى شیعه نمى شود، اگر هم رسمیت نداشته باشد، یک شیعه سنى نمى شود. این یک واقعیت است. ما انتظار داریم مردم ما بعد از چهارده سال جهاد این شجاعت و شهامت را در دنیا اثبات کنند و این مشکل جهان اسلام را در افغانستان حل بکنند و اعلام کنند که بین شیعه و سنى هیچ فرقى نیست. هر دوى ما مراسم خود را رسمى انجام مى دهیم تا این پرده اى را که استعمار ترسیم کرده از دست استعمار در سطح بین المللى بگیریم، و به جهت اختلاف شیعه و سنى انقلاب ما ضربه نخورد; لهذا در صحبتهایى که داشتیم، هم آقاى حکمتیار گفت این حق شما است، و کسى نمى تواند حق شما را سلب کند و هم آقاى ربانى و مسعود این مسأله را قبول کردند که این حق طبیعى شما است، جنبش هم در خط مشى خود اعلان کرده که این مسأله از نظر ما هیچ اشکال ندارد. و ما معتقدیم که مسؤولین درایت به خرج بدهند این مشکل و معضله را که استعمار فوق العاده توانست تبلیغ بکند، در افغانستان حل کنند و حکومت نمونه اى را در جهان اسلام مطرح کنند( ).
یکى از مهمترین ایرادهاى شهید مزارى بر قانون اساسى دولت آقاى ربانى این بود که در آن رسمیت مذهب جعفرى در کنار رسمیت مذهب حنفى نادیده گرفته شده بود و او مى گفت: به نظر ما علاوه بر اینکه کمیسیون تسوید قانون اساسى از مرجع غیر قانونى شکل گرفته است، اشکالات عدیده اى نیز دارد، یکى از آنها نادیده گرفته شدن مذهب تشیع است.
در رابطه با مسأله مذهب ما معتقدیم که هر که در این مسأله پافشارى مى کند که مذهب رسمى باید مذهب حنفى باشد، مذهب جعفرى که پیروان زیادى در افغانستان دارد رسمیت نداشته باشد، این سخن ناصحیح و به دور از عدالت است; براى اینکه امروز در دنیا کفر جهانى مخالف مسلمانهاست و مخالف به وجود آمدن «حکومت اسلامى» است، آنها چندان در چهره شیعه و سنى نگاه نمى کنند، بلکه امروز تنها حربه اى که آنها دارند و از آن استفاده مى کنند، تضاد شیعه و سنى است که انقلاب اسلامى افغانستان در جهان نمونه بود. انقلاب مسلحانه اى که بر مبناى فکر و عقیده اسلامى ریخته شده باید مسؤولین آن این درایت و روشن بینى را به دنیا اثبات بکنند که این اختلافات فرعى نباید زنده شود و روى این مسأله پا فشارى شود، لهذا باید همان طورى که شیعه و سنى در این انقلاب شریک اند در تصمیم گیرى آن شریک باشند و در دنیا اعلام و اثبات نمایند که مسلمانها بین خود شان اختلافى ندارند. از نظر اجرائى چندان مشکل نیست، این دست خارجیان است که مسأله را عمده جلوه مى دهند که اگر در این جا دو مذهب رسمى باشد، مشکل اجرایى دارد، نه مشکل اجرایى اینجا وجود ندارد، در فقه شیعه و سنى این مسأله حل شده است، بعد از نظر جهان اسلام نمونه هایى وجود دارد که در آنجا این مسایل را حل کرده اند، مثلا در لبنان این مسأله را دارند، در ایران این مسأله حل شده و مشکل اجرائى براى کسى پیش نمى آید و این استعمار خارجى است که این مسأله جزئى را علم مى کند تا بین مسلمانها مشکل ایجاد کنند، و واضح است که در طول تاریخ افغانستان نه سنى شیعه شده و نه شیعه سنى شده است و اگر مذهب یکدیگر شان را به رسمیت بشناسند شیعه شیعه است و سنى، سنى است، طبق فقه شان هم عمل مى کنند، حال که آمده به فقه شان عمل مى کنند این دیگر ضرورت ندارد که در قانون اساسى این کش بیفتد که این رسمى باشد یا نباشد، چه قبول گردد و یا نگردد، هرکس فقهى را که دارد به آن عمل مى کند، بدین جهت ما در این مسأله مشکل نداریم و توصیه ما به دوستان این است که امروز مشکلات افغانستان و مشکلات جهان اسلام بالاتر از این است که ما بیاییم خود را محدود بکنیم به مسأله کشیدگیهاى مذهبى و کشیدگى هاى قومى و نژادى. اگر بیائیم تن در دهیم یک حکومت عادلانه اسلامى برقرار مى گردد که خواسته همه مردم است و آن خودش این مسأله را حل و تضمین کرده است و حتى در دعاوى آمده است و مطرح شده که اگر پیرو دو مذهب بیایند و دعوا داشته باشند حال آن را در کجا فیصله بکنند؟ در فقه به طور واضح آمده است که مدعى، پیرو هردو مذهب که هست طبق آن مذهب فیصله گردد. پس این مسأله در اسلام سابقه داشته و بوده است بزرگان و دانشمندان اسلامى روى این مسأله فکر کرده و شریعت برایش راه حل دارد، اختلافات جزئى فقهى بین تمام مذاهب وجود دارد، مذاهب چهارگانه اهل سنت مانند (مالکى، شافعى، حنبلى و حنفى) در بین خود اختلاف برداشت دارند، حالا مذهب جعفرى نوع برداشت خود را دارد، برداشتها از متون اسلامى نزد مذاهب مختلف، گوناگون است، در حالى که مشترکات زیادى موجود است خداوند(ج)، قرآن مجید، کعبه، پیامبر، سنت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و همه اینها مشترک اند و همه، اینها را قبول دارند، اختلافات جزئى فقهى باعث نمى شود که این گونه موجب نفاق و اختلاف شود، بدین جهت معتقدم کسانى که براى تدوین قانون اساسى آمده اند مطابق با روح اسلام و روح جامعه افغانستان حرکت نکرده اند( ).
شهید مزارى براى رسمیت مذهب جعفرى توافق مهمترین احزاب افغانستان را که در عرصه سیاسى، نظامى حضور داشتند به دست آورده بود، چنانکه در مصاحبه با خبر نگار تلویزیون پیام آزادى به تاریخ ۲۹/۸/۱۳۷۲ به این مطلب اشاره کرده و گفت : آقاى ربانى با ما توافق کرد که از نظر تنظیم جمعیت، فقه جعفرى رسمیت دارد و در تدوین قانون اساسى هم از این موضوع جمعیت اسلامى حمایت مى کند، این توافقنامه را هم حزب اسلامى و هم جمعیت اسلامى داده و جنبش ملى اسلامى رسماً در اساسنامه اش منعکس کرده است، منتهى این قانون اساسى که پیش آمد اصل آن غیر قانونى بود، لهذا در دورانى که این مسأله قانون اساسى از طرف مردم تدوین گردد، ببینیم که آنجا با آن توافقاتى که دارند چگونه عمل خواهند کرد؟( ).
ولى متأسفانه در قانون اساسى دولت آقاى ربانى، رسمیت مذهب جعفرى نادیده گرفته شد.
نتیجه
اهداف و آرمانهاى شهید مزارى(رحمه الله)، بر اساس باور و جهان بینى الهى او در عرصه نظامى و سیاسى افغانستان تبلور پیدا کرد. مهمترین هدف و آرمان او شکل گیرى ساختار دینى، تحقق «عدالت اجتماعى»، توزیع عادلانه قدرت و سهم گیرى اقوام و ملیتها به تناسب نفوس در قدرت، و شکل گیرى واحدهاى ادارى به میزان نفوس، و رسمیت یافتن مذهب جعفرى در کنار مذهب حنفى بود که متأسفانه در اثر عدم واقع بینى احزاب جهادى این اهداف و آرمانها تحقق نیافتند، و نام زیباى جهاد در اثر زیاده خواهیها و تبعیض و ستم لکه دار شد و سرانجام پدیده ظهور طالبان، افغانستان را در کام مرگ و سیاهى فروبرد، و خورشید عدالتخواهى در زیر تازیانه هاى قساوت و کینه فاشیسم چشم فرو بست.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.