افزونه جلالی را نصب کنید. Wednesday, 20 May , 2026 تعداد کل نوشته ها : 698×

besharat news

متن سخنرانی احمد احمدی تبار  در همایش صلح در اندیشه شهید مزاری: جایگاه شهید و شهادت در مکتب اهل بیت (ع)
07 آذر 1400 - 20:34
شناسه : 3251
بازدید 398
18
متن سخنرانی احمد احمدی تبار  در همایش صلح در اندیشه شهید مزاری: جایگاه شهید و شهادت در مکتب اهل بیت (ع)

 متن سخنرانی قائم مقام دبیر کل مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) حجت الاسلام والمسلمین احمد احمدی تبار در  همایش صلح در اندیشه عالم مجاهد، استاد عبدالعلی مزاری(ره) به مناسبت بیست و ششمین سالگرد شهادت رهبر شهید سلام  علیکم و رحمه الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی […]

پ
پ

 متن سخنرانی قائم مقام دبیر کل مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) حجت الاسلام والمسلمین احمد احمدی تبار در  همایش صلح در اندیشه عالم مجاهد، استاد عبدالعلی مزاری(ره) به مناسبت بیست و ششمین سالگرد شهادت رهبر شهید

سلام  علیکم و رحمه الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.

گرامی میداریم یاد و خاطره شهید بزرگوار مرد، علم و عمل شهید مزاری، این مجاهد بزرگ و مسئول راه خدا.

من با یک خاطره از این شهید بزرگوار بحثم رو شروع می‌کنم. خوب مستحضرید که  ایشان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اسلامی ایران، در ایران بودند . تحصیلات حوزوی داشتند. یکی از کارهای ارزشمند ایشان در کنار تحصیل، مبارزه با رژیم ستم شاهی بود. هیچ یادم نمیرود، برای دستگیری این شهید بزرگوار ساواک نیروهایش را آورده بود و در اطراف مدرسه مؤمنیه برای دستگیری ایشان مستقر کرده بود. یک سری نیروها هم وارد مدرسه مؤمنیه شده بودند و به دنبال این بودند که ایشون را نمی شناختند و دنبال این بودند که ایشان را پیدا کنند و دستگیر بکنند. و از خود ایشان سوال کردند که آقای مزاری را می‌شناسی؟ گفت: بله. گفت: کجاست؟ گفت: حجره اش آنجاست، آدرس داد. این نیروها رفتند به طرف حجره و ایشان از مدرسه خارج شد و رفت. یک شجاعت و شهامت بی نظیری داشت که امیدواریم خداوند تبارک و تعالی همه ما را قدردان خون شهیدان قرار بدهد. من بحثی را آماده کرده بودم که در این فرصت  خدمتتان عرض کنم. بخشی از این بحث را عرض می کنم و در زوایای این بحث بخش هایی از چهره این رادمرد بزرگ بیشتر شناسایی میشود.

شما در قرآن مجید واژۀ جهاد و دعوت به جهاد را فراوان می بینید. جهاد یک مفهوم گسترده ای دارد که هر نوع پوشش و تلاشی را شامل می شود. البته در این جهاد دو تا عنصر خودش را جدی نشان میدهد. یکی تضعیف باطل و دیگری تقویت حق، اقامه حق و دفع باطل.  این ابعادی دارد، از روشنگری شروع میشود به فریاد گری میرسد. افشاگری میکند، امر به معروف و نهی از منکر می¬کند، تقیه میکند، پنهان کاری میکند، نفوذ در دشمن می کند تا به قتال، قیام  و خروج، درگیری با دشمن و به اینجاها میرسد. جهاد روشنگری هست. شهید ما یک روشنگر بود. حقایق را، واقعیت ها را، اونی که بایستی باشد، و آموزه‌هایی را که دین و خدا و پیامبر به ما داده است، روشنگری می‌کرد، فریاد گری داشت، پنهان کاری و تقیه داشت، دشمن را می‌شناخت، عده و عُده آن را می شناخت، و تلاش می کرد در او نفوذ بکند، و بتوانند از امکانات دشمن برای خودش عِده و عُده بسازد. البته قِتال همه تان میدانید سنگین‌ترین مرحله جهاد، قتال هست، و این شهید بزرگوار مرد این راه بود و در قیام خودش آنجایی که عِده و عُده داشت آمرانه وارد می شد. جایی که احساس می‌کرد باید روشنگری بشود ناصحانه و مشفقانه ورود پیدا میکرد. آنجایی هم که لازم بود مسلحانه وارد عمل می شد. جهاد در نگاه دین ما بر اساس معرفت دقیق از دین و آموزه های دینی شکل می گیرد. اگر این معرفت دقیق نباشد، حتی امر به معروف و نهی از منکر شروع  نمی شود؛ چون شرط امر به معروف و نهی از منکر که مرحله قبل از جهاد است، شرطش آگاهی و معرفت است. کسی که این آگاهی و معرفت را ندارد و ابعاد مسئله را نمی شناسد، حق امر به معروف و نهی از منکر را ندارد.  جهاد بر اساس همچین بینشی  شکل می‌گیرد و با عاطفه های تلطیف یافته انسانی، با عشق و شور که این معرفت وآگاهی را به او داده است تحقق پیدا می‌کند. اینجاست که ما می بینیم روایات ما، آیات قرآن روی جهاد تأکید فراوانی دارد؛ چون این جهاد با این بینش سازنده هست، می‌تواند جامعه را بسازد، جامعه را به رشد و کمال پیش ببرد، و دشمنان را به زوال و نابودی برساند. لذاست که ما وقتی به روایات نگاه می کنیم، روایات ما هم فراوان روی این جهاد، این مبارزه، این برخورد با باطل، برخورد با جریانی که نمی‌خواهد جریان انسانی، جریان الهی، جریان پیروز باشد، اینها را مطرح می کند. و لذا در روایات ما فراوان می‌خوانیم که «الخیر کُله فی السیف و تحت ظلّ السیف، السیوف مقالید الجنه و النار» یا در روایت دیگری می فرماید: «للجنه باب یقال له باب المجاهدون»،  بهشت بابی دارد که درب مجاهدین هست، و مجاهدین در راه خدا از آن در وارد می شوند و فرشتگان به آنها خیر مقدم می گویند.

این جهاد اهمیتش به خاطر این هست که جامعه را از ذلت، از نیاز، از نادانی نجات میدهد، و لذا این است که در عبارتی پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «فمن ترک الجهاد البسه الله ذلّا» هر کس جهاد را ترک بکند خداوند به او لذتِ لباس ذلّت می پوشاند. او را نیازمند می‌کند. ستون فقراتِ آن جامعه را از کار می‌اندازد. محواً فی دینه. البته دینش را هم نابود میکند. همه میدانید که ارزش جهاد به اندازه شهادت و حضور و بینشی است که در فهم شکل می گیرد. بعضی ها هستند می روند تا کشته شوند. بعضی جاها شهید می‌شوند و می‌روند تا به هدف برسند. شهید مزاری از کسانی بود که شهید شد و جهاد کرد. اینگونه نبود که جهاد بکنه تا به شهادت برسد. او شهید شد و در این مسیر حرکت کرد تا زمان تقدیم کردن خودش به خدا برسد.  شهادت پیش از جهاد هست، زمینۀ جهاد هست به اندازه عبوری هست که از این سرزمین حضوری خودش دارد، به اندازه بصیرتی هست که دارد، و لذا ما گاهی در روایات که نگاه می کنیم روایات ما ارزش شهید را یعنی شهیدی که شهید شده را همه یکسان نیستند. ما نمی‌توانیم جعفر بن ابیطالب را با شهدای دیگر همسان ببینیم. حمزه را با دیگران همسان ببینیم. شهیدان با هم فرق می‌کنند. نیتی که این فرد برای جهاد داشت، بصیرتی که برای جهاد داشت، درکی که از روابط داره، توجهی که به آثار عمل خودش داره، اینها همگی در عظمت شهید و شهادت نقش دارند. و لذا هست که خیلی ها می جنگیدند؛ اما می بینید یک ضربت میشه ضربت «ضربۀ علی یوم الخندق افضل من عبادۀ الثقلین»، چون این با بصیرت هست، با نیت است، با توجه به اثر عمل هست که همه اینها را میبیند و اقدام میکند. در شهادت حجم عمل مهم نیست مهم ریشه‌های عمل هست. توجه ها و عنایت هایی هست که یک عمل را میاد همراهی می‌کند. گاهی می‌بینید یک انسانی را که  به نیازمندی لقمه ای می دهد تا مزاحمش نشود، یک مرتبه هست کسی لقمه نانی را می‌دهد تا گرسنه‌ای را سیر کند. یک مرتبه هست لقمه نانی می‌دهد تا درس احسان و انفاق دهد. اینها همه با هم دیگر فرق می کند. روایتی هست که حضرت امیر می‌فرماید : «ما المجاهد؟»گاهی یک فرد می‌آید و می‌گوید: من مجاهدت کردم. اما گفته می شود تو جهادی نکردی، جهاد با همه شرایط  با دشمن درگیر شدن هست. و لذاست شما وقتی به قرآن نگاه می کنی می بینی؛ قرآن خداوند تبارک و تعالی خون شهید را می خرد. جان شهید را می‌خرد. اما هر شهیدی نه. اونی که همراه با بصیرت و خصوصیات زیاد  میباشد. « إِنَّ اللَّهَ اشتَرى مِنَ المُؤمِنینَ أَنفُسَهُم وَأَموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّهَ  یُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللَّهِ فَیَقتُلونَ وَیُقتَلونَ » اینها را می‌گوید خدا جان اینها را میخرد . اما کدام ؟ در آیه بعد ویژگی هاشان را مطرح می‌کند. «التائبون» ویژگی‌های این با این شرایط خداوند می خرد. یک روایت هم می‌گویم و بعد تمام می کنم. پیامبر اکرم می فرماید : «خَیرُ النّاسِ رَجُلٌ حَبَسَ نفْسَهُ فی سبیلِ اللّه ِ یُجاهِدُ أعْداءَهُ یَلتَمِسُ المَوتَ ، أوِ القَتلَ فی مَصافِّۀِ» بهترین مردم کسی هست که حبس نفس کرده باشد در راه خدا.  با دشمنان خدا می جنگند و این ها هستند که ارزش دارند «یَلتَمِسُ المَوتَ ، أوِ القَتلَ فی مَصافِّهِ» حضرت امام می فرماید: «صبروا ایّاماً قلیلۀً» مدت کوتاهی را صبر کردند، تمام بلاها را به جان خریدند. «اعقبتهم راحه طویله»؛ آن موقع هست که سالک مبارز در این دنیا آسودگی ندارد. این شهید بزرگوار ما، شهیدی که هر لحظه زندگی او، حرکت او، نگاه او، بینش او، امروز برای ما درس هست. این ویژگیها را داشت. مبارز راه خدا بود. خدا را می دید. برنامه الهی خودش را دریافت می‌کرد، و  بر اساس آن حرکت می‌کرد، و همه سختی ها را هم به جان می خرید. نامهربانی هایی که با آن میشد همه را تحمل می کردند.

شاید شهید ما در دوران مبارزه با استکبار شوروی یک سری دل مشغولی ها، و ناراحتی ها را نداشت؛ چون آن روز همه دنبال این بودند که مبارزه خودشان را داشته باشند. مبارزه جدی این شهید بزرگوار و مجاهده با نفسش از زمانی شروع شد که شر شوروی کم شد. آن دشمن را رد کرد،  ملت افغانستان احساس کردند که از او رها شدند، افرادی که آن روز به دنبال فرصت ها بودند آمدند و احساس کردند یک سفره ای باز شده است، و بایستی درون سفره بچرند. شهید ما در آن موقعیت نگاه می کرد حق این مظلوم را میدید، حق این ملت مظلوم را می‌دید، و برای این حرکت می‌کرد. زندگی کرد زندگی مجاهدانه. و در نهایت هم با همه ی مظلومیت ها جان خودش را در راه آرمانش گذاشت؛ «عاش سعیدا و مات سعیدا»  اینگونه بود که برای ما الگو شد. شاید در رابطه با این شهید بعضی ها بگویند» ما کار خودمان را کرده ایم. دوستان شهید بگویند: ما این شهید را آن گونه که باید و شاید معرفی کردیم. نه، این شهید الگو هست. این الگو بایستی درست برای انسان امروز افغانستان، نه تنها برای امروز افغانستان، بلکه برای انسانهایی که  امروز جریان مقاومت را دنبال میکنند این چهره الگوسازی بشود، و بر اساس این درس ها به امت اسلامی داده بشود.

من از همه سرورانی که این جلسه را برگزار کردند به یاد این شهید شاهد، این مرد بزرگ، این کسی که در دوران مبارزه ایران قبل از پیروزی و افغانستان در دوران جنگ با شوروی، برای بیگانه ستیزی که داشتند و دین و دیانت جامعه را می خواستند حفظ بکنند. و بعدش حرکت هایی که در جهت صلح و آرامش ملت افغانستان داشته اند، از همه عزیزانی که تلاش کردند اجرشان را از خدا مضاعف می خواهم. و می خواهم این شهید بزرگ ابعادش زندگیش به عنوان الگو ترسیم بشود، تدریس بشود، و افراد در دوران زندگی شان درس های لازم را از زندگی ایشان بگیرند. عزیزمان جناب آقای صالحی یک نکته ای را مطرح کرد در رابطه با آن که هیچ اعتنایی به دنیا نداشت، و آن وضعیت که با حداقل های خودش را در دنیا قانع می کرد و احساس می کرد: که عبد خداست. و در پیشگاه خدا بایستی باشد، و لذا ابایی نداشت با لباسی که حتی وصله نشده بود و آن جای پارگی را با نخ بسته بود، با آن زندگی بکند.

از خداوند تبارک و تعالی می خواهم که به همه ما توفیق بدهد بتوانیم مسیر شهدا را حرکت بکنیم. در مسیر شهدا حرکت بکنیم. قدردان خون شهدا باشیم.و در همه زندگیمان از شهدا الگو بگیریم.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

اللهم صل علی محمد وآل محمد

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.