افزونه جلالی را نصب کنید. Saturday, 6 June , 2026 تعداد کل نوشته ها : 698×

besharat news

متن سخنرانی حسین صالحی در همایش صلح در اندیشه شهید مزاری: مؤلفه های تحقق صلح در اندیشه شهید مزاری(ره)
07 آذر 1400 - 20:30
شناسه : 3245
بازدید 503
25
متن سخنرانی حسین صالحی در همایش صلح در اندیشه شهید مزاری: مؤلفه های تحقق صلح در اندیشه شهید مزاری(ره)

متن سخنرانی  حجت الاسلام و المسلمین  حسین صالحی مالستانی، در «همایش صلح در اندیشه عالم مجاهد استاد عبدالعلی مزاری رحمت الله علیه»، به مناسبت بیست و ششمین سالگرد شهادت رهبر شهید بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله، والصلات و السلام علی رسول الله و علی آله آل الله، بهم نتولی و من اعدائهم نتبرء الی […]

پ
پ

متن سخنرانی  حجت الاسلام و المسلمین  حسین صالحی مالستانی، در «همایش صلح در اندیشه عالم مجاهد استاد عبدالعلی مزاری رحمت الله علیه»، به مناسبت بیست و ششمین سالگرد شهادت رهبر شهید

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله، والصلات و السلام علی رسول الله و علی آله آل الله، بهم نتولی و من اعدائهم نتبرء الی الله

… و بعد عن مولانا امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام: وَلاَ تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَیْهِ عَدُوُّکَ وَلِلَّهِ فِیهِ رِضًى، فَإِنَّ فِی الصُّلْحِ دَعَهً لِجُنُودِکَ وَرَاحَهً مِنْ هُمُومِکَ وَأَمْناً لِبِلاَدِکَ، وَلَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ، فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَّلَ، فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَاتَّهِمْ فِی ذَلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ

اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روى برمتاب که خشنودى خداى در آن نهفته است. صلح سبب بر آسودن سپاهیانت شود و تو را از غم و رنج برهاند و کشورت را امنیت بخشد. ولى، پس از پیمان صلح، از دشمن برحذر باش و نیک برحذر باش. زیرا دشمن، چه بسا نزدیکى کند تا تو را به غفلت فرو گیرد. پس دوراندیشى را از دست منه و حسن ظن را به یک سو نه ماه مبارک رجب است و متعلق به شهید عدالت، مولود کعبه حضرت امیرالومنین علی ابن ابی طالب (ع) و در آستانه ۲۲ حوت سالگرد غم انگیز شهادت مظلومانه رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری و یاران با وفایش که هرکدام یلی بودند و در سایه با افتخار رهبر شهید قرار گرفتند هستیم.

ابتدا عرض سلام وادب و احترام دارم خدمت حضار فرهیخته و گرامی خانم ها و آقایان…

یک نکته را برای نه تنها این جلسه بلکه برای فضای عمومی که وجود دارد که انسانها در معرض قضاوت و گاهی در معرض افراط و تفریط قرار میگیرند و از رهبر شهید یک کاریکاتور و یک چهره دیگری از ایشان درست میشود باید عرض بکنم که شهید مزاری هم مثل خیلی از انسانها در معرض این قضاوتها قرار دارد و دشمنان سرسخت و مخالفان زیادی در زمان حیاتش داشت و دارد که بعد از شهادتش هم هستند کسانیکه میخواستند اندیشه رهبر شهید مزاری را هم در جهت امیال خود تحریف کنند و هنوز هم در تلاش هستند!

و این گاهی از طرف دوستانی که نادان هستند هم انجام میشود که مرز بین معصوم و غیر معصوم را قاطی میکنند و بهانه به دست دشمنان میدهند.

از طرفی دیگر بعضی از ما میخواهیم که آن لباس و عمامه معمولی رهبر شهید را در بیاوریم و لباس دیگری باب میل خود به تن آن بزرگوار بنهیم و او را جور دیگری نشان دهیم که خلاف واقعیت است! در واقع شهید مزاری همانطور که واقعیت است و در همان مکتبی که تربیت شده بود و همانگونه که لباسی که دوستش دور میانداخت را بدلیل اینکه پاره شده بود را میاورد و شستشو میداد و استفاده میکرد جوری که پارگی لباس را به شیوه ای بسیار ساده ترمیم مینمود و با همان لباس ساده و کهنه حتی در محافل رسمی حضور می یافت. شهید مزاری اینگونه بود!  او بیشتر از این که به ظاهر خود برسد به اندیشه و تفکر خود توجه مینمود! در واقع او سمبلی از عدالت خواهی برای مردمش بود. پس باید شهید مزاری همانطور که هست معرفی شود.

اما در رابطه با مولفه¬های صلح عادلانه در اندیشه رهبر شهید استاد مزاری، دوست فرهیخته و گرامی ما جناب استاد باقری مسئله صلح پایدار را از دیدگاه کانت مطرح کرد. البته از  نگاه تئوری تا آنجایی که مراجعه داشتیم صلحی که از ذهن یک بشر برمی¬آید یا از هر مفهوم دیگری که بشری است حد اقلی، پراگماتیک است و در حد ایده آل نیست، شهید مزاری هم با این مکاتب خیلی سرو کار نداشت. شهید مزاری در مکتب عدالت علی(ع) بزرگ شده، تحقیق کرده و تحت تاثیر این اندیشه بود. ایشان صلح عادلانه را می¬خواست و در هیچ  بخشی از اندیشه شهید مزاری عدالت گمشده و کمرنگ نیست. شهید مزاری می¬خواست صلح و عدالت برقرار شود و این اندیشه برگرفته از مکتب تشیّع و قرآن بود. همانطور که خداوند در سوره مبارکه حجرات آیه ۹  می فرماید: « وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّىٰ تَفِیءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ».

و اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به قتال و دشمنی برخیزند البته شما مؤمنان بین آنها صلح برقرار کنید و اگر یک قوم بر دیگری ظلم کرد با آن طایفه ظالم قتال کنید تا به فرمان خدا باز آید، پس هر گاه به حکم حق برگشت با حفظ عدالت میان آنها را صلح دهید و همیشه (با هر دوست و دشمنی) عدالت کنید که خدا بسیار اهل عدل و داد را دوست می‌دارد.

»آنجایی که مسئله صلح را مطرح میکند، روی عدالت تاکید دارد، علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می¬فرماید این کلمه «واقسطوا» عطف مطلق بر مقید و تاکید بر عدالت است، همچنین جمله «ان الله یحب المقسطین» تاکید بر تاکید است. چون قرآن هیچ حرف اضافه ای ندارد و کلام وحی در نهایت بلاغت را دارد، حال قرآن چرا روی عدالت و قسط این همه تاکید کرده است؟ بخاطر اینکه در جنگ انسان¬های زیادی آسیب می¬بینند و بچه¬هایی یتیم می¬شوند، نباید حقوق این افراد پایمال شود!

امیرالمومنین (ع)  نیز در فرموده اش با مالک اشتر می¬فرمایند که : «وقتی که صلح پیشنهاد شود بپذیر اما از مکر دشمن هم در امان نباش!» دشمن گاهی برای زدن ضربه صلح را پی¬شنهاد می¬کند و به عهد خود وفا نمی¬کند!

این صلحی هم که در افغانستان مطرح است صلحی است که از جیب دونالد ترامپ و  طالبان برآمده است! این صلحی است که اکنون در افغانستان ما شاهدیم، هر روز جنایت و انفجار و انتحار.

شهید مزاری (ره) مولفه¬های بسیار اساسی درباره تحقق صلح عادلانه هم نظرا و هم عملا در پیش گرفت:

  1. یکی از آن¬ها حرکت مستمر انسجام بخش و وحدت آفرین بود؛ جامعه چند قومی و متفرق افغانستان با پیشینه قتل عام¬ها و کله منار جامعه¬ای به شدت از هم گسیخته بود و شهید مزاری تلاش نمود که این فاصله ها را تا حد امکان کم کند و این تلاش مستمر در طول زندگی شهید مزاری در برنامه بود؛ او در این راه قربانی¬های زیادی داد، ایشان این حرکت انسجام بخش را در چند لایه مطرح و دنبال کرد:

الف. مسئله ایجاد صلح و همدلی و در نهایت وحدت بین گروه های شیعی

گروه¬های بوجود آمده در افغانستان به سمت جنگ¬های خونین داخلی کشیده شد و بسیار آسیب زد. در این بین شهید مزاری با تمام وجود خود تلاش کرد تا این  انسانهای متخاصم رودررو قرار گرفته¬ای که خون همدیگر را می¬ریختند با همان ایمان به توحیدی که داشت و با آن پشتکار که در کتاب یاد گل سرخ در خاطرات متعدد آمده است که رهبر شهید در این راه چه رنج هایی کشید؛ هر کسی نمی¬توانست تحمل کند!  توهین¬ها شد و تحقیرها را بردباری تحمل کرد اما کوتاه نیامد. او حزب وحدت اسلامی را بوجود آورد و پای آنرا امضا کرد و هزاره حذف شده در حکومت موقت پیشاور بالاخره به صحنه آمد و مردم و شیعبان هزاره را زنده کرد! و انسان های محو شده را دوباره به صحنه آورد او نیرو¬های راکد را فعال کرد!

ب‌.        در لایه دوم، انسجام بین ملیت¬های محروم را سامان داد!

شهید مزاری پس از تشکیل حزب وحدت اسلامی، برای متشکل شدن اقوام محروم از قدرت، جهت انسجام هزاره، ازبک و تاجیک، جلسه جبل السراج را ساماندهی کرد چون در افغانستان بیش از سه قرن از زمان تولید کشوری بنام افغانستان یک عده از پشتون تبارها با یک اکثریت سازی دروغین بر گرده مردم حکومت کرده و هیچ کاری هم برای کشور انجام نداده است! شهید مزاری خواست این انحصار را بشکند زیرا جامعه ای که در صلح و صفا و مسالمت زندگی کند با وجود حاکمیت تبعیض و تحقیر و محرومیت به صلح نمی¬رسد!

پیمان جبل السراج بسیار پیمان راهبردی و اساسی و بنیادی بود که متاسفانه با فکر ناقص احمد شاه مسعود به این پیمان خیانت شد و زمینه را برای افغانستان امروزی فراهم کرد.

ج‌.         در لایه سوم این انسجام بخشی، شهید مزاری ارتباط موثر و فعال با سران و بزرگان اقوام مختلف افغانستان انجام داد.

مسئله ارتباط شهید مزاری با حکمتیار را خیلی از افراد مورد انتقاد قرار می¬دهند ولی نمیدانند که در آن برهه از تاریــخ و با آن حکمتیار آن زمان نه این حکمتیار امروزی که در آن زمان مثل دیگران یک شخص جهادی و موثر ترین فرد در میان پشتون¬ها بود و بیشترین نفوذ را داشت او همچنین در بین هزاره¬ها نیز نفوذ داشت! شهید مزاری در قبال این قضیه خودش هم فرموده است که یک پشتون در منطقه هزاره رفته نمی¬توانست و بالعکس! که در اثر این تعهد خیلی از ارتباطات و روابط بین پشتون و هزاره ساماندهی شد و بهبود یافت! و البته مشکلات دیگری از خارج و توسط وهابی¬های سعودی تحمیل شد از طرف حزب اتحاد سیاف که این¬ها نیز فتنه¬های کور و برای رهبر شهید آزاردهنده بود.

شهید مزاری در اوج جنگ نابرابر و تحمیلی شورای نظار که از اطراف غرب کابل بر خانه های تک ناظر مردم بی¬گناه و مظلوم غرب کابل گلوله می¬بارید، در همان اوج خصومت تمام تلاش خود را به کار گرفت و با تاجیک ها یک جلسه ای گذاشت و در یک محفل با بزرگان موسفیدان و نمایندگان برادران تاجیک سخنرانی کرد ایشان بسیار ابراز خوشحالی کرد که من آرزو داشتم با شما صحبت بکنم! من هزاره و تاجیک و پشتون و همه را برادر  و برابر می¬دانم و من جنگ را راه حل نمی¬دانم، می¬خواستم برای شما توضیح بدهم. شهید مزاری آنجا علل جنگ و جنگ¬های تحمیلی را توضیح داده و صلح طلبی و حل صلح آمیز مشکل کشور را نیز برای مردم توضیح داده است.

شهید مزاری صادقانه تلاش کرد تا جنگ¬ها رنگ قومی و مذهبی به خود نگیرد و این را بارها تکرار کرد که هرکسی که می¬گوید جنگ بین پشتون و هزاره است و جنگ بین قومیت¬های مختلف است این ها خائن هستند و این یک خیانت ملی است! از نظر رهبر شهید، جنگ را یک عده انسان¬های قدرت طلب و اجیر شده بر مردم تحمیل میکنند، جنگ بین قومیت ها نیست بلکه این مردم هستند که در معرض آسیب های اصلی جنگ قرار می¬گیرند! اقوام و برادران افغانستان که ۳۰۰ سال در کنار هم زندگی کرده و این¬ها از صراحت های بیان شهید مزاری است! رهبر شهید کوشش نمود که این رنگ ها را جلوگیری بکند که مثلا نفاق پایدار قومی و مذهبی بین ملیت¬ها و مذاهب مختلف افغانستان ایجاد نشود. این تمام تلاش شهید مزاری بود. و با رها تاکید کرد که ما نباید یک حاکم پشتون مثل عبدالرحمن که جنایت و قتل عام کرده بگوییم کل پشتون¬ها این کار را کردند!  به قول آقای ناطقی شفایی؛ دو نوع پشتون داریم که یکی پشتون معمولی و دیگری پشتون سالار. پشتون معمولی از مردم هزاره بدبخت تر هستند  و در واقع کسی که در کلاس های انتحاری شرکت می¬کند و خود را برای انتحار آماده می¬کند و خودش را منفجر می¬کند در بین مردم بی¬گناه این شخص بدبخت ترین مردم کشور است. اما این هایی که حاکم هستند زن  بچه شان در کشور های غربی اروپا و آمریکا هستند و این افراد پشتون سالار هستند!

شهید مزاری می¬خواست این¬ها را از هم تفکیک بکند، اگر یک حاکم پشتون جنایتی مرتکب شده است نباید این را به پای قوم پشتون بگذاریم و بگوییم این کار را پشتون ها کردند! و همچنین نسبت به مسئله شورای نظار به سمت تفکیک یادشده حرکت کرد با همان برادرای تاجیک که من تعهد نمیدهم با شما که با مسعود دست بدهم! چون خیلی خیانت کرد. اما برادران تاجیک را با برادران هزاره برابر می¬دانست! و اعتقاد داشت این¬ها با هم برادر و برابر هستند و باید در کنار هم باشند! این¬ها همه را خلاصه برای همین تدارک دید تا یک زندگی مسالمت آمیز و صلح آمیز در افغانستان تحقق یابد و اقوام مختلف ملت واحد و متحد شود که همه در آن احساس یک درد واحد کنند و بسوی درمان درد برود و تلاش کند!

  1. مؤلفه دوم که شهید مزاری با شورای صلح مطرح نمود توجه ها واقعیت های افغانستان بود

واقعیت افغانستان همین است که افغانستان تشکیل شده از قومیت¬ها و اقلیت¬های مختلفی است که اکثریت قاطعی در آن وجود ندارد. باید  هر مردمی به اندازه شعاع وجودی خود در تصمیم گیری¬ها و در همه فرصت¬ها و مقام ها شرکت داشته باشند، شهید مزاری از سه راه بر این مسأله تاکید کرد:

الف. استدلال به قرآن، شهید مزاری آیه ۱۳ از سوره حجرات را مطرح کرد که «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ».

و توضیح داد که ما همه مسلمانیم و به قرآن عقیده داریم و باید برتری¬گری و تفاخر و زیاده خواهی اصطلاحاتی مانند شهروند درجه ۱ و درجه ۲ و… مطرح نباشد.

ب. همچنین از نگاه فلسفی آمد مطرح کرد که در فلسفه مخصوصا فلسفه صدرایی که میگوید آنچه که وجود است خیر است و آنچه که مایه شر است عدم است و یا منشا عدم می¬شود! و شهید مزاری مسئله اقوام افغانستان را نیز اینطور مطرح نمود؛ بودن پشتون و بودن هزاره و بودن قومیت¬های مختلف در افغانستان این¬ها وجودش خیر است و هیچ شری در آن وجود ندارد! اما شر آن زمانی است که قتل عام صورت بگیرد و منشا سلب امنیت و سلب حیات و آسایش و صلح در جامعه شود. این هاست که شر است! و باید از این¬ عمل¬ها جلوگیری شود.

ج. تمثیل عینی از دیگر کشورها؛

شهید مزاری تاکید کرد؛ تعدد اقوام و احزاب در خیلی کشورها هست ولی مشکل افرین نیست از جمله در جمهوری اسلامی ایران اقوام مختلفی وجود دارد  اما وجود اقوام مشکل آفرین نیست، اقوام مختلف را برادر اند و هیچ خصومتی در بین اقوام در این کشور وجود ندارد! مثلا عشایر و کوچی¬ها در ایران نماد رحمت و مهربانی است ولی این مسئله در افغانستان اینگونه نیست! افراد تجهیز شده با  نیروهای مسلح از پاکستان تا دندان مسلح سال¬ها سرازیر می¬شوند با اون جنایتی و خیانتی که عبدالحمن جنایت کار انجام داد سرِزمین ها و کشتزار¬های مردم هزاره، جنگ¬های خونین راه انداخته و خانه¬های مردم را تخریب می¬کنند و مزرعه¬هایشان را از بین می¬برند و این هم همان عشایر کوچی است! شهید مزاری معتقد بود این¬ها باید ساماندهی شود! این¬ها هم حق دارند و شهروند افغانستان اند هم نفوس شماری شوند و به حقوق خود برسند و از این افراد استفاده ابزاری نشود. با همان شورای صلح فرمود که چطور است که مثلا موجودی اقوام در دیگر کشور¬ها منشا شر و تهدید نیست بلکه فرصت است اما در افغانستان این منشا شر و نفاق و بدبختی است؟ برای اینکه ما همدیگر را نمی¬پذیریم و به واقعیت های موجود در کشور توجه نمی¬کنیم.

آن زمان علیه جنبش اسلامی مزار که خیلی از جهادی¬ها را پوشش می¬داد فتوا صادر شده بود شهید مزاری با عتاب تاکید می¬کند؛ این چه شورای صلحی است و شما راه غلط می¬روید و با صراحت می¬گوید شما با کی صلح می¬کنید؟، یک کتله مطرح شمال کشور را قبول ندارید! اینکار را نکنید که افغانستان تجزیه می¬شود، دقیقا همین عبارت، این به خیر مملکت نیست! به واقعیت¬های کشور توجه کنید و واقعیت ها را بپذیرید و همدیگر را تحمل کنید، این راه حل است!

  1. مؤلفه دیگری که شهید مزاری روی آن بسیار تلاش کرد برای تحقق صلح مسئله برجسته سازی تفاهم و گفتگو و پرهیز از جنگ بود!

شهید مزاری در احیای هویت، در فریاد عدالت، در منشور برادری و چراغ راه؛ کتاب¬هایی که سخنرانی¬ها و مصاحبه¬های شهید مزاری را جمع آوری کرده است شما بخوانید، در هر سخنرانی، در خیلی¬ از مصاحبه¬ها و در دیدار با افراد مختلف داخلی و بین المللی تاکید فراوان کرده بر این که جنگ راه حل افغانستان نیست و این بدیهی است! می¬گوید اگر ما جنگ می¬کردیم و جنگ طلب بودیم آن زمانی که صبغت الله مجددی و حکومت تحمیلی از خارج آمد و وارد کشور شد ما ۶۰ درصد کابل را دراختیار داشتیم، موقعیت استراتژیک و سوق الجیشی جنگی در آن زمان داشتیم، ما نمی¬گذاشتیم که این حکومتی که هزاره¬ها را نادیده گرفته وارد کابل شود و همانجا می¬جنگیدیم! اما بخاطر مصالح کشور و به خاطر برقراری صلح و ثبات بعد از جنگ هایی که با شوروی سابق انجام شده بود ما استقبال کردیم از مجددی و این دلیلی بر این است که ما طرفدار جنگ نبودیم! و در آن شبانه روزی که شورای صلح با رهبر شهید دیدار داشتند و مذاکره می¬کردند می¬گوید که از نگاه وضعیت ظاهری آتش بس است ولی طرق مقابل، شب و روز بر سر مردم ازطرف شورای نظار گلوله می بارد و مردم بی گناه کشته می¬شوند با آن هم ما حاضریم صلح کنیم و هیچ شرطی برای بر قراری صلح نداریم و خطاب به اعضای شورای صلح می¬گوید؛ هر قسمی که شما می توانید جلو جنگ را بگیرید و صلح بر قرار کنید ما می¬پذیریم. شهید مزاری در برابر جنگ های تحمیلی و خونینی که در غرب کابل به خصوص در افشار تحمیل شد و بیش از چهار هزار منزل با خاک یکسان شده و بر سر ساکنان بی گناه افشار آوار شد و قاتلان و جنایت کاران  برچه تفنگ بر جسم بی جان یا در خال جان دادن ساکنین افشار فرو بردند و با خون آنان بر دیوار خانه شان نقاشی کرده و یادگاری نوشتند، به ناموس مردم وقیحانه تجاوز کردند؛ همان کاری که آن زمان صرب¬ها بر مسلمانان بوسنی انجام دادند همان جنایات بر مردم افشار انجام شد. آن¬ها نظامی نبودند، در سنگر نبودند بلکه در خانه¬های خود و مردم عادی بودند این جنایت را انجام دادند تا به زعم خود، استاد مزاری را در پیش چشم مردم خوار کنند ولی خدا نخواست و چنین نشد.

ولی شهید مزاری هیچ گاه اجازه نداد تا بر مناطق مسکونی حمله شود، او به حد اقل دفاع از مردم خود پرداخت. به خار اینکه می گفت ما ازنگاه تئوری هم جنگ را راه حل نمی دانیم و در عمل نیز طرفدار جنگ نبوده و نیستیم و جنگ راه حل مشکل افغانستان نیست.

  1. مؤلفه مهمی که بیت الغزل اندیشه رهبر شهید را تشکیل می داد، مسئله عدالت بود و او صلح عادلانه می¬خواست. شهید مزاری برای تحقق عدالت به مسایلی مختلفی اهتمام داشت از جمله؛

به دفاع از حقوق زنان پرداخت و تنها رهبر جهادی بود که به این مسئله توجه جدی داشت. ایشان خطاب به برخی جهادی¬ها  که مخالف حضور و حقوق زنان بودند، گفت: زمانی که شما در خارج بودید همین زن¬ها بودند که در برابر تجاوز ارتش سرخ شوروی سابق دست به مبارزه زدند و مردان را برای مبارزه تشویق و تشجیع کردند.

همچنین احقاق حقوق اقوام محروم را  به طور جدی دنبال کرد؛ برای تدوین قانون اساسی طرح داد، برای انتخابات عادلانه طرح مدون داد؛ مسأله نفوس شماری مردم افغانستان را با تأکید مطرح کرد؛

تأکید بر مسئله نفوس شماری؛  در افغانستان در طول تاریخ نفوس مردم یک کشور شمرده نمی¬شود! به چه علت؟! برای همان  دروغ. چرا نفوس یک کشور با این همه امکانات پیشرفته حتی در زمان کرزی و اشرف غنی بصورت دقیق شمرده نمی¬شود! این یک مسئله سیاسی است! یک عده آمده خود را اکثریت و به تبع آن بادار ساخته و دیگران هم باید مطیع باشند! صلح اگر می¬خواهند صلح قبرستانی می¬خواهند که همه در برابر یک حزب حاکم ساکت و گوش به فرمان باشند! شهید مزاری خواست که نفوس همه مردم کشور افغانستان دقیق شمرده شود و بر اساس شعاع وجودی شان همه به حقوق¬ مناسب شان برسند و همه در مسائل و تصمیمات سیاسی کشور سهیم باشند (از همه اقوام). اگر اینطور نباشد با تبعیض و استبداد و زورگویی صلحی محقق نمی¬شود.

در نتیجه شهید مزاری صلح عادلانه می¬خواست همانطور که فرمود: «ماطرفدار یک صلح و ثبات دائمی هستیم و این صلح و ثبات دائمی زمانی محقق میشود که عدالت برقرار شود ( عدالت نسبی بین همه اقوام برقرار شود). ما معتقد هستیم هر جنگی آخرش صلح است و جنگ هایی که چندین سال طول کشیده آخرش به صلح ختم شده است و به این دلیل ترجیح میدهیم برادران صلح را بپذیرند و یکدیگر را تحمل نمایند و با هم به تفاهم برسند(فریاد عدالت صفحه ۳۱۶)». یگانه چیزی که مردم افغانستان بعد از چندین سال جنگ و خونریزی به آن نیاز دارند صلح و آرامش است.

این خواسته شهید مزاری بود و هدفش هم در تحقق صلح این است که میفرماید: «هدف ما تشکیل یک حکومت اسلامی بصورت مردمی و فراگیر و مبتنی بر عدالت اجتماعی در افغانستان است، ما می¬خواهیم که ستمها چندین قرنها بر مردم افغانستان پایان یابد و جامعه ای باوجود آید که در آن از تبعیض و برتری گری و تفاخر و زیاده طلبی خبری نباشد و کلیه مردم افغانستان از هر قوم و نژاد و با هر رنگ و زبان، برادرانه و برابرانه زندگی کنند و حقوق  حقه تمامی ملیت¬های افغانستان تأمین گردیده و آن¬ها بتوانند متناسب با میزان حضورشان در تعیین سرنوشت سیاسی خود سهیم باشند».(فریاد عدالت، ص ۶۸).

این خواسته بنیادی و اصلی صلح آمیز و برادرانه و برابرانه شهید مزاری است که برگرفته از مکتب اسلام است.

صلحی که شهید مزاری می¬خواست یک صلح عادلانه بود و شهید مزاری در این راه صادقانه و با جان و دل تلاش کرد و در همین راه نیز به مقام والای شهادت رسید و محبوب القلوب شد «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودّا»(مریم، ۹۶). امروزه در هیچ گوشه از قاره¬های جهان نیست که چند خانه هزاره مهاجر باشد و پرچمی از شهید مزاری و صدای رسای عدالت خواهی او برافراشته نباشد! و این وعده قرآن کریم است که برخلاف خواسته دشمنانِ شهید مزاری او هرروز تجلی بیشتر می¬کند. امروز در افغانستان در قانون اساسی و در محافل سیاسی از زبان سیاستمداران کشور، شعارهای که داده می¬شود و گرهای که زده می¬شود همه برگرفته از اندیشه شهید مزاری (ره) است!

در نهایت با معذرت خواهی از روح بزرگ آبت الله مهدوی، رحلت ایشان را تسلیت عرض می¬کنم و نسبت به حادثه بامداد دیشب که در منطقه جبرئیل هرات حدود ۵۰-۶۰ نفر زخمی و چندین تن به شهادت رسیدند عرض تسلیت دارم. امیدواریم که دولت این راه¬های باطل و شکست خورده را کنار بگذارد و با مردم هزاره که تنها مردمی است که به دولت و عدالت و دموکراسی در افغانستان پایبند هستند به خوبی رفتار نماید و دیگر این اتفاقات تلخ تکرار نشود… والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.