شب چله یا یلدا شب، بلند ترین شب سال نیم کره شمالی زمین، به عنوان یکی از مناسبتهای تاریخی و فرهنگی دیرپای در فرهنگ و تمدن افغانستان، با وجود مشکلات و تنگناهای اقتصادی و ناامنی روحی وروانی، همچنان در افغانستان تجلیل می شود
شب یلدا یا چله شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ قوس، آخرین روز پاییز، تا طلوع آفتاب در اول ماه جدی، نخستین روز زمستان اطلاق میشود. در کشورهای فارسی زبان مثل: افغانستان، ایران و تاجیکستان امروزی از گذشته های دور تا به امروز مرسوم و با آیینهای خاصی برگزار میشود. و در این شب قصه ها طولانی، سفره ها رنگین، و عزم ها جزم اعمال نیک می باشد.
و در این شب است که چله نشینان، با آیینها ویژه، با قصه و فکاهی خاص، با شعر و مشاعره استثنایی، با تزیین سفره به یادماندنی به انار و هندوانه، با نخود و کشمش و آجیلهای زمستانی، شب ظلمانی را تا سپیده دمان بیدار می مانند تا شاهد غلبه صبح ثاقب بر ظلمت و تباهی باشد.
تجلیل کنندگان شب یلدا، این رسم و سنت دیرپای را از گذشتگان به ارث برده اند و بر تداوم و حفظ آن همچنان می کوشند.
شب یلدای امسال، هرچند متفاوت با شبهای یلدای سالهای گذشته، در شرایط دردناکی تجلیل می شود که خانواده ها، جای بسیاری از عزیزان شان را خالی می بینند. عزیزانی که یا مهاجر و آواره شده اند، و یا جانشان را در اثر بیماری کرونا، و یا دیگر بلایایی آسمانی و انسانی از دست داده اند.
شهروندان افغانستانی در شرایطی به استقبال شب یلدا رفتند که با مشکلات بی شمار وغیر قابل توصیف و تصور دست و پنجه نرم می کنند. سالی که عده ای زیادی کشور را ترک گفته و راه مهاجرت و آوارگی را در پیش گرفته اند. سالی که شیرازه اقتصاد و دارایی به کلی از هم گسیخته و فقر و ناداری از از آسمان و زمین سرازیر شده است. سالی که زنان، کودکان و سالخوردگان با سرما و سردی بدون داشتن سرپناه، بدون لباس و غذای مناسب شب را به صبح می رسانند. سالی که دروازه های علم و دانایی کم نور و بی فروغ و یا بعضا مسدودند.
افغانستانیها در این سال از یلدا و شب چله تجلیل کردند تا با صدای هرچند نحیف و بی رنگ بگویند: که ما هیچگاه گنجینه های بشری، میراثهای گرانبهای تاریخی و سنتی خویش را از یاد نمی بریم هرچند که مشکلات و تنگناها، کوه کوه بر ما فروریزند.
شب یلدا یا شب شعر و شب قصه
شب یلدا با شعر و شعرخوانی، و با بازخوانی قصه های طولانی گره خورده است.
کمتر یلدا نشینان یافت می شوند که با شعر و قصه روانش را معطر نسازند.
در مناطق مرکزی هزاره جات، شبهای زمستانی به خصوص شب یلدا با شعرهای حمله حیدری، در رشادتهای رزمی حیدر کرار پیوند خورده است، همانسان که شاهنامه خوانی نیز در گذشته رونق و رواج داشت.
شب یلدا در شعر شاعران معاصر نیز ظهور و بروز پیدا کرده است، چنانکه «محمدکاظم کاظمی» از شعرای معاصر افغانستان بـه شب یلدا اینگونه پرداخته اسـت:
یلدا رقیب اینهمه ی سختی شود مگر
سیبی که می خورید درختی شود مگر
مستوجب عطای بخیلان شوی شبی
منظور وعدههای وکیلان شوی شبی
من آمدم ترانه بیارم برایتان
آجیل و هندوانه بیارم برایتان
روزانتان همیشه بـه جوزا بدل شود
شبهایتان همیشه بـه یلدا بدل شود
آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل اسـت
سختی همیشه در صد و سی سال اول اسـت
دیگر کلید بخت بـه جیب تو می شود
هر شب خوراک برّه نصیب تو میشود
تا هندوانه پوست شود صبر کن عزیز!
آن پوست سهم توست شود، صبر کن عزیز!
شعر شب «دیجور» علامه شهید «سید اسماعیل بلخی» از پیشتازان عدالتخواهی و ضد تبعیض در دروان حکومت «ظاهر شاه»، از شعرهای شب یلدایی به حساب می آید که آن را در روز اول زمستان سال ۱۳۳۶ در زندان «دهمزنگ» کابل سرود،
شعری تحت عنوان «شب دیجور»
بس شگفت اسـت بـه ما حالت زندان امشب
کنج تنهائی و سرمای زمستان امشب
جرم عشق میهن و حق طلبی یک ز هزار
میدهم شرح بر ملت افغان امشب
اولا یک نظری کن بـه جهان و پس ازآن
نظری کن بـه جهانداری غولان امشب
جمله آزاد و ز انواع نعم برخوردار
هست یک ملت پس مانده هراسان امشب
نه حیاتی و نه علمی و نه آزادی رأی
مانده در فکرت پوشاک و غم نان امشب
کفن مرده ز کاه اسـت و ز خاشاک زمین
نیست بر زنده دگر چیز جز ارمان امشب
هیچ دانی که کجا گفتم و آن ملت کیست
آن که مرکز بودش کابل باستان امشب
منزلش دامن کوهسار و زمستانش سخت
آتشش نیست مگر آتش حرمان امشب
شدت فقر و زمستان خراب شب دی
وضع کابل شده وادی خموشان امشب
قصه کوتاه، بـه زندان نظری میانداز
تا که ایضاح کنم حال رفیقان امشب
هر که را لرزش ما بود خبر میگفتی
گوئیا زمین لرزه شد باز بـه سیغان امشب
حجرهها قفل، نه آتش، نه غذای کافی
نه چراغی که دهد نور بـه ایوان امشب
گر بودی فرصت فریاد و فغان، میرفتی
نالش و غرش ما تا سر کیوان امشب





ثبت دیدگاه