جمعه, ۳۰ ثور , ۱۴۰۱ Friday, 20 May , 2022 تعداد کل نوشته ها : 681×

besharat news

متن سخنرانی دکتر حیات الله رسولی به مناسبت بیست و هفتمین سالگرد شهادت شهید عدالت، احیاگر هویت هزاره، شهید بابه مزاری و یاران باوفایش، تحت عنوان«همایش افغانستان و حکومت اسلامی عادلانه در اندیشه شهید مزاری»
15 مارس 2022 - 10:43
شناسه : 4904
بازدید 56
1

اشاره: آنچه در پی می آید متن سخنرانی دکتر حیات الله رسولی است که به مناسبت بیست و هفتمین سالگرد شهادت شهید عدالت، احیاگر هویت هزاره، شهید بابه مزاری و یاران باوفایش، تحت عنوان«همایش افغانستان و حکومت اسلامی عادلانه در اندیشه شهید مزاری» ایراد شده بود. اوهمایش به همت مرکز فرهنگی بشارت و مجمع علمی […]

پ
پ

اشاره: آنچه در پی می آید متن سخنرانی دکتر حیات الله رسولی است که به مناسبت بیست و هفتمین سالگرد شهادت شهید عدالت، احیاگر هویت هزاره، شهید بابه مزاری و یاران باوفایش، تحت عنوان«همایش افغانستان و حکومت اسلامی عادلانه در اندیشه شهید مزاری» ایراد شده بود. اوهمایش به همت مرکز فرهنگی بشارت و مجمع علمی – فرهنگی بُشری، با همکاری مجمع جهانی اهلبیت(علیهم السلام) با حضور گسترده علما، اساتید در محل سالن کنفرانس مجمع جهانی اهل بیت(ع)  ۱۴۰۰/۱۲/۱۹ در قم برگزار شد.

متن سخنرانی

قال الله تبارک و تعالی  اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَيِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الكِتابَ وَالميزانَ لِيَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ ۖ وَأَنزَلنَا الحَديدَ فيهِ بَأسٌ شَديدٌ وَمَنافِعُ لِلنّاسِ. (سوره حدید، ایه ۲۵).

خدمت اساتید بزرگوارعلماء و حضار محترم و احیانا حضار محترم در فضای مجازی عرض احترام تقدیم می­کنم.

تشکر می کنم مجموعه سازمان محترم بزرگ مجمع جهانی اهل البیت(ع) مجموعه علمی فرهنگی بشارت، و بقیه دست اندرکاران این برنامه خوب، تقدیر می­کنم مدیریت خوبی برنامه، قاری و دوستان که دست اندرکار اداره برنامه هستند.

جای بس مسرت و خوشحالی است که در این جلسه علمی که در موضوع حکومت اسلامی در مورد افغانستان حضور دارید. متأسفانه باتوجه به بحران و این مسائل و مشکلاتی که در افغانستان است و اصلا ماهیت سیاست زدگی جهان امروز معمولا کمتر بحث­ها به صورت علمی به دور از دغدغه­ها و فشارها ملاحظات غیر ضروری زمان مطرح می­شود. این جلسه به حمد الله فرصت فراهم شده است که؛ بحث علمی در رابطه با بحث­های مربوط به حکومت و آنچه امروز نیاز و ضرورت جامعه افغانستان نسبت به حکومت؟؟ و حکومتهای که ما اسمش رو می­گذاریم فراگیر و مسائل که اینجا مطرح می­شود، جلسه خوب برگزار شده است.

این عنوان را که اتخاذ کردند یک عنوان خیلی عالی، به جا و دقیق است.

بعضی وقتاها معمولا تعارف مفاهیم وقتی درست صورت نمی­گیرد، در ابهام در وضیعتی که خوب مشخص نیست کیه؟ مشکلاتی ایجاد می­شود، معمولا آنهای که دچار خلط مفهومی می­شود در در تعاریف مفاهم هم برای خودشان مشخص نیست هم برای دیگران لذا بخشی از فتنه­های، فکری و اجتماعی و سیاسی جامعه از خلط مفاهیم ناشی می­شود.

حالا بحث حکومت اسلامی و حکومت فراگیر و حکومت ملی در افغانستان معمولا تا حالا تعریفی خوبی نشده است و این یکی از مشکلات ما است.

در این جلسه حکومت اسلامی را که فرمودند و استفاده کردیم از سرور ارجمند و بزرگوار بحث­های خوبی مطرح شد، حالا من خیلی گذرا بحث خودم را مطرف می­کنم.

ببینید ما حکومت اسلامی   وقتی می­گوییم دوتا مفهوم جدی داریم یکی حکومت و یکی اسلامی.

حالا حکومت روشن بحث اسلامی که می­گوییم،  منظور حکومت و حاکمیت که مربوط به اسلام باشد این یک.

حالا حاکمیت اسلامی وقتی می­گوییم در سه بخش جلوه می­کند این حکومت اسلامی.

یک وقت قانون اسلام ایدئولوژي اسلام، تفکر اسلامی حاکم باشد، سه تا نماد مشخص دارد:

یک. اینکه قانون این حکومت باید اسلامی باشد، به هر صورت حکومت بر مبنای قانون صورت می­گیرد، حکومت اسلامی یعنی قانون اسلامی حاکم بر حکومت باید از اسلام و متون دینی اتخاذ شده باشد.

در بحث قانون باز مفاهم ریزی دیگری مطرح است که اینجا فرصت نیست ما آن را  بیشتر بشکافیم، مثلا چه قانونی؟ آیا قانونی متخذ فقه مذاهب خاصی است؟ یا قانونی که متکی به کلیات تفکر دینی اسلام است؟

آن حکومت که قبل بود یا قوانین اساسی در گذشته مربوط به قبلی بود به کلیات اکتفا کرده بود، بحث مذاهب یک از چالشهای اساسی حکومت اسلامی است. این بماند. این بحث تخصصی است.

معمولا در جامعه­ای که پیروان مذاهب خاص در آنجا حاکم است حکومت اسلامی در قانون مفهوم مذهبی دارد با اتخاذ فقهی یک مذهب.

در افغانستان با توجه به اینکه مذهبی واحد حاکم و اکثریت مطلق ندارد، این رو من تأکید می­کنم مذهب واحد حاکم و اکثریت مطلق ندارد  نمی­توانیم ما بپذیریم که حکومت اسلامی قوانینش اتخاذ از شریعت اصولی فقهی خاص یک مذهب باشد. این یکی از ابهامات و یا یکی از خیانتهای که در تاریخ صورت گرفته است همین است که بحث اکثریت مذهبی را دامن زدند، اکثریت و اقلیت مذهبی درست کردند، این دروغ بوده و این غلط است. برای اینکه احصائیه درست صورت گرفته است، نه جمعیت درست حساب شده، اکثر بحث­های تکثر مذهب در افغانستان یک واقعیت غیر قابل انکار است. نه فقط در دوقالب مذهبی! اهل البیت و مذهب عامه بلکه در درون مذهب عامه. این بماند. عرض کردم این امر بحث مبنای در حکومت است. این رو بحث کنیم متأسفانه بحث نشده این. یک از موضوعات می­تواند این باشد.

وقتی که یک مذهب نیست پس قانون که ما در آنجا می­خواهیم مبنای حکومت قرار بدهیم باید بر اساس کلیات اسلام و تکثر مذهبی و فقهی باشد دقت بفرمایید! قوانین کلی ما بر مبنای حاکمیت کلیات اسلام ولی قوانین جزی فقهی باید بر اساس تکثر مذاهب باشد، من اینجا یک نکته­ای را عرض کنم، این بحث تخصصی  است، ببینید در قانون اساسی قبلی این احوالات  شخصیه که آمده بود احوالات شخصیه به معنای رسمیت حقوقی قانون شیعه در قانون اساسی نبود، احوالات شخصیه یعنی امور که مربوط خود شماست در تعامل با دیگران شما رسمی نیستید، این نکته. حالا آنها که شعارشان دادند و نان خشکشان را هم خوردند و …. قانون اساسی رو ببیند که احوالات شخصیه معیار تعامل و رسمیت مذهب در تعامل با دیگران نیست، زمانی شما با تعامل با دیگر رسمی هستید که در تعامل احوال عموم و شخصی شما با بقیه مذاهب شما آنجا تکثر را بپذیرید. این دو نکته عرض کردم این باید بحث بشود، اگر بنا است نظام جدیدی روی کار بیاید مشمول این بحث فقهی حتما باید بشود، همان زمان من مقاله­ای در جای نوشتم و گفتم این به معنای رسمیت مذهب شیعه در مقابل… لذا قانون اساسی را بخوانید آن بحث­های که هست ببینید چطور بود این بحث. این بماند.

در رابطه با نکته دوم این است که اول قانون باید اسلامی باشد.

دوم اینکه حاکم باید مسلمان باشد. وقتی ما می­گوییم که حاکم مسلمان باشد روشن است دیگه. اما ایا این حاکم مسلمان  پیروی چه مذهبی باشد؟ اینجا هم باید بحث بشود که هرگز تا حالا این بحث نشده است.

حاکم مسلمان چه کسی باشد؟ یا حاکمان مسلمان چه مسلمانی؟ پیروی کدام؟ آیا بازهم می­تواند همه حاکمان مانند حکومت اداره دوره­ای به اصطلاح دوره مجاهدین که شرط کرده بودند رئیس جمهور مطلق به یک مذهب باشد این غلط است. حالا در نظام­های دیگر این رو شرط کردند، اینجا هم حاکمان و حاکم حتما باید از مذاهب مختلف باشد. ببینید وقتی ما می­گوییم بحث عادلانه باید دقیق حرف رو در همه زوایا زد، مجمل بازی اینجا ابهام در مفاهم به هیچ عنوان قابل قبول نیست، پس حاکم باید مسلمان باشد، منتهی مسلمانی پیروی یک مذهب یا مذاهب مختلف؟ این باید بحث بشود حتما. معمولا در محافل تخصص بحث بشود، که چرا رئیس جمهور  و حاکم و حتی ریاست قوه قضائیه و ریاست مجلس پیروی یک مذهب باشد. این اشکال فقهی دارد حتی، به این عنوان که در هر مذهب حاکمیت و سلطه یک نفر به لحاظ معیارهای که یک مذهب دارد،  با یک مذهب دیگر حاکمیت غیر قابل قبول در فقه و در اصول مذهب فقه آن مکتب تلقی می­شود. این بماند.

ما می­گوییم پس لااقل عادل باشد حاکم منتهی مطابق با معیارهای کلیه دیدگاه عادلانه اسلام. یعنی حد اقل عدم فسق. یا عدم شهره به فسق. نه مثل آنهای که نماز خواندن بلد نیستند.

ببینید اینها بعد ازدایره حکومت عادلانه خارج می­کند، وفسق و فسقا و ظلم نزدیک می­کند بحث را. حالا اینکه معیارهای عدالت در فقه شیعه چیست؟ و در دیگر مذاهب چیست؟ این هم بحث مفصل و فقهی است که بعدا جایش باید مطرح بشود.

پس ما سه تا چیز داریم:

  1. قانون.
  2. حاکم یا حاکمان

سه ساختار حکومت باید اسلامی باشد، ما ساختارهای غیر اسلامی نمی­توانیم بپذیریم. در ساختار ما سه تا معیار را بحث می­کنیم بعدا بحث می­کنم. بحث تفکیک قوا می­آید، قوه مجریه، قوه قضائیه، قوه مقننه. که این که عرض کردم بحث­های تخصصی است. ما متأسفانه علمای ما این بحث­ها رابه صورت تخصص وارد نشدیم، جایش هست که وارد بشود و بعد هم تشکر می­کنم از مجمع جهانی اهل البیت و مؤسسه بشارت که زمینه همچین بحثی را مطرح کردند. این بحث حکومت اسلامی.

وقتی می­گوییم عادلانه ما قانون عادلانه اسلامی را باید تعریف کنیم؛ قانون عادلانه اسلامی چیست؟ مطابق با کدام مذهب قانون عادلانه است که در مذهب دیگر آن عادلانه حساب نمی­شود، وقتی ما بحث­ها را مطرح می­کنیم در بحث حکومت در هیچ کدام اینها طبق مذهب کوتاه نمی­آییم اینها باید دقیق بحث بشود.

و همچنان اگر آنجا اکتفا به کلیات می­کنیم، در امور جزئیات حتمای آنجا بحث فقهی­مان انجام بشود، در بحث حاکم هم همینطور، ما عدالت رو شرط می­دانیم، ولایت انسان غیر عالم وفاسق ولایت ظلمه است و اطاعتش حرام است وقیام علیه آن واجب است، طبق روایات فقه.

در ساختار هم همینطور، ما ساختار را باز می­کنیم:

ببینید، در بحث استاد زکی نکته­ای خوبی فرمودند، ایشان فرمودند ما چهارتا الگوی حکومتی داریم.

ما چهارتا الگوی حکومتی داریم در اسلام:

یک حکومت الگوی نبوی؛ حاکم نبی است، معیار مشروعیت نبی عصمت نبی است، یعنی ما مطئنیم که هیچ گونه معصیت، خطا و اشتباهی از او صورت نمی­گیرد، (ما ینطق عن الهوی) … بعد از اصل نبوت ما الگوی نظری نظام سیاسی امامت را داریم، که باز معیار حاکم امام است معیار عصمت است. نظریه امامت این است، به از نظریه امامت ما سومین معیار که داریم الگوی حکومت فقه عادل است. دقت بفرمایید! اگر فقه هم باشد اگر عادل نباشد، در نظریه سیاسی اسلام قابل پذیرش نیست، چرا؟ چون مبنایش آن روایت است ( من کان من الفقهاء) چه بسا خیلی فقه داریم. اما من الفقهاء کیه؟ … چهار بار گفته عدالت ولایت فقه فاسق ظالم به هیچ عنوان قابل نیست چون معیار در اسلام معیار فقه نیست، معیار عدالت است، عدالت در غیر معصوم جای خود عصمت امام و نبی را می­گیرد، پس معیار اصلی دینی حکومت دینی آن عدالت در فقه، عصمت در نبی و امام است.

الگوی چهارم: اگر جامعه­ای ما داریم که فقه عادل نداریم، فقهاء هست، ؟؟؟ ما نمی­توانیم حکومت فقیه عادل تشکیل بدهیم، در جامعه­ای که فقیه داریم و عادل نیست، و یا حتی فقیه عادل هم نداریم. طبق ایه قرآن (المؤمنون و المؤمنات…) طبق دیگاه ولایت مؤمنین در مکاسب هم بحث شده در جواهر هم من ولایت عدول مؤمنین، عدول ما در فرضیه نبود فقیه عادل و وجود فقیه فاسق ولایت منتقل می­شود به عدول مؤمنین، مؤمن باشد و عادل، البته مؤمن خودش در فقه شیعه تعریف خاص دارد که … این هم بماند.

ما در جامعه­ای مثل افغانستان، عدالت و ایمان به یک تعریف خاص می­کنیم، در قسمت ریاست حکومت از عدالت و ایمان فقهی کوتاه می­آییم، به انصاف اتکا می­کنیم. رئیس جمهور فقط کافیه مسلمان باشد اما منصف ولو طبق دیدگاه فقهی شیعه عادل فقهی نباشد، اشکال ندارد. این از این.

در رابطه با اینجا می­آییم روی ساختار خیلی خوب ما جامعه­ای داریم که حکومت اسلامی بر اساس کلیات اسلامی جامعه افغانستان یک جامعه متکثر است کلیاتش بر اساس اسلام این حکومت اسلامی است، جامعه­ای دوم در قسمت حاکم  ممکن است حاکم فقیه، عادل مؤمن طبق دیدگاه یک فقه نباشد، کافیه مسلمان باشد و منصف، این کافی است و تمام.؟

اما ساختار؛ از ساختار به هیچ عنوان نمی­شود، کوتاه آمد. اینجا بحث شهید مزاری مطرح می­شود.

ببینید عبارتی را اقای هادی هم خواندند. استاد زکی هم خواندند من تکرار نمی­کنم.

به حد دقیق حرف زده شهید مزاری، به حد دقیق بحث­های گروهی و سیاسی بگذاریم کنار. به لحاظ علمی کنید حرف به این دقت (ما خواهان حکومت اسلامی، مردمی، فراگیر و مبتنی بر عدالت اجتماعی در افغانستان هستیم) آیا کلمات زیادی دیگر دارد. من دیشب مطالعه می­کردم یک عبارت دقیق از ایشان خواندم، ایشان عبارت دقیق را دقت بفرمایید؛ دولت فراگیر را ما گرفتند طبق نظر خودشان معنا می­کنند، ما صاحب این تفکر هستیم و ادامه دهنده­ای وارث این تکفر هستیم و به هیچ عنوان نمی­گذاریم فراگیری فاشیستی معنا بشود، این عبارت اصلی فراگیر. شما قبل از این قبل از شهید مزاری از زبان یک نفر پیدا کنید که عبارت فراگیر گفته باشد حتی. یا عدالت را گفته باشد. وقتی ما می­گوییم فراگیر آن چهار قید دیگر هم حتما دارد، اسلامی، مردمی، فراگیر و مبتنی بر عدالت. این حرف اصلی است.

در افغانستان متمرکز، عرض کردم از قانون که بگذریم. از حاکم که بگذریم ساختار باید عادلانه باشد، ساختار عادلانه یعنی اینکه دقت بفرمایید:

ساختار عادلانه در جامعه­ای که در آنجا اقوام مختلف وجود دارد، مذاهب مختلف دارد، زبان­های مختلف وجود دارد، احزاب سیاسی وجود دارد، یکی از ابهامات و توطئه­ای تاریخی ظلمه سابق این بوده که در افغانستان یک قوم اکثریت است این غلط است هیچ قومی در افغانستان اکثریت نیست، مع الوصف بعضی از اقوام و نخبگان جاهل و مرعوب باز اقلیت و اکثریت می­کنند، خودشان را اقلیت درست می­کنند دیگران اکثریت این غلط است این از القائات شیطانی ظلمه گذشته است، که افغانستان ما اقلیت هستیم، قوم اقلیت غلط است، افغانستان کثیر الملیت است افغانستان کشور اقلیت­ها است. دروغ گفتند، چوپانهای دروغگو همیشه در تاریخ دروغ گفتند، اکثریت و اقلیت درست کردند.

نه اکثریت مذهبی وجود دارد، نه اکثریت قومی، حاکمان ظلمه ای که هیچ وقت بر اساس معیار دین و انصاف حکومت نکردند، اقوام زیاد است در افغانستان، تازه الان جلو سرشماری­ها را گرفتند، واقعا آنکه اکثریت می­گفتند اقلیت درست می­شد. ببینید، این طوری است. لذا ما اقوامی زیادی داریم در جامعه­ی که تکثر قومی داریم حکومت باید بر اساس اقوام به وجود بیاید، بر اساس زبانها، وقتی می­گوییم اقوام پس ساختار باید تفکیک بشود، یعنی چه؟ یعنی ساختار را ما نمی­توانیم بپذیریم که در کشور کثیر الملیت، کثیر الاقوام و کثیرزبان، کثیر المذهب شما می­توانید بگوید ساختار جوری باشد که همه قوا دست یک قوم باشد؟ یک مذهب؟ یک زبان؟ سرود ملی را هم همین کار را کردند، سرود ملی که نماد یک ملت است، ما نمی­توانیم آن را به یک زبان بپذیریم، به هیچ عنوان. این نظام ظلم است. شما به یک زبان سرود ملی را پخش کنید که من نمی­فهمم. احساس ندارم نسبت به آن.

یا باید بر اساس چند زبان باشد، هست در جهان داریم سرود ملی به سه زبان خوانده می­شود. نصف به یک زبان نصف به یک زبان یا اصلا زبان نباشد موزیکال باشد، همینطور خطور ملی، زبان ملی، زبان کتابی، زبان ملت نماد که ما برای مسائل کلی درست می­کنیم، عاتن چاپورما بیاییم رقص چاپور را  اهنگ ملی درست کنیم، ببینید نمادهای ملی ما نمی­توانند بپذیرند. عرض کردم آقایان علماء بزرگوار در مسائل ما باید دقت داشته باشیم.

لذا آخرین صحبت من؛ دقت بفرمایید ما وقتی می­گوییم، عدالت، عدالت را شهید مزاری گفته بعضی از بچه­ها می­گویند عدالت کلی است. نه عدالت کلی نیست خیلی دقیق معنا کرده شهید مزاری، گفته عدالت سه معیار دارد:

یک: احصائیه نفوس بشود. جمعیت دقیق حساب بشود، بر اساس تناسب جمعیت تقسیم قدرت بشود.

این کجایش مهم است؟

دو: وقتی ما سه قوه داریم، قوه مقننه، قوه مجریه، قوه قضائیه تقسیم می­شود.

چه لزوم دارد همه­ای قوا در اختیار یک قوم باشد، مسأله بعد ما جزئی­تر می­آوریم، که می­گوید پارلمان همه­اش باید رای باید بر اساس اکثریت ۵۰ بعلاوه یک باشد، این باز غلط است، اکثریت ۵۰ بعلاوه یک که سنت دموکراسی  غربی کفر و فسق است! اینجا هم تفکیک قوا بشود، تقسیم بر اساس قاعده انصاف، در پارلمان رای آرای که می­گیریم، در هیأت دولت وزرا باید تقسیم بشود، شهید مزاری می­گوید ما یک سوم جمعیت افغانستان هستیم، یک وزارت خانه­ها در ادارات دولتی تصریح می­کند که ادارات گذشته ظالمانه بوده این ادارات را قبول ندارد به هیچ عنوان در سفارت­خانه­ها، بعد آن ظلمه­ای فسقه ملعون گفت ما در افغانستان حکومت ائتلافی قبول نداریم، قبول نداریم یعنی چه؟ یعنی حکومت متمرکز باشد در اساس اختیارات یک نفر، این چه فرق می­کند این رئیس جمهور باشد یا پادشاه، فرمانده یک لشکر، به این نقطه می­رسند.

من عرایضم تمام. خوشحال این جلسه برگزار شد.

پیشنهاد می کنم به موسسه علمی فرهنگی بشارت و مجموعه اهل البیت این مسائل دقیق و جزئی فنی و علمی بحث بشود.

فراگیر معنایش این است که از خانواده خودت از دوستان از پسر کاکایت، .. فراگیر ما این را معنا نمی کنیم، وقتی می گوییم مردمی، یعنی مردمی، وقتی می گوییم فراگیر یعنی فراگیر فراگیر اقوام و مذاهب، فراگیر نه اینکه آن بنده خدای

فراگیر مشارکت در تصمیمی گیری، مشارکت عادلانه، حکومت فراگیر جزئی و جزئی، من خواهش می کنم، شاید این یک فرصت باشد، الان یک فرصتی شده، در محافل علمی بحث بشود، تطبیق بشود، ما چه میکنیم،

شهید مزاری حرفش این است: چون مردم افغانستان مسلمان، چون عدالت از مفاهم اصلی حکومت است، در گذشته نه حکومت اسلامی به وجود آمده چون عدالت نداشته. نه حکومت ملی به وجود آمده چون فراگیر نبوده است.

لذا حکومتهای مختلف از قوم، نژاد و زبان خاص و مذهب خاص نه اسلامی است، نه ملی و نه عادلانه است.

و السلام.

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن 1400-12-19-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-7-1-1024x716.jpg است

در مرحله دوم:

مذهبی کردن مسأله و خواست های اقوام که به صورت مذهبی مطرح می کنند پیرو چه مذهبی هستند، خواست­هاشان متقاضی بشود. آیا این مذهبی کردن درست هست یا نیست؟ قومی کنیم یا مذهبی؟

استفاده کردیم از اساتید ….

دو تا نکته را اقای دکتر عارفی فرمودند من عرض میکنم:

یکی اکثریت مذهبی ببینید ما شاید یکی از خصوصیات شهید مزاری این بود که ما این را تعقیب نکردیم، متأسفانه سؤال ایجاد کرده در بنیانهای مسلمات غلط جامعه افغانستان، خیلی نکته­ای مهمی است و متأسفانه، پی­گیری نشد و ما داریم یک قسمت زیاد ما این فرهنگ غلطی که بر اساس گذشته آمده است. اینها را تکرار می­کنیم که تفکر شهید مزاری ما نتوانستیم آن راه برویم، حتی ما تعامل هم درست نکردیم.

من سه تا نمونه می­گویم:

۱ . ما وقتی در کلمات شهید مزاری می­بینیم، هیچ حاکمی را در افغانستان شهید مزاری تأیید نمیکنند. هیچ حاکمی را در گذشته به هیچ عنوان در کلماتش ببینید در صحبت­هایش این و آن هم ندارد.

بعضی وقتا نخبه­های می­گویند فلانی آنطور بود و فلانی… فلان حاکم و فلان حاکم… من نمونه حقوقی می­گویم، دوستای حقوقی گوش کنند، در بحث کوچی­ها ما مثل می­زنیم به لحاظ فنی، فنی و حقوقی ما اگر بیاییم بگوییم که قانون یا بیاییم بگوییم که حکومتهای گذشته، یا بگوییم اسناد، ببینید اشکال در کجا ایجاد می­شود، شما اگر دنبال اسناد بگردید، در گذشته سند درست کردند برای تمام زمین­های ما، حتی سند بردگی را برای  پدر و مادر فرزندان یک قوم در تاریخ سند صادر کردند، دنبال سند می­گردید بفرماید!.

ببنید شهید مزاری می­دانست چه جور باید حرف بزند، بعضی وقتا ما اشکال ایجاد کرد در بنیانها ما به هیچ عنوان هیچ قانون و هیچ حاکمی قبل قبول نداریم، کل آن قانون و حکومت­ها از دم ظلمه بوده است، به لحاظ فقهی ما نمی­توانیم بپذیریم، شما الف را نپذیرید بگوید ب، ب نپذیر بگو دال، یک جایتان گیر می­کند، این یک

۲٫ در بحث  ما نمی­گوییم دوتا زبان، تکثر زبانی، در بحث مذاهب اقای دکتر عارفی فرمودند، شما فقط می­­گویید زبان پیروان اهل البیت و زبان پیروان غیر اهل البیت… اگر بحث مذاهب اسلامی پنج زبان و مذهب  است؟  ما این منظور ما است مهمترش این است که بنیانهای اکثریت استبداد مذهبی باید درهم بشکند، این دو نکته. من طرفدار این نیستم که شهید مزاری خوان حکومت فدرال بود، آنهای که این رو میگویند اینها جاهل است اینها نمی­فهمند. فدرالیسم یک پشنهاد بنیان شکن برای درهم شکستن مسلمات غلط تاریخی بود، این دو.

۳ . فئورالیسم یادتان باشد یک گروه سیاسی نیست، یک گروه اداری است، فئورالیسم الگوی اداری است، نه الگوی سیاسی. به لحاظ فنی، آنها حقوق اساسی خواندن و علوم سیاسی. فئورالیسم الگوی اداری است، الگوی سیاسی، شهید مزاری نظام سیاسی جدا نگفت، حالا این بحث فنی است.

در هم شکستن تفکر  استبدادی داشت، به حریف فهماند اگر نظام سیاسی عادلانه را قبول نکنی تا اینجا پیش میریم با تو تعارف هم نداریم با کسی این برای این بود. اما خودش نظام سیاسی متمرکز جمهوری را می­خواست با همان … که فرمودند، تقسیم قدرت

فئرالیسم در افغانستان به نفع  اقوام نیست به نفع ما هم نیست، دلایلش بماند. این سه.

نکته چهارم که شهید مزاری در بنیانها تشکیک می­کند، ببنید. که می­گوید در این کشور شما اکثریت هستید؟

این تردید در بیانها، در زبان، در نام کشور شما خوب دقت شهید مزاری این عبارتش هست.

(در این کشور اقوام مختلف وجود دارد، افغان است، تاجیک هست، ازبک است هزاره است). این اصطلاح یعنی چه؟ داره ناسیونالیسم ملی براساس قوم زیر سؤال می­برد، به صورت غیر مستقیم، به این می گوید تفکر عمیق. بحث مذاهب هم همینطور، حالا سؤالی که فرمودند من در یک دقیقه جواب میدم.

ببینید، ما وقتی می گوییم که این آیه که من خواندم ؛ ……..هدف انبیاء این است که مردم قیام کند برای عدالت مردم! ما طلقی ما از شهید مزاری یک طلقی   انفعالی و دفاعی نیست، بله کسی بر ما تجاوز کند حق ما را بگیره ما هیچ عنوان در مقابلش کوتاه نمی­اییم، چون در مقابل ظلم ما … مبنای ایه مقاومت و دفاع ما است.

اما ما طبق این ایه مأمور اقامه قسط در افغانستان هستیم، ما مأمور به اقامه قسط در افغانستان هستیم، ما برای تحقق نظام سیاسی عادلانه نه برای خود برای تمام مردم افغانستان طبق این ایه تلاش می­کنیم، این طلقی اصلی از شهید مزاری است.

در این جا ایا ما قضیه رو مذهبی کنیم؟ جدیدا مطرح می-شود که گپ از اقوام نزنید، اقوام بدبختی میاره، این فتنه است، کلکه. چرا ما حرف از اقوام نزنیم، شهید مزاری می­گوید که تو اسمت خود را می­بری، گپ میزنی گردنت را بلند می­گیری، منتهی وقتی هزاره رنگت سرخ می­شود فرق نمی­کند، شیعه باشه و سنی باشد.

چرا وقتی میگیم هزاره رنگ سرخ می­شود؟ توی شیعه وقتی من می­گویم هزاره رنگ گردنت سرخ می­شود و عصبانی می­شوی از همانقدر دوری که همان سنی گردن سرخ می­شود، این نکته اصلی عرایضم.

که می­گوید ما هم یکی هستیم؟ تو که از اسم من گردنت قرمز می­شود، از نام من رنج می­بری، همانقدر از من دوری که آن که در غیر مذهبم من پذیرفته و تو نپذیرفتی، این تفکر عمیق ماست که هزاره بودن دیگه نه جرم باشد نه ننگ.

بله مذهب چرا نباشد؟ دلیلش این است که مذهبی کردن قضیه افغانستان به فرقه گرایی و صوری سازی افغانستان کمک می­کند، توطئه­های منطقه ای در آن جریان پیدا می کند، به این دلیل است، نه به خاطر اکثر و اقلیت.

و نکته اخر اینکه ما اگر بخواهیم در شرایط جدید نظام سیاسی اینده را و جامعه افغانستان از نو شکل بدهیم، من نظر شخصیم این حالا بحث بشود. در به هیچ عنوان مردم هزاره ضررنکردیم، ما حتی در این تحولات هر میگذره ما رو به جلو می رویم، ما الان هم ضرر نکردیم، در گذشته هم ضرر نکرده بودیم از روز که شروع کردیم، از اول انقلاب ۱۳۵۷ رو به جلو آمدیم  الان هم رو به جلو هستیم، منتهی شرایط یک رقم افت و خیز داره که هرچه زمان می­گذره، گفتمان عدالت خواهیش بیشتر مسلط می­شود و مردم افغانستان، نخبگان و احزاب به واقعیت پی می­برند.تشکر.

همایش افغانستان و حکومت عادلانه اسلامی در اندیشه رهبر شهید استاد مزاری رحمت الله علیه

گزارش تصوهمایش حکومت اسلامی عادلانه در اندیشه رهبر شهید استاد مزاری رحمت الله علیه

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.